جریانات و نهادهای مذهبی جمهوری آذربایجان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌وحدت
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴۷: خط ۴۷:


سلفی‌ها علاوه بر اینکه با شیعیان مشکل عقیدتی جدی دارند، با پیوند دادن ایدئولوژی خود به جهاد جهانی اسلام، در جمهوری آذربایجان  هم مرتکب عملیات تروریستی شدند و هم در جذب جوانان آذری برای اعزام به افغانستان، عراق و چچن نقش جدی داشتند.
سلفی‌ها علاوه بر اینکه با شیعیان مشکل عقیدتی جدی دارند، با پیوند دادن ایدئولوژی خود به جهاد جهانی اسلام، در جمهوری آذربایجان  هم مرتکب عملیات تروریستی شدند و هم در جذب جوانان آذری برای اعزام به افغانستان، عراق و چچن نقش جدی داشتند.
== مسجد ابوبکر==
بعد از فروپاشي شوروي و پيدايش خلأ ايدئولوژيكي ، جمهوري آذربايجان مذهب را به آغوش خود كشيد و سنت هاي اسلامي را كه به مدت طولاني فراموش شده بود ، در خود مشاهده كرد؛ اما با روي كار آمدن حيدر علي اوف و محدوديت و ممنوعيت فعاليت مبلغان مذهبي ، پرسش هايي ايجاد شد كه تحت مبارزه با مبلغان مذهبي ، نقش اسلام و به ويژه شيعه در آينده اين جمهوري چيست ؟ آيا اسلام همچون دوره شوروي در حاشيه قرار خواهد گرفت يا خير؟
هزاران مبلغ از كشورهاي عربي و اسلامي به اين جمهوري استقلال يافته آمدند تا به اين مسلمانان كه از مذهب و آموزه هاي ديني شان به مدت طولاني فاصله داشتند، كمک نمايند تا با تعاليم اسلامي آشنا شوند و عامل به آنها باشند. سلفي ها يكي از گروه هاي افراطي اسلامي در ميان اين مبلغان بودند.
روزنامه نگاران، حكومت و روحانيت شيعي سعي كرده اند تا ذهن مردم را در خصوص افكار سلفي ها روشن نمايند و آنها را به عنوان افرادي منحرف از اسلام معرفي نمايند. بسياري از آذري ها به سلفي ها نگاهي موهن دارند و آنها را به عنوان وهابي يا افراد ريشدار سياه (Garasakkalilar) معرفي مي كنند.
به نظر مي رسد سلفي ها گروهي هستند كه با يک طرح و برنامه در داخل اين كشور حضور و فعاليت مي نمايند. انديشه هاي سلفي به طور چشمگير در ميان نسل جوان آذربايجان گسترش مي يابد. بر اساس گزارش ها، در باكو، پايتخت سكولار آذربايجان، تعداد سلفي ها پانزده هزار نفر برآورد شده است.
اولين مبلغان سلفي از قفقاز شمالي در اواسط دهه 1990 به آذربايجان آمدند؛ اكثر آنها از چچن و داغستان كه سلفي ها در آنجا نفوذ دارند، آمده اند. اسلام گرايان به منطقه علاقه مند هستند؛ زيرا مركز تاريخي اسلام كلاسيک در اين منطقه استراتژيک بوده است. آنها از اواخر دهه 1980 به اين منطقه وارد شدند. قفقاز جنوبي مركز اكثريت شيعه مي باشد ؛ در حالي كه قفقاز شمالي و عمدتاً داغستان مركز فعال سني هاست.
جريان هاي اسلامي در آسياي مركزي و قفقاز شباهت هاي مهمي نشان مي دهند، اما تفاوت هاي مهمي نيز با هم دارند. قفقاز شمالي مورد خاصي است؛ جايي است كه جنگ درچچن، مركز افراط گرايان رخ داده است. گروه ها و داوطلباني كه از مناطق خارج از آسياي مركزي و قفقاز آمده اند تا در مقاومت چچن شركت كنند، خود منجر به اسلام راديكال شده اند كه با گروه هاي درون منطقه متمايز مي باشند.
مردم منطقه شمال آذربايجان، سني مذهب هستند كه در واقع دروازه ورود سلفي ها به اين كشور محسوب مي شود.
دومين موج گسترش سلفي ها به آغاز سال 1998 كه مصادف جنگ دوم چچن ـ روسيه بوده است، باز مي گردد. در نتيجه ي جنگ‌، به واسطه محاصره ، چچني ها به گرجستان و آذربايجان پناه بردند. در سال 1999 -2000 بر اساس آمار هشت هزار پناهنده چچني كه مورد تعقيب بودند ، به آذربايجان آمدند.
در عين حال شاهديم مبلغان از كشورهاي عربي ـ وهابي / سلفي ، نفوذشان را در آذربايجان زياد كرده اند. تا سال 2003، 65 مسجد تحت كنترل سلفي ها بوده است و يا اينكه به تأسيس آنها اقدام كرده اند. يكي از بزرگ ترين مسجدهاي سلفي در اين كشور مسجد ابوبكر است. اين مسجد در سال 1997 توسط شاخه آذري «احياي اجتماع كويتي ميراث اسلامي»ساخته شد. اين مسجد يكي از موفق ترين مساجد در آذربايجان است. مساجد در جامعه آذربايجان نقش مهمي در جذب مسلمانان دارند؛ از اين رو دو مذهب شيعي و سني در رقابت با يكديگر سعي مي كنند اداره ي مساجد را به كنترل خود درآورده ، مردم را براي آمدن به مسجد تشويق نمايند. بر اساس آمار در حالي كه مساجد سني و شيعي در روزهاي جمعه قادرند سيصد نفر را تقريباً جذب كنند، مسجد ابوبكر پنج تا هفت هزار نفر را جذب مي كند. امام جماعت مسجد ابوبكر، قامت سليمانف (Gammaet Suleymanov) است كه تحصيل كرده ي دانشگاه اسلامي مدينه، يكي از مراكز مهم آموزشي سلفي گري است (همان ، ص2).
در اصل سه عامل مهم در گسترش سلفي گري در آذربايجان وجود دارد: اولاً اكثريت سلفي هاي بومي، سني هستند و از اقليت هاي قومي مي باشند؛ ثانياً دو قطبي شدن سريع جامعه و فقر فزاينده ي جامعه آذربايجان منجر به شيفتگي فراگير به نهادهاي سنتي شده است. سلفي ها از اين فقر و نارضايتي عميق استفاده كرده اند و اغلب فساد حكومت، انحطاط اخلاق و سنت ها و نيز رشد جرايم در كشور را نقد مي كنند؛ ثالثاً سلفي ها ويژگي هاي جهاني ايدئولوژيک شان را تبليغ مي كنند و اين واقعيت كه بنا بر فرض ، فراتر از همه ي سنت ها وفرقه هاي اسلامي مي باشند. سلفي گري در بين دو مذهب شيعي و سني در حال رشد سريع است.
حكومت آذربايجان نمي تواند سلفي گري و پيروانش را ناديده بگيرد.در اواسط 1990حکومت آذربايجان با سلفي ها مدارا مي كرد. از سال 2001-2003 با وضعيت تغيير سياست، حكومت شروع به دستگيري و محدود كردن فعاليت آنها نمود. يكي از دليل هاي اصلي اين تغيير سياست، رشد روز افزون مساجد آنها در آذربايجان است. دليل ديگر، حضور جماعت سلفي ها در انتخابات امام جماعت «Emir» مسجد مي باشد كه اين امر مستلزم تأييد آنها از جانب حكومت بود؛ اما مهم ترين دليل تغيير سياست، مخالفت سلفي ها با نوع رژيم و ساخت سياسي آذربايجان است. سلفي ها در تبليغات شان حكومت را در اكثر ناكامي ها، از شكست در قره باغ تا انحطاط اخلاقي جامعه، مقصر مي دانند. اين امر حاكي از كسب قدرت و نفوذ در اركان قدرت مي باشد؛ در واقع با آشكار شدن ماهيت آنان ـ كه كسب قدرت سياسي است ـ حكومت آذربايجان فعاليت آنها را محدود و يا در صورت لزوم منع مي كند.
سلفي ها از هنگامي كه در سياست ظاهر شدند، توجه آژانس هاي امنيتي و نخبگان سياسي را به خود جلب كردند. در اوايل بهار سال 2001 دادگاه دوازده آذري را به جرم شركت در جنگ چچن محكوم كرد. امام جماعت مسجد ابوبكر ، سليمانف به دادگاه احضار شد تا در اين مورد شهادت دهد. تمام مجاهدان از مسجد ابوبكر به طور مكرر در رفت و آمد بودند و براي جنگجويان چچني نيروهاي تازه جذب مي كردند و به خدمت مي گرفتند. مسئله ي ديگر درباره ي سازمان حزب التحرير پان اسلامي است كه اعضايش در مسجد ابوبكر حضور پررنگي دارند(همان ، ص2).
در مي سال 2002، معاون وزير امنيت ملي، بابايوف بيان مي كند:برخي از كشورهاي عربي در گسترش و نفوذ فعاليت وهابيت در آذربايجان نقش دارند. طبق نظر بابايوف، بيش از سيصد آذري در مراكز وهابي در داغستان آموزش ديده اند. معاون وزير امنيت، سه مرحله در فعاليت وهابي ها در آذربايجان مشخص كرده است :اولاً گسترش ادبيات وهابي و تهيه ي منابع مالي براي فعاليت هاي مذهبي و سياسي شان؛ ثانياً مرحله آموزش فعالان؛ ثالثاً مرحله بسيج نيروها براي اهداف سياسي و بي ثباتي دولت (همان ، ص3).
در پايان سال 2001 حاكمان آذري فعاليت هاي غير رسمي خود را عليه سلفي ها آغاز كردند. آنها براي گروه هاي سلفي چچني كه در آذربايجان پناهنده بودند، شرايط ناامن و غير قابل رضايتي ايجاد كردند. در نتيجه ي اينگونه كارهاي حكومتي آذربايجان بود كه اصلان مسخادوف، رهبر مقتول چچني، به چچني ها دستور داد آنجا را ترك نمايند؛ همچنين حكومت آذربايجان عليه سلفي هاي آذري سختگيري هاي شديد و محدوديت هاي بسياري اعمال كرد .در كوتاه مدت ، اكثر مساجد آنها بسته شد و فعاليت آنها محدود و كنترل شد (همان).
در واقع سلفي گري در آذربايجان براي حكومت، چالش هاي جديدي ايجاد كرد. تكثيرانديشه هاي سلفي در ميان اقليت هاي قومي و مذهبي ، نيروهاي گريز از مركز قدرتمندي به وجود آورد كه تهديدي براي امنيت ملي آذربايجان نيز محسوب مي شد. مخالفت با تبليغ سلفي ها، هم از جانب رهبران مذهبي شيعي و سني و هم از جانب حكومت است؛ در واقع سلفي گري انحرافي از دين به حساب مي آمد و با توجه به سابقه و قدمت مذاهب شيعي و سني، سلفي ها نتوانستند جايگاه مردمي به دست بياورند. سلفي ها با تخريب مكان هاي مذهبي شيعي ، احساس ناخوشايندي در مورد خود ايجاد كردند و اين مي توانست به درگيري ميان شيعيان و سنيان بومي آذربايجان منجر شود.
پی نوشت ها :
* استاديار دانشگاه تهران
** دانشجوي دكتري علوم سياسي
منبع:فصلنامه شيعه شناسي شماره 27
ادامه دارد...


مهم‌ترین عامل در تسریع و قدرتمند شدن گروه های سلفی در آذربایجان، نفوذ کشورهای عربی به حوزه دینی آذربایجان و حمایت از سلفی گری است. آن‌ها علاوه بر کادرسازی بین سنی مذهب‌ها، از نظر مالی هم سلفی‌ها را تقویت کردند؛ به گونه ای که در سال ۲۰۰۳، سلفی‌های آذربایجان ۶۵ مسجد در اختیار داشتند که مسلماً در سال ۲۰۱۱ بر این تعداد افزوده شده است.  
مهم‌ترین عامل در تسریع و قدرتمند شدن گروه های سلفی در آذربایجان، نفوذ کشورهای عربی به حوزه دینی آذربایجان و حمایت از سلفی گری است. آن‌ها علاوه بر کادرسازی بین سنی مذهب‌ها، از نظر مالی هم سلفی‌ها را تقویت کردند؛ به گونه ای که در سال ۲۰۰۳، سلفی‌های آذربایجان ۶۵ مسجد در اختیار داشتند که مسلماً در سال ۲۰۱۱ بر این تعداد افزوده شده است.  

نسخهٔ ‏۲۰ ژانویهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۱:۰۲

در برآورد کارشناسانه از فضای عمومی جریان‌های اسلام گرا در جامعه آذربایجان سه طیف بین مسلمانان این جمهوری دیده می‌شود. طیفی از آن‌ها نتیجۀ سیاست یکسان سازی دوران حاکمیت روس‌ها، به دین بی اعتنا هستند.(حدود ۲۰ درصد) طیف بزرگی از آن‌ها دین اسلام را به عنوان مهم‌ترین عنصر هویتی خود پذیرفته‌اند و سعی دارند جلوه‌هایی از آیین‌های اسلامی را در مناسبات اجتماعی و فرهنگی خود به نمایش بگذارند. این طیف، اسلام را در چارچوب مسائل اجتماعی ـ فرهنگی می‌پذیرند و علاقه ای به سیاسی شدن نشان نمی‌دهند.(حدود ۶۵ درصد). طیف سوم از مسلمانان مایل به سیاسی کردن هویت اسلامی خویش اند و از اوایل استقلال، بخشی از آن‌ها کنش سیاسی خود را به سیاسی کردن اعتقادات اسلامی معطوف کرده‌اند.(حدود ۱۵ ـ ۱۰ درصد پتانسیل گرایش سوم است).

جریانهای اسلام گرای شیعی

حزب اسلام

این حزب در سال ۱۹۹۲ مجوز فعالیت گرفت،اما دولت در سال ۱۹۹۶ مجوز آن را لغو کرد. با اینکه حزب اسلام اجازه قانونی برای فعالیت‌های انتخاباتی ندارد، همواره در عرصه عمومی جامعه فعال بوده است.

حزب اسلام به عنوان کانون اسلام گرایی سیاسی در آذربایجان، فعال است. منابع غربی اعضای آن را در سال ۲۰۰۵ بیش از هفتاد هزار نفر برآورد کردند. آن‌ها بستر اجتماعی این حزب را توده عام مردم می‌دانند و نخبگان جامعه بین آن‌ها جای چندانی ندارند.

از طرفی، ده‌ها نهاد مدنی اسلام گرا به صورت شبکه ای، بخشی از اهداف آن حزب را دنبال می‌کنند. اولین رهبر حزب اسلام دکتر محسن صمداف (دانش آموختۀ ایران) بود. جغرافیای فعالیت حزب بیشتر در شهرستان نارداران ( ۲۵ کیلومتری شهر باکو) و بخش‌هایی از مناطق جنوب جمهوری آذربایجان است.

از شخصیت‌های مؤثر و نسل جدید نخبگان اسلام گرا، حاج ایلقار ابراهیم اوغلو (تحصیل کرده فلسفه اسلامی در حوزه علمیه قم) است که رئیس نهاد مدنی با عنوان «آزادی وجدان و ارزش‌های دینی» است. وی به علت فعالیت و مطالعه درباره حقوق بشر و عضویت در نهادهای حقوق بشر غرب شخصیتی شناخته شده برای نهادهای بین‌المللی و غربی است.

کار ویژه حزب اسلام و سایر جریان‌های اسلام گرای شیعی در سال‌های اخیر، تبلیغ اندیشه های اسلامی، توسعه مساجد، سازماندهی هیأت های مذهبی در کشور، برگزاری راهپیمایی روز قدس، برگزاری عزاداری‌های مربوط به محرم و صفر، برگزاری کنفرانس در مورد مسائل جهان اسلام به خصوص در مورد فلسطین، مخالفت با توسعه روابط رژیم صهیونیستی با جمهوری آذربایجان، مقابله با جریان‌های ضد شیعی، حمایت از مواضع منطقه ای و بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران، مخالفت با حضور ناتو و کشورهای بیگانه در آذربایجان، انتقاد از سیاست‌ها و برنامه های ضد دینی حاکمیت و … بوده است.

مرکز دفاع از آزادی اعتقادات، به رهبری ایلقار ابراهیم اوغلو

حزب «اتحاد» به رهبری حاج خودات خودی اف

حزب «دموکراتیک اسلامی» به رهبری طاهر عباس اف

حزب «فضیلت» به رهبری حاج گوندوز حاجی اف

حزب «سبز» به رهبری مائیس گل علی اف

اتحادیه اجتماعی «دیرلر» به رهبری آبگل سلیمان اف

اتحادیه اجتماعی «بیرلیک» به رهبری نامیک بابا خانان

بین احزاب و نهادهای یاد شده، مرکز دفاع از آزادی اعتقادات، جایگاهی ویژه دارد. به علت اندیشه های حاجی ایلقار ابراهیم اوغلو، این نهاد به جریان مهم اسلام گرایی شیعه در آذربایجان تبدیل شده است.

ابراهیم اوغلو پس از هشت سال طلبگی و تحصیل در ایران، به جمهوری آذربایجان بازگشت و امام جماعت مسجد جمعه در بخش قدیمی باکو شد. طولی نکشید که نطق‌های مهیج و شعارهای ضد دولتی ابراهیم اوغلو هواداران چشمگیری یافت. جالب اینجاست که ابراهیم اوغلو مدتی در لهستان اقامت داشته و در آنجا «حقوق بشر و دموکراسی» خوانده است. تفاوت ابراهیم اوغلو با سایر روحانیون این است که وی تعالیم اسلام را با شعارهای دموکراتیک نوین ترکیب کرده است. این خصیصه به او اجازه می‌دهد جوانان سکولار آذربایجان را جذب کند.

البته ابراهیم اوغلو در زمان تحصیل در رشته علوم دینی و فلسفه اسلامی در ایران، از اندیشه های معتدل آیت الله مرتضی مطهری تأثیر پذیرفته است. دوستان ابراهیم اوغلو در پی سازگاری سنت‌های مذهب شیعه با شرایط روز و پیوند فعال با نهادهای حقوق بشر در سطح بین‌المللی هستند.

در شرایط حاضر ابراهیم اوغلو و جریان اسلامی منتسب به او در حوزه فکری و اندیشه ای جامعه آذربایجان، در مقایسه با سایر جریان‌های اسلام گرا، بیشترین نفوذ را دارند. حتی برخی محققان غربی وی را مقتدی صدر آذربایجان می‌دانند. برخی هم وی را «امام خمینی» (ره) آینده آذربایجان می‌خوانند.

علاوه بر جریان یاد شده، مراکز و مؤسساتی مانند مرکز پژوهش‌های دینی که در سال ۱۹۹۹ تأسیس شد، در پی احیای معارف اسلامی و ارزش‌های شیعی در آذربایجان هستند.

جریان‌های سنی (وهابی ـ سلفی)

رادیکالیسم اسلامی در قالب سلفی ـ وهابی اندیشه ای بومی در جمهوری آذربایجان نیست، بلکه این تفکر استقلال از خارج مرزهای این کشور وارد شده است. امروزه حدود ۱۵۰۰۰ ـ ۷۰۰۰ سلفی در باکو و شهرهای شمالی (سنی نشین) آذربایجان، به خصوص در نواحی مرزی داغستان و چچن زندگی می‌کنند.

در شهرهای باکو، خاچمار و سایر شهرک‌های شمال آذربایجان تعداد کسانی که به سلفی گری ایمان آورده‌اند، قابل توجه است و به راحتی می‌توان سلفی‌های این منطقه را از تنبان کوتاه (شلوار کوتاه) و ریش‌های بلندشان تشخیص داد.

سلفی‌ها علاوه بر اینکه با شیعیان مشکل عقیدتی جدی دارند، با پیوند دادن ایدئولوژی خود به جهاد جهانی اسلام، در جمهوری آذربایجان هم مرتکب عملیات تروریستی شدند و هم در جذب جوانان آذری برای اعزام به افغانستان، عراق و چچن نقش جدی داشتند.

مسجد ابوبکر

بعد از فروپاشي شوروي و پيدايش خلأ ايدئولوژيكي ، جمهوري آذربايجان مذهب را به آغوش خود كشيد و سنت هاي اسلامي را كه به مدت طولاني فراموش شده بود ، در خود مشاهده كرد؛ اما با روي كار آمدن حيدر علي اوف و محدوديت و ممنوعيت فعاليت مبلغان مذهبي ، پرسش هايي ايجاد شد كه تحت مبارزه با مبلغان مذهبي ، نقش اسلام و به ويژه شيعه در آينده اين جمهوري چيست ؟ آيا اسلام همچون دوره شوروي در حاشيه قرار خواهد گرفت يا خير؟

هزاران مبلغ از كشورهاي عربي و اسلامي به اين جمهوري استقلال يافته آمدند تا به اين مسلمانان كه از مذهب و آموزه هاي ديني شان به مدت طولاني فاصله داشتند، كمک نمايند تا با تعاليم اسلامي آشنا شوند و عامل به آنها باشند. سلفي ها يكي از گروه هاي افراطي اسلامي در ميان اين مبلغان بودند.

روزنامه نگاران، حكومت و روحانيت شيعي سعي كرده اند تا ذهن مردم را در خصوص افكار سلفي ها روشن نمايند و آنها را به عنوان افرادي منحرف از اسلام معرفي نمايند. بسياري از آذري ها به سلفي ها نگاهي موهن دارند و آنها را به عنوان وهابي يا افراد ريشدار سياه (Garasakkalilar) معرفي مي كنند. 

به نظر مي رسد سلفي ها گروهي هستند كه با يک طرح و برنامه در داخل اين كشور حضور و فعاليت مي نمايند. انديشه هاي سلفي به طور چشمگير در ميان نسل جوان آذربايجان گسترش مي يابد. بر اساس گزارش ها، در باكو، پايتخت سكولار آذربايجان، تعداد سلفي ها پانزده هزار نفر برآورد شده است.

اولين مبلغان سلفي از قفقاز شمالي در اواسط دهه 1990 به آذربايجان آمدند؛ اكثر آنها از چچن و داغستان كه سلفي ها در آنجا نفوذ دارند، آمده اند. اسلام گرايان به منطقه علاقه مند هستند؛ زيرا مركز تاريخي اسلام كلاسيک در اين منطقه استراتژيک بوده است. آنها از اواخر دهه 1980 به اين منطقه وارد شدند. قفقاز جنوبي مركز اكثريت شيعه مي باشد ؛ در حالي كه قفقاز شمالي و عمدتاً داغستان مركز فعال سني هاست.

جريان هاي اسلامي در آسياي مركزي و قفقاز شباهت هاي مهمي نشان مي دهند، اما تفاوت هاي مهمي نيز با هم دارند. قفقاز شمالي مورد خاصي است؛ جايي است كه جنگ درچچن، مركز افراط گرايان رخ داده است. گروه ها و داوطلباني كه از مناطق خارج از آسياي مركزي و قفقاز آمده اند تا در مقاومت چچن شركت كنند، خود منجر به اسلام راديكال شده اند كه با گروه هاي درون منطقه متمايز مي باشند.

مردم منطقه شمال آذربايجان، سني مذهب هستند كه در واقع دروازه ورود سلفي ها به اين كشور محسوب مي شود. دومين موج گسترش سلفي ها به آغاز سال 1998 كه مصادف جنگ دوم چچن ـ روسيه بوده است، باز مي گردد. در نتيجه ي جنگ‌، به واسطه محاصره ، چچني ها به گرجستان و آذربايجان پناه بردند. در سال 1999 -2000 بر اساس آمار هشت هزار پناهنده چچني كه مورد تعقيب بودند ، به آذربايجان آمدند. در عين حال شاهديم مبلغان از كشورهاي عربي ـ وهابي / سلفي ، نفوذشان را در آذربايجان زياد كرده اند. تا سال 2003، 65 مسجد تحت كنترل سلفي ها بوده است و يا اينكه به تأسيس آنها اقدام كرده اند. يكي از بزرگ ترين مسجدهاي سلفي در اين كشور مسجد ابوبكر است. اين مسجد در سال 1997 توسط شاخه آذري «احياي اجتماع كويتي ميراث اسلامي»ساخته شد. اين مسجد يكي از موفق ترين مساجد در آذربايجان است. مساجد در جامعه آذربايجان نقش مهمي در جذب مسلمانان دارند؛ از اين رو دو مذهب شيعي و سني در رقابت با يكديگر سعي مي كنند اداره ي مساجد را به كنترل خود درآورده ، مردم را براي آمدن به مسجد تشويق نمايند. بر اساس آمار در حالي كه مساجد سني و شيعي در روزهاي جمعه قادرند سيصد نفر را تقريباً جذب كنند، مسجد ابوبكر پنج تا هفت هزار نفر را جذب مي كند. امام جماعت مسجد ابوبكر، قامت سليمانف (Gammaet Suleymanov) است كه تحصيل كرده ي دانشگاه اسلامي مدينه، يكي از مراكز مهم آموزشي سلفي گري است (همان ، ص2). در اصل سه عامل مهم در گسترش سلفي گري در آذربايجان وجود دارد: اولاً اكثريت سلفي هاي بومي، سني هستند و از اقليت هاي قومي مي باشند؛ ثانياً دو قطبي شدن سريع جامعه و فقر فزاينده ي جامعه آذربايجان منجر به شيفتگي فراگير به نهادهاي سنتي شده است. سلفي ها از اين فقر و نارضايتي عميق استفاده كرده اند و اغلب فساد حكومت، انحطاط اخلاق و سنت ها و نيز رشد جرايم در كشور را نقد مي كنند؛ ثالثاً سلفي ها ويژگي هاي جهاني ايدئولوژيک شان را تبليغ مي كنند و اين واقعيت كه بنا بر فرض ، فراتر از همه ي سنت ها وفرقه هاي اسلامي مي باشند. سلفي گري در بين دو مذهب شيعي و سني در حال رشد سريع است. حكومت آذربايجان نمي تواند سلفي گري و پيروانش را ناديده بگيرد.در اواسط 1990حکومت آذربايجان با سلفي ها مدارا مي كرد. از سال 2001-2003 با وضعيت تغيير سياست، حكومت شروع به دستگيري و محدود كردن فعاليت آنها نمود. يكي از دليل هاي اصلي اين تغيير سياست، رشد روز افزون مساجد آنها در آذربايجان است. دليل ديگر، حضور جماعت سلفي ها در انتخابات امام جماعت «Emir» مسجد مي باشد كه اين امر مستلزم تأييد آنها از جانب حكومت بود؛ اما مهم ترين دليل تغيير سياست، مخالفت سلفي ها با نوع رژيم و ساخت سياسي آذربايجان است. سلفي ها در تبليغات شان حكومت را در اكثر ناكامي ها، از شكست در قره باغ تا انحطاط اخلاقي جامعه، مقصر مي دانند. اين امر حاكي از كسب قدرت و نفوذ در اركان قدرت مي باشد؛ در واقع با آشكار شدن ماهيت آنان ـ كه كسب قدرت سياسي است ـ حكومت آذربايجان فعاليت آنها را محدود و يا در صورت لزوم منع مي كند. سلفي ها از هنگامي كه در سياست ظاهر شدند، توجه آژانس هاي امنيتي و نخبگان سياسي را به خود جلب كردند. در اوايل بهار سال 2001 دادگاه دوازده آذري را به جرم شركت در جنگ چچن محكوم كرد. امام جماعت مسجد ابوبكر ، سليمانف به دادگاه احضار شد تا در اين مورد شهادت دهد. تمام مجاهدان از مسجد ابوبكر به طور مكرر در رفت و آمد بودند و براي جنگجويان چچني نيروهاي تازه جذب مي كردند و به خدمت مي گرفتند. مسئله ي ديگر درباره ي سازمان حزب التحرير پان اسلامي است كه اعضايش در مسجد ابوبكر حضور پررنگي دارند(همان ، ص2). در مي سال 2002، معاون وزير امنيت ملي، بابايوف بيان مي كند:برخي از كشورهاي عربي در گسترش و نفوذ فعاليت وهابيت در آذربايجان نقش دارند. طبق نظر بابايوف، بيش از سيصد آذري در مراكز وهابي در داغستان آموزش ديده اند. معاون وزير امنيت، سه مرحله در فعاليت وهابي ها در آذربايجان مشخص كرده است :اولاً گسترش ادبيات وهابي و تهيه ي منابع مالي براي فعاليت هاي مذهبي و سياسي شان؛ ثانياً مرحله آموزش فعالان؛ ثالثاً مرحله بسيج نيروها براي اهداف سياسي و بي ثباتي دولت (همان ، ص3). در پايان سال 2001 حاكمان آذري فعاليت هاي غير رسمي خود را عليه سلفي ها آغاز كردند. آنها براي گروه هاي سلفي چچني كه در آذربايجان پناهنده بودند، شرايط ناامن و غير قابل رضايتي ايجاد كردند. در نتيجه ي اينگونه كارهاي حكومتي آذربايجان بود كه اصلان مسخادوف، رهبر مقتول چچني، به چچني ها دستور داد آنجا را ترك نمايند؛ همچنين حكومت آذربايجان عليه سلفي هاي آذري سختگيري هاي شديد و محدوديت هاي بسياري اعمال كرد .در كوتاه مدت ، اكثر مساجد آنها بسته شد و فعاليت آنها محدود و كنترل شد (همان). در واقع سلفي گري در آذربايجان براي حكومت، چالش هاي جديدي ايجاد كرد. تكثيرانديشه هاي سلفي در ميان اقليت هاي قومي و مذهبي ، نيروهاي گريز از مركز قدرتمندي به وجود آورد كه تهديدي براي امنيت ملي آذربايجان نيز محسوب مي شد. مخالفت با تبليغ سلفي ها، هم از جانب رهبران مذهبي شيعي و سني و هم از جانب حكومت است؛ در واقع سلفي گري انحرافي از دين به حساب مي آمد و با توجه به سابقه و قدمت مذاهب شيعي و سني، سلفي ها نتوانستند جايگاه مردمي به دست بياورند. سلفي ها با تخريب مكان هاي مذهبي شيعي ، احساس ناخوشايندي در مورد خود ايجاد كردند و اين مي توانست به درگيري ميان شيعيان و سنيان بومي آذربايجان منجر شود.

پی نوشت ها :


  • استاديار دانشگاه تهران
    • دانشجوي دكتري علوم سياسي

منبع:فصلنامه شيعه شناسي شماره 27 ادامه دارد...


مهم‌ترین عامل در تسریع و قدرتمند شدن گروه های سلفی در آذربایجان، نفوذ کشورهای عربی به حوزه دینی آذربایجان و حمایت از سلفی گری است. آن‌ها علاوه بر کادرسازی بین سنی مذهب‌ها، از نظر مالی هم سلفی‌ها را تقویت کردند؛ به گونه ای که در سال ۲۰۰۳، سلفی‌های آذربایجان ۶۵ مسجد در اختیار داشتند که مسلماً در سال ۲۰۱۱ بر این تعداد افزوده شده است.

یکی از مساجد بزرگ سلفی در این کشور مسجد ابوبکر است که در سال ۱۹۹۷ توسط شاخه آذری «احیای اجتماع کویتی میراث اسلامی» ساخته شد. این مسجد یکی از مساجد موفق در آذربایجان است که در نمازهای جمعه بیش از پنج هزار نفر حضور به هم می‌رسانند. امام جماعت این مسجد آقای قامت سلیمان اف، تحصیل کرده دانشگاه اسلامی مدینه (عربستان)، یکی از مراکز مهم آموزش سلفی گری است.

مسجد ابوبکر و شخص قامت سلیمان اف که از طرف عربستان و سایر کشورهای عربی حمایت می‌شوند، در رقابت جدی با جریان‌های اسلامی شیعه، به خصوص مسجد جمعه و شخص ایلقار ابراهیم هستند.


نهادهای مذهبی دولتی

اداره روحانیت مسلمان قفقاز

این نهاداز سال ۱۹۸۰ در باکو به رهبری شیخ الاسلام الله شکور پاشازاده اداره می‌شود، قدیمی‌ترین نهاد دینی آذربایجان و منطقه محسوب می‌شود. فلسفه وجودی این اداره که در دوره تزارهای روس بنای اصلی آن نهاده شد، کنترل گرایش‌های دینی مسلمانان و دولتی کردن دین اسلام توسط روس‌ها بود و در دوره اتحاد جماهیر شوروی نیز به رغم ماهیت الحادی و اته ئیستی نظام کمونیستی، این اداره پابرجا بود.

مقامات دینی و مسئولان اداره روحانیت با وجود همکاری و هماهنگی مداوم با حکومت در مواقعی که کنترل‌های دولتی کم شده است، رفتارهایی مستقل و مبتنی بر احیا گری دینی از خود بروز داده‌اند. این رویکرد چه در دوران قبل از استقلال آذربایجان چه بعد از آن به چشم می‌خورد. البته روی هم رفته اداره روحانیت بیشتر در راستای منافع دولت حرکت می‌کند و با جریان‌های سیاسی شیعه، چندان رابطه خوبی ندارد و آن‌ها را به سوء استفاده از اعتقادات دینی مردم متهم می‌کند. به همین علت، مشروعیت و مقبولیت این نهاد دینی دولتی به مراتب پایین آمده است.

کمیته دولتی امور تشکل‌های دینی

دولت آذربایجان در سال ۲۰۰۱ مؤسسه ای سکولار به نام «کمیته دولتی رسیدگی به سازمان‌های دینی» را با هدف تعقیب و تنظیم مؤثر تر فعالیت‌های دینی در آذربایجان تأسیس کرد. وظیفه سازمان، ثبت رسمی و نظارت بر تشکیلات دینی (مانند مساجد و کلیساها)، گروه های دینی و سازمان‌های دینی غیر دولتی فعالیت‌های آن‌ها در آذربایجان است.

این کمیته در ابتدای کار به فاصله اندکی، حدود ۲۰۰۰ مسجد، کلیسا و مؤسسه سازمان دینی را ثبت کرد. هم چنین ابتدای سال ۲۰۰۶ نزدیک به ۳۴۱ سازمان دینی به وسیله کمیته مذکور ثبت شد که ۲۹ گروه از آن‌ها گرایش غیر اسلامی داشتند. کمیته دولتی رسیدگی به امور مؤسسات و سازمان‌های دینی در زمینه کنترل چاپ و نشر متون دینی و تعقیب ورود و توزیع متون دینی اختیاراتی گسترده دارد

وزارت امنیت ملی

این وزارتخانه نظارت مساجد، سازمان‌های دینی و خانه های تیمی گروه های اسلامی زیر زمینی را بر عهده دارد.

[۱]