پرش به محتوا

محمد تقی شیرازی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
تمیزکاری
جز (جایگزینی متن - '=پانویس=↵{{پانویس رنگی}}' به '== پانویس == {{پانویس}}')
جز (تمیزکاری)
خط ۱۷: خط ۱۷:
|-
|-
|محل‌وفات/ مدفن:
|محل‌وفات/ مدفن:
|عراق، کربلا / کربلا،در یکی از حجره‌های زاویه جنوبی حرم امام حسین(ع)
|عراق، کربلا / کربلا، در یکی از حجره‌های زاویه جنوبی حرم امام حسین(ع)
|-
|-
|محل‌تحصیل
|محل‌تحصیل
خط ۲۳: خط ۲۳:
|-
|-
|برخی از استادان
|برخی از استادان
|حضرات آیات‌ عظام‌: <br> میرزا حسن شیرازی(میرزای اول)؛ زین‌العابدین مازندرانی؛فاضل اردکانی؛ و سید علی تقی طباطبایی.
|حضرات آیات‌ عظام‌: <br> میرزا حسن شیرازی(میرزای اول)؛ زین‌العابدین مازندرانی؛ فاضل اردکانی؛ و سید علی تقی طباطبایی.
|-
|-
|برخی آثار
|برخی آثار
خط ۴۴: خط ۴۴:
شیرازی در درس [[زین‌العابدین مازندرانی]]،<ref>حرزالدین، معارف‌الرجال، ج۱، ص۲۳۳</ref> فاضل اردکانی و سید علی تقی طباطبایی حاضر شد. در ۱۲۹۱ق با هم‌مباحثه خود [[سید محمد فشارکی اصفهانی]]، به همراه [[میرزا حسن شیرازی]] معروف به میرزای اول، یا میرزای بزرگ به [[سامرا]] رفت و در درس میرزا شرکت کرد. در همان زمان از جانب میرزا حسن شیرازی برای گروهی از شاگردان میرزا، به شیوه و روش وی درس می‌گفت<ref>نقباء البشر، ج۱، ص۲۶۱</ref>.
شیرازی در درس [[زین‌العابدین مازندرانی]]،<ref>حرزالدین، معارف‌الرجال، ج۱، ص۲۳۳</ref> فاضل اردکانی و سید علی تقی طباطبایی حاضر شد. در ۱۲۹۱ق با هم‌مباحثه خود [[سید محمد فشارکی اصفهانی]]، به همراه [[میرزا حسن شیرازی]] معروف به میرزای اول، یا میرزای بزرگ به [[سامرا]] رفت و در درس میرزا شرکت کرد. در همان زمان از جانب میرزا حسن شیرازی برای گروهی از شاگردان میرزا، به شیوه و روش وی درس می‌گفت<ref>نقباء البشر، ج۱، ص۲۶۱</ref>.


پس از درگذشت میرزای بزرگ در ۱۳۱۲ق، متصدی اداره حوزه علمیه سامرا و تدریس آن شد. وی تا صفر ۱۳۳۶ق در سامرا اقامت داشت و سپس به [[کاظمین]] رفت و مدتی بعد به کربلا رفت و تا پایان عمر در آنجا به تألیف، تدریس و تربیت شاگردان پرداخت <ref>همان،ص۲۶۱</ref>.
پس از درگذشت میرزای بزرگ در ۱۳۱۲ق، متصدی اداره حوزه علمیه سامرا و تدریس آن شد. وی تا صفر ۱۳۳۶ق در سامرا اقامت داشت و سپس به [[کاظمین]] رفت و مدتی بعد به کربلا رفت و تا پایان عمر در آنجا به تألیف، تدریس و تربیت شاگردان پرداخت <ref>همان، ص۲۶۱</ref>.


=شاگردان=
=شاگردان=
خط ۶۵: خط ۶۵:
در ۱۳۲۹ق پس از تجاوز نیروهای روس به شمال [[ایران]] و کشتار آزادی‌خواهان، فتوایی در لزوم مقابله با متجاوزان روس صادر کرد<ref>تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۲۶</ref>. در آغاز [[جنگ جهانی اول]] در ۱۳۳۲ق/۱۹۱۴م که متفقین به [[دولت عثمانی]] اعلام جنگ دادند، وی نیز همانند دیگر علما و مراجع بزرگ [[عراق]] بر ضد تجاوزات متفقین به سرزمین‌های عثمانی، اعلام جهاد داد.
در ۱۳۲۹ق پس از تجاوز نیروهای روس به شمال [[ایران]] و کشتار آزادی‌خواهان، فتوایی در لزوم مقابله با متجاوزان روس صادر کرد<ref>تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۲۶</ref>. در آغاز [[جنگ جهانی اول]] در ۱۳۳۲ق/۱۹۱۴م که متفقین به [[دولت عثمانی]] اعلام جنگ دادند، وی نیز همانند دیگر علما و مراجع بزرگ [[عراق]] بر ضد تجاوزات متفقین به سرزمین‌های عثمانی، اعلام جهاد داد.


مهاجرت میرزا محمدتقی شیرازی به کربلا، موجب هماهنگی عملی بین علمای کربلا و نجف و تماس با عشایر و سازماندهی و آمادگی برای مقاومت در برابر اشغالگران گردید<ref>همان،ص۱۷۶</ref>.
مهاجرت میرزا محمدتقی شیرازی به کربلا، موجب هماهنگی عملی بین علمای کربلا و نجف و تماس با عشایر و سازماندهی و آمادگی برای مقاومت در برابر اشغالگران گردید<ref>همان، ص۱۷۶</ref>.


پس از اشغال فاو توسط نیروهای نظامی انگلیسی که مقدمه اشغال عراق بود، میرزامحمدتقی در سامرا سه فتوای جهادی دیگر صادر کرد و عموم عشایر و آحاد [[مسلمانان]] را بر ضد اشغالگران انگلیسی دعوت نمود و فرزندش شیخ محمدرضا را به نیابت از خود جهت پیوستن به مبارزین و همراهی آنها در جبهه‌های جنگ، به کاظمین فرستاد<ref>همان،ص۱۴۲-۱۴۳</ref>.
پس از اشغال فاو توسط نیروهای نظامی انگلیسی که مقدمه اشغال عراق بود، میرزامحمدتقی در سامرا سه فتوای جهادی دیگر صادر کرد و عموم عشایر و آحاد [[مسلمانان]] را بر ضد اشغالگران انگلیسی دعوت نمود و فرزندش شیخ محمدرضا را به نیابت از خود جهت پیوستن به مبارزین و همراهی آنها در جبهه‌های جنگ، به کاظمین فرستاد<ref>همان، ص۱۴۲-۱۴۳</ref>.


=تأسیس سازمان جمعیت اسلامی=
=تأسیس سازمان جمعیت اسلامی=
خط ۸۳: خط ۸۳:
در نامه‌ای که به همراه [[شیخ الشریعه اصفهانی]] به رئیس جمهور وقت امریکا نوشت، تمایل مردم عراق را به انتخاب دولت جدید و مستقل عربی اسلامی و انتخاب پادشاهی مسلمان، مقید به مجلس شورای ملی به اطلاع او رساند<ref>تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۸۵، ۲۸۴</ref>.
در نامه‌ای که به همراه [[شیخ الشریعه اصفهانی]] به رئیس جمهور وقت امریکا نوشت، تمایل مردم عراق را به انتخاب دولت جدید و مستقل عربی اسلامی و انتخاب پادشاهی مسلمان، مقید به مجلس شورای ملی به اطلاع او رساند<ref>تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۸۵، ۲۸۴</ref>.


مدت کوتاهی پس از آغاز فعالیت جمعیت اسلامی، انگلستان تصمیم به دستگیری و تبعید اعضای فعال آن گرفت و در ذیقعده ۱۳۳۷ق شش تن از سران آن جمعیت بازداشت و از آنجا به [[بغداد]] فرستاد تا به [[هندوستان]] تبعید شوند. میرزای شیرازی پس از آگاهی از این حادثه، نامه‌ای برای «آرنولد ویلسون» حاکم انگلیسی عراق نوشت و ضمن اعتراض به تبعید آن عده، درخواست آزادی آنان را نمود. ویلسون در پاسخ، تبعید آنان را توجیه کرد و وقتی نامه وی به میرزا رسید، بسیار افسرده شد و اعلام داشت که به ایران مهاجرت می‌کند تا از آنجا فتوای جهاد بر ضد انگلستان صادر نماید. چون این خبر منتشر شد نامه‌های بسیاری مبنی بر همراهی با میرزا برای مهاجرت به ایران از نجف، کاظمین و دیگر شهرها ارسال گردید. این اقدامات باعث شد که تبعیدشدگان در کمتر از چهار ماه به وطن خویش بازگردانده شوند<ref>همان،ص۱۸۵، ۲۸۴</ref>.
مدت کوتاهی پس از آغاز فعالیت جمعیت اسلامی، انگلستان تصمیم به دستگیری و تبعید اعضای فعال آن گرفت و در ذیقعده ۱۳۳۷ق شش تن از سران آن جمعیت بازداشت و از آنجا به [[بغداد]] فرستاد تا به [[هندوستان]] تبعید شوند. میرزای شیرازی پس از آگاهی از این حادثه، نامه‌ای برای «آرنولد ویلسون» حاکم انگلیسی عراق نوشت و ضمن اعتراض به تبعید آن عده، درخواست آزادی آنان را نمود. ویلسون در پاسخ، تبعید آنان را توجیه کرد و وقتی نامه وی به میرزا رسید، بسیار افسرده شد و اعلام داشت که به ایران مهاجرت می‌کند تا از آنجا فتوای جهاد بر ضد انگلستان صادر نماید. چون این خبر منتشر شد نامه‌های بسیاری مبنی بر همراهی با میرزا برای مهاجرت به ایران از نجف، کاظمین و دیگر شهرها ارسال گردید. این اقدامات باعث شد که تبعیدشدگان در کمتر از چهار ماه به وطن خویش بازگردانده شوند<ref>همان، ص۱۸۵، ۲۸۴</ref>.


=فتوای تحریم استخدام در اداره قیومیت انگلیس=
=فتوای تحریم استخدام در اداره قیومیت انگلیس=


۱۳۳۸ ق/ ۱۹۲۰ دوران جدیدی از تلاش، جهت توسعه دامنه مقاومت و آمادگی مقابله فراگیر علیه اشغالگری [[انگلیس]] آغاز شد. میرزای شیرازی به عنوان اولین گام، طی فتوایی در ۹ جمادی الثانی ۱۳۳۸ق اول مارس ۱۹۲۰ استخدام در اداره قیومت انگلیس را برای مسلمانان تحریم کرد و به دنبال آن تعداد زیادی از کارکنان آنجا استعفا دادند و این روند به مرور زمان افزایش یافت<ref>همان،ص۱۸۹</ref>.
۱۳۳۸ ق/ ۱۹۲۰ دوران جدیدی از تلاش، جهت توسعه دامنه مقاومت و آمادگی مقابله فراگیر علیه اشغالگری [[انگلیس]] آغاز شد. میرزای شیرازی به عنوان اولین گام، طی فتوایی در ۹ جمادی الثانی ۱۳۳۸ق اول مارس ۱۹۲۰ استخدام در اداره قیومت انگلیس را برای مسلمانان تحریم کرد و به دنبال آن تعداد زیادی از کارکنان آنجا استعفا دادند و این روند به مرور زمان افزایش یافت<ref>همان، ص۱۸۹</ref>.


اندکی پیش از آن به درخواست میرزا در اواخر جمادی الاخر ۱۳۳۸ق نشستی محرمانه در شهر [[نجف]] با حضور شمار زیادی از علما و رؤسای عشایر و رهبران فرات میانه تشکیل شد که طی آن قرار شد، حمله‌ای سراسر توسط نیروهای مردمی بر ضد اشغالگران انگلیسی آغاز شود<ref>همان، ص۱۹۰</ref>.
اندکی پیش از آن به درخواست میرزا در اواخر جمادی الاخر ۱۳۳۸ق نشستی محرمانه در شهر [[نجف]] با حضور شمار زیادی از علما و رؤسای عشایر و رهبران فرات میانه تشکیل شد که طی آن قرار شد، حمله‌ای سراسر توسط نیروهای مردمی بر ضد اشغالگران انگلیسی آغاز شود<ref>همان، ص۱۹۰</ref>.
خط ۱۰۰: خط ۱۰۰:
حزب «حرس الاستقلال» پس از دستیابی به نامه عمومی آن را در تیراژ وسیعی به چاپ رساند و در بغداد، کاظمین و دیگر نقاط عراق توزیع کرد. در ۱۰ رمضان ۱۳۳۸ق پانزده تن از بزرگان بغداد به نمایندگی اهالی آن شهر برای مذاکره با ویلسون (حاکم انگلیسی عراق) درباره حقوق مشروع خویش نزد وی رفتند. در پی آن، شخصیت‌های معروف کربلا و نجف نیز به چنین اقدامی دست زدند. میرزای شیرازی هنگامی که از این موضوع با خبر شد، نامه‌هایی به این نمایندگان نوشت و در آن توصیه کرد که در مطالبه حقوق مردم عراق، واهمه‌ای به خود راه ندهند.
حزب «حرس الاستقلال» پس از دستیابی به نامه عمومی آن را در تیراژ وسیعی به چاپ رساند و در بغداد، کاظمین و دیگر نقاط عراق توزیع کرد. در ۱۰ رمضان ۱۳۳۸ق پانزده تن از بزرگان بغداد به نمایندگی اهالی آن شهر برای مذاکره با ویلسون (حاکم انگلیسی عراق) درباره حقوق مشروع خویش نزد وی رفتند. در پی آن، شخصیت‌های معروف کربلا و نجف نیز به چنین اقدامی دست زدند. میرزای شیرازی هنگامی که از این موضوع با خبر شد، نامه‌هایی به این نمایندگان نوشت و در آن توصیه کرد که در مطالبه حقوق مردم عراق، واهمه‌ای به خود راه ندهند.


==تبعید فرزندش==
== تبعید فرزندش ==


به رغم این اقدام، استعمارگران تصمیم به بازداشت سران حرکت‌های ضد انگلیسی و در رأس آنان شیخ محمدرضا، فرزند میرزای شیرازی گرفتند که آنها را رهبری کننده این تحرکات در فرات وسطی می‌دانستند. «میجر بولی» فرماندار انگلیسی حله مأمور این کار شد. وی با اعزام قوای بسیار، شهر و راه‌های ورودی آن را محاصره کرد و برای توجیه اقدام خود نامه‌ای به میرزا شیرازی نوشت و هدف از این کار را حفظ امنیت و دستگیری اشراری که قصد فساد، غارت اموال و ایجاد رعب و وحشت دارند، ذکر نمود. میرزا پس از دریافت نامه، نامه‌ای به خط شیخ مهدی خالصی در پاسخ حاکم انگلیسی حله نوشت<ref>تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۲۹۲</ref>.
به رغم این اقدام، استعمارگران تصمیم به بازداشت سران حرکت‌های ضد انگلیسی و در رأس آنان شیخ محمدرضا، فرزند میرزای شیرازی گرفتند که آنها را رهبری کننده این تحرکات در فرات وسطی می‌دانستند. «میجر بولی» فرماندار انگلیسی حله مأمور این کار شد. وی با اعزام قوای بسیار، شهر و راه‌های ورودی آن را محاصره کرد و برای توجیه اقدام خود نامه‌ای به میرزا شیرازی نوشت و هدف از این کار را حفظ امنیت و دستگیری اشراری که قصد فساد، غارت اموال و ایجاد رعب و وحشت دارند، ذکر نمود. میرزا پس از دریافت نامه، نامه‌ای به خط شیخ مهدی خالصی در پاسخ حاکم انگلیسی حله نوشت<ref>تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۲۹۲</ref>.
خط ۱۱۰: خط ۱۱۰:
به گفته خالصی زاده: نامه‌هایی از رؤسای قبایل به دست ما رسید که نوشته بودند انگلستان لشکری را برای دستگیری آنان فرستاده است و چاره‌ای جز مقاومت و یا تسلیم نمانده است، لذا از آیت‌الله میرزای شیرازی کسب تکلیف کرده بودند. میرزا به من دستور داد این پاسخ را که خلاصه‌اش از این قرار است به آنان بنگارم:
به گفته خالصی زاده: نامه‌هایی از رؤسای قبایل به دست ما رسید که نوشته بودند انگلستان لشکری را برای دستگیری آنان فرستاده است و چاره‌ای جز مقاومت و یا تسلیم نمانده است، لذا از آیت‌الله میرزای شیرازی کسب تکلیف کرده بودند. میرزا به من دستور داد این پاسخ را که خلاصه‌اش از این قرار است به آنان بنگارم:


«من برای استقلال عراق، فرزند و کلیه کسانی را که در نزدم عزیز و گرامی بودند، فدا کردم. اینک آماده‌ام که جان خود را که همه دارایی من است فدا کنم. اما شما! چنانچه انگلستان بر غصب حقوقتان اصرار دارد و به جنگ و مقابله با شما برخاسته است، واجب است با تمام قدرت از خود دفاع کنید و تن در دادن و تسلیم شدن در مقابل آنان حرام است».پس از انتشار نامه میرزای شیرازی، میان عشایر و انگلیسی‌ها جنگ سختی درگرفت.
«من برای استقلال عراق، فرزند و کلیه کسانی را که در نزدم عزیز و گرامی بودند، فدا کردم. اینک آماده‌ام که جان خود را که همه دارایی من است فدا کنم. اما شما! چنانچه انگلستان بر غصب حقوقتان اصرار دارد و به جنگ و مقابله با شما برخاسته است، واجب است با تمام قدرت از خود دفاع کنید و تن در دادن و تسلیم شدن در مقابل آنان حرام است». پس از انتشار نامه میرزای شیرازی، میان عشایر و انگلیسی‌ها جنگ سختی درگرفت.


میرزا شرایط را برای آغاز رویارویی سراسری انقلاب علیه اشغالگران آماده یافت، لذا در پاسخ استفاتاهایی مبنی بر استفاده از اسلحه در قبال اشغالگران فتوای دفاعیه را صادر نمود<ref>نقباء البشر، ج۱، ص۲۶۳</ref>. همچنین طی فتوایی که برای تمام مسلمانان فرستاد، آنها را به مقاومت در برابر انگلیسی‌ها و بیرون راندشان از سرزمین‌های اسلامی دعوت کرد<ref>تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۹۹</ref>.
میرزا شرایط را برای آغاز رویارویی سراسری انقلاب علیه اشغالگران آماده یافت، لذا در پاسخ استفاتاهایی مبنی بر استفاده از اسلحه در قبال اشغالگران فتوای دفاعیه را صادر نمود<ref>نقباء البشر، ج۱، ص۲۶۳</ref>. همچنین طی فتوایی که برای تمام مسلمانان فرستاد، آنها را به مقاومت در برابر انگلیسی‌ها و بیرون راندشان از سرزمین‌های اسلامی دعوت کرد<ref>تاریخ جنبش اسلامی در عراق، ص۱۹۹</ref>.
خط ۱۱۶: خط ۱۱۶:
=نظارت بر اداره کربلا=
=نظارت بر اداره کربلا=


پس از آزادی کربلا به دست انقلابیون در ۲۹ شوال ۱۳۳۸ق اهالی شهر به منزل میرزا محمدتقی شیرازی رفتند و درباره نحوه اداره شهر با وی مذاکره کردند. در پی آن مقرر شد شهر توسط دو مجلس اداره شود: شورای عالی جنگ و انجمن علمی. اهداف مجلس انجمن علمی‌رسیدگی به امور دینی و ترویج آن، و حکمیت در منازعات داخلی شهر و عشایر بود. این مجلس متشکل از [[سید هبة الدین شهرستانی|سید هبه الدین شهرستانی]]، [[سید ابوالقاسم کاشانی]]، میرزا احمد خراسانی، سید حسین قزوینی و میرزا عبدالحسین شیرازی (فرزند میرزای شیرازی) بود. مأموریت مجلس ملی، گرفتن مالیات از مردم، تعیین مسئولان نظامی و اداری و برقراری امنیت در شهر و راه‌های اطراف و مانند آن بود. اعضای این مجلس هفده تن بودند، آیت‌الله شیرازی وظیفه نظارت بر دو مجلس را بر عهده داشت<ref>همان،ص۲۰۳-۲۰۴، پانویس۲۰۳</ref>.
پس از آزادی کربلا به دست انقلابیون در ۲۹ شوال ۱۳۳۸ق اهالی شهر به منزل میرزا محمدتقی شیرازی رفتند و درباره نحوه اداره شهر با وی مذاکره کردند. در پی آن مقرر شد شهر توسط دو مجلس اداره شود: شورای عالی جنگ و انجمن علمی. اهداف مجلس انجمن علمی‌رسیدگی به امور دینی و ترویج آن، و حکمیت در منازعات داخلی شهر و عشایر بود. این مجلس متشکل از [[سید هبة الدین شهرستانی|سید هبه الدین شهرستانی]]، [[سید ابوالقاسم کاشانی]]، میرزا احمد خراسانی، سید حسین قزوینی و میرزا عبدالحسین شیرازی (فرزند میرزای شیرازی) بود. مأموریت مجلس ملی، گرفتن مالیات از مردم، تعیین مسئولان نظامی و اداری و برقراری امنیت در شهر و راه‌های اطراف و مانند آن بود. اعضای این مجلس هفده تن بودند، آیت‌الله شیرازی وظیفه نظارت بر دو مجلس را بر عهده داشت<ref>همان، ص۲۰۳-۲۰۴، پانویس۲۰۳</ref>.


=درگذشت=
=درگذشت=
خط ۱۳۸: خط ۱۳۸:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده: عالمان]]
[[رده:عالمان]]
[[رده: عالمان شیعه]]
[[رده:عالمان شیعه]]
[[رده:مفسران شیعه]]
[[رده:مفسران شیعه]]
[[رده:پیشگامان تقریب مذاهب]]
[[رده:پیشگامان تقریب مذاهب]]
۴٬۹۳۳

ویرایش