پرش به محتوا

غیبت (گناه کبیره)

از ویکی‌وحدت

غیبت، از مفاهیم اخلاقی و فقهی در اسلام و به معنای یاد کردن از عیب، نقص یا ویژگی ناخوشایند فردی در غیاب او است؛ به گونه‌ای که اگر آن سخن به گوش وی برسد، ناراحت و آزرده شود[۱]. غیبت در آموزه‌های اسلامی از گناهان کبیره شمرده شده و قرآن آن را به خوردن گوشت برادر مرده تشبیه کرده است. فقهای شیعه با استناد به قرآن، سنت، اجماع و حکم عقل، غیبت را حرام دانسته‌اند و آن را از مصادیق تضییع حقوق مؤمن و تعرض به آبروی مسلمان برشمرده‌اند.

تعریف

غیبت در لغت از ریشه «غیب» به معنای پنهان بودن و در اصطلاح عبارت است از ذکر عیب یا نقص فردی در غیاب او به گونه‌ای که اگر بشنود، ناخشنود شود. فضل بن حسن طبرسی در مجمع البیان غیبت را چنین تعریف کرده است: «در غیاب کسی عیبی از او گفته شود که وجدان انسان از بیان آن نهی کند و اگر آن شخص از گفته آگاه شود، ناراحت گردد». بر پایه این تعریف، بیان عیب آشکار کسی که خود به آن تظاهر می‌کند، در برخی موارد از عنوان غیبت خارج دانسته شده است؛ زیرا صاحب آن رفتار معمولاً از نقل آن ناراحت نمی‌شود.

جایگاه در قرآن

مهم‌ترین آیه درباره غیبت، آیه ۱۲ سوره حجرات است:

وَلا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا ۚ أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ [حجرات–12] ؛ و هیچ‌یک از شما دیگری را غیبت نکند. آیا کسی از شما دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ پس از آن کراهت دارید.» مفسران، تشبیه غیبت به خوردن گوشت مرده را بیانگر شدت زشتی و حرمت این عمل دانسته‌اند. همچنین در آیه ۱۹ سوره نور، کسانی که به انتشار زشتی‌ها و فاش شدن عیوب مؤمنان علاقه‌مند هستند، به عذاب دردناک الهی تهدید شده‌اند.

حکم فقهی

فقهای امامیه غیبت را از محرمات قطعی دانسته‌اند. شیخ مرتضی انصاری در کتاب المکاسب المحرمة تصریح می‌کند که حرمت غیبت با ادله چهارگانه فقهی، یعنی کتاب، سنت، عقل و اجماع ثابت شده است. برخی فقیهان تصریح کرده‌اند که حرمت غیبت اختصاصی به افراد زنده ندارد و غیبت مردگان نیز جایز نیست؛ زیرا احترام مؤمن پس از مرگ نیز باقی است[۲].

مصادیق غیبت

برای غیبت مصادیق گوناگونی ذکر شده است:

  • بیان عیب پنهان شخص به قصد تحقیر و کوچک شمردن او؛
  • قل نقص یا عیب مخفی فرد بدون قصد اصلاح، هرچند با انگیزه سرگرمی یا اظهار دلسوزی؛
  • بیان عیوب شخص نزد افرادی که آن عیب را می‌دانند؛ برخی روایات این مورد را نیز در دایره غیبت قرار داده‌اند.

صورت‌های پنهان غیبت

عالمان اخلاق برای غیبت صورت‌های پنهان و غیرمستقیم نیز ذکر کرده‌اند:

  • عیب‌جویی از دیگران در قالب اظهار تقوا؛ مانند اینکه گفته شود: «الحمدلله من گرفتار حب مقام نیستم»؛
  • بیان عیب شخص در پوشش تعریف و تمجید؛ مانند اینکه گفته شود: «فلانی انسان خوبی است، اما زود عصبانی می‌شود»؛
  • اظهار تعجب نسبت به غیبت برای تشویق غیبت‌کننده به ادامه سخن؛
  • گوش دادن به غیبت؛ در روایات، شنونده غیبت شریک گناه غیبت‌کننده معرفی شده است.

غیبت در روایات

در منابع روایی شیعه و اهل سنت، غیبت از بزرگ‌ترین آفات اخلاقی و اجتماعی معرفی شده و روایات فراوانی درباره حرمت و آثار آن نقل شده است. این روایات غیبت را عامل نابودی اعمال صالح، تباهی روابط اجتماعی و محرومیت از رحمت الهی دانسته‌اند.

غیبت شدیدتر از زنا

از پیامبر اسلام (صلّی‌الله علیه وآله) نقل شده است:«إِنَّ الْغِيبَةَ أَشَدُّ مِنَ الزِّنَا»؛ غیبت از زنا شدیدتر است.

در ادامه روایت آمده است که زناکار با توبه ممکن است مورد بخشش الهی قرار گیرد، اما غیبت‌کننده تا زمانی که صاحب حق او را نبخشد، آمرزیده نمی‌شود[۳].

غیبت بالاتر از ربا

در روایتی از پیامبر اسلام (صلّی‌الله علیه وآله) آمده است: «إِنَّ أَرْبَى الرِّبَا عِرْضُ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ»؛ بالاترین نوع ربا، تعرض به آبروی مسلمان است. فقها این روایت را نشانه اهمیت فوق‌العاده حفظ آبروی مؤمن دانسته‌اند.

مانع قبولی عبادات

در برخی روایات آمده است که غیبت، آثار معنوی عبادات را از بین می‌برد. از پیامبر اکرم (صلّی‌الله علیه وآله) نقل شده است: مَنِ اغْتَابَ مُسْلِماً أَوْ مُسْلِمَةً لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ صَلَاتَهُ وَلَا صِيَامَهُ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً؛ کسی که مرد یا زن مسلمانی را غیبت کند، خداوند نماز و روزه او را تا چهل روز نمی‌پذیرد. عالمان اسلامی این روایت را به معنای از بین رفتن آثار معنوی عبادت دانسته‌اند، نه سقوط تکلیف نماز و روزه.

از بین رفتن حسنات

یکی از مشهورترین آثار غیبت در روایات، نابودی اعمال نیک است. از پیامبر اسلام (صلّی‌الله علیه وآله) منقول است: الْغِيبَةُ تَأْكُلُ الْحَسَنَاتِ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ؛ غیبت حسنات را می‌خورد، همان‌گونه که آتش هیزم را می‌سوزاند. بر پایه برخی روایات، در روز قیامت حسنات غیبت‌کننده به نامه اعمال فردی که غیبت او شده منتقل می‌شود.

غیبت و عذاب اخروی

در حدیثی از پیامبر (صلّی‌الله علیه وآله) آمده است: مَنْ اغْتَابَ مُؤْمِناً بِمَا فِيهِ لَمْ يَجْمَعِ اللَّهُ بَيْنَهُمَا فِي الْجَنَّةِ؛ کسی که مؤمنی را به چیزی که در او وجود دارد غیبت کند، خداوند او و آن مؤمن را در بهشت گرد نمی‌آورد. همچنین در روایات، غیبت‌کنندگان از نخستین واردشوندگان به دوزخ معرفی شده‌اند.

شنیدن غیبت

در آموزه‌های اسلامی، تنها گوینده غیبت مسئول شناخته نشده، بلکه شنونده آگاه نیز در گناه آن شریک دانسته شده است.

در روایات آمده است:السَّامِعُ لِلْغِيبَةِ أَحَدُ الْمُغْتَابَيْنِ؛ شنونده غیبت یکی از دو غیبت‌کننده است. فقها بر این اساس گوش دادن عمدی به غیبت را حرام دانسته و در صورت امکان، نهی از منکر یا ترک مجلس غیبت را لازم شمرده‌اند.

غیبت مردگان

برخی گمان کرده‌اند که حرمت غیبت اختصاص به زندگان دارد؛ اما بیشتر فقها غیبت مردگان را نیز حرام دانسته‌اند. دلیل این حکم، روایاتی است که احترام مؤمن پس از مرگ را همانند احترام او در زمان حیات می‌دانند. برخی عالمان اخلاق معتقدند غیبت مردگان از جهتی زشت‌تر است؛ زیرا شخص درگذشته توانایی دفاع از خود یا طلب جبران را ندارد.

آثار فردی و اجتماعی غیبت

عالمان اخلاق اسلامی، غیبت را یکی از عوامل مهم فروپاشی اعتماد اجتماعی دانسته‌اند. از مهم‌ترین آثار اجتماعی غیبت عبارت است از:

  • گسترش کینه و دشمنی میان افراد؛
  • از بین رفتن اعتماد عمومی؛
  • رواج نفاق و دورویی در جامعه؛
  • تضعیف وحدت و همبستگی میان مسلمانان.

از آثار فردی آن نیز می‌توان به قساوت قلب، کاهش معنویت، نابودی حسنات و محرومیت از رحمت الهی اشاره کرد.

موارد جواز غیبت

اصل اولی در فقه اسلامی، حرمت غیبت است؛ با این حال فقها با استناد به آیات، روایات و قواعد فقهی، مواردی را به‌عنوان استثناهای حرمت غیبت ذکر کرده‌اند که در آنها به دلیل وجود مصلحت مهم‌تر، بیان عیب یا رفتار شخص جایز یا گاهی واجب شمرده شده است.

تظلم و شکایت

کسی که مورد ظلم واقع شده است، می‌تواند برای احقاق حق خود نزد قاضی، حاکم یا افراد مؤثر، ظلمی را که بر او رفته بیان کند؛ هرچند مستلزم ذکر عیب یا رفتار ناپسند ظالم باشد.

مشورت

اگر فردی برای ازدواج، شراکت، استخدام یا امور مشابه از شخصی مشورت بخواهد، آگاه کردن او از عیوب مؤثر و واقعی طرف مقابل جایز است؛ مشروط بر اینکه به مقدار نیاز و با قصد خیرخواهی بیان شود.

نهی از منکر

هرگاه جلوگیری از منکر و فساد، متوقف بر بیان رفتار نادرست فردی باشد، غیبت به مقدار ضرورت جایز خواهد بود. برخی فقها تصریح کرده‌اند که اگر راه جلوگیری از فساد اجتماعی منحصر در معرفی فرد فاسد باشد، این کار نه تنها جایز، بلکه واجب خواهد بود.

هشدار نسبت به افراد زیان‌رسان

در مواردی که سکوت موجب ضرر جانی، مالی، اعتقادی یا اخلاقی به دیگران شود، هشدار دادن نسبت به فرد زیان‌رسان جایز دانسته شده است؛ مانند معرفی کلاهبرداران، خیانتکاران یا افراد فاقد صلاحیت برای مسئولیت‌های مهم.

متجاهر به فسق

بسیاری از فقها غیبت شخصی را که آشکارا و بدون شرم مرتکب گناه می‌شود، در همان موضوعی که به آن تظاهر می‌کند جایز دانسته‌اند. البته این جواز تنها به همان رفتار آشکار اختصاص دارد و بیان سایر عیوب پنهان او همچنان مشمول حرمت غیبت خواهد بود.

موارد وجوب غیبت

برخی فقها افزون بر موارد جواز، مواردی را نیز برای وجوب غیبت ذکر کرده‌اند؛ از جمله:

  • جلوگیری از گمراهی مردم؛
  • افشای خیانت افراد در امانت‌های عمومی؛
  • معرفی افراد فاقد صلاحیت برای مناصب حساس؛
  • جلوگیری از وقوع فساد گسترده اجتماعی.

در این موارد، سکوت نوعی مشارکت در فساد یا تضییع حقوق دیگران تلقی می‌شود.

تفاوت غیبت و انتقاد

یکی از مباحث مطرح در فقه و اخلاق اسلامی، تمایز میان غیبت و انتقاد است. غیبت با هدف بیان عیب، تحقیر یا تخریب شخصیت افراد صورت می‌گیرد؛ اما انتقاد با هدف اصلاح رفتار، بهبود عملکرد و رفع کاستی‌ها انجام می‌شود. برخی نویسندگان میان «شخصیت حقیقی» و «شخصیت حقوقی» افراد تفکیک کرده‌اند. بر این اساس، بررسی عملکرد یک مسئول، استاد، مدیر یا شخصیت اجتماعی در حوزه مسئولیت‌های عمومی، اگر با هدف اصلاح و خیرخواهی باشد، لزوماً مصداق غیبت نیست.

تفاوت غیبت و بهتان

غیبت و بهتان هر دو از گناهان مربوط به آبروی افراد هستند؛ اما میان آن دو تفاوت وجود دارد. در غیبت، عیبی واقعی از شخص بیان می‌شود؛ اما در بهتان، عیب یا رفتاری دروغین به فرد نسبت داده می‌شود. به همین دلیل، بسیاری از فقها بهتان را از غیبت شدیدتر و گناه آن را بزرگ‌تر دانسته‌اند.

توبه از غیبت

فقهای امامیه توبه از غیبت را واجب دانسته‌اند.

توبه از غیبت دارای چند مرحله است:

پشیمانی قلبی از عمل انجام شده؛

  • ترک قطعی غیبت در آینده؛
  • طلب آمرزش از خداوند؛
  • جبران حق تضییع شده در حد امکان.

حلالیت طلبیدن

درباره ضرورت حلالیت خواستن از غیبت‌شونده میان فقها دیدگاه‌هایی وجود دارد. بسیاری از فقهای معاصر معتقدند اگر اطلاع دادن به فرد موجب کینه، فتنه یا آسیب بیشتر شود، لازم نیست موضوع به او گفته شود؛ بلکه استغفار برای او و انجام اعمال خیر به نیابت از وی کافی است. اگر غیبت‌شونده از دنیا رفته باشد یا دسترسی به او ممکن نباشد، استغفار و طلب رحمت الهی برای او توصیه شده است.

درمان غیبت

عالمان اخلاق برای درمان این رذیله راهکارهایی ارائه کرده‌اند.

تفکر

نخستین مرحله درمان غیبت، اندیشیدن درباره آثار زیان‌بار آن در دنیا و آخرت است. از علی (علیه‌السّلام) منقول است: «مَنْ عَمَرَ قَلْبَهُ بِدَوَامِ الْفِكْرِ حَسُنَتْ أَفْعَالُهُ»؛ کسی که دل خود را با اندیشه آباد سازد، اعمالش نیکو خواهد شد.

مراقبه و محاسبه نفس

علمای اخلاق توصیه کرده‌اند انسان هر روز رفتار و گفتار خود را بررسی کند و موارد غیبت را شناسایی و جبران نماید.

تقویت اراده

از دیدگاه عالمان اخلاق، ترک گناه نیازمند اراده و تصمیم جدی است. استمرار در گناه به تدریج قدرت اراده را کاهش می‌دهد و ترک آن را دشوارتر می‌سازد.

اشتغال به ذکر محاسن دیگران

برخی عالمان اخلاق توصیه کرده‌اند انسان به جای جستجوی عیوب دیگران، به فضائل و نقاط قوت آنان توجه کند؛ زیرا این روش زمینه غیبت را کاهش می‌دهد.

جستارهای وابسته

پانویس

منابع