معروف کرخی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۴۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۹ اکتبر ۲۰۲۳
جز
جایگزینی متن - '[[آیت‌الله خویی' به '[[سید ابوالقاسم خوئی'
جز (جایگزینی متن - 'غیر ممکن' به 'غیر‌ممکن')
جز (جایگزینی متن - '[[آیت‌الله خویی' به '[[سید ابوالقاسم خوئی')
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۲: خط ۱۲:
</div>
</div>


'''معروف کرخی''' (د ۲۰۰ق) از عارفان طبقۀ اول به شمار می‌رود. به روایت عطار وی به دست [[امام رضا]] (ع) توبه کرد و در شمار بزرگان [[عرفان]] در آمد. او را به صفتِ زهد و فتوت ستوده‌اند. به گفتۀ وی جوان‌مردان دارای ۳ نشان‌اند: وفای بی‌خلاف، ستایش بی‌جود و عطای بی‌سؤال. افزون بر آن، کرخی در باب محبت معتقد بود که محبت نه به تعلیم خلق، بلکه از موهبت حق، و از فضل او ست<ref>هجویری، علی، ج۱، ص۱۴۱-۱۴۲، کشف المحجوب، به کوشش ژوکوفسکی، تهران، ۱۳۵۸ش. - عطار نیشابوری، فریدالدین، ج۱، ص۳۲۴-۳۲۹، تذکرةالاولیاء، به کوشش محمد استعلامی، تهران، ۱۳۴۶ش. - جامی، عبدالرحمان، ج۱، ص۳۵، نفحات الانس، به کوشش محمود عابدی، تهران، ۱۳۷۰ش</ref> به این ترتیب، با توجه به روایات و شرح احوال صوفیۀ این دوره می‌توان گفت که در این زمان صوفیان بیش‌تر بر زهد و ریاضت و خوف، وهم‌چنین توکل و فقر تأکید می‌کردند و کمال سعادت را در زیستن بدون هیچ تعلق دنیوی می‌دانستند. اما در عین حال، زهد آنان، زهدی عاشقانه، و مقدمۀ محبت و معرفت حق بود.
'''معروف کرخی''' (د ۲۰۰ق) از عارفان طبقۀ اول به شمار می‌رود. به روایت عطار وی به دست [[علی بن موسی (رضا)|امام رضا]] (ع) توبه کرد و در شمار بزرگان [[عرفان]] در آمد. او را به صفتِ زهد و فتوت ستوده‌اند. به گفتۀ وی جوان‌مردان دارای ۳ نشان‌اند: وفای بی‌خلاف، ستایش بی‌جود و عطای بی‌سؤال. افزون بر آن، کرخی در باب محبت معتقد بود که محبت نه به تعلیم خلق، بلکه از موهبت حق، و از فضل او ست<ref>هجویری، علی، ج۱، ص۱۴۱-۱۴۲، کشف المحجوب، به کوشش ژوکوفسکی، تهران، ۱۳۵۸ش. - عطار نیشابوری، فریدالدین، ج۱، ص۳۲۴-۳۲۹، تذکرةالاولیاء، به کوشش محمد استعلامی، تهران، ۱۳۴۶ش. - جامی، عبدالرحمان، ج۱، ص۳۵، نفحات الانس، به کوشش محمود عابدی، تهران، ۱۳۷۰ش</ref> به این ترتیب، با توجه به روایات و شرح احوال صوفیۀ این دوره می‌توان گفت که در این زمان صوفیان بیش‌تر بر زهد و ریاضت و خوف، وهم‌چنین توکل و فقر تأکید می‌کردند و کمال سعادت را در زیستن بدون هیچ تعلق دنیوی می‌دانستند. اما در عین حال، زهد آنان، زهدی عاشقانه، و مقدمۀ محبت و معرفت حق بود.


=نسب و تولد=
=نسب و تولد=
خط ۲۱: خط ۲۱:


معروف کرخی از عارفان طبقه اوّل بوده و وی را آغازگر مکتب [[تصوف|تصوّف]] بغداد می‌دانند که نقش مهمی در انتقال تصوّف از زهد به عرفان دارد. گفته شده که معروف اولین تعریف از تصوّف را ارایه کرده است. او تصوّف را (گرفتن حقایق و گفتن دقایق و نومیدی از دست خلایق) می‌داند. این تعریف مورد توجه عارفان پس از وی و مستشرقانی گردید که به مطالعه و شناخت جریان عرفان و تصوّف پرداختند<ref>ذوالفقاری، آرا و عقاید معروف کرخی، ص۶۶</ref>.
معروف کرخی از عارفان طبقه اوّل بوده و وی را آغازگر مکتب [[تصوف|تصوّف]] بغداد می‌دانند که نقش مهمی در انتقال تصوّف از زهد به عرفان دارد. گفته شده که معروف اولین تعریف از تصوّف را ارایه کرده است. او تصوّف را (گرفتن حقایق و گفتن دقایق و نومیدی از دست خلایق) می‌داند. این تعریف مورد توجه عارفان پس از وی و مستشرقانی گردید که به مطالعه و شناخت جریان عرفان و تصوّف پرداختند<ref>ذوالفقاری، آرا و عقاید معروف کرخی، ص۶۶</ref>.
سلسله معروف کرخی به «السلاسل» مشهور شده است؛ در میان فرقه‌های صوفیه، معروفیه که بعدها به نعمت اللهیه تغییر نام داد، به همراه تمام شعباتش به معروف کرخی منتهی می‌شود و از این طریق نسبت خود را به امام رضا(ع) و [[حضرت علی]](ع) می‌رسانند<ref>نور بخش، سلسله جلیله نعمت اللهیه رضویه، ص۲۰۲</ref>.
سلسله معروف کرخی به «السلاسل» مشهور شده است؛ در میان فرقه‌های صوفیه، معروفیه که بعدها به نعمت اللهیه تغییر نام داد، به همراه تمام شعباتش به معروف کرخی منتهی می‌شود و از این طریق نسبت خود را به امام رضا(ع) و [[علی بن ابی طالب|حضرت علی]](ع) می‌رسانند<ref>نور بخش، سلسله جلیله نعمت اللهیه رضویه، ص۲۰۲</ref>.
[[فرقه ذهبیه]] نیز سلسله خود را به معروف کرخی و به واسطه وی به معصومین(ع) می‌رساند<ref>رفیعی، فرقه ذهبیه، ص۵۶</ref>.
[[ذهبیه|فرقه ذهبیه]] نیز سلسله خود را به معروف کرخی و به واسطه وی به معصومین(ع) می‌رساند<ref>رفیعی، فرقه ذهبیه، ص۵۶</ref>.
بنابر گفتار محققان [[صوفیه]]، نسبت خرقه معروف کرخی از سه طریق به [[پیامبر اسلام]](ص) می‌رسد:
بنابر گفتار محققان [[صوفیه]]، نسبت خرقه معروف کرخی از سه طریق به [[محمد بن عبد‌الله (خاتم الانبیا)|پیامبر اسلام]](ص) می‌رسد:


معروف کرخی- داود طایی- حبیب عجمی- [[حسن بصری]]- [[علی]](ع)- [[پیامبر]](ص).
معروف کرخی- داود طایی- حبیب عجمی- [[حسن بصری]]- علی(ع)- پیامبر(ص).
معروف کرخی- فرقد سبخی- حسن بصری- [[انس بن مالک]]- علی(ع)- پیامبر(ص).
معروف کرخی- فرقد سبخی- حسن بصری- [[انس بن مالک]]- علی(ع)- پیامبر(ص).
معروف کرخی- امام رضا(ع)- [[امام جعفر صادق]](ع)- [[امام محمد باقر]](ع)- [[امام سجاد]](ع)- [[امام حسین]](ع)<ref>عزالدین کاشانی، مصباح الهدایة و مفتاح الکفایة، مقدمه جلال‌الدین همایی، ص۲۹-۳۱</ref>.
معروف کرخی- امام رضا(ع)- امام جعفر صادق(ع)- امام محمد باقر(ع)- امام سجاد(ع)- امام حسین(ع)<ref>عزالدین کاشانی، مصباح الهدایة و مفتاح الکفایة، مقدمه جلال‌الدین همایی، ص۲۹-۳۱</ref>.


[[سَرّی سَقَطی]] از دیگر صوفیه مشهور، شاگرد وی بوده است<ref>سلمی، طبقات الصوفیة، ص ۸۵</ref>.
[[سری سقطی|سَرّی سَقَطی]] از دیگر صوفیه مشهور، شاگرد وی بوده است<ref>سلمی، طبقات الصوفیة، ص ۸۵</ref>.


=تغییر دین=
=تغییر دین=
خط ۳۶: خط ۳۶:
اولین راوی این گزارش را ابی عبدالرحمن سلمی و کتاب طبقات الصوفیه می‌دانند؛ که بعد از او افرادی مانند [[ابن خلکان]]<ref>ابن خلکان، وفیات الأعیان، ج۵، ص۲۳۱</ref> این حکایت را بدون تفحص و تحقیق از درستی آن نقل کرده‌اند<ref>ابن جوزی، مناقب معروف کرخی و اخباره، ص۵۲</ref>.همه منابع بعدی نیز همین گزارش را با استناد به سخن سلمی نقل کرده‌اند<ref>ر. ک: عطار، تذکرة الأولیاء، ص۳۴۵-۳۴۶. فروزانفر، ترجمه رساله قشیریه، ص۲۹. معصوم‌علی‌شاه، طرایق الحقایق، ج۲، ص۲۸۸. بندنیجی قادری، جامع الأنوار، ص۲۵۷</ref>.
اولین راوی این گزارش را ابی عبدالرحمن سلمی و کتاب طبقات الصوفیه می‌دانند؛ که بعد از او افرادی مانند [[ابن خلکان]]<ref>ابن خلکان، وفیات الأعیان، ج۵، ص۲۳۱</ref> این حکایت را بدون تفحص و تحقیق از درستی آن نقل کرده‌اند<ref>ابن جوزی، مناقب معروف کرخی و اخباره، ص۵۲</ref>.همه منابع بعدی نیز همین گزارش را با استناد به سخن سلمی نقل کرده‌اند<ref>ر. ک: عطار، تذکرة الأولیاء، ص۳۴۵-۳۴۶. فروزانفر، ترجمه رساله قشیریه، ص۲۹. معصوم‌علی‌شاه، طرایق الحقایق، ج۲، ص۲۸۸. بندنیجی قادری، جامع الأنوار، ص۲۵۷</ref>.


تغییر دین معروف کرخی و وقایع مربوط به آن و احوالات و مناقب وی پس از آن نقطه اتکای نظریه‌ای است که وی را حلقه اتصال میان تصوف و [[تشیع]] می‌داند. این منابع معتقدند سلسله‌های خرقه تصوف که شکل گرفت همگی از طریق معروف کرخی به [[امام رضا]](ع) اتصال می‌یابند<ref>شیبی، تشیع و تصوف تا آغاز سده دوازدهم هجری، ص۳۴-۳۵</ref>.
تغییر دین معروف کرخی و وقایع مربوط به آن و احوالات و مناقب وی پس از آن نقطه اتکای نظریه‌ای است که وی را حلقه اتصال میان تصوف و [[تشیع]] می‌داند. این منابع معتقدند سلسله‌های خرقه تصوف که شکل گرفت همگی از طریق معروف کرخی به امام رضا(ع) اتصال می‌یابند<ref>شیبی، تشیع و تصوف تا آغاز سده دوازدهم هجری، ص۳۴-۳۵</ref>.


=در منابع شیعه=
=در منابع شیعه=
خط ۴۵: خط ۴۵:


[[شیخ بهایی]] در کتاب اربعین روایتی را به واسطه معروف کرخی از امام صادق(ع) نقل کرده است <ref>شیخ بهایی، کتاب اربعین، ص۲۶۶</ref> و [[فخرالدین طریحی]] نیز همانند وی معروف کرخی را از راویان امام صادق(ع) می‌داند<ref>طریحی، مجمع البحرین، ج۵، ص۹۹</ref> همچنین [[ابن فهد حلی]] در کتاب التحصین فی صفات العارفین روایتی را به واسطه معروف کرخی از امام صادق (ع) نقل کرده است<ref>حلی، التحصین، ص۱۱</ref>.
[[شیخ بهایی]] در کتاب اربعین روایتی را به واسطه معروف کرخی از امام صادق(ع) نقل کرده است <ref>شیخ بهایی، کتاب اربعین، ص۲۶۶</ref> و [[فخرالدین طریحی]] نیز همانند وی معروف کرخی را از راویان امام صادق(ع) می‌داند<ref>طریحی، مجمع البحرین، ج۵، ص۹۹</ref> همچنین [[ابن فهد حلی]] در کتاب التحصین فی صفات العارفین روایتی را به واسطه معروف کرخی از امام صادق (ع) نقل کرده است<ref>حلی، التحصین، ص۱۱</ref>.
عالمان متاخرتری مانند [[شیخ عباس قمی]] در الکنی و الالقاب <ref>قمی، الکنی و الألقاب، ج۳، ص۱۱۰</ref> و [[آیت‌الله خویی]] در معجم رجال الحدیث خویی<ref>معجم رجال الحدیث، ج۱۸، ص۲۳۱</ref>، نام معروف کرخی را با نقل‌هایی از منابع تاریخی [[اهل سنت]] و همچنین منابع صوفیه، ذکر کرده‌اند.
عالمان متاخرتری مانند [[شیخ عباس قمی]] در الکنی و الالقاب <ref>قمی، الکنی و الألقاب، ج۳، ص۱۱۰</ref> و [[سید ابوالقاسم خوئی]] در معجم رجال الحدیث خویی<ref>معجم رجال الحدیث، ج۱۸، ص۲۳۱</ref>، نام معروف کرخی را با نقل‌هایی از منابع تاریخی [[اهل سنت]] و همچنین منابع صوفیه، ذکر کرده‌اند.
[[محمد باقر خوانساری]] درباره روایاتی که به واسطه معروف کرخی از امام صادق (ع)نقل شده؛ اعتقاد دارد، ممکن است مراد از امام جعفر در این روایات، جعفر ثانی یا [[امام هادی]](ع) باشد زیرا هیچ منبعی معروف کرخی را در میان اصحاب امام صادق (ع) ذکر نکرده است<ref>خوانساری، روضات الجنات ج۸، ص۱۳۶</ref>.
[[محمد باقر خوانساری]] درباره روایاتی که به واسطه معروف کرخی از امام صادق (ع)نقل شده؛ اعتقاد دارد، ممکن است مراد از امام جعفر در این روایات، جعفر ثانی یا [[امام هادی]](ع) باشد زیرا هیچ منبعی معروف کرخی را در میان اصحاب امام صادق (ع) ذکر نکرده است<ref>خوانساری، روضات الجنات ج۸، ص۱۳۶</ref>.
در نقطه مقابل [[علامه مجلسی]] اینکه معروف کرخی از اصحاب امام رضا(ع) بوده را غیر‌ممکن می‌داند و برای این سخن به عدم ذکر نام معروف در منابع اصیل رجال شیعه استناد می‌کند که به اعتقاد وی این منابع در ثبت و ضبط نام اصحاب ائمه از هر صنفی وسواس و دقت داشته‌اند. علاوه بر این، مجلسی با اشاره به داوود طائی که بنابر منابع صوفیه استاد و مراد معروف کرخی بوده است و تعصب وی در مذهب اهل سنت مشهور است، اصالت مطالب مربوط به معروف را با شبهات جدی مواجه می‌داند<ref>مجلسی، عین الحیاة، ج۱، ص۴۳۰-۴۳۱</ref>.
در نقطه مقابل [[علامه مجلسی]] اینکه معروف کرخی از اصحاب امام رضا(ع) بوده را غیر‌ممکن می‌داند و برای این سخن به عدم ذکر نام معروف در منابع اصیل رجال شیعه استناد می‌کند که به اعتقاد وی این منابع در ثبت و ضبط نام اصحاب ائمه از هر صنفی وسواس و دقت داشته‌اند. علاوه بر این، مجلسی با اشاره به داوود طائی که بنابر منابع صوفیه استاد و مراد معروف کرخی بوده است و تعصب وی در مذهب اهل سنت مشهور است، اصالت مطالب مربوط به معروف را با شبهات جدی مواجه می‌داند<ref>مجلسی، عین الحیاة، ج۱، ص۴۳۰-۴۳۱</ref>.
خط ۶۷: خط ۶۷:


[[رده:تصوف]]
[[رده:تصوف]]
[[رده:صوفیه]]
Writers، confirmed، مدیران
۸۵٬۸۱۰

ویرایش