confirmed
۷٬۷۵۴
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
فرقه منصوریه به نام «کسفیه» نیز شناخته میشده است، زیرا ابومنصور میگفت که من همان پاره ابری هستم که خداوند فرو افتادن آن را از آسمان وعده داد و در تأیید بیان خود به این آیه اشاره میکرد: «وَ إِنْ یَرَوْا کِسْفاً مِنَ السَّماءِ ساقِطاً یَقُولُوا سَحابٌ مَرْکُومٌ» سوره طور، آیه 44 <ref>مشکور محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، مشهد، نشر آستان قدس رضوی، سال 1372 شمسی، چاپ اول، ص 428</ref><ref>شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، ''الملل و النحل''، بیروت، دارالمعرفة، ج ۱، ص۲۰۹.</ref><ref>عضدالدین ایجی، ''المواقف''، بیروت، انتشارات دار الجیل، چ اول، سال ۱۹۹۷ م، ج ۳، ص ۶۷۳.</ref>. | فرقه منصوریه به نام «کسفیه» نیز شناخته میشده است، زیرا ابومنصور میگفت که من همان پاره ابری هستم که خداوند فرو افتادن آن را از آسمان وعده داد و در تأیید بیان خود به این آیه اشاره میکرد: «وَ إِنْ یَرَوْا کِسْفاً مِنَ السَّماءِ ساقِطاً یَقُولُوا سَحابٌ مَرْکُومٌ» سوره طور، آیه 44 <ref>مشکور محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، مشهد، نشر آستان قدس رضوی، سال 1372 شمسی، چاپ اول، ص 428</ref><ref>شهرستانی، محمد بن عبدالکریم، ''الملل و النحل''، بیروت، دارالمعرفة، ج ۱، ص۲۰۹.</ref><ref>عضدالدین ایجی، ''المواقف''، بیروت، انتشارات دار الجیل، چ اول، سال ۱۹۹۷ م، ج ۳، ص ۶۷۳.</ref>. | ||
== | ==عقاید== | ||
این فرقه نیز هم چون دیگر فرقه های غُلاه شیعه، از عقاید خاصی بر خوردار بودند که در اینجا به بخشی از عقاید مربوط به موسس آن اشاره میشود: | این فرقه نیز هم چون دیگر فرقه های غُلاه شیعه، از عقاید خاصی بر خوردار بودند که در اینجا به بخشی از عقاید مربوط به موسس آن اشاره میشود: | ||
ابومنصور معتقد بود که خداوند او را به آسمان برده و با وی سخن گفته و او را با دستان خویش نوازش کرده و وی را به [[زبان سریانى|زبان سریانی]] پسرک خود خوانده است<ref>محمد جواد مشکور، ''فرهنگ فرق اسلامی''، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، سال 1372 ش، چ اول، ص 429</ref><ref>عضدالدین ایجی، ''همان''.</ref><ref>حسن بن موسی نوبختی، ''فرق الشیعة''، قم، انتشارات مکتبة الفقیه، ص ۵۴.</ref><ref>محمدباقر مجلسی ''بحار الانوار''، بیروت، انتشارات موسسة الوفا، سال ۱۴۰۴ ق، ج ۲۵، ص ۲۸۲.</ref>. | ابومنصور معتقد بود که خداوند او را به آسمان برده و با وی سخن گفته و او را با دستان خویش نوازش کرده و وی را به [[زبان سریانى|زبان سریانی]] پسرک خود خوانده است<ref>محمد جواد مشکور، ''فرهنگ فرق اسلامی''، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، سال 1372 ش، چ اول، ص 429</ref><ref>عضدالدین ایجی، ''همان''.</ref><ref>حسن بن موسی نوبختی، ''فرق الشیعة''، قم، انتشارات مکتبة الفقیه، ص ۵۴.</ref><ref>محمدباقر مجلسی ''بحار الانوار''، بیروت، انتشارات موسسة الوفا، سال ۱۴۰۴ ق، ج ۲۵، ص ۲۸۲.</ref>. | ||
خط ۳۲: | خط ۳۱: | ||
==سرانجام فرقه منصوریه== | ==سرانجام فرقه منصوریه== | ||
بعد از وفات امام باقر (علیهالسّلام) و ادعای امامت ابومنصور، عدهای از بنیکنده در کوفه به ابومنصور ملحق شدند و به کشتن مخالفین خود و اخذ اموال مردم مشغول بودند و ترور را به عنوان جهاد مخفی عملی میکردند. اما [[یوسف بن عمر ثقفی]] به عنوان حاکم [[عراق]] دستور قتل عام این گروه را صادر کرد و ابومنصور در ایام حکومت [[هشام بن عبدالملک]] اعدام شد<ref> | بعد از وفات امام باقر (علیهالسّلام) و ادعای امامت ابومنصور، عدهای از بنیکنده در کوفه به ابومنصور ملحق شدند و به کشتن مخالفین خود و اخذ اموال مردم مشغول بودند و ترور را به عنوان جهاد مخفی عملی میکردند. اما [[یوسف بن عمر ثقفی]] به عنوان حاکم [[عراق]] دستور قتل عام این گروه را صادر کرد و ابومنصور در ایام حکومت [[هشام بن عبدالملک]] اعدام شد<ref>محمد بن عبدالکریم شهرستانی، ''همان''.</ref>. | ||
==انشعاب فرقه منصوریه == | ==انشعاب فرقه منصوریه == | ||
بعد از کشته شدن ابیمنصور اطرفیانش به دو گروه تبدیل شدند. | بعد از کشته شدن ابیمنصور اطرفیانش به دو گروه تبدیل شدند. | ||
'''حسینیه:''' ابومنصور با این که نتوانست به امامت برسد، اما بعد از قتل او فرزندش حسین بن ابیمنصور با همان دعاوی پدرش به جای پدر مینشیند و افراد | '''حسینیه:''' ابومنصور با این که نتوانست به امامت برسد، اما بعد از قتل او فرزندش حسین بن ابیمنصور با همان دعاوی پدرش به جای پدر مینشیند و افراد فراوانی را دور خود جمع میکند که معتقد به نبوتش بودند و از این راه اموال بسیاری نیز بهدست میآورد؛ زیرا یارانش یک پنجم اموالی را که از راه قتل و ترور دیگران به دست میآوردند به او میدادند؛ اما حسین بن منصور نیز سرنگون و در دوران خلافت [[مهدی عباسی]] کشته و اموال عظیمش به دست خلیفه میرسد و فرقهاش از هم پاشیده میشود<ref>حسن بن موسی نوبختی، ''همان''.</ref>. | ||
'''محمدیه:''' اما عدهای دیگر از یاران ابومنصور به دلیل اشارتی که از ابومنصور رسیده بود به این که مهدی قائم همان محمد بن عبدالله [[نفس زکیه]] است، به او ملحق شدند<ref>الحمیری، | '''محمدیه:''' اما عدهای دیگر از یاران ابومنصور به دلیل اشارتی که از ابومنصور رسیده بود به این که مهدی قائم همان محمد بن عبدالله [[نفس زکیه]] است، به او ملحق شدند<ref>نشوان بن سعید الحمیری، ''حورالعین''، ج ۱، ص ۱۶۹.</ref>. | ||
==پانویس== | ==پانویس== |