افعال عباد

نسخهٔ تاریخ ‏۵ دسامبر ۲۰۲۲، ساعت ۰۱:۲۸ توسط VahdatBot (بحث | مشارکت‌ها) (تمیزکاری)

افعال عباد موضوع علومی‌مانند فقه و اخلاق است ولی ثانیاً و بالعرض و به مناسبت‌هایی در علم کلام از افعال عباد نیز بحث شده است.

افعال عباد

موضوع علم کلام ذات، صفات و افعال خداوند است، بر این اساس، افعال انسان اولاً و بالذات داخل در مباحث کلامی نخواهد بود.

افعال عباد در علم کلام

افعال انسان موضوع علومی‌مانند فقه و اخلاق است، ولی ثانیاً وبالعرض و به مناسبت‌هایی در علم کلام از افعال عباد نیز بحث شده است:

اوّلین واجب بر مکلف

یکی از مسائلی که متکلمان به بررسی آن پرداخته‌اند این است که آیا اوّلین واجب بر مکلف معرفت خداوند است یا نظر و تفکر برای شناخت خداوند. گروهی دیدگاه اول را برگزیده و عده‌ای طرفدار دیدگاه دوم شده‌اند. [۱] روشن است که هم شناخت خداوند و هم نظر و تفکر برای شناخت خداوند فعل مکلف (انسان) است نه فعل خداوند.

راه خداشناسی

یکی از مواردی که درباره افعال انسان سخن گفته شده در ارتباط با راه خداشناسی است. توضیح آن‌که راه شناخت خداوند تفکر در افعال است و افعال دو گونه‌اند: افعالی که جنس و سنخ آنها مقدور انسان است و افعالی که جنس و سنخ آنها مقدور انسان نیست. آنچه مقدور انسان نیست عبارت است از: جواهر، رنگ‌ها، طعم‌ها، بوها، گرمی، سردی، ترس، خشکی، زندگی، توانایی، شهوت، نفرت و فناء. با تفکر در همه افعال یاد شده، غیر از فناء می‌توان خدا را شناخت، ولی از آن‌جا که راه شناخت فنا، سمع (وحی) است، از طریق آن نمی‌توان خدا را شناخت. و افعالی که جنس و سنخ آنها مقدور انسان است ده نوع است: پنج نوع آن افعال جوارحی و پنج نوع آن افعال قلبی است. افعال جوارحی عبارتند از اکوان (حرکت، سکون، اتصال و انفصال) اعتمادات، تألیفات، اصوات و آلام، و افعال قلوب عبارتند از: اعتقاد، اراده، کراهت، ظن و نظر کردن، با هیچ‌یک از این افعال نمی‌توان خدا را شناخت، زیرا این افعال هم می‌تواند از ایشان صادر شود و هم از خداوند. بنابراین، وجود آنها به صورت قطعی و انحصاری بر وجود خداوند دلالت نمی‌کند. [۲]

خلق افعال

مورد دیگری که درباره افعال انسان بحث شده، مسئله «خلق افعال» است، در این مسئله بحث در این است که آیا افعال انسان را خداوند در او پدید می‌آورد یا این‌که انسان خود پدید آورنده افعال خویش است؟ اهل حدیث و اشاعره به خلق افعال انسان از سوی خداوند در او اعتقاد دارند، و معتزله معتقدند انسان خود فاعل افعال خود می‌باشد. [۳] در این مبحث، افعال انسان به دو گونه تقسیم شده است: مباشری و تولیدی.

فعل مباشری

فعل مباشری آن است که در وجود خود فاعل تحقق می‌یابد و بدون واسطه است. مانند فکر کردن.

فعل تولیدی

فعل تولیدی آن است که به واسط فعل دیگری واقع می‌شود، خواه محل آن وجود خود فاعل باشد یا چیزی دیگر مانند اعتقاد که به واسطه فکر کردن حاصل می‌شود، و حرکت قلم که به واسطه حرکت دست رخ می‌دهد. [۴]

بحث لطف

در مبحث لطف نیز از افعال انسان سخن به میان آمده است، زیرا فاعل لطف، گاهی خداوند است مانند تشریع دین و تکالیف دینی، و برانگیختن پیامبران، و گاهی انسان است، که دو صورت دارد: یکی این‌که فعل او لطف است در حق خودش مانند تفکر در آیات تکوینی برای شناخت خداوند، یا تفکر در معجزه پیامبر برای شناخت پیامبر و دیگر این‌که فعل او لطف است در حق مکلفان دیگر مانند تبلیغ احکام دینی توسط پیامبر به مردم، و امر به معروف و نهی از منکر از سوی برخی مکلفان نسبت به برخی دیگر. [۵]

توبه و امر به معروف و نهی از منکر

در کتاب‌های کلامی درباره توبه واحکام آن و امر به معروف و نهی از منکر شرایط و احکام آن نیز بحث شده است، روشن است که موضوع بحث در این دو مسئله نیز افعال عباد است. [۶][۷][۸][۹][۱۰][۱۱]

بحث از احکام و اسماء

«اسماء و احکام» نام یکی از ابواب کتاب‌های کلامی است. متکلمان اسلامی در این باب درباره نام‌های دینی مانند مؤمن، مسلم، کافر، فاسق و منافق، احکام دینی به ویژه احکام اخروی آنان بحث کرده‌اند. به مناسبت این بحث به تبیین حقیقت ایمان، اسلام، کفر، فسق و نفاق پرداخته‌اند. بدیهی است، ایمان، اسلام و موارد دیگر همگی افعال عباد می‌باشد. از باب مثال درباره ایمان چند دیدگاه مطرح شده است که بازگشت آنها به این است که ایمان از افعال جوانحی (درونی) انسان است یا از افعال جوارحی (بدنی) و یا مرکب از آن دو می‌باشد. [۱۲][۱۳][۱۴]

منابع

• ارشاد الطالبین، الفاضل المقداد، جمال الدین مقداد بن عبدالله، مکتبة المرعشی، قم، ۱۴۰۵ق. • شرح اصول الخمسة، الهمدانی، القاضی عبدالجبار، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۲۲ق. • شرح المقاصد، تفتازانی، سعدالدین، منشورات الشریف الرضی، قم، ۱۴۰۹ق. • کشف المراد، حلّی، حسن بن یوسف، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ۱۴۱۹ق.

پانویس

منابع

دانشنامه کلام اسلامی، مؤسسه امام صادق(ع)، برگرفته از مقاله «افعال عباد»، شماره۶۱. "

  1. ارشاد الطالبین، الفاضل المقداد، ج۱، ص۱۱۳، جمال الدین مقداد بن عبدالله، مکتبة المرعشی، قم، ۱۴۰۵ق.
  2. شرح اصول الخمسة، الهمدانی، ج۱، ص۵۱ـ ۵۲، القاضی عبدالجبار، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۲۲ق.
  3. شرح اصول الخمسة، الهمدانی، ج۱، ص۲۱۷ـ ۲۱۸، القاضی عبدالجبار، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۲۲ق.
  4. کشف المراد، حلّی، ج۱، ص۴۳۰ـ ۴۳۱، حسن بن یوسف، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ۱۴۱۹ق.
  5. کشف المراد، حلّی، ج۱، ص۴۴۵، حسن بن یوسف، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ۱۴۱۹ق.
  6. کشف المراد، حلّی، ج۱، ص۵۶۶، حسن بن یوسف، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ۱۴۱۹ق.
  7. کشف المراد، حلّی، ج۱، ص۵۷۸، حسن بن یوسف، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ۱۴۱۹ق.
  8. شرح اصول الخمسة، الهمدانی، ج۱، ص۵۰۱، القاضی عبدالجبار، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۲۲ق.
  9. شرح اصول الخمسة، الهمدانی، ج۱، ص۵۳۵، القاضی عبدالجبار، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۲۲ق.
  10. شرح المقاصد، تفتازانی، ج۱، ص۱۶۲، سعدالدین، منشورات الشریف الرضی، قم، ۱۴۰۹ق.
  11. شرح المقاصد، تفتازانی، ج۱، ص۱۷۱، سعدالدین، منشورات الشریف الرضی، قم، ۱۴۰۹ق.
  12. کشف المراد، حلّی، ج۱، ص۵۷۷، حسن بن یوسف، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، ۱۴۱۹ق.
  13. ارشاد الطالبین، الفاضل المقداد، ج۱، ص۴۳۶ـ ۴۴۲، جمال الدین مقداد بن عبدالله، مکتبة المرعشی، قم، ۱۴۰۵ق.
  14. شرح المقاصد، تفتازانی، ج۵، ص۱۷۵ـ ۲۱۰، سعدالدین، منشورات الشریف الرضی، قم، ۱۴۰۹ق.