confirmed، مدیران
۳۷٬۲۰۱
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
خط ۷۵: | خط ۷۵: | ||
واقدی میگوید: از عبدالرحمن بن ابىزیاد شنیدم که میگفت، شنیده است که زید بن ثابت شب هفدهم [[رمضان]] را احیا مىگرفت و صبحگاهان نشان بیدارى بر چهره وى نمودار بود و مىگفت: «صبحگاه این روز خدا حق را از باطل جدا کرد و اسلام را عزیز کرد و قرآن را نازل فرمود و سران کفر را ذلیل کرد و جنگ بدر در [[روز جمعه]] بود<ref>طبرى، محمد بن جریر؛ تاریخ طبرى، پیشین، ج3، ص944.</ref>.» | واقدی میگوید: از عبدالرحمن بن ابىزیاد شنیدم که میگفت، شنیده است که زید بن ثابت شب هفدهم [[رمضان]] را احیا مىگرفت و صبحگاهان نشان بیدارى بر چهره وى نمودار بود و مىگفت: «صبحگاه این روز خدا حق را از باطل جدا کرد و اسلام را عزیز کرد و قرآن را نازل فرمود و سران کفر را ذلیل کرد و جنگ بدر در [[روز جمعه]] بود<ref>طبرى، محمد بن جریر؛ تاریخ طبرى، پیشین، ج3، ص944.</ref>.» | ||
=درگذشت= | |||
درگذشت وی در یکى از سالهاى 45 تا 48 ذکر شده و بعد از سال پنجاه هجرى نیز نوشته شده است با این وجود بیشتر مورخان سال وفات او را 45 هجری ذکر کردهاند و آن را صحیحترین قول میدانند<ref>الحاکم النیسابوری، المستدرک، پیشین، ج3، ص421 و الذهبی، سیر أعلام النبلاء، پیشین، ج2، ص441 و ابن اثیر، پیشین، ج2، ص127 و العسقلانى، احمد بن على بن حجر، پیشین، ج2، ص492 و أبو عمر؛ یوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر، پیشین، ج2، ص54 و دهخدا، علی اکبر؛ پیشین، ج8، ص11520 و مصاحب، غلامحسین؛ دائره المعارف فارسی، فرانکلین، 1345، ج1، ص1198 و خرمشاهی، بهاء الدین؛ دانشنامه قرآن در قرآن، ناهید و دوستان، 1377، ج1، ص1161.</ref>. ذهبی در کتابش با بیان اقوال مختلفی که در باب سال درگذشت زید هست بیان میکند که واقدی گفته است که زید در سال 45 هجری وفات یافته است، در حالی که او 56 سال داشت<ref>الذهبی، پیشین، ج2، ص441.</ref>. پس از درگذشتش [[مروان بن حکم]] بر جنازۀ وی [[نماز]] خواند<ref>مصاحب، غلامحسین؛ پیشین، ج1، ص1198.</ref> و حسان بن ثابت در رثای او شعر سرود<ref>دهخدا، علی اکبر؛ پیشین، ج8، ص11520 و خرمشاهی، بهاء الدین؛ پبشین، ج1، ص1161.</ref> و [[ابوهریره]] در مرگ او گفت: امروز دانشمند این امت درگذشت و امید است که خدا [[ابن عباس]] را جانشین او قرار دهد<ref>ابن سعد، پیشین، ج2، ص344 و دهخدا، علی اکبر؛ پیشین، ج8، ص 11520.</ref>. از [[قتاده]] نقل شده است: زمانی که [[زید]] درگذشت و او را در [[قبر]] میگذاشتند، ابن عباس گفت: آری علم این چنین از بین میرود و امروز دانش فراوانى در خاک شد<ref>ابن سعد، پیشین، ج2، ص344.</ref> و [[هوذه بن خلیفه]] از قول عوف نقل میکند که هنگامی که زید را در درون قبر میگذاشتند، ابن عباس با دستان خود خاک بر روی او میریخت و میگفت: «و علم این چنین از میان میرود، مردی که چیزی را میداند که دیگران نمیدانند، چون بمیرد دانش خود را هم با خود میبرد.» محمد بن عمر واقدى از ابوبکر بن عبدالله بن ابو سبرة، از موسى بن میسرة، از سالم بن عبدالله نقل مىکند که مىگفته است روز مرگ زید بن ثابت با ابن عمر بودم و گفتم: امروز عالم مردم درگذشت. ابن عمر گفت: خدا رحمتش کند، زید بن ثابت در همه خلافت عمر از برگزیدهترین دانشمندان بود، عمر علما را به شهرها گسیل میداشت و آنان را نهى میکرد از اینکه به رأى خویش فتوى دهند، ولى زید بن ثابت به مدینه بود و براى مردم مدینه و آنان که بدان شهر مىآمدند [[فتوى]] مىداد<ref>همان، ج2، ص344</ref>. | |||
=پانویس= | =پانویس= |