ابوالعباس سیاری: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌وحدت
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'ك' به 'ک')
خط ۲۵: خط ۲۵:
==نظر أبو عبد الرحمن السلمی درباره ابوالعباس سیاری==
==نظر أبو عبد الرحمن السلمی درباره ابوالعباس سیاری==


"او اولین فردی بود که در شهر خود در مورد حقایق احوال صحبت می کرد و در زمان خوداز بهترین مشایخ در گفتار بود<ref>طبقات الصوفية، أبو عبد الرحمن السلمي، ص330-335، دار الكتب العلمية، ط2003</ref>."
"او اولین فردی بود که در شهر خود در مورد حقایق احوال صحبت می کرد و در زمان خوداز بهترین مشایخ در گفتار بود<ref>طبقات الصوفية، أبو عبد الرحمن السلمي، ص330-335، دار الکتب العلمية، ط2003</ref>."


==نظر ذهبی درباره ابوالعباس سیاری==
==نظر ذهبی درباره ابوالعباس سیاری==
خط ۳۷: خط ۳۷:
=شاگردان=
=شاگردان=


عَبْدُ الوَاحِدِ بنُ عَلِیٍّ ‌ <ref>انصاری هروی، خواجه عبدالله، ج۱، ص۳۰۳ ـ ۳۰۴، طبقات الصوفیه، به کوشش عبدالحی حبیبی و حسین آهی، تهران، ۱۳۶۲ ش</ref>وَأَبُو عَبْدِ اللهِ الحَاكِمُ و دیگرانی از این دست از او نقل روایت کرده اند.  
عَبْدُ الوَاحِدِ بنُ عَلِیٍّ ‌ <ref>انصاری هروی، خواجه عبدالله، ج۱، ص۳۰۳ ـ ۳۰۴، طبقات الصوفیه، به کوشش عبدالحی حبیبی و حسین آهی، تهران، ۱۳۶۲ ش</ref>وَأَبُو عَبْدِ اللهِ الحَاکِمُ و دیگرانی از این دست از او نقل روایت کرده اند.  


=وفات=
=وفات=

نسخهٔ ‏۲ اکتبر ۲۰۲۱، ساعت ۱۷:۳۷

نام قاسم بن قاسم بن مهدی ابن بنت احمد بن سیار
نام‎های دیگر ابوالعباس سیاری
درگذشت 342ق
مذهب صوفی اهل تسنن

ابوالعباس سیاری که اسم او را قاسم بن قاسم بن مهدی ابن بنت احمد بن سیار گفته اند. از علمای برجسته اهل سنت و تصوف در قرن چهارم هجری است.

زندگی

او از اهالی شهر مرو یکی از شهرهای ترکمنستان بود. او فقیه و عالمی بود که احادیث زیادی نوشته و از او نقل شده است.

نظرات بزرگان درباره ابوالعباس سیاری

نظر أبو عبد الرحمن السلمی درباره ابوالعباس سیاری

"او اولین فردی بود که در شهر خود در مورد حقایق احوال صحبت می کرد و در زمان خوداز بهترین مشایخ در گفتار بود[۱]."

نظر ذهبی درباره ابوالعباس سیاری

او را "امام ، محدث و زاهد" معرفی می کند[۲].

مشایخ

او از ابوبکر محمد بن موسی الفرغانی واسطی را همراهی کرد و در علوم تصوف از او استفاده کرد[۳]؛همانطور که از أَبَی المُوَجَّهِ، وَأَحْمَدَ بنَ عَبَّاد بهره برده بود.

شاگردان

عَبْدُ الوَاحِدِ بنُ عَلِیٍّ ‌ [۴]وَأَبُو عَبْدِ اللهِ الحَاکِمُ و دیگرانی از این دست از او نقل روایت کرده اند.

وفات

او در سال 342 هجری قمری جان به جان آفرین تسلیم گفت[۵].

گفتارها

خطر به دنبال شخص نبی و پیامبر بوده، وسوسه همیشه در کمین رهبر و سرپرست است، انسان های معمولی همیشه درگیر فکری دارند و جوان دارای عزمی راسخ است[۶].

پانویس

  1. طبقات الصوفية، أبو عبد الرحمن السلمي، ص330-335، دار الکتب العلمية، ط2003
  2. سير أعلام النبلاء، الذهبي، ج15، ص500-501، مؤسسة الرسالة، ط3
  3. ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، ج۱۰، ص۳۴۹ ـ ۳۵۰، حلیه الاولیاء، قاهره، ۱۳۵۷ق/ ۱۹۳۸ م
  4. انصاری هروی، خواجه عبدالله، ج۱، ص۳۰۳ ـ ۳۰۴، طبقات الصوفیه، به کوشش عبدالحی حبیبی و حسین آهی، تهران، ۱۳۶۲ ش
  5. ابونعیم اصفهانی، احمد بن عبدالله، ج۱۰، ص۳۸۰، حلیه الاولیاء، قاهره، ۱۳۵۷ق/ ۱۹۳۸ م
  6. أبو العباس السياري