پرش به محتوا

حکم تاریخی امام خمینی دربارۀ سلمان رشدی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۳۶: خط ۳۶:


==پاسخی علمی به کتاب سلمان رشدی==  
==پاسخی علمی به کتاب سلمان رشدی==  
افراد بسیاری اقسانه غرانیق را به‌عنوان منبع نظرات سلمان رشدی در کتاب موهن آیات شیطانی، از جهات تاریخی، قرآنی و عقلانی مورد بررسی قرار داده و بی‌اعتباری آن را اثبات کرده‌اند. سیدعطاءالله مهاجرانی در کتاب «نقد توطئه آیات شیطانی» با ادله‌ای علمی، رمان «آیات شیطانی» از سلمان رشدی را مورد نقد قرار داده است. مهاجرانی در کتاب خود می‌‌نویسد: «این داستان از آنجایی که در کتب مشهوری مانند «تاریخ طبری»، «تفسیر طبری»، «طبقات ابن‌سعد» و «اسباب‌التنزیل» واقدی نقل شده است مورد استناد مورخان و مفسران پس از آن قرار گرفته است اما این نکته قابل‌تامل است که واقدی در سال ۲۰۷ هجری قمری وفات کرده و طبری متوفی در سال ۳۱۰ هجری است. اما ابن‌اسحاق متوفی در سال ۱۵۰ یا ۱۵۱ هجری کمترین اشاره‌ای به غرانیق ندارد. با توجه به اینکه ابن‌اسحاق تنها به استماع اساتید خود بسنده نمی‌کرد، پژوهشگری بود که خانه‌به‌خانه و شهربه‌شهر می‌گشت و روایات مربوط به پیامبر را می‌شنید و بررسی می‌کرد، چنانکه ابن‌اسحاق دوبار کتاب خود را برای زیادبن‌عبدالله البکالی -متوفی در ۱۸۵ هجری‌قمری- املا کرده است و ابن‌هشام که شاگرد البکالی بود کتاب خود را براساس مطالبی که از البکالی شنیده تدوین کرده است و هیچ‌کدام نه ابن‌اسحاق، نه البکالی و نه ابن‌هشام هیچ‌گونه اشاره‌ای به افسانه غرانیق ندارند. اینکه واقدی که حدود ۵۰ سال بعد از ابن‌اسحاق وفات کرده و طبری که تا حدود ۱۶۰ سال بعد از ابن‌اسحاق می‌زیسته، افسانه غرانیق را ذکر کرده‌اند، قابل‌تامل و شک جدی است. علاوه‌بر آن مسلم و بخاری نیز هیچ‌گونه اشاره‌ای به افسانه غرانیق ندارند».
افراد بسیاری، افسانه غرانیق را به‌عنوان منبع نظرات سلمان رشدی در کتاب موهن آیات شیطانی، از جهات تاریخی، قرآنی و عقلانی مورد بررسی قرار داده و بی‌اعتباری آن را اثبات کرده‌اند. سیدعطاءالله مهاجرانی در کتاب «نقد توطئه آیات شیطانی» با ادله‌ای علمی، رمان «آیات شیطانی» از سلمان رشدی را مورد نقد قرار داده است. مهاجرانی در کتاب خود می‌‌نویسد: «این داستان از آنجایی که در کتب مشهوری مانند «[[تاریخ طبری (کتاب)|تاریخ طبری]]»، «تفسیر طبری»، «طبقات ابن‌سعد» و «اسباب‌التنزیل» واقدی نقل شده است مورد استناد مورخان و مفسران پس از آن قرار گرفته است اما این نکته قابل‌تامل است که واقدی در سال ۲۰۷ ق، وفات کرده و طبری متوفی در سال ۳۱۰ ق، است. اما ابن‌اسحاق متوفی در سال ۱۵۰ یا ۱۵۱ ق، کمترین اشاره‌ای به غرانیق ندارد. با توجه به اینکه ابن‌اسحاق تنها به استماع اساتید خود بسنده نمی‌کرد، پژوهشگری بود که خانه‌به‌خانه و شهربه‌شهر می‌گشت و روایات مربوط به پیامبر را می‌شنید و بررسی می‌کرد، چنانکه ابن‌اسحاق دوبار کتاب خود را برای زیادبن‌عبدالله البکالی -متوفی در ۱۸۵ هجری‌قمری- املا کرده است و ابن‌هشام که شاگرد البکالی بود کتاب خود را براساس مطالبی که از البکالی شنیده تدوین کرده است و هیچ‌کدام نه ابن‌اسحاق، نه البکالی و نه ابن‌هشام هیچ‌گونه اشاره‌ای به افسانه غرانیق ندارند. اینکه واقدی که حدود ۵۰ سال بعد از ابن‌اسحاق وفات کرده و طبری که تا حدود ۱۶۰ سال بعد از ابن‌اسحاق می‌زیسته، افسانه غرانیق را ذکر کرده‌اند، قابل‌تامل و شک جدی است. علاوه‌بر آن مسلم و بخاری نیز هیچ‌گونه اشاره‌ای به افسانه غرانیق ندارند».


==واکنش‌ها==
==واکنش‌ها==
confirmed
۸٬۵۲۴

ویرایش