۸۷٬۹۱۷
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
منطقه [[جبل عامل]] [[لبنان]] زادگاه فقیهان پارسایی است که نیاکان سید حسن صدر نیز از آن جملهاند. روستاهای «شدغیث» و «معرکه» که اکنون خرابه ای از آنها باقی است محل زندگی خاندان صدر بود. کوچ سید صالح به [[عراق]] سبب گشت خاندان صدر به سه گروه تقسیم شوند عدهای در منطقه جبل عامل باقی بمانند، عدهای در [[کاظمین]] ماندگار شوند و بعضی به [[اصفهان]] هجرت کنند. خاندان صدر از شخصیتهای بزرگ در علم و اخلاق بودند. | منطقه [[جبل عامل]] [[لبنان]] زادگاه فقیهان پارسایی است که نیاکان سید حسن صدر نیز از آن جملهاند. روستاهای «شدغیث» و «معرکه» که اکنون خرابه ای از آنها باقی است محل زندگی خاندان صدر بود. کوچ سید صالح به [[عراق]] سبب گشت خاندان صدر به سه گروه تقسیم شوند عدهای در منطقه جبل عامل باقی بمانند، عدهای در [[کاظمین]] ماندگار شوند و بعضی به [[اصفهان]] هجرت کنند. خاندان صدر از شخصیتهای بزرگ در علم و اخلاق بودند. | ||
نسب سید حسن صدر با سی واسطه به | نسب سید حسن صدر با سی واسطه به امام موسی بن جعفر میرسد. به همین جهت به او موسوی میگفتند. وی را «ابو محمّد» نیز میخواندند زیرا نام فرزند بزرگش محمّد بود. سید حسن صدر چون در کاظمین به دنیا آمده و بیش تر عمرش را در آنجا سپری کرده بود، به کاظمینی نیز مشهور بود<ref>اعیان الشیعه، سید محسن امین، ج5، ص325 تأسیس الشیعه، ص 29 ریحانة الادب، علی مدرس تبریزی، ج3، ص425 موسوعة العتبات المقدسه، ج10، ص ,102 و علمای بزرگ شیعه از کلینی تا خمینی، م. جرفادقانی ص 328.</ref>. | ||
== پـدر == | == پـدر == | ||
پدرش، [[علامه سید هادی صدر]] (متوفی: 1316هـ. ق) از دانشمندان عصر خود به شمار میرفت. از وی کراماتی نقل شده، از جمله اینکه علاّمه | پدرش، [[سید هادی صدر|علامه سید هادی صدر]] (متوفی: 1316هـ. ق) از دانشمندان عصر خود به شمار میرفت. از وی کراماتی نقل شده، از جمله اینکه علاّمه سید هادی صدر گفته است در سال 1278هـ.ق. آب رودخانه [[دجله]] طغیان کرد و اطراف [[کاظمین]] را فرا گرفت. همه خانههای اطراف رودخانه تخریب گشت و راه ها مسدود شد. بعد از چند روزی که آب رودخانه فرو نشست، اطراف رودخانه تبدیل به گل و لای و باتلاق شده بود. به همین جهت، مردم نمیتوانستند از رودخـانه آب بردارند. از کنـاره شهر تا ساحل رودخانه، راه باریکی به وسیله سنگی چینی احداث شده بود، اما عرض آن خیلی کم بود و فقط یک نفر میتوانست از آن عبور کند. روزی نزدیک غروب آفتاب، متوجه شدم در خانه آبی برای نوشیدن نداریم. ظرف آب را برداشتم و با عجله از هـمان راه باریک خود را به ساحل رودخانه رساندم. هوا تاریک شـده بود. ظرف را از آب رودخـانه پر کردم و به سوی خانه حرکت کردم. هنگام بازگشت، راه را گم کردم. به هر جـا که قدم میگذاشتم، در گل و لای فرو میرفتم. از ادامه راه ناامـید شدم و خـود را به کنار ساحل رساندم. متوسل به [[موسی بن جعفر|باب الحوائج]]، [[موسی بن جعفر]] شدم. صدایی مـرا متوجه خود کرد. نگاهی به اطراف انداختم، مردی را دیـدم که از میان باغها به طرف من آمد و سلام کرد. من ضمن این که جواب سلام او را دادم، از این که لباسهایم پر از گل و لای بود، خجالت کشیدم. او پرسید: این جا چه میکنی؟ | ||
داستان را برایش شرح دادم. ظرف آب را برداشت و به راه افتاد. من نیز از پشت سرش حرکت کردم، تا به اول راه رسیدیم. به او گفتم: اجرت با خدا، ظرف آب را بده! او جواب داد: تو نمیدانی ظرف آب را چگونه برداری! من که شرمنده شده بودم، از او خواستم به خانهاش برگردد. او ظرف آب را تا اواخر راه باریک برایم آورد. سپس ظرف آب را به من داد. من به سوی خانه حرکت کردم. به پشت سر برگشتم تا از او تشکر کنم، ولی کسی را ندیدم. آنگاه به خود آمدم که خانهای در این اطراف نیست و متوجه شدم که او از بندگان صالح خدا بود<ref>موسوعة العتبات المقدسه، جعفر خلیلی، ج 10، ص102، فوائد الرضویه، عباس قمی، ص 124.</ref>. | داستان را برایش شرح دادم. ظرف آب را برداشت و به راه افتاد. من نیز از پشت سرش حرکت کردم، تا به اول راه رسیدیم. به او گفتم: اجرت با خدا، ظرف آب را بده! او جواب داد: تو نمیدانی ظرف آب را چگونه برداری! من که شرمنده شده بودم، از او خواستم به خانهاش برگردد. او ظرف آب را تا اواخر راه باریک برایم آورد. سپس ظرف آب را به من داد. من به سوی خانه حرکت کردم. به پشت سر برگشتم تا از او تشکر کنم، ولی کسی را ندیدم. آنگاه به خود آمدم که خانهای در این اطراف نیست و متوجه شدم که او از بندگان صالح خدا بود<ref>موسوعة العتبات المقدسه، جعفر خلیلی، ج 10، ص102، فوائد الرضویه، عباس قمی، ص 124.</ref>. | ||
خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
سید حسن صدر از کارشناسان [[علم حدیث]] بود و به همین سبب، به محدث کاظمینی مشهور بود. کسانی که وی از آنها حدیث نقل کرده است، دو گروهند: | سید حسن صدر از کارشناسان [[علم حدیث]] بود و به همین سبب، به محدث کاظمینی مشهور بود. کسانی که وی از آنها حدیث نقل کرده است، دو گروهند: | ||
گروه اول، کسانی هستند که بدون اجازه کتبی از آنان حدیث نقل میکرد، که عبارتند از: میرزا حسن شیرازی (متوفای: 1312 هـ .ق.)، [[میرزا حبیب الله رشتی]] (متوفای: 1313 هـ .ق.)، [[محمد حسن بن هاشم کاظمی]](متوفای: 1308 هـ .ق.) [[محمد ایروانی]](متوفای: 1306 هـ .ق.)، محمّد حسن آل یاسین کاظمی و | گروه اول، کسانی هستند که بدون اجازه کتبی از آنان حدیث نقل میکرد، که عبارتند از: میرزا حسن شیرازی (متوفای: 1312 هـ .ق.)، [[میرزا حبیب الله رشتی]] (متوفای: 1313 هـ .ق.)، [[محمد حسن بن هاشم کاظمی]](متوفای: 1308 هـ .ق.) [[محمد ایروانی]](متوفای: 1306 هـ .ق.)، محمّد حسن آل یاسین کاظمی و سید هادی صدر (متوفای: 1316 هـ .ق). | ||
گروه دوم، عالمانی که به او اجازه کتبی برای نقل حدیث دادهاند، که عبارتند از: شیخ ملاّ علی بن خلیل رازی (متوفای: 1297 هـ .ق.) سید مهدی قزوینی حلّی، میرزا محمّد هاشم بن زینالعابدین اصفهانی (متوفای: 1318 هـ. ق). | گروه دوم، عالمانی که به او اجازه کتبی برای نقل حدیث دادهاند، که عبارتند از: شیخ ملاّ علی بن خلیل رازی (متوفای: 1297 هـ .ق.) سید مهدی قزوینی حلّی، میرزا محمّد هاشم بن زینالعابدین اصفهانی (متوفای: 1318 هـ. ق). | ||
خط ۷۴: | خط ۷۴: | ||
== در عرصه فرهنگ == | == در عرصه فرهنگ == | ||
# '''پیمان مقدس''': [[جرجی زیدان]]، تاریخ نویس معروف (متوفای: 1914 م) در کتاب (تاریخ آداب اللغة العربیه) که در چهار جلد منتشر شد، نوشت: شیعه طایفه ای کوچک بود که آثار قابل اعتنایی نداشت و اکنون شیعه ای در دنیا وجود ندارد.» وقتی این خبر به سید حسن صدر رسید، با [[شیخ آقا بزرگ تهرانی]] و [[محمد حسین کاشفالغطاء]] همپیمان شد تا به معرّفی شیعه بپردازد. علاّمه سید حسن صدر درباره فعالیتهای علمی شیعه و نقش آنان در تأسیس و تکمیل [[علوم اسلامی]] تحقیق کرد و کتاب معروف خود به نام [[تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام]]، را تألیف کرد، که در سال 1370 هـ. ق. در 445 صفحه به چاپ رسید. شیخ آقا بزرگ تهرانی با تألیف [[الذریعة الی تصانیف الشیعه]] در 29 جلد به معرفی آثار و تألیفات شیعه در علوم مختلف پرداخت. علاّمه شیخ محمّد حسین کاشفالغطاء نیز نقدی بر [[تاریخ آداب اللغة العربیه]] نوشت<ref> شیخ آقابزرگ تهرانی، محمّدرضاحکیمی، ص 23 ـ 22.</ref>. | # '''پیمان مقدس''': [[جرجی زیدان]]، تاریخ نویس معروف (متوفای: 1914 م) در کتاب (تاریخ آداب اللغة العربیه) که در چهار جلد منتشر شد، نوشت: شیعه طایفه ای کوچک بود که آثار قابل اعتنایی نداشت و اکنون شیعه ای در دنیا وجود ندارد.» وقتی این خبر به سید حسن صدر رسید، با [[شیخ آقا بزرگ تهرانی]] و [[محمد حسین کاشفالغطاء]] همپیمان شد تا به معرّفی شیعه بپردازد. علاّمه سید حسن صدر درباره فعالیتهای علمی شیعه و نقش آنان در تأسیس و تکمیل [[علوم اسلامی]] تحقیق کرد و کتاب معروف خود به نام [[تأسیس الشیعه لعلوم الاسلام]]، را تألیف کرد، که در سال 1370 هـ. ق. در 445 صفحه به چاپ رسید. شیخ آقا بزرگ تهرانی با تألیف [[الذریعة الی تصانیف الشیعه]] در 29 جلد به معرفی آثار و تألیفات شیعه در علوم مختلف پرداخت. علاّمه شیخ محمّد حسین کاشفالغطاء نیز نقدی بر [[تاریخ آداب اللغة العربیه]] نوشت<ref> شیخ آقابزرگ تهرانی، محمّدرضاحکیمی، ص 23 ـ 22.</ref>. | ||
# '''غیرت دینی''': فعالیتهای فرهنگی [[وهابیت]] روز به روز گسترش مییافت. علاّمه سید حسن صدر برای دفع این فتنه، کتابی تحت عنوان «رسالة الشریفه فی الردّ علی فتاوی الوهابین» نگاشت<ref> تأسیس الشیعه، ص 20.</ref>. | # '''غیرت دینی''': فعالیتهای فرهنگی [[وهابیت]] روز به روز گسترش مییافت. علاّمه سید حسن صدر برای دفع این فتنه، کتابی تحت عنوان «رسالة الشریفه فی الردّ علی فتاوی الوهابین» نگاشت<ref> تأسیس الشیعه، ص 20.</ref>. | ||
# '''گنجینه جاویدان''': کتابخانهای ماندگار، علاّمه سید حسن صدر علاقه بسیار شدیدی به خرید و جمعآوری کتاب داشت. این علاقه به قدری شدید بود که برای خرید یک کتاب از هزینههای ضروری زندگی چشمپوشی میکرد. وی کتابهای قدیمی و خطی را جمعآوری میکرد و اگر کتابی بدون نام مؤلف بود، آن قدر تحقیق و تفحص میکرد تا نویسنده را بشناسد. اکنون کتابخانهاش شامل بیش از 1000 جلد کتاب نفیس است<ref>همان، ص 22 ـ 21 و اعیان الشیعه، ج 5، ص 325.</ref>. | # '''گنجینه جاویدان''': کتابخانهای ماندگار، علاّمه سید حسن صدر علاقه بسیار شدیدی به خرید و جمعآوری کتاب داشت. این علاقه به قدری شدید بود که برای خرید یک کتاب از هزینههای ضروری زندگی چشمپوشی میکرد. وی کتابهای قدیمی و خطی را جمعآوری میکرد و اگر کتابی بدون نام مؤلف بود، آن قدر تحقیق و تفحص میکرد تا نویسنده را بشناسد. اکنون کتابخانهاش شامل بیش از 1000 جلد کتاب نفیس است<ref>همان، ص 22 ـ 21 و اعیان الشیعه، ج 5، ص 325.</ref>. | ||
نویسنده پرتلاش، [[علامه سید شرف الدین]] میگوید: من از آیتالله سید حسن صدر شنیدم که وی در ایّام جوانی شب ها را (معمولا) برای مطالعه بیدار بود و در روز، خواب قبل یا بعد از ظهر را نمیشناخته. خودم نیز مشاهده کردم او در سالهای پیری، شب و روز در کتابخانهاش قلم به دست راست و کاغذ در دست چپ، مشغول تحقیق و تألیف بود. به جرأت میگویم که آن بزرگوار یک چهارم عمرش را خوابید و باقی عمرش را بیدار بود بر عکس عموم مردم که فقط یک چهارم عمرشان را بیدارند<ref> علمای معاصرین، ص 170.</ref>. | نویسنده پرتلاش، [[سید عبدالحسین شرف الدین|علامه سید شرف الدین]] میگوید: من از آیتالله سید حسن صدر شنیدم که وی در ایّام جوانی شب ها را (معمولا) برای مطالعه بیدار بود و در روز، خواب قبل یا بعد از ظهر را نمیشناخته. خودم نیز مشاهده کردم او در سالهای پیری، شب و روز در کتابخانهاش قلم به دست راست و کاغذ در دست چپ، مشغول تحقیق و تألیف بود. به جرأت میگویم که آن بزرگوار یک چهارم عمرش را خوابید و باقی عمرش را بیدار بود بر عکس عموم مردم که فقط یک چهارم عمرشان را بیدارند<ref> علمای معاصرین، ص 170.</ref>. | ||
== آثار<ref> همان، ص 172.</ref> == | == آثار<ref> همان، ص 172.</ref> == |