رنسانس
رنسانس، واژهای فرانسوی و به معنای نوزایی یا تولد دوباره است که اشاره به سالهای پس از قرون وسطی دارد. آغاز این جنبش را از سال ۱۴۵۳ میلادی همزمان با فتح قسطنطنیه و یا کشف قاره آمریکا توسط اروپاییها در سال ۱۴۹۲ میلادی میدانند که تا ۱۷۰۰-۱۶۵۰ به طول انجامیده است. علت اینکه این دوران به رنسانس یا تولد دوباره معروف است بازگشت دوباره اروپاییها به سمت ارزشهای رومی و یونانی بعد از هزار سال است.
ویژگیها
رنسانس دوران بازگشت به یونان باستان بود که در آن اروپاییها با الگو قراردادن روم در اقتصاد، فرهنگ، علم، سیاست، اخلاق، هنر و ... سعی کردند دوباره جامعهای شبیه روم باستان بسازند. در واقع در اروپای دوران رنسانس تغییراتی در زمینههای ذکر شده ایجاد شد که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد.
اقتصاد
بخش اول (۱۶۵۰-۱۴۹۲ میلادی)
تسلط اقتصاد بورژوازی بر اروپا و نیز گسترش روزافزون طبقه بورژوا در این دوران که به توسعه شهرها نیز منجر میشد. از جمله نمودهای این نوع اقتصاد، بوجود آمدن 200 نوع پول فلزی، گسترش صرافیها و ایجاد حوالههای کاغذی بین صرافیهای شهرهای مختلف. شروع به کارکردن شرکتهای سهامی اتحادیههای تجاری در این دوران همانند اتحادیه تجاری هانسایی در شمال اروپا، رشد اقتصاد و تجارت به رشد صنعت نیز کمک کرد تا کارگاهها و کارخانههای زیادی در سراسر اروپا تأسیس شوند[۱].
رشد اقتصادی و رونق تجارت تا بدانجا پیش رفت که کلیسا نیز در این عرصه ورود پر قدرتی داشت و از مال اندوزی و حتی بهرههای ربوی چشمپوشی میکرد سکوت کلیسا در برابر رونق اقتصادی بهگونهای بود که کلیسا در برابر اسیر شدن بردگان آفریقایی بهعنوان نیروی کار مجانی برای رشد صنعت و رفاه اروپا اقدامی انجام نمیداد و این سکوت به جایی رسید که تجار برای رفع اختلافات دادگاههایی را ایجاد کردند که بر اساس قوانین عرفی اداره میشد و برای اداره آنها دیگر نیازی به قوانین کلیسا نبود و این اقدامی بود که بعد از هزارسال اتفاق میافتاد[۲].
بخش دوم(۱۸۰۰-۱۷۰۰ میلادی)
آنچه در این دوره مشهود است مصرفگرا شدن اروپا بگونهای است که مردم معمولی همراه با اشراف معتقدند که زندگی بهتر با مصرف بیشتر بدست میآید[۳]. مصرف بیشتر خود نیاز به تولید بیشتر دارد که برای تولید بیشتر ابزارآلاتی در حد و مقیاس تولید زیاد نیاز است به همین دلیل در این دوران علم به خدمت صنعت درآمد[۴].
فرهنگ و اندیشه
مهمترین اتفاق فرهنگی دوران رنسانس تفکر انسانگرایی یا اومانیسم است. انسانگرایی به این معنا که انسان دوباره متولد شده در عصر رنسانس خود ملاک درستی و غلطی و حلال و حرام بود. در واقع این انسان است که خود سعادت را برای خویش تعریف میکند. این گرایش در نقاشی، شعر، زمان و بعدها در آثار فلسفی خود را نشان داد[۵]. نتیجهٔ این نوع انبساط اختیار به انسان دادن این شد که میهمانیها با حضور رقاصهها و موسیقیهای تند و مشروبات الکلی برگزار میشد. لباس زنان و مردان بسیار مجلل شد و ساختمانها نیز از همان زیبایی بهره میبردند. اعتقاد به روابط جنسی آزاد از جمله ویژگیهای فرهنگی این دوران بود[۶].
در این دوران دو مولفه بین مردم بسیار دیده میشد: اول نفع شخصی است به این معنا که انسان رنسانس هیچ چیز جز نفع شخصی برایش مهم نیست و پول ملاک ارزش گذاری بر پدیده هاست اگر چیزی برای کسی منفعت داشت خوب و در غیر اینصورت بد است و ملاک تعیین آن منفعت نیز خود شخص است. دوم چیزی که در این دوران بسیار دیده میشد تنوع طلبی در همه امور زندگی اعم از خانه، شغل، روابط جنسی، غذا و ... یکی دیگر از آثار فرهنگی دوران رنسان این بود که در این دوران برای اولین بار شعار آزادی زنان و تساوی حقوق زن و مرد شنیده شد[۷].
سیاست
شاخص افکار سیاسی حاکم بر رنسانس را در اندیشههای نیکولو ماکیاولی باید پیدا کرد. لب اندیشه وی این بود که برای یک حکومت موفق و کارآمد هیچ ارزش و اخلاقیاتی اصیل نیست و از هر چیزی می توان برای تقویت بنیان حکومت استفاده ابزاری کرد[۸].
هنر و ادبیات
بخش اول (۱۶۵۰ - ۱۴۹۲ میلادی)
هنر تجلی انسان است و با تأمل در هنر هر دوره میتوان فهمید که انسانهای آن دوره به جهان و هستی چطور نگاه میکردند و چگونه میاندیشیدند. در این دوره برخلاف دورههای گذشته ادبیات بیشتر برای شرگرمی بهکار میرفت و اساسامفاهیمی مثل اوقات فراغت در این دوران ایجاد شدند[۹]. در این دوره تفاوت بارزی در نقاشی و معماری با دوران ماقبل رنسانس وجود دارد. تا پیش از این نقاشی و حتی مجسمه سازی رویکردی فراواقعی داشت تا بتواند حکایتگر مضامین عالی و ملکوتی غیرمادی باشد، گذشته از مضامین سبق و سیاق کار؛ کلی و نوعی بود بر خلاف دوره رنسانس که توجه به جزئیات انسان و توصیف پیکر او بیشتر شد[۱۰].
بخش دوم(۱۸۰۰ - ۱۷۰۰ میلادی)
رشد ادبیات و رمان نویسی در این صد سال مهمترین اتفاق این دوران است که در نتیجه آن نمایشنامه نویسی و تئاتر هم گسترش پیدا کرد[۱۱].
پانویس
منابع
- روایت تفکر؛ فرهنگ و تمدن از آغاز تا کنون، دفتر نشر معارف، 1391 ش.