پرش به محتوا

حماسه مردم آمل 1360: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۲۳: خط ۲۳:
== ساماندهی نیروهای مردمی ==
== ساماندهی نیروهای مردمی ==
[[پرونده:حماسه مردم آمل 1360 (2).jpeg|بی‌قاب|راست|]]  
[[پرونده:حماسه مردم آمل 1360 (2).jpeg|بی‌قاب|راست|]]  
سازماندهی و ساماندهی نیروهای مردمی از ساعت 7 صبح آغاز شد و تا 8 صبح به‌پایان رسید. هرچند نهادهایی چون سپاه و بسیج به خاطر نو‌پایی این نهادها تجربه‌ لازم را نداشتند، ولی شور و اشتیاق بسیار بالا برای مقابله با ضدانقلاب، جایگزین هر نارسایی شد. حمله مردم حزب‌اللهی به ضدانقلاب در دو محور اساسی، یعنی در همان مناطقی كه دشمن تمركز داشت، صورت گرفت. در ادامه‌ حضور مردم، واحدهای كوچك‌تری از كوچه و خیابان‌ها به راه افتادند و خود را به مناطق درگیری رساندند.  
سازماندهی و ساماندهی نیروهای مردمی از ساعت 7 صبح آغاز شد و تا 8 صبح به‌پایان رسید. هرچند نهادهایی چون [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامی|سپاه]] و بسیج به خاطر نو‌پایی این نهادها تجربه‌ لازم را نداشتند، ولی شور و اشتیاق بسیار بالا برای مقابله با ضدانقلاب، جایگزین هر نارسایی شد. حمله مردم حزب‌اللهی به ضدانقلاب در دو محور اساسی، یعنی در همان مناطقی كه دشمن تمركز داشت، صورت گرفت. در ادامه‌ حضور مردم، واحدهای كوچک‌تری از كوچه و خیابان‌ها به راه افتادند و خود را به مناطق درگیری رساندند.  
برخی از نهادهای انتظامی چون كمیته‌ انقلاب اسلامی، شهربانی و ژاندارمری در بخش‌هایی از شهر مانع ورود مردم به صحنه‌ درگیری می‌شدند تا بدان‌ها آسیبی وارد نشود، اما مردم در چند بخش اساسی ایفای نقش كردند: كمك در ایجاد سنگر و مواضع دفاعی؛ تلاش برای دستگیری دشمن؛ درگیری مسلحانه و جنگ تن به تن با دشمن؛ كشف محل استقرار دشمن؛ تخلیه‌ شهدا و كمك به مجروحین.
برخی از نهادهای انتظامی چون كمیته‌ انقلاب اسلامی، شهربانی و ژاندارمری در بخش‌هایی از شهر مانع ورود مردم به صحنه‌ درگیری می‌شدند تا بدان‌ها آسیبی وارد نشود، اما مردم در چند بخش اساسی با كمك در ایجاد سنگر و مواضع دفاعی، تلاش برای دستگیری دشمن، درگیری مسلحانه و جنگ تن به تن با دشمن، كشف محل استقرار دشمن، تخلیه‌ شهدا و كمک به مجروحین ایفای نقش كردند.
یكی از ابتكارات جالب نیروهای بسیجی در نبرد با دشمن این بود كه پشت یك وانت نیسان سنگر درست كرده بودند و وانت با دنده عقب به سمت دشمن حركت می‌كرد؛ نیروهای بسیجی پشت سنگرهای ساخته شده در وانت به سمت دشمن تیراندازی می‌كردند و راننده هم از تیراندازی دشمن در امان بود.
یكی از ابتكارات جالب نیروهای بسیجی در نبرد با دشمن این بود كه پشت یک وانت نیسان سنگر درست كرده بودند و وانت با دنده عقب به سمت دشمن حركت می‌كرد؛ نیروهای بسیجی پشت سنگرهای ساخته شده در وانت به سمت دشمن تیراندازی می‌كردند و راننده هم از تیراندازی دشمن در امان بود.
نقش مردم در این درگیری غیرقابل تصور بود، به‌طوری كه در ساعات اولیه‌ این نبرد دلاورانه، مردم تمام سطح شهر را پوشانده بودند و از خارج شهر با سرعت تمام وانت وانت شن و ماسه به داخل شهر می‌آوردند: «در حین درگیری شدید در حدود ساعت یازده بود كه وانت‌هایی كه كیسه‌ی شن حمل می‌كردند، از جاده رد شدند. ما ابتدا ایست دادیم كه آنها توجه نكردند. یك بار به یك وانت به منظور ترساندن آنها شلیك كردیم كه فرار كردند. یكی دو بار هم وانت‌ها را گرفتیم و گونی آنها را خالی كردیم»
نقش مردم در این درگیری غیرقابل تصور بود، به‌طوری كه در ساعات اولیه‌ این نبرد دلاورانه، مردم تمام سطح شهر را پوشانده بودند و از خارج شهر با سرعت تمام وانت وانت شن و ماسه به داخل شهر می‌آوردند و تعداد آن آنقدر زیاد بود كه محافظان جاده، كاری نمی‌توانستند بكنند. جنگ و گریز مردم و نیروهای انتظامی منجر به كشته شدن و دستگیری عده‌ای از مهاجمین شد و در همان روز سه‌شنبه، 6 بهمن‌ماه سال 1360ش ، دشمن تمام مواضع خود را از دست داد. در ساعت 4 بعد از ظهر دشمن شروع به عقب‌نشینی كرد و در دو باغ حاشیه شهر موضع گرفت. یکی از نیروهای سربداران در شرح واقعه می‌گوید:«بعد از عقب‌نشینی، وارد یك باغ بزرگ شدیم. در همان موقع صدای الله‌اكبر و صدای جمعیت زیادی از درون باغ ‌آمد. بچه‌ها فهمیدند كه باغ در محاصره است و از هر طرف كه بخواهیم برویم به آن‌ها بر می‌خوریم. در آنجا بچه‌ها تیراندازی هوایی كردند، چون امكان داشت همدیگر را بزنیم». افرادی كه در برخی از محلات مانند رضوانیه مستقر بودند تا شاید مردم در روشنی روز به آن‌ها بپیوندند، نومیدانه به جنگل برگشتند: «من تا ظهر در همان محله ماندم و با شدت گرفتن درگیری در پیرامون محله و تنگ‌شدن حلقه‌ محاصره، جزو اولین گروهی بودم كه به طرف جنگل برگشتیم».
 
ولی تعداد وانت‌ها آنقدر زیاد بود كه محافظان جاده، كاری نمی‌توانستند بكنند. جنگ و گریز مردم و نیروهای انتظامی منجر به كشته شدن و دستگیری عده‌ای از مهاجمین شد و در همان روز سه‌شنبه، 6/11/60، دشمن تمام مواضع خود را از دست داد. در ساعت 4 بعد از ظهر دشمن شروع به عقب‌نشینی كرد و در دو باغ حاشیه شهر موضع گرفت:
 
«بعد از عقب‌نشینی، وارد یك باغ بزرگ شدیم. در همان موقع صدای الله‌اكبر و صدای جمعیت زیادی از درون باغ ‌آمد. بچه‌ها فهمیدند كه باغ در محاصره است و از هر طرف كه بخواهیم برویم به آن‌ها بر می‌خوریم. در آنجا بچه‌ها تیراندازی هوایی كردند، چون امكان داشت همدیگر را بزنیم».
 
افرادی كه در برخی از محلات مانند رضوانیه مستقر بودند تا شاید مردم در روشنی روز به آن‌ها بپیوندند، نومیدانه به جنگل برگشتند: «من تا ظهر در همان محله ماندم و با شدت گرفتن درگیری در پیرامون محله و تنگ‌شدن حلقه‌ محاصره، جزو اولین گروهی بودم كه به طرف جنگل برگشتیم».


==تلفات کمونیست‌ها==
==تلفات کمونیست‌ها==
confirmed
۸٬۵۲۸

ویرایش