امام حسن عسکری

از ویکی‌وحدت
امام حسن عسکری
نام حسن بن علی بن محمد
کنیه ابومحمد
القاب ابن‌الرضا، صامت، هادی، رفیق، زکی و نقی
ولادت ۸ ربیع‌الثانی سال ۲۳۲ پس از هجرت
پدر امام هادی(ع)
مادر نرجس
مدت امامت ۶ سال (از ۲۵۴ تا ۲۶۰ق)
طول عمر ۲۸ سال
زادگاه مدینه
تاریخ شهادت ۸ ربیع‌الاول سال ۲۶۰ پس از هجرت
علت شهادت به دستور معتمد خلیفهٔ عباسی مسموم
مدفن آرامگاه امامان علی الهادی و حسن عسکری، سامرا

امام حسن عسکری(ع) یازدهمین امام شیعیان است که در سال 232 ق چشم به جهان گشود. بعد از آنکه پدرشان امام هادی(ع) توسط خلیفه[۱] وقت به سامرا[۲] احضار شد، ایشان نیز به همراه پدر به آن شهر رفته و تا زمان شهادت در همانجا زیر نظر مأموران خلفای عباسی بود. شش خلیفه عباسی به نامهای متوکل، منتصر، مستعین،‌ معتز، مهتدی و معتمد در زمان زندگی کوتاه حضرتشان حکومت را در اختیار داشته و در نهایت، ایشان بعد از 28 سال زندگی و 6 سال امامت، در تاریخ 260 ق به دستور معتمد به شهادت رسیده و در همان شهر سامرا و در کنار مزار پدرشان امام هادی (علیه السلام) به خاک سپرده شدند.

خلاصه ای از زندگی‌ حضرت امام حسن عسکری(ع)

امام حسن عسکری(ع) در روز جمعه هشتم ربیع الثانی [۳] سال 232 هجری قمری [۴] به دنیا آمد. پدرش امام دهم حضرت امام هادی(ع) است. در مورد نام مادر آن‌حضرت که ام ولد [۵] نیز بوده گزارش‌های مختلفی وجود دارد. در برخی از منابع، نام او؛ «حدیث»، «سَوسَن»، [۶] یا «سلیل» [۷] ذکر شده است.

بنابر نقلی، پیامبر اسلام(ص) در سخنی با امام علی(ع) از ولادت تمام امامان و از جمله امام یازدهم خبر داده و حضرتشان را چنین توصیف فرمود: «خداوند تبارک و تعالی در صلب امام هادی نطفه‌ای قرار داد که او را نزد خود "حسن" نامید و او را همچون نوری در شهرها قرار داد، در زمین، خلیفه و مایه عزّت امّت جدّش نمود و هادی و راهنمای شیعیانش کرده نزد پروردگارش او را شفیع آنان نمود. خداوند او را مایه نقمت و عذاب مخالفان قرار داد و برای دوستانش و کسانی که او را امام خود بدانند، حجّت و برهان گرداند». [۸]

امام حسن عسکری(ع)، پدر و پدربزرگشان ‏ به «ابن الرضا» نیز معروف بودند. [۹] آن‌حضرت در سال 234 ق و در حالی که دوسال بیشتر نداشتند به همراه پدر با فراخوان متوکّل، به سامرّا رفتند و بالاجبار تا آخر عمر بابرکتشان در همان شهر سکونت گزیدند. [۱۰]

امام حسن عسکری(ع) با نرجس (یا حکیمه) (دختر یشوعا، پسر قیصر روم که مادرش از اولاد حواریّون و نسبش به شمعون وصیّ حضرت عیسی[۱۱] می‌رسد) ازدواج نمود. [۱۲]

امام حسن عسکری (ع) تنها یک فرزند داشت که او همان حضرت مهدی منتظر(عج) و آخرین امام شیعیان می‌باشد. [۱۳]

کنیه و القاب امام حسن عسکری(ع)

کنیه آن حضرت «أبو محمد» است و این کنیه را امام هادی (ع) بر ایشان نهاده اند [۱۴] که اشاره به این دارد که فرزند آن حضرت امام منتظر است که روایات ائمه پیشین ایشان را همنام پیامبر معرفی نموده بودند.

القاب آن حضرت که هر کدام آینه ی صفات برجسته و والای ایشان است، عبارتند از:

1. خالص: ایشان از هر آلایش و پلیدی پاک بودند. [۱۵]

2. هادی: ایشان نماد هدایت و نشانه ی راهیابی و حرکت در صراط مستقیم برای عالمیان بودند. [۱۶]

3. عسکری: سامرا یک منطقه ی نظامی به شمار می‌رفت و امام را به خاطر اقامت در آنجا (یا محله ای از آنجا) «عسکری» لقب دادند. لازم به ذکر است همانطور که مورخان تصریح کرده‌اند، اگر در جایی لقب «عسکری» به تنهایی بکار رود مراد امام حسن عسکری است نه پدرشان. [۱۷]

4. زکی: ایشان شریف ترین و پاک نهادترین انسان روزگار خود بودند جان و دل خود را پاک کرده در راه اعمال نیک پرورش داده بودند. [۱۸]

5. خاص: خداوند ایشان را با فضائل و اجابت دعا، ویژه و خاص خود گردانیده بود. [۱۹]

6. صامت: ایشان خاموش بودند و جز به یاد خدا، تعلیم و حکمت گویی، لب نمی گشودند. [۲۰]

7. سراج: ایشان چراغی بودند در تیرگی‌ها و مردم را به صلاح و تقوا راهنمایی می‌کردند. [۲۱]

8. تقی: ایشان پرهیزگارترین انسان زمان خود بودند و بیش از هر کس پاسدار احکام دین و متکی به پروردگار به شمار می‌رفتند. [۲۲]

9. ابن الرضا: عنوانی است که امام جواد و امام عسکری علیهما السّلام هر دو به آن شهرت یافته اند. [۲۳]

امامت امام حسن عسکری(ع)

حضرت امام هادی(ع) به یکی از اصحاب خود چنین نوشت: «ابومحمد فرزند من از نظر خلقت و آفرینش، سالم‌ترین افراد آل محمد، و حجتش از همه محکم‌تر، و بزرگ‌ترین فرزند و جانشین من بوده، و رشته امامت و احکام نزد او است، و تو آنچه از من می‌پرسیدی از او بپرس». [۲۴]

شاهویه بن عبدالله می‌گوید: امام دهم(ع) نامه‌ای بدین مضمون برایم نگاشتند که؛ «تو خواستی از امام پرسش کنی و نگران این موضوع هستی، ولی نگران نباش! خداوند مردم را پس از هدایت، سرگردان نمی‌کند... اینک امام شما بعد از من فرزندم ابومحمد است...». [۲۵]

به هر حال بعد از شهادت امام هادی(ع) در سال 254 ق، امامت شیعیان به مدت شش سال در دستان باکفایت امام عسکری(ع) بود.

امام حسن و تربیت شاگردان شایسته

امام حسن عسکری(ع) همانند سایر امامان معصوم(ع) در زمینه تربیت شاگرد اهتمام خاصی داشت. چنانکه شیخ طوسی[۲۶]، بیش از صد نفر از یاران و شاگردان آن‌حضرت را یاد کرده است. [۲۷]

کتاب‌های امام حسن عسکری(ع)

حضرت عسکری(ع) علاوه بر تربیت شاگردان و تشویق نویسندگان، خود نیز دست به قلم برده و کتاب‌ها و نامه‌های فراوانی را برای توسعه علم و دانش و هدایت و راهنمایی جامعه از خود به یادگار گذاشته است که به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:

تفسیر القرآن

که حسن بن خالد برادر محمد بن خالد آن‌را نقل کرده است. گفتنی است؛ امروزه کتابی با عنوان تفسیر الامام العسکری(ع) موجود است که عالمان رجال[۲۸] و حدیث بر آن نقدها دارند و آن‌را غیر از نوشته اصلی می‌دانند. [۲۹]

لمنقبة

که مشتمل بر بسیاری از احکام و مسائل حلال و حرام است. [۳۰]

نامه‌ها

امام حسن عسکری(ع) برای گسترش فرهنگ تشیع، توسعه علم و دانش، و هدایت و سازندگی، نامه‌های فراوانی به شهرها نوشته است؛ مانند: نامه آن‌حضرت به شیعیان قم[۳۱] که متن آن در کتاب‌ها ثبت و ضبط شده است. همچنین نامه‌ای که امام به علی بن بابویه[۳۲] اسحاق بن اسماعیل نیشابوری[۳۳] نوشته است.

شهادت امام حسن عسکری(ع)

فرزند عبیدالله بن خاقان می‌گوید: روزی برای پدرم که وزیر معتمد بود خبر آوردند که امام حسن(ع) بیمار است. پدرم با عجله خبر را به خلیفه داد. خلیفه به پنج نفر از معتمدانش – از جمله نحریر خادم - دستور داد که خانه حضرت را زیر نظر داشته باشند و طبیبی را مقرّر کرد که هر صبح و شام از احوال ایشان آگاه شود. بعد از دو روز خبر آوردند که بیماری آن‌حضرت شدیدتر شده است.

پدرم نزد ‌حضرتشان رفته و به پزشکان دستور داد که از آنجا دور نشوند و از قاضی القضات نیز خواست که ده نفر از دانشمندان سرشناس را پیوسته نزد امام(ع) نگهدارد. [۳۴]

به نظر می‌رسد تمام اینها صحنه‌سازی‌هایی بود که مرگ آن حضرت را طبیعی جلوه دهند. به هر حال امام به شهادت رسید و در همان شهر سامرا و در همان خانه‌ای که پدرشان در آن دفن شده بود به خاک سپرده شد. [۳۵]

پانویس

  1. ر.ک:مقاله خلیفه
  2. ر.ک:مقاله سامرا
  3. طبرسی، فضل بن حسن، اعلام الوری بأعلام الهدی، ج ‏2، ص 131، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، چاپ اول، 1417ق؛ ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی‌طالب(ع)، ج ‏4، ص 422، قم، انتشارات علامه، چاپ اول، 1379ق
  4. شیخ مفید، الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ‏2، ص 313، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، قم،‏ 1413 ق
  5. یعنی مادر فرزند، و آن کنیزی است که از مولای خود آبستن شود.
  6. کلینی‏، محمد بن یعقوب بن اسحاق‏، کافی‏، ج 1، ص 503، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق؛ الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ‏2، ص 313
  7. امین عاملی‏، سید محسن، اعیان الشیعة، ج ‏2، ص40، بیروت، دار التعارف للمطبوعات‏، 1403ق
  8. شیخ صدوق‏، عیون أخبار الرضا(ع)، ج ‏1، ص 62، تهران، نشر جهان‏، چاپ اول‏، 1378ق
  9. إعلام الوری بأعلام الهدی، ج 2 ص 131
  10. حسنی‏، هاشم معروف، سیرة الائمة الاثنی عشر(ع)، ج ‏3، ص 481، نجف، المکتبة الحیدریة، چاپ اول، 1382ق
  11. ر.ک:مقاله حضرت عیسی
  12. ابن ابی الثلج بغدادی، محمد بن احمد، تاریخ أهل البیت نقلا عن الأئمة(ع)، ص 125، قم، مؤسسه آل البیت‏(ع)، چاپ اول‏، 1410ق؛ خصیبی، حسین بن حمدان، الهدایة الکبری، ص 334، بیروت، البلاغ، 1419ق؛ ر. ک: شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص 208 – 214، قم، دار المعارف الإسلامیة، چاپ اول، 1411ق
  13. الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ‏2، ص 339
  14. اخبار الدول، ص ۱۱۷. بحرالانساب، ص ۲. تحفۀالانام، ص ۸۶ و النجوم الزاهرة، ج ۳، ص ۳۲
  15. اخبار الدول، ص ۱۱۷ و بحرالانساب، ص ۲
  16. بحرالانساب، ص ۲
  17. بحرالانساب، ص ۲
  18. تحفۀالانام، ص ۸۷. بحار، ج ۵۰، ص ۲۳۶ (و در اخبارالدول و کتب دیگر، الخالص آمده است)
  19. تحفۀالانام، ص ۸
  20. تحفۀالانام، ص ۸
  21. جوهرة الکلام، ص ۱
  22. سفینۀالبحار، ج ۱، ص ۲۵۹
  23. مناقب ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۴۲۱؛ بحار الانوار، ج ۵۰، ص ۲۳۶؛ نور الابصار، ص ۱۶۶
  24. الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ‏2، ص 339
  25. الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ‏2، ص ص 320
  26. ر.ک:مقاله شیخ طوسی
  27. طوسی‏، محمد بن حسن‏، رجال،‏ ص 397 - 403، قم، مؤسسة النشر الاسلامی‏، چاپ اول، 1415ق
  28. ر.ک:مقاله رجال
  29. آقا بزرگ تهرانی،‏ الذریعة إلی ‏تصانیف ‏الشیعة، ج ‏2، ص 432، قم، اسماعیلیان، 1408ق
  30. آقا بزرگ تهرانی،‏ الذریعة إلی ‏تصانیف ‏الشیعة،ج ‏23، ص 149، قم، اسماعیلیان، 1408ق
  31. مناقب آل أبی‌طالب(ع)، ج ‏4، ص 425
  32. شیخ صدوق، محمد بن علی، صفات الشیعة، ص 6، تهران، انتشارات زرارة، چاپ سوم، 1380ش
  33. شیخ صدوق، محمد بن علی، صفات الشیعة، ص 6، تهران، انتشارات زرارة، چاپ سوم، 1380ش
  34. کتاب الغیبة، ص 218 – 219؛ قمی، عباس، ‏منتهی الآمال فی تواریخ النبی و الآل‏، ج‏3، ص 1940، قم، دلیل ما، 1379ش
  35. الکافی، ج ‏1، ص 503