پرش به محتوا

حمله موشکی حزب‌الله به حیفا: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۹۵: خط ۹۵:
=گرایش تفسیری=
=گرایش تفسیری=


از نظر مغنیه، تفسیر  متاثر از شرایط محیطی بوده و دلیل پرداختن مفسّران پیشین به مسائل ادبی در تقسیر، اختلاف زبان تفسیر در عصر آنان با دوران های دیگر است. ایشان، خصوصیّت بارز تفسیر خود را قانع کردن مخاطب به جنبه هدایتی داشتن  اصول، فروغ و تعالیم دینی دانسته و بر این اساس تلاش کرده تا آیات قرآن را به شکلی ساده و قابل فهم برای همه مخاطبان تفسیر کند. در اندیشه ایشان، قرآن کتاب هدایت، اصلاح و قانون، و هدف آن حیات بخشیدن به انسان بوده، حیاتی که پایه‌های سالم و درست آن با حاکم کردن امنیّت و عدالت موجب رفاه و فراوانی می‌شود. از این رو گرایش  تفسیری مغنیه گرایش اقناعی است.
از نظر مغنیه، تفسیر  متاثر از شرایط محیطی بوده و دلیل پرداختن مفسّران پیشین به مسائل ادبی در تقسیر، اختلاف زبان تفسیر در عصر آنان با دوران های دیگر است. ایشان، خصوصیّت بارز تفسیر خود را قانع کردن مخاطب به جنبه هدایتی داشتن  اصول، فروغ و تعالیم دینی دانسته و بر این اساس تلاش کرده تا آیات قرآن را به شکلی ساده و قابل فهم برای همه مخاطبان تفسیر کند. در اندیشه ایشان، قرآن کتاب هدایت، اصلاح و قانون، و هدف آن حیات بخشیدن به انسان بوده، حیاتی که پایه‌های سالم و درست آن با حاکم کردن امنیّت و عدالت موجب رفاه و فراوانی می‌شود. ایشان در تفسیرش به مباحث تربیتی و اجتماعی نیز پرداخته است. مغنیه از جمله اندیشمندانی است که تنها راه تهذیب و اصلاح انسان را تربیتی  که پایه و مبنای قرآنی داشته باشد، می‌داند و تفاوت انسان رشد یافته در فضای تربیت قرآنی با فرد تربیت شده در فضای آلوده را، در پایبندی و عدم پایبندی وی به عقیده و اخلاق اسلامی است. مغنیه در تفسیر آیات قرآن به مسائل سیاسی از جمله جنایات و دسیسه‌های رژیم غاصب اسرائیل در تحریف اسلام و قرآن و نسل کشی مسلمان و کشتار کودکان و زنان اشاره می‌کند.  مغنیه در آیه ﴿يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِير﴾ (حجرات: 13)، مفهوم این آیه را دعوت و فراخوانی برای تشکیل یک امّت جهانی که برپای عدالت و محبت بوده و آرزوی اندیشمندان و مصلحان دنیا است که می¬تواند در عصر امروز قابل تحقق باشد، تفسیر کرده و سپس اشاره می¬کند که با اینکه اسرائیل غاصب  قطعنامه حقوق بشر را امضا کرده، با این حال در سرزمين‏هاى اشغالى، خانه‏‌های غيرنظاميان را بر سر ساكنانشان، چه مرد، چه زن و چه كودك خراب می‌كند و جنازه‌‏ها را زير آوار باقى می‌گذارد و مقامات اسرائيلى اجازه دفن اين جنازه‌‏ها را نمی‌دهند و نيز اسرائيل به مكان‏هاى مقدّس و بيمارستان‏ها تجاوز می‌كندو شهروندان عرب را به‏‌وسيله آتش و برق شكنجه می‌دهد، اعضاى حسّاس بدن بزرگسالان را از بيخ بر می‌كند، دستان خردسالان را مي‌برد و شكم‏‌هايشان را در برابر چشمان پدران و مادرانشان پاره مي‌كند ...'''.'''
ایشان در تفسیرش به مباحث تربیتی و اجتماعی نیز پرداخته و حتی در برخی موارد در تفسیر آیات قرآن به مسائل سیاسی از جمله جنایات و دسیسه¬های رژیم غاصب اسرائیل در تحریف اسلام و قرآن و نسل کشی مسلمان و کشتار کودکان و زنان اشاره می¬کند.  مغنیه در آیه ﴿يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِير﴾ (حجرات: 13)؛ اى مردم، ما شما را از يك مرد و يك زن (آدم و حوّا) آفريديم؛ بنابراين هيچ تيره و قبيله‏اى در آفرينش بر ديگرى برترى ندارد؛ ما شما را به صورت تيره‏هاى گوناگون و قبيله‏هاى مختلف قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد نه آن‏كه به نژادپرستى روى آوريد و به نژاد و تيره خود افتخار كنيد و هرملّتى خود را از ديگر ملّت‏ها گرامى‏تر بداند؛ به يقين گرامى‏ترين شما نزد خدا با تقواترين شماست. خداست كه معيار برترى انسان‏ها را معين مى‏كند، چرا كه او به حقايق امور دانا و آگاه است، مفهوم این آیه را دعوت و فراخوانی برای تشکیل یک امّت جهانی که برپای عدالت و محبت بوده و آرزوی اندیشمندان و مصلحان دنیا است که می¬تواند در عصر امروز قابل تحقق باشد، تفسیر کرده و سپس اشاره می¬کند که با اینکه آمریکا و اسرائیل غاصب  قطعنامه حقوق بشر را امضا کرده¬اند با این حال آمریکا جنایات انسانی را در ویتنام و اسرائیل غاصب در فلسطین مرتکب شده است. ایشان سپس در خصوص نقض حقوق بشر توسط رژیم غاصب اسرائیل می نویسد: «اين سخنان را در روز بيست و سوم ماه آوريل سال 1970 در حالى مى‏نويسم كه شوراى امنيّت سازمان ملل متّحد درباره نقض حقوق بشر توسط اسرائيل تحقيق مى‏كند. اين شورا در گزارش‏هاى خود نوشته است: اسرائيل در سرزمين‏هاى اشغالى، خانه‏ها غيرنظاميان را بر سر ساكنانشان، چه مرد، چه زن و چه كودك خراب مى‏كند و جنازه‏ها را زير آوار باقى مى‏گذارد و مقامات اسرائيلى اجازه دفن اين جنازه‏ها را نمى‏دهند و نيز اسرائيل به مكان‏هاى مقدّس و بيمارستان‏ها تجاوز مى‏كند، شهروندان عرب را به‏وسيله آتش و برق شكنجه مى‏دهد، اعضاى حسّاس بدن بزرگسالان را از بيخ بر مى‏كند، دستان خردسالان را ميبرد و شكم‏هايشان را دربرابر چشمان پدران و مادرانشان پاره ميكند ... و ديگر جنايت‏هاى وحشيانه و نسل‏كشى دسته‏جمعى» (مغنیه، 1378، ج7: ص 209).
همچنین مغنیه، مباحث علمی را به شرطی که معیاری برای درستی و راستی قرآن نباشد، در کشف و درک برخی از آیات قرآن مؤثر دانسته و با این حال در بیشتر موارد مفسّران علم گرا را نقد می‌کند. البته در مواردی اگر در آیه‌ای به مسلّمات کلی و تغییرناپذیر علمی اشاره شده باشد، با مستندات علم جدید آن را شرح می‌دهد. از جمله در تفسیر آیه ﴿قُلْ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ﴾ (نحل: 78)، با اشاره به یافته‌های دانشمندان کالبدشکافی در خصوص علّت مقدم شدن سمع بر ابصار می‌نویسد: «اين مسئله‏‌اى است كه رمز آن را دانشمندان‏ كالبدشكافى ( تشريح‏) می‌‏دانند؛ زيرا آنان به‏ دست آورده‏‌اند كه دستگاه شنوايى بالاتر، پيچيده‌‏تر، دقيق‏‌تر و لطيف‌‏تر از دستگاه بينايى است. گوش مادر، هيچ‏گاه صداى گريه كودكش را اشتباه نمی‌‏كند و آن را از ميان هزاران صدا تشخيص می‌دهد، در حالی‌‏كه چشم او در ميان‏ جمعيت نمی‌تواند كودكش را درست تشخيص دهد.
از این¬رو، گرایش ایشان در تفسیر الکاشف، اقناعی، تربیتی و اجتماعی است. همچنین مغنیه، مباحث علمی را به شرطی که معیاری برای درستی و راستی قرآن نباشد، در کشف و درک برخی از آیات قرآن مؤثر دانسته و با این حال در بیشتر موارد مفسّران علم گرا را نقد می¬کند(همان، ج1: صص 122-124). البته در مواردی اگر در آیه¬ای به مسلّمات کلی و تغییرناپذیر علمی اشاره شده باشد، با مستندات علم جدید آن را شرح می¬دهد. نظیر آیه ﴿قُلْ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ﴾ (نحل: 78)؛ و براى شما گوش و چشم و دل قرار داد تا حقايق را درك كنيد و باشد كه سپاس بگزاريد، مغنیه با اشاره به یافته¬های دانشمندان کالبدشکافی در خصوص علّت مقدم شدن سمع بر ابصار می¬نویسد: «اين مسئله‏اى است كه رمز آن را دانشمندان‏ كالبدشكافى [- تشريح‏] مى‏دانند؛ زيرا آنان به‏دست آورده‏اند كه دستگاه شنوايى بالاتر، پيچيده‏تر، دقيق‏تر و لطيف‏تر از دستگاه بينايى است. گوش مادر، هيچ‏گاه صداى گريه كودكش را اشتباه نمى‏كند و آن را از ميان هزاران صدا تشخيص مى‏دهد، درحالى‏كه چشم او در ميان‏ جمعيت نمى‏تواند كودكش را درست تشخيص دهد» (مغنیه، 1378، ج‏7، ص: 633-634).


=ویژگی‌های تفسیری=
=ویژگی‌های تفسیری=


=منابع تفسیری=
=منابع تفسیری=
confirmed
۴٬۲۳۰

ویرایش