میرزا حبیب الله رشتی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۱۸: خط ۱۱۸:


مردم نجف به چهره نورانی پیرمردی كه سحرگاهان دربارگاه ملكوتی [[امیرالمؤمنین]] به [[زیارت]]، [[نماز]] و تضرع می‌نشست انس گرفته بودند. چهره‌ای كه هیبت و شوكتش یادآور پیامبران و لطف و صفا در صورتش نمایان بود.
مردم نجف به چهره نورانی پیرمردی كه سحرگاهان دربارگاه ملكوتی [[امیرالمؤمنین]] به [[زیارت]]، [[نماز]] و تضرع می‌نشست انس گرفته بودند. چهره‌ای كه هیبت و شوكتش یادآور پیامبران و لطف و صفا در صورتش نمایان بود.
اما شب پنج شنبه چهاردهم [[جمادی الثانی]] 1312 ق. فرا رسید. خبر كسالت محقق رشتی مردم را در نگرانی فرو برده بود و آنگاه كه صدای ناله و فغان از منزل وی برخاست همگان یافتند كه دوست خدا، پیش خدا رفته است. او آسوده در بستر خفته بود. تو گویی به خوابی نازنین آسوده كه چنین چهره‌اش متین است. شهر را گویا با پارچه‌ای سیاه پوشانده بودند و همه جا صدای گریه به گوش می‌رسید. در تهران و مشهد و دیگر شهرها نیز مجالس عزا و سوگواری بپا شد.
اما شب پنج شنبه چهاردهم [[جمادی الثانی]] 1312 ق. فرا رسید. خبر كسالت محقق رشتی مردم را در نگرانی فرو برده بود و آنگاه كه صدای ناله و فغان از منزل وی برخاست همگان یافتند كه دوست خدا، پیش خدا رفته است. او آسوده در بستر خفته بود. تو گویی به خوابی نازنین آسوده كه چنین چهره‌اش متین است. شهر را گویا با پارچه‌ای سیاه پوشانده بودند و همه جا صدای گریه به گوش می‌رسید. در [[تهران]] و [[مشهد]] و دیگر شهرها نیز مجالس عزا و سوگواری بپا شد.


و نجف آماده‌ی تشییع پیكر مطهر آن فرزانه‌ی پارسا بود. جنازه‌ پاك او را مشاعیت كردند و به بارگاه امام متقین انتقال داده<ref>معارف الرجال محمد حرزالدین، ج 1، ص 204.</ref> و در یكی از حجره‌های صحن مطهر علوی دفن كردند<ref> نقل از خانم عزت صوفی دختر آیت الله شیخ اسحاق رشتی.</ref>.
و نجف آماده‌ی تشییع پیكر مطهر آن فرزانه‌ی پارسا بود. جنازه‌ پاك او را مشاعیت كردند و به بارگاه امام متقین انتقال داده<ref>معارف الرجال محمد حرزالدین، ج 1، ص 204.</ref> و در یكی از حجره‌های صحن مطهر علوی دفن كردند<ref> نقل از خانم عزت صوفی دختر آیت الله شیخ اسحاق رشتی.</ref>.
confirmed، مدیران
۳۳٬۳۶۸

ویرایش