۸۷٬۸۱۰
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'عبد ال' به 'عبدال') |
جز (جایگزینی متن - 'فرا گرفت' به 'فراگرفت') |
||
خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
=شخصیت علمی سید محسن امین= | =شخصیت علمی سید محسن امین= | ||
سید محسن دروس ابتدایی را در [[لبنان]] فراگرفت و در سال ۱۳۰۸ برای ادامه تحصیل رهسپار [[نجف]] اشرف شد و مقاطع سطح و خارج را به ترتیب گذراند. او [[شرح لمعه]] را نزد پسر عمویش سید علی، قوانین را نزد شیخ [[محمدباقر نجمآبادی]]، [[رسائل]] را نزد [[ملافتحالله اصفهانی]] معروف به شیخالشریعـۂ و درس [[خارج فقه]] را در محضر شیخ آقا رضا همدانی و شیخ محمد طه نجف | سید محسن دروس ابتدایی را در [[لبنان]] فراگرفت و در سال ۱۳۰۸ برای ادامه تحصیل رهسپار [[نجف]] اشرف شد و مقاطع سطح و خارج را به ترتیب گذراند. او [[شرح لمعه]] را نزد پسر عمویش سید علی، قوانین را نزد شیخ [[محمدباقر نجمآبادی]]، [[رسائل]] را نزد [[ملافتحالله اصفهانی]] معروف به شیخالشریعـۂ و درس [[خارج فقه]] را در محضر شیخ آقا رضا همدانی و شیخ محمد طه نجف فراگرفت و مدتی نیز در جلسات [[فقه]] [[میرزا محمدحسن شیرازی]] که در [[سامرا]] اقامت داشت، حضور یافت. | ||
دوره کامل [[خارج اصول]] را نزد آخوند محمدکاظم خراسانی (صاحب کفایـۂ) گذراند. <ref>جمعی از پژوهشگران، گلشن ابرار، معروف، ۱۳۸۲ش</ref> سالهای زندگی سید محسن در نجف، سالهای سختی بود. او طلبه تهیدستی بود و حتی نان خود را از نیکمردی به نام حاج احمد نسیه میکرد، ولی پاکدلی و اخلاص در دانشاندوزی را با هیچ ثروتی عوض نمیکرد. به همین دلیل هنگامی که برخی از آشنایان از وی خواستند تا در درس استادی که توانایی مادی بالایی داشت، حضور یابد، بیدرنگ گفت: هرچند آن استاد دانشوری گرانقدر است، ولی نمیتوانم خود را راضی کرده، در درسی حاضر شوم که بهرهمندی از ثروت استاد میتواند یکی از انگیزههای آن شمرده شود.<ref> جمعی از پژوهشگران، گلشن ابرار، ج۲، ص۶۱۰٫</ref> | دوره کامل [[خارج اصول]] را نزد آخوند محمدکاظم خراسانی (صاحب کفایـۂ) گذراند. <ref>جمعی از پژوهشگران، گلشن ابرار، معروف، ۱۳۸۲ش</ref> سالهای زندگی سید محسن در نجف، سالهای سختی بود. او طلبه تهیدستی بود و حتی نان خود را از نیکمردی به نام حاج احمد نسیه میکرد، ولی پاکدلی و اخلاص در دانشاندوزی را با هیچ ثروتی عوض نمیکرد. به همین دلیل هنگامی که برخی از آشنایان از وی خواستند تا در درس استادی که توانایی مادی بالایی داشت، حضور یابد، بیدرنگ گفت: هرچند آن استاد دانشوری گرانقدر است، ولی نمیتوانم خود را راضی کرده، در درسی حاضر شوم که بهرهمندی از ثروت استاد میتواند یکی از انگیزههای آن شمرده شود.<ref> جمعی از پژوهشگران، گلشن ابرار، ج۲، ص۶۱۰٫</ref> |