confirmed، مدیران
۳۷٬۲۶۱
ویرایش
خط ۶۶: | خط ۶۶: | ||
• برخی روایات [[اهل بیت (علیهم السلام)|اهلبیت(علیهالسلام)]] بر ارجاع به افراد مورد اعتماد مشتمل است تا در زمان حضور معصوم (علیهالسلام) و عدم دسترسی به ایشان، یا در زمانهای بعد (زمان غیبت معصومان(علیهالسلام) بتوانند محل مراجعه افراد و اشخاص برای آگاهی از دین خود باشند؛ مانند روایت [[احمدبن اسحاق|احمدبناسحاق]]، كه میگوید: از [[امام هادی|امامهادی(علیهالسلام)]] پرسیدم كه من از چه كسی باید مطالب دینی خود را دریافت كنم و سخن چه شخصی را بپذیرم؟! | • برخی روایات [[اهل بیت (علیهم السلام)|اهلبیت(علیهالسلام)]] بر ارجاع به افراد مورد اعتماد مشتمل است تا در زمان حضور معصوم (علیهالسلام) و عدم دسترسی به ایشان، یا در زمانهای بعد (زمان غیبت معصومان(علیهالسلام) بتوانند محل مراجعه افراد و اشخاص برای آگاهی از دین خود باشند؛ مانند روایت [[احمدبن اسحاق|احمدبناسحاق]]، كه میگوید: از [[امام هادی|امامهادی(علیهالسلام)]] پرسیدم كه من از چه كسی باید مطالب دینی خود را دریافت كنم و سخن چه شخصی را بپذیرم؟! | ||
امام(علیهالسلام) فرمودند: «عَمری [ | امام(علیهالسلام) فرمودند: «عَمری ([[عثمانبنسعید]]) مورد اطمینان است. اگر چیزی را از طرف من به تو بدهد، یا بگوید از طرف من و سخن من خواهد بود. سخن او را بشنو و اطاعت كن كه او مورد اطمینان و امین است». | ||
همچنین بیان داشته است كه از [[امام حسن عسکری|امام حسنعسكری (علیهالسلام)]] چنین سؤالی كردم؛ ایشان فرمودند: عَمری و پسر او | همچنین بیان داشته است كه از [[امام حسن عسکری|امام حسنعسكری (علیهالسلام)]] چنین سؤالی كردم؛ ایشان فرمودند: عَمری و پسر او (محمدبنعثمان) مورد اطمینان هستند و آنچه از طرف من به تو بدهند، یا بگویند از من خواهد بود. سخن آن دو را بشنو و اطاعت كن كه هر دو مورد اطمینان و امین هستند<ref>عاملی، 1409ق، ج18، ص100</ref>!». | ||
در برخی روایات مثل این دو روایت، امام (علیهالسلام) اشخاص معینی را نام برده و برای رجوع به آنها ایجاد اطمینان میكنند تا عموم مردم بتوانند برای دریافت معالم دین خود به آنها مراجعه كنند. در این روایات نیز سؤال راوی در خصوص اعتبار سنجی حدیث نیست، بلكه میپرسد: «عمن آخذ و قول من اقبل؟» و هم پاسخ امام، سخن از نقل عین حدیث نیست و نفرمودند: «فما روی الیك عنی فعنی یروی»، بلكه فرمودند: «فما ادّی الیك عنی فعنی یؤدّی». بنابراین این دسته از روایات به اطلاق خود و با اتكا به اینكه در زمان حصر اهلبیت(علیهمالسلام) و سختی ارتباط راویان و دریافت حدیث از آنان صادر شدهاند، برداشت از احادیث و تطبیق بر موضوعات را هم شامل میشوند؛ مانند جایی كه امام، اصل و قاعدهای را بیان كردند و راوی مورد وثوق حضرت با تطبیق آن، یك فرع یا مصداق را نتیجه گرفته و آن را به امام (علیهالسلام) منسوب میكند. | در برخی روایات مثل این دو روایت، امام (علیهالسلام) اشخاص معینی را نام برده و برای رجوع به آنها ایجاد اطمینان میكنند تا عموم مردم بتوانند برای دریافت معالم دین خود به آنها مراجعه كنند. در این روایات نیز سؤال راوی در خصوص اعتبار سنجی حدیث نیست، بلكه میپرسد: «عمن آخذ و قول من اقبل؟» و هم پاسخ امام، سخن از نقل عین حدیث نیست و نفرمودند: «فما روی الیك عنی فعنی یروی»، بلكه فرمودند: «فما ادّی الیك عنی فعنی یؤدّی». بنابراین این دسته از روایات به اطلاق خود و با اتكا به اینكه در زمان حصر اهلبیت(علیهمالسلام) و سختی ارتباط راویان و دریافت حدیث از آنان صادر شدهاند، برداشت از احادیث و تطبیق بر موضوعات را هم شامل میشوند؛ مانند جایی كه امام، اصل و قاعدهای را بیان كردند و راوی مورد وثوق حضرت با تطبیق آن، یك فرع یا مصداق را نتیجه گرفته و آن را به امام (علیهالسلام) منسوب میكند. | ||
خط ۷۶: | خط ۷۶: | ||
در روایت دیگری (توقیع)، [[امام مهدی|امام زمان(عجل الله فرجه)]] فرمودند: | در روایت دیگری (توقیع)، [[امام مهدی|امام زمان(عجل الله فرجه)]] فرمودند: | ||
«اما در حوادثی كه اتفاق میافتد، به راویان احادیث ما رجوع كنید كه آنان حجت من بر شما هستند و من هم حجت خدایم<ref>طبرسی، 1403ق، ج2، ص469.</ref>» | «اما در حوادثی كه اتفاق میافتد، به راویان احادیث ما رجوع كنید كه آنان حجت من بر شما هستند و من هم حجت خدایم<ref>طبرسی، 1403ق، ج2، ص469.</ref>». | ||
در این نامه و در پاسخ به سؤالاتی كه ابهامها و مشكلاتی برای پرسشگر ایجاد كرده بود، به راویان احادیث ارجاع شده و نه به خود احادیث. این دو قرینه، یعنی عادی نبودن سؤال و ارجاع به راویان، این اطمینان را ایجاد میكند كه مراد امام (علیهالسلام) تنها نقل حدیث نبوده و به نوعی [[اجتهاد]] و استفاده از اصول احادیث در حل مشكلات، مورد نظر بوده است و منظور از «راویان احادیث» معنای لغوی آن، یعنی صرفاً ناقلان احادیث قطعاً مراد نیست؛ چرا كه ناقلان حدیث از فهم و دلالت احادیث لزوماً بهرهای نداشته و ممكن است از دانش لازم برای تفكیك احادیث صحیح از غیر صحیح، برخوردار نباشند. بنابراین اینان نمیتوانند محل ارجاع امام (علیهالسلام) به صورت مطلق باشند. | در این نامه و در پاسخ به سؤالاتی كه ابهامها و مشكلاتی برای پرسشگر ایجاد كرده بود، به راویان احادیث ارجاع شده و نه به خود احادیث. این دو قرینه، یعنی عادی نبودن سؤال و ارجاع به راویان، این اطمینان را ایجاد میكند كه مراد امام (علیهالسلام) تنها نقل حدیث نبوده و به نوعی [[اجتهاد]] و استفاده از اصول احادیث در حل مشكلات، مورد نظر بوده است و منظور از «راویان احادیث» معنای لغوی آن، یعنی صرفاً ناقلان احادیث قطعاً مراد نیست؛ چرا كه ناقلان حدیث از فهم و دلالت احادیث لزوماً بهرهای نداشته و ممكن است از دانش لازم برای تفكیك احادیث صحیح از غیر صحیح، برخوردار نباشند. بنابراین اینان نمیتوانند محل ارجاع امام (علیهالسلام) به صورت مطلق باشند. |