پرش به محتوا

جنگی در پهنۀ منطقه و تأثیر بین‌المللی آن (یادداشت)

از ویکی‌وحدت

جنگی در پهنۀ منطقه و تأثیر بین‌المللی آن، عنوان یادداشتی است که به جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اشاره دارد[۱]. حملات آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران و متعاقب آن واکنش فراگیر ایران علیه رژیم و علیه پایگاه‌های آمریکا در منطقه بیانگر بُعد جدیدی از جنگ میان نظام رو به فروپاشی سلطه و جبهه مقاومت است. اگر به متن مباحث غربی‌ها نگاه بیندازیم از منظر آنان این جنگ‌، در ردیف چند جنگ آخری است که پس از آن، جهان وارد نظم جدیدی می‌شود. حملات نهم اسفندماه 1404 ش، نشان داد معادلۀ میان انقلاب ایران و آمریکا از طریق نُرم‌های رایج و تدابیر قابل حل‌ و فصل نیست. آنکه جنگ را انتخاب می‌کند اعتراف می‌نماید که در اعمال قدرت سیاسی ضعف دارد و بدون تحمل خطر و پرداخت هزینۀ سنگین نمی‌تواند در معادلات بازی ‌کند. پاسخ فوری و گستردۀ ایران به این تهاجم نشان داد ایران در معادلۀ نظامی نیز کارکرد خود را دارد. تا چند روز پیش حملۀ همه‌جانبه ایران مورد بحث بود و بعضی فاصله‌ای میان اظهارات و اقدامات ایران قائل بودند‌، پاسخ فوری و همزمان ایران در جغرافیای منطقه از حیفا تا میامی نشان داد نه‌تنها فاصله‌ای میان اظهارات و اقدامات ایران نیست‌، بلکه فاصله‌ای میان اراده و اقدام ایران هم نیست.

حملۀ مشترک آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران

حملۀ مشترک آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران در واقع ورود به دالان تاریک است این خود بر اهمیت ویژۀ ایران برای دشمن حکایت می‌کند. آمریکایی‌ها می‌دانستند ایران نه افغانستان است نه عراق است و نه هیچ جای دیگر و با این وجود حمله کرده‌اند این بیانگر وضع اضطراری آنها در قبال ایران است. آمریکایی‌ها برای حمله به افغانستان و عراق چندین ماه سپری کردند و بعد با گسیل صدها هزار نیروی نظامی و ترکیب حملات هوایی و زمینی وارد عمل شدند. در مواجهۀ با ایران، از جنگی در ابعاد آنچه در عراق و افغانستان رخ داد‌، خبری نیست. ایران قوی است نمی‌توان جنگی پرشدت و طولانی مدت با آن داشت. از این‌رو دشمن آمریکایی صهیونی در مواجهۀ با ایران به‌جای استفاده از واژۀ جنگ‌، از واژۀ عملیات استفاده می‌کند. از نظر آمریکا در مواجهۀ با ایران‌، عملیات از جنگ مطلوب‌تر است چرا که هم دامنۀ عملیات و پاسخ ایران قابل مدیریت است و هم هزینه‌های آن قابل‌تحمل‌تر می‌باشد. اما این استراتژی یک نقطۀ ضعف مهم دارد؛ طرف مقابل باید مدل دفاع خود را براساس جنگ کم‌شدت تنظیم کرده باشد. جنگ و عملیات به‌صورت مماس حرکت می‌کنند؛ هر عملیات می‌تواند به جنگ منجر شود. کمااینکه عملیات خردادماه آمریکا و رژیم اسرائیل به‌دلیل پاسخ گسترده ایران به جنگی ۱۲روزه تبدیل شد و می‌توانست بیش از این هم به درازا کشیده شود.

جنگ تحمیلی ... پاسخی تحمیلی

جنگ چیزی نیست که کشور ما به آن به‌عنوان هدف و یا راهبردی برای رسیدن به هدف نگاه کند. جنگ پاسخ ماست به نیات سوء و عمل سوء آمریکا و در واقع همان‌طور که جنگ برای کشوری که راهبردش راه‌اندازی جنگ نیست‌، تحمیلی است‌، پاسخی که برای چنین کشوری ضرورت پیدا می‌کند هم تحمیلی است. این به آن معناست که پاسخ قاطع و فراگیر و مبتنی بر جنگ پرشدت فرسایشی یک انتخاب برای ایران نیست بلکه تنها راه ایران برای پایان دادن به جنگ‌های جدید علیه خود است. بر این اساس ایران در این جنگ نمی‌تواند به آتش‌بس در زمانی که دشمن متجاوز درخواست می‌کند پاسخ مثبت دهد. آتش‌بس باید مطابق راهبرد پایان دادن به جنگ‌های آینده و نه صرفاً این جنگ باشد. به این دلیل ما باید فضای داخلی خود را بر این اساس تنظیم کنیم نه براساس جنگ کم‌شدت و کوتاه.‌ در عملیات وعدۀ صادق 4 به خوبی این پاسخ را نشان دادیم.

جنایت پایه

جنگی که دشمنان ما راه می‌اندازند‌، «جنایت پایه» است و کاری هم ندارند که در‌بارۀ اقدام آنان، ملت‌ها و تاریخ چه قضاوتی می‌کنند. جنگ جنایت پایه از مختصات جنگ وجودی است به این معنا که دولت‌ها فقط در زمانی به چنین جنگی دست می‌زنند که موجودیت خود را در خطر ببینند. ولی در نهایت جنگ‌ها را نه با حجم جنایت‌ها ارزیابی می‌کنند و نه با تاکتیک جنگ جنایت‌پیشه. کمااینکه الان که پای تحلیل جنگ هشت‌ساله به میان می‌آید، جنایات حادث شده در آن مبنای تجزیه و تحلیل نیست بلکه رشادت‌ها و ابتکارها مبنای تحلیل‌ها و جمع‌بندی‌های اهل نظر قرار می‌گیرد. در جنگ جاری‌، جلسۀ مشترک مسئولان نظامی کشور مورد حمله قرار گرفت و شماری از منتظران به شهادت رسیدند. این یک رخداد دردناک است و برای ما یک ضربۀ مهم به حساب می‌آيد؛ اما برای دشمن راهگشا نیست. شهادت دیروز تنی چند از فرماندهان نظامی‌، به شهادت جمعی از فرماندهان نظامی در خردادماه شباهت دارد. نصب سریع فرماندهان پس از آن و موفقیت آنان در اداره امور نظامی کشور نشان داد حذف فرماندهانی مثل شهید باقری یا شهید سلامی تاثیری در راهبرد نظامی ایران ندارد و کمکی هم به بهبود وضعیت نظامی دشمن در برابر ایران نمی‌کند. شهادت فرماندهان ارشد البته به کار تبلیغات و جنگ روانی می‌آید. دشمن می‌تواند با پخش مکرر تصاویر آنان در رسانه وانمود کند دست برتر را دارد اما در واقع معادله پیروزی و دست برتر را دو چیز تعیین می‌کند؛ اول تاب‌آوری در مقابل تهاجم دشمن و خسارت‌های وارد شده از سوی او و دوم قدرت و دقت آتش.

اسرائیل متکی به آمریکا و ناتو

اسرائیل متکی به آمریکا و ناتو و بعضی دیگر دست به عملیات نظامی علیه ایران زده است و تا زمانی می‌تواند در مقابل ایران آرایش نظامی بگیرد که پشتیبانان آن پشتیبانی مؤثر کنند و او هم توان اداره جنگ را داشته باشد. این تاب‌آوری رژیم اسرائیل در برابر ایران را به‌شدت محدود می‌کند و دقیقاً به همین دلیل‌، اسرائیل و آمریکا استراتژی نظامی خود را بر مبنای جنگ محدود تنظیم کرده‌اند. این در حالی است که ایستادن ایران با تکیه بر عصای عاریه‌ای نیست ایران جغرافیای خود را دارد‌، نیروی نظامی خود را دارد‌، تجهیزات نظامی خود را دارد و براساس تصمیم و صلاحدید خود میدان را اداره می‌کند. پس ایران راهبرد جنگی خود را باید داشته باشد و آن راهبرد حتماً با راهبرد دشمن تفاوت جوهری دارد.

جنگ منطقه‌ای

همان‌طور که دیدید از لحظه آغاز جنگ‌، تماس‌ها برای خویشتنداری و توقف جنگ شروع شد؛ اما ما نباید بر مبنای تمایلات جناح‌های خارج از دایرۀ جنگ تصمیم بگیریم. آنان که جنگ راه انداخته‌اند باید با آسیب خیلی اساسی مواجه شوند تا دوباره جنگی راه نیندازند. ما همان‌طور که گفته‌ایم جنگ منطقه‌ای می‌شود و به ابرتجهیزات دشمن در اعماق اقیانوس ضربۀ اساسی وارد می‌گردد‌ از یکسو دامنۀ پاسخ را گسترده نگه داریم و ملاحظات قبلی در محدود نگه داشتن طرف‌های درگیر را ‌کنار بگذاریم. آتش باید نه فقط از جغرافیای ایران بلکه از منطقه غرب آسیا راهی نیروها و پایگاه‌های آمریکا گردد و ناوهای هواپیمابر که در عمق اقیانوس هند پناه گرفته‌اند باید جزو اهداف اولویت‌دار ما باشند.

این جنگ فقط جنگ ایران نیست‌، فقط جنگ جبهه مقاومت هم نیست؛ جنگی علیه جهان اسلام و جنگی علیه منطقه است. همان‌طور که در اظهارات و اعلانات حزب‌الله‌، انصارالله و مقاومت عراق آمد، جنگ علیه ایران با هدف تسلط بر جهان اسلام صورت گرفته است. کیست که از یک‌طرف موقعیت ایران را در استقامت جهان اسلام نبیند و از سوی دیگر بتواند چشم خود را بر مورد حمله قرار گرفتن بخش‌های فاخر و در واقع جبهۀ جهان اسلام طی بیش از دو سال اخیر ببندد. بنابراین در اینجا یک هجوم سنگین در اندازه توطئه سنگینی که علیه جهان اسلام راه افتاده است‌، نیاز می‌باشد.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. به قلم: سعدالله زارعی.

منابع