confirmed، مدیران
۳۷٬۲۴۸
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
| مادر = مریم (به عقیدهٔ مسیحیان پسر خدا بود) | | مادر = مریم (به عقیدهٔ مسیحیان پسر خدا بود) | ||
}} | }} | ||
'''حضرت عیسی (علیه السلام)''' پیامبر [[مسیحیان]] و یکی از [[پیامبران اولوالعزم]] و صاحب شریعت است. کتاب آسمانی او [[انجیل]] نام دارد و او آخرین پیامبر قبل از [[پیامبر اسلام ( | '''حضرت عیسی (علیه السلام)''' پیامبر [[مسیحیان]] و یکی از [[پیامبران اولوالعزم]] و صاحب شریعت است. کتاب آسمانی او [[انجیل]] نام دارد و او آخرین پیامبر قبل از [[پیامبر اسلام (صلی الله علیه)]] و از بشارت دهندگان به ظهور آن حضرت بود. حضرت عیسی (علیه السلام) دارای مقام [[امامت]] بود. از [[معجزه|معجزات]] اوست: خلق مرغ، زنده کردن مردگان، شفای کور مادرزاد و برصی و خبر دادن از [[غیب]]. مطابق با [[قرآن]] عیسی (علیه السلام) به گونهای اعجازآمیز از مریم عذراء و مقدس متولد شد و سپس در گهواره شروع به سخن گفتن کرد و پیامبری خود را بشارت داد. مسیحیان بر این باورند که عیسی (علیه السلام) توسط [[یهود]] به صلیب کشیده شده و به [[شهادت]] رسیده است اما مطابق با [[قرآن]] هنگامی که یهود بر آن جناب شورید و تصمیم گرفت او را به قتل برساند، [[خدا|خدای تعالی]] او را از دست [[یهود]] نجات داد و به سوی خود بالا برد. | ||
=ولادت حضرت عیسی (علیه السلام)= | =ولادت حضرت عیسی (علیه السلام)= | ||
خط ۱۲۸: | خط ۱۲۸: | ||
# [[امام علی(علیه السلام)]]<ref>ر. ک:مقاله امام علی(علیه السلام) </ref> در وصف عیسی (علیه السلام): و اگر خواهی، از عیسی بن مریم (علیه السلام) برایت بگویم. او سنگ را بالش خود میکرد و جامه خشن میپوشید و نان خشک و گلوآزار میخورد. خورش او گرسنگی بود و چراغش در شب، ماه و سرپناهش در زمستان، آفتاب گیرهای صبح و عصر و میوه و سبزیجاتش، علف و گیاهانی که زمین برای چهار پایان میرویاند. نه زنی داشت که مایه گرفتاری او باشد و نه فرزندی که اندوهگینش سازد و نه مال و ثروتی که دل او را به خود مشغول گرداند و نه طمعی که به خواریش اندازد. مرکب او دو پایش بود و خدمتکارش دو دست او! <ref> سیره نبوی «منطق عملی»، مصطفی دلشاد تهرانی، ج۱، ص۲۹۲</ref> | # [[امام علی(علیه السلام)]]<ref>ر. ک:مقاله امام علی(علیه السلام) </ref> در وصف عیسی (علیه السلام): و اگر خواهی، از عیسی بن مریم (علیه السلام) برایت بگویم. او سنگ را بالش خود میکرد و جامه خشن میپوشید و نان خشک و گلوآزار میخورد. خورش او گرسنگی بود و چراغش در شب، ماه و سرپناهش در زمستان، آفتاب گیرهای صبح و عصر و میوه و سبزیجاتش، علف و گیاهانی که زمین برای چهار پایان میرویاند. نه زنی داشت که مایه گرفتاری او باشد و نه فرزندی که اندوهگینش سازد و نه مال و ثروتی که دل او را به خود مشغول گرداند و نه طمعی که به خواریش اندازد. مرکب او دو پایش بود و خدمتکارش دو دست او! <ref> سیره نبوی «منطق عملی»، مصطفی دلشاد تهرانی، ج۱، ص۲۹۲</ref> | ||
# | # | ||
# پیامبر خدا ( | # پیامبر خدا (صلی الله علیه): ای ام ایمن، مگر نمیدانی که برادرم عیسی شامی را برای صبحانه نگه نمیداشت و صبحانه ای را برای شام؟ از برگ درختان تغذیه میکرد و از آب باران میآشامید، پلاس میپوشید و هر جا شب میرسید همان جا بیتوته میکرد و میگفت: هر روزی، روزی خود را میآورد. <ref>حکم النبی الأعظم صلی الله علیه و آله و سلم (محمدی ری شهری)، ج۲، ص۲۸۱</ref> | ||
# | # | ||
# سخنان نجواآمیز خدای تعالی با (علیه السلام): ای عیسی، چونان شخص دلسوز و مهربان، تو را به مهربانی سفارش میکنم تا با طلب شادی و خشنودی من، سزاوار دوستی من شوی. تو در بزرگی و در خردی برکت داده شدی و هر جا بودی با برکت بودی. گواهی میدهم که تو بنده من و زاده کنیز من هستی، با [[نافله]] ها به من نزدیک شو و به من توکل کن تا تو را کفایت کنم و غیر مرا به ولایت و دوستی برمگزین که تو را تنها میگذارم. <ref> بحارالأنوار (علامه مجلسی)، ج۱۴، ص۲۸۹</ref> | # سخنان نجواآمیز خدای تعالی با (علیه السلام): ای عیسی، چونان شخص دلسوز و مهربان، تو را به مهربانی سفارش میکنم تا با طلب شادی و خشنودی من، سزاوار دوستی من شوی. تو در بزرگی و در خردی برکت داده شدی و هر جا بودی با برکت بودی. گواهی میدهم که تو بنده من و زاده کنیز من هستی، با [[نافله]] ها به من نزدیک شو و به من توکل کن تا تو را کفایت کنم و غیر مرا به ولایت و دوستی برمگزین که تو را تنها میگذارم. <ref> بحارالأنوار (علامه مجلسی)، ج۱۴، ص۲۸۹</ref> | ||
خط ۱۳۴: | خط ۱۳۴: | ||
# امام صادق (علیه السلام): یکی از روشهای عیسی بن مریم گشت و گذار در شهرها بود. روزی با یکی از یاران خود که مردی کوته اندام بود و غالباً با عیسی (علیه السلام) همراهی میکرد، برای سیاحت بیرون رفت. چون عیسی به دریا رسید با یقین درست گفت: به نام خدا و بر روی آب حرکت کرد. مرد کوتاه قد چون دید عیسی (علیه السلام) از آب گذشت با یقین درست گفت: به نام خدا و بر روی آب حرکت کرد تا به عیسی (علیه السلام) رسید. در این هنگام دچار خودبینی و غرور شد... لذا در آب فرو رفت. پس از عیسی کمک خواست و آن حضرت دستش را گرفت و او را از آب بیرون کشید. <ref>بحارالأنوار (علامه مجلسی)، ج۱۴، ص۲۵۴</ref> | # امام صادق (علیه السلام): یکی از روشهای عیسی بن مریم گشت و گذار در شهرها بود. روزی با یکی از یاران خود که مردی کوته اندام بود و غالباً با عیسی (علیه السلام) همراهی میکرد، برای سیاحت بیرون رفت. چون عیسی به دریا رسید با یقین درست گفت: به نام خدا و بر روی آب حرکت کرد. مرد کوتاه قد چون دید عیسی (علیه السلام) از آب گذشت با یقین درست گفت: به نام خدا و بر روی آب حرکت کرد تا به عیسی (علیه السلام) رسید. در این هنگام دچار خودبینی و غرور شد... لذا در آب فرو رفت. پس از عیسی کمک خواست و آن حضرت دستش را گرفت و او را از آب بیرون کشید. <ref>بحارالأنوار (علامه مجلسی)، ج۱۴، ص۲۵۴</ref> | ||
# | # | ||
# [[پیامبر خدا( | # [[پیامبر خدا(صلی الله علیه)]]: عیسی بن مریم بر گوری گذشت که صاحب آن عذاب میکشید. سال بعد نیز بر همان گور گذشت و دید دیگر عذاب نمیشود. عرض کرد: پروردگارا، پارسال از این گور عبور کردم و صاحبش عذاب میشد و امسال که از آن میگذرم دیگر عذاب نمیکشد؟ خداوند جل جلاله به او وحی فرمود: ای روح الله، فرزند صالحی از او بزرگ شد و راهی را درست کرد و یتیمی را سرپرستی نمود و من به خاطر این کارهای فرزندش، او را آمرزیدم. <ref> البرهان فی تفسیر القرآن (سید هاشم بحرانی)، ج۳، ص۷۱۱</ref> | ||
# | # | ||
# به عیسی بن مریم (علیه السلام) عرض شد: چه کسی تو را ادب آموخت؟ فرمود: هیچ کس ادبم نیاموخت، بلکه زشتی نادانی را دیدم و از آن دوری گزیدم. <ref> بحارالأنوار (علامه مجلسی)، ج۱۴، ص۳۲۶</ref> | # به عیسی بن مریم (علیه السلام) عرض شد: چه کسی تو را ادب آموخت؟ فرمود: هیچ کس ادبم نیاموخت، بلکه زشتی نادانی را دیدم و از آن دوری گزیدم. <ref> بحارالأنوار (علامه مجلسی)، ج۱۴، ص۳۲۶</ref> |