صدقه

از ویکی‌وحدت

"‌در دین اسلام همان‌گونه که کسب درآمد از هر راهی مجاز نیست، خرج کردن مال نیز در هر راهی درست نیست، یکی از نیکوترین راه‌های مورد تأیید اسلام برای صرف مال، صدقه دادن آن در راه خداست، دادن مال در راه خدا را «تصدّق» و مال داده شده را «صدقه» می‌نامند.


تعریف صدقه

چیزی که انسان به قصد قربت از مالش خارج می‌کند مانند زکات که انسان از مال خود در راه خدا می‌دهد را صدقه گویند؛ ولی در واقع، صدقه هم شامل واجب می‌شود و هم مستحب. [۱]

معرفی اجمالی

علامه بزرگوار ابن فهد برای صدقه پنج قسم بیان کرده است: صدقه در مال، در جاه، در عقل، در زبان، ‌در علم. [۲] صدقه در مال، معلوم است و اما در جاه: تصورش به این است که برای دیگری در راه خدا شفاعت کند، و در عقل: در مشورت کمک نماید، و در زبان: ‌در میان مردم به اصطلاح برخیزد، و در علم: روشن‌گر افکار مردم شود. و باید متوجه بود که صدقه در مال، تنها پنج ریال یا یک تومان دادن به فقیر و مسکین نیست، بلکه جامعه از این مال یا به نحو وجوب و یا بطور استحباب، حقی دارد؛ بنابراین از این اموال، شخص مسلمان باید جامعه را بهره‌مند سازد، کتاب‌های دینی چاپ کرده، در دسترس قرار دهد، کتابخانه، بیمارستان، زایشگاه، پل، جاده، و حمام بسازد و صدها امر دیگر که در خدمت بندگان خدا قرار می‌گیرد، انجام دهد.

معنای فقیر و مسکین

فقیر: کسی است که محتاج است، ولی سؤال (درخواست) نمی‌کند، اما مسکین؛ کسی است که سؤال می‌نماید و بر این معنی از امام باقر (علیه‌السّلام) روایتی نقل شده است. «الفَقیرُ الّذی لایساَلُ النّاسُ وَ المسکینُ الّذی یَساَلُ.» [۳] و آیه مبارکه: «لِلْفُقَراءِ الَّذِینَ اُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللهِ لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْاَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ اَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیماهُمْ لا یَسْئَلُونَ النَّاسَ اِلْحافاً؛ [۴] برای فقراء: آن کسانی که در راه خدا بازداشت شده‌اند، قدرت سیر در زمین را ندارند، نادان آن‌ها را از جهت عفیف بودنشان، ثروتمند می‌پندارند، ‌تو آن‌ها را به سیما می‌شناسی، از مردم در حالت الحاح سؤال نمی‌کنند.» روشن‌گر این مدعاست.»

اقسام صدقه

همانطوری که گذشت، صدقه دارای معنی عامی است که هم شامل واجبات مانند زکات خواهد شد و هم صدقات مستحبی را می‌گیرد، بنابراین بی‌تناسب نیست که بطور اختصار درباره قسم اول هم بطور خلاصه بحثی شود.

صدقه واجب

زکات یکی از فروع دین و از ضروریات اسلام است و منکر آن کافر و نجس است و در اکثر آیات قرآن هر کجا نامی از نماز برده شده، از زکات هم نامی برده شده و فقهای اسلام، در کتب فقهیّه خود، یک فصل مخصوص زکات و بعضی یک جلد درباره آن نوشته‌اند. [۵]

داستان ثعلبه انصاری

شخصی بنام ثعلبه انصاری خدمت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شرفیاب شد، عرضه داشت: از خدا بخواه بمن ثروت زیادی مرحمت کند! حضرت فرمود: صلاح نیست، منحرف خواهی شد، سوگند به آنکه جانم در قبضه قدرت اوست، اگر اراده نمایم که تمام کوه‌های دنیا طلا و نقره شود، خواهد شد. ثعلبه رفت و بار دیگر آمد، قسم خورد و گفت: اگر خدا روزیم کند، تمام حقوق الهی و حقوق همسایگان و مستمندان را می‌پردازم، حضرت دعا کرده و آن‌قدر گوسفندان او زیاد گردید که در شهر نتوانست نگهداری کند. زمانی که تهیدست بود، پیوسته در جماعت‌ها حاضر بود، ولی وقتی ثروت او رو به افزایش یافت، کم‌کم حضور او در جماعت‌ها کم شد، تا بجایی رسید که بطور کلی قطع کرد. خدمت حضرت شرح حال او را گفتند، فرمود: وای بحال ثعلبه! طولی نکشید که آیه زکات آمد، سرور کائنات برای گرفتن مالیات اسلامی (زکات) به سوی او مامور فرستاد، در پاسخ مامور گفت: ‌این یا جزیه است یا شبیه به آن، از دیگران بگیرید تا نوبت من شود. بعد از آنکه از دیگران مالیات گرفتند، نزد او آمدند. حرف خود را تکرار کرد، آنگاه گفت: بروید تا من درباره آن فکری کنم مامورین حضور پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) رسیدند و جریان را بعرض آن حضرت رسانیدند، فرمود: ‌وای بحال ثعلبه! چیزی نگذشت که آیه نازل شد که: بعضی از مردم با خدا عهد کردند که اگر خدا از فضل خود ثروتی به ما عنایت کند، زکاتش را می‌دهیم و از نیکوکاران خواهیم بود و چون خدا از فضلش به آن‌ها عطا کرد، به آن بخل ورزیده و پشت نمودند و حال آنکه آنان روگردانند؛ [۶] وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَکُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِینَ فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ.» چون ثعلبه از موضوع مطلع گردید، نزد حضرت رفت، او را نپذیرفت. بعد از رحلت آن سرور نزد خلفاء ثلاثه رفت، آن‌ها هم راهش نداند و در حال کفر و نفاق از دنیا رفت. [۷][۸] آری، ترک واجب گاهی از کفر و ارتداد سر در می‌آورد، باید کوشید دستورات الهی را موبمو عمل کرد و هیچ تنبلی و سستی نشان نداده و محبت مال را باید از دل بیرون کرد، نکند بگونه‌ای باشد که نماز بخواند، حج برود، یا احیاناً روزه بگیرد، اما به زکات که می‌رسد، ترک کند که امکان دارد به سرنوشت ثعلبه‌ها دچار گردد و در شدت و سختی آن، همین بس که پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آن را کفر به خدا به حساب آورده است. [۹]

زکات پل اسلام

و از علی بن ابیطالب (علیه‌السّلام)، روایت شده که فرمود: بر شما باد به زکات؛ زیرا از پیامبر شما شنیدم که می‌فرمود: زکات پل اسلام است پس هر که آن را بپردازد، از پل گذشته و هر که نپردازد، ‌در زیر آن محبوس خواهد شد. زکات خشم خدا را خاموش می‌نماید. «علَیکم بالزّکوةِ فَانّی سمعتُ نبیّکم یقول: الزکوةُ قَنْطَرَةُ الاسلامِ فَمَن اَداها جازَ القَنطرةَ وَ مَنْ مَنَعَها احتُبِسَ دونَها وَ هی تُطفی غضَبَ الرَّبَّ.» [۱۰] زکات چنان‌که در رساله‌های عملیّه ذکر شده، بر نه چیز واجب می‌شود: گندم، جو، ‌کشمش، خرما، طلا، نقره، ‌شتر، گاو و گوسفند.

صدقه مستحبی

برای اهمیت و عظمت صدقات مستحبی خوبست نخست به حالات انبیاء و ائمه (علیهم‌السّلام) بلکه به حالات سایر مؤمنین و افراد خیّر و محسن، نظر افکند که چگونه از مال خود، در راه خدا بهره‌مند شده؟ و بوسیله آن چه خدمت‌هایی به جهان اسلام و مسلمین نموده‌اند.

صدقه در روایات

روایات در فضیلت صدقه بسیارند که برای نمونه به بعضی از آن‌ها می‌پردازیم: علی (علیه‌السّلام) فرمود: هر که به عوض و بدل یقین کند، خوب بخشش نماید. «مَن ایقَنَ بِالخَلفِ جادَ بالعطیّة.» [۱۱] و نیز فرموده: خوشا به حال کسی که زیادی مالش را انفاق کند و از زیادی گفتارش جلوگیری نماید. «طوبی لمَن انْفَقَ الفَضلَ مِن مالِهِ و اَمسَکَ الفَضلَ‌ مِن کلامِهِ.» [۱۲] امام باقر از علی بن ابیطالب (علیهما‌السّلام) نقل می‌فرماید که: آن حضرت فرمود: روزی یک دینار انفاق کردم، رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به من فرمود: آیا نمی‌دانی که صدقه مؤمن از دستش بیرون نمی‌رود، تا آنکه از دهان هفتاد شیطان آزاد گردد (همه گویند: نده!) و در دست سائل قرار نگیرد، تا نخست در دست خدای بزرگ قرار گیرد، آیا خداوند چنین آیه‌ای نفرموده: آیا ندانسته‌اند که خدا اوست که توبه را از بندگانش می‌پذیرد و صدقات را می‌گیرد. «اَما علمت اَنَّ صَدَقةَ المُؤمن لاتخرج من یدهِ حَتی یٌفَکَّ بها عَنْ لُحِی سَبْعینَ شیطاناً و ما یَقَعُ فی یَدِ السّائلِ حَتی یقَعَ فی یَدِ الرَّبَّ تبارکَ و تعالی اَلم یقل هذه الآیةَ: المْ یَعلَمُوا اّنَّ الله هو یَقبلُ عنَ عبادهِ و یاخُذًُ الصّدقاتِ؛ [۱۳][۱۴] زمانی‌ که امام باقر (علیه‌السّلام) پدر بزرگوارش را غسل می‌داد، افراد متوجه پینه‌های دست و پا و پیشانی امام زین‌العابدین (علیه‌السّلام) بودند که در اثر سجده بسیار پینه بسته بود، ولی در پشت شانه نیز اثر پینه‌ای دیدند، از امام باقر (علیه‌السّلام) پرسیدند: این اثر چیست؟ حضرت فرمود: اگر بعد از حیات پدرم نبود، نمی‌گفتم. روزی بر او نمی‌گذشت مگر آنکه یکی یا بیشتر از بینوایان را سیر می‌کرد شب که می‌شد، انبان خود را پر می‌کرد و وقتی دیده‌ها بخواب می‌رفت، به در خانه‌ تنگدستان آبرومند رفته، میان آنان تقسیم می‌فرمود، و آنان نمی‌دانستند که آورنده طعام کیست؟ [۱۵] صدقات پیمبر و آل او (علیهم‌السّلام) آن قدر زیاد است که خود نیازمند به کتاب مستقلی است و علامه بزرگوار، مجلسی (رضوان‌الله‌علیه)‌ در بحار، یک باب مخصوص برای آن باز نموده است.

اهمیت صدقه

در سوره مبارکه توبه آیه ۱۰۴ می‌خوانیم؛ «ألَم یعلَمُوا أنَّ الله هُوَ یقبِلُ التُوبَة عَنْ عباده و یأخُذُ الصَّدَقات؛ [۱۶] آیا نمی‌دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش می‌پذیرد و صدقات را می‌گیرد و خداوند توبه‌پذیر و مهربان است.» سخن از بندگان نیازمندی است که به اجازه و فرمان الهی، این‌گونه کمک‌ها را می‌پذیرند، در حقیقت نمایندگان پروردگارند و به این ترتیب دست آنها نیز دست خداست، این تعبیر، یکی از لطیف‌ترین تعبیراتی است که عظمت و شکوه این حُکم اسلامی را مجسم می‌سازد و علاوه بر تشویق این فریضه الهی هشدار می‌دهد که در پرداخت زکات و صدقات نهایت ادب و احترام را به خرج دهند، چرا که گیرنده خدا است. در روایتی از امام سجاد (علیه‌السلام) می‌خوانیم: «إنَّ الصَّدَقَة لاتَقَع فی یدِ العَبدِ حتّی تَقَعُ فی یدِ الرَّب؛ صدقه در دست بنده قرار نمی‌گیرد مگر این که قبلاً در دست خدا قرار گیرد.» با توجه به آیات و روایات متعدد، باز هم کسانی هستند که به هنگام کمک مالی جزئی به برادران و خواهران نیازمند خود آنها را تحقیر کرده و یا با خشونت و بی‌اعتنائی با آنها رفتار می‌کنند. [۱۷]

فوائد صدقه

برای صدقه واجب یا مستحب، فوائد بسیاری است که از خلال روایات و آیات استفاده می‌شود:

۱. پاداش زیاد اخروی، چنان‌که از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل شده: آگاه باشید هر که انفاق نماید به صدقه‌ای، برای اوست به وزن هر درهم، مانند کوه اُحد از نعمت‌های بهشت. [۱۸]

۲. صدقه در دست پروردگار قرار گیرد، چنانکه از امام صادق (علیه‌السّلام) نقل شده که فرمود: هیچ چیزی نیست مگر آنکه فرشته‌ای بر آن موکل است، جز صدقه، چه آنکه آن در دست خدا واقع می‌شود. «ما من شَیءٍ اِلا وکلَ بهِ ملکٌ الا الصَّدَقةَ فاِنّها تَقَعُ فی یدِ الله.» [۱۹] (روایت گذشته از امام باقر (علیه‌السّلام) نیز بر آن دلالت دارد.)

۳. با صدقه مال کم نخواهد شد، همانطور که از موسی بن جعفر (علیهما‌السّلام) از پدران بزرگوارش از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل شده که فرمود: هیچ‌گاه مال انسان با صدقه کم نخواهد شد، پس بدهید و نترسید. «و ما نقَصَ مالٌ مِن صدَقةٍ قطّ فاعطوا و لا تَجبنوُا.» [۲۰] "

  1. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات، ج۱، ص۲۷۸.    
  2. حلی، احمد بن فهد، عدة الداعی، ص۶۲.    
  3. فیض کاشانی، محمدمحسن، تفسیر صافی، ج۲، ص۳۵۱.    
  4. بقره/سوره۲، آیه۲۷۳.    
  5. طباطبائی، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، مرکز نشر و توزیع کتاب، قم، ج۲، ص۴۰.
  6. توبه/سوره۹، آیه۷۵.    
  7. عیثانی عاملی، محمد، آداب النفس، ج۱، ص۳۲۵.
  8. کاشانی، فتح‌الله بن شکرالله، منهج الصادقین، در شرح آیه.
  9. صدوق، محمد بن علی، خصال، ج۱، ص۱۵۶، خصال ده‌گانه.
  10. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ‌ج ۹۶، ص۱۵.    
  11. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۹۶، ص۱۱۵.    
  12. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۹۶، ص۱۱۷.    
  13. توبه/سوره۹، آیه۱۰۴.    
  14. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۹۶، ص۱۲۷.    
  15. قمی، عباس، سفینة البحار، ج۶، ص۳۸۷، لغت صدق.    
  16. توبه/سوره۹، آیه۱۰۴.    
  17. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۸، ص۱۲۲.    
  18. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۹۶، ص۱۱۵.    
  19. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۹۶، ص۱۲۸.    
  20. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۹۶، ص۱۳۱.