جعفر طیار

نسخهٔ تاریخ ‏۴ نوامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۳:۲۵ توسط Hadifazl (بحث | مشارکت‌ها) (جایگزینی متن - '[[حسین بن علی' به '[[حسین بن علی (سید الشهدا) ')

جعفر بن‌ ابی‌طالب‌ با کنیه‌ ابوعبداللّه‌ و ملقب به طیّار پسرعموی‌ پیامبر (صلی الله علیه) و برادر حضرت‌ علی‌ (علیه‌السلام) و از شهدای‌ بزرگ‌ صدر اسلام‌ است. او از شخصیت‌های برجسته‌ اسلام بوده و به عنوان الگوی ایمان، عمل و جهاد و شهادت مطرح است.

جعفر طیار
جعفر طیار.jpg
نام کاملجعفر بن ابی‌طالب
اطلاعات شخصی
محل تولدمکه
روز درگذشتجمادی الاولی
دیناسلام، شیعه

مختصری از زندگی‌نامه جعفر طیار

جعفر فرزند ابو‌طالب و فاطمه بنت اسد، معروف به جعفر طیار، کنیه‌اش ابوعبدالله بود[۱]. پیامبر اسلام(صلی الله علیه) نیز لقب ابوالمساکین را به وی داده بود به دلیل آن‌که نشست و برخاست بسیاری با فقرا داشت[۲].

جعفر برادر امام علی (علیه‌السلام)، عقیل، طالب و پسر عموی پیامبر اسلام (صلی الله علیه) بود. براساس گزارش‌های تاریخی وی 20 سال قبل از بعثت متولد شد، در حالی که ده سال از عقیل کوچک‌تر و ده سال از علی(علیه‌السلام) بزرگ‌تر بود[۳].

جعفر از شهدای بزرگ صدر اسلام است که بعد از قطع شدن دو دستش در جنگ موته [۴] و شهادتش به «ذوالجناحین»[۵] و جعفر طیار [۶] شناخته می‌شود.

هنگامی‌ که‌ در مکه‌ خشک‌سالی‌ اتفاق افتاد و ابوطالب‌ دچار تنگ‌دستی شد، پیامبر(صلی الله علیه) به عباس بن عبدالمطلب پیشنهاد داد تا نزد برادرش‌ ابوطالب برود‌ و جعفر را به‌ خانه خود بیاورد و سرپرستی وی را بر عهده گیرد‌. عباس این پیشنهاد را پذیرفت، نزد ابوطالب رفت و جعفر را به منزل خود آورد. جعفر تحت سرپرستی عمویش‌ بزرگ شد تا زمانی که‌ اسلام را پذیرفت، پس از آن مستقل شد[۷].

همسر و فرزندان

نام همسر جعفر اسماء بنت عمیس بن نعمان بود که از او دارای فرزندانی به نام عبدالله، محمد و عون می‌باشد که‌ همگی‌ در حبشه به دنیا آمده بودند[۸].

برخی منابع نیز چهار فرزند دیگر به نام‌های محمد اصغر، حمید، حسین، عبدالله اصغر را از همان مادر به فرزندان او افزوده و مدعی شده‌اند که آنان نیز در حبشه به دنیا آمدند[۹].

اسلام آوردن

در زمان اسلام آوردن وی اختلاف است. بر اساس گزارشی، وی در کمتر از بیست سالگی اسلام آورد[۱۰] گفته شده او دومین فردی بود که پس از امام علی (علیه‌السلام) مسلمان شد و به همراه برادرش اولین نماز جماعت را به امامت پیامبر (صلی الله علیه) برپا کردند[۱۱].

امام صادق‌ (علیه‌السلام) نیز در این زمینه می‌فرماید: اولین نماز جماعتی که رسول خدا (صلی الله علیه) برقرار فرمود، تنها امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) با حضرتشان بود و ابوطالب به جعفر گفت که او نیز در نماز جماعت آنان شرکت نماید[۱۲].

با این وجود، برخی معتقدند که وی سومین، [۱۳] بیست و ششمین[۱۴]، یا سی و دومین نفری بود که مسلمان شد[۱۵].

فضایل و ویژگی‌های جعفر طیار

جعفر در زمان خودش از جهت زیبایی و اخلاق، شبیه‌ترین مردم به رسول خدا (صلی الله علیه) بود[۱۶]. علی (علیه‌السلام)‌ به برادرش جعفر ارادتی ویژه داشت به گونه‌ای که اگر‌ عبدالله‌ بن‌ جعفر درخواستی از آن‌حضرت داشت و او را به‌ جان‌ جعفر قسم‌ می‌‌داد، درخواستش را رد نمی‌کرد[۱۷].

جعفر مردی خطیب، دلیر و شجاع، عارف، سخاوت‌مند و بخشنده‌ای بود که دایره جودش شامل همه می‌شد. او حقوق را رعایت می‌کرد[۱۸].

نماز جعفر طیار که از نمازهای مستحب مؤکد و سفارش شده است هدیه‌ای است که پیامبر به جعفر داده بود[۱۹].

از امام علی (علیه‌السلام) نقل می‌کنند که رسول خدا (صلی الله علیه) فرمود: پیامبران قبل از من هفت وزیر و نقیب و حواری داشتند، اما خداوند به من چهارده حواری و نقیب داد: حمزه، جعفر، امام علی(علیه‌السلام)، امام حسن (علیه‌السلام)، [[حسین بن علی (سید الشهدا)

(سید الشهدا)|امام حسین (علیه‌السلام)]]، و ...[۲۰].

جعفر دارای چنان جایگاهی است که بعد از اهل‌بیت (علیه‌السلام) و امامان معصوم (علیهم‌السلام‏) از اولین کسانی خواهد بود که در کنار حوض کوثر بر پیامبر (صلی الله علیه) وارد می‌شود[۲۱].

رسول خدا (صلی الله علیه) در ارتباط با جعفر سخنان فراوانی فرموده است:

بهترین مردم حمزه، جعفر و علی (علیه‌السلام) می‌باشند[۲۲].

مردم از درختان گوناگون هستند و من و جعفر از یک درختیم[۲۳].

خدایا! جعفر بهترین ثواب را به سوی تو فرستاد. تو نیز بهترین افراد را در ذریه او قرار ده[۲۴].

من و این فرزندان عبدالمطلب بزرگان اهل بهشتیم: حمزه، جعفر، علی(علیه‌السلام)، فاطمه‏(سلام الله علیها) و حسنین (علیه‌السلام)[۲۵].

در نقلی دیگر به جای حضرت زهرا( سلام الله علیها)، نام حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف)» ذکر شده است[۲۶].

ابن عباس می‌گوید: نزد پیامبر خدا (صلی الله علیه) بودیم که ایشان جواب سلامی را دادند و سپس به اسماء فرمودند: این جعفر به همراه جبرئیل و میکائیل و ملائکه بودند که بر من سلام کردند و جوابشان را دادم.

پیامبر (صلی الله علیه) برای جعفر سالیانه پنجاه خروار از محصول خرمای خیبر را مقرر فرمودند[۲۷].

شهادت جعفر طیار

جعفر بعد از بازگشت به مدینه در نبرد موته که در سال هشتم هجرت رخ داد[۲۸] شرکت کرد و بعد از شهادت زید بن حارثه فرماندهی سپاه اسلام را بر عهده گرفت[۲۹]. البته برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که فرماندهی از ابتدا بر عهده جعفر بود[۳۰].

او پس از سال‌ها مجاهدت و تلاش در دفاع از اسلام نوپا، سرانجام در سن چهل و یک[۳۱] و یا چهل و پنج سالگی[۳۲] در این نبرد به شهادت رسید. گزارش شده که در نبرد موته جعفر حدود نود جراحت برداشت[۳۳] و بر اساس گزارشی دیگر بدن ایشان با ضربه یکی از رومیان به دو نیم تقسیم شد[۳۴]. گفته می‌شود او اولین فرد از مسلمانان بود که مرکبش را در میدان نبرد پی کرد[۳۵].

به هر حال بعد از شهادت او بود که پیامبر (صلی الله علیه) فرمود: خداوند به جای دو دست جعفر به وی دو بال داد که با آنها در هرکجای بهشت که بخواهد پرواز می‌کند[۳۶].

با شهادت جعفر پیامبر(صلی الله علیه) به منزل وی آمد و خبر شهادتش را به همسرش اسماء داد و همراه با او در عزای جعفر گریست. آن‌گاه حضرت فاطمه(س) با حالتی گریان وارد شد. پیامبر فرمود: سزاست که بر مرگ چشم‌ها گریان باشد[۳۷].

از امام صادق (علیه‌السلام) نقل است که بعد از شهادت جعفر پیامبر (صلی الله علیه) به فاطمه (سلام الله علیها) فرمود تا سه روز برای اسماء شام و ناهار تهیه کرده و با سایر بانوان فامیل به دلداری او بروند و در خانه او بمانند؛ از این‌جا بود که سنتی شرعی شکل گرفت که تا سه روز برای صاحبان عزا غذا بفرستند[۳۸].

مدفن

جعفر به همراه زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه در یک قبر دفن شدند[۳۹] زیارت جعفر در منطقه موته مستحب است و به آن سفارش شده است. [۴۰].

پانویس

  1. ابن عبدالبر، یوسف بن عبدالله‏، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق، البجاوی، علی محمد، ج 1، ص 242، بیروت، دار الجیل، چاپ اول، 1412ق
  2. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی، الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق، عبدالموجود، عادل احمد، معوض، علی محمد، ج 7، ص 309، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق
  3. الاستیعاب، ج 1، ص 242
  4. جنگ موته، جنگی بود که در سال هشتم هجری و در زمان حیات رسول‌ خدا(صلی الله علیه) بین مسلمانان و امپراطوری روم روی داد. ر. ک: «فرمانده سپاه جنگ موته»، 44912
  5. الاستیعاب، ج 1، ص 242
  6. ابن هشام، عبدالملک، السیرة النبویة، تحقیق، السقا، مصطفی، الأبیاری، ابراهیم، شلبی، عبدالحفیظ، ج 1، ص 505، بیروت، دار المعرفة، چاپ اول، بی‌تا
  7. طبری، أبوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق، ابراهیم، محمد أبوالفضل، ج 2، ص 313، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، 1387ق
  8. ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، تحقیق، عطا، محمد عبدالقادر، ج 4، ص 25، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1410ق
  9. ابن عنبه حسنی، سید احمد بن علی، عمدة الطالب فی أنساب آل أبی‌طالب‏، ص 35، قم، انصاریان، 1417ق
  10. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ج 5، ص 99، بور سعید، مکتبة الثقافة الدینیة، بی‌تا
  11. ابن اثیر جزری، علی بن محمد، أسدالغابة فی معرفة الصحابة، ج ‏1، ص 341، بیروت، دار الفکر، 1409ق
  12. شیخ صدوق، امالی، ص 508، بیروت، اعلمی، چاپ پنجم، 1400ق
  13. ابن عساکر، علی بن حسن‏، تاریخ مدینة دمشق و ذکر فضلها و تسمیة من حلها من الأماثل أو اجتاز بنواحیها من واردیها و أهلها، محقق، شیری، علی‏، ج 72، ص 125، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، 1415ق
  14. الإصابة، ج ‏1، ص 592
  15. أسد الغابة، ج ‏1، ص 341
  16. الاستیعاب، ج ‏1، ص 244
  17. ابونعیم احمد بن عبدالله الاصبهانی‏، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، محقق، مصحح، شفیعی کدکنی‏، محمد رضا، ج 1، ص 114، قاهره، دار ام القراء للطباعة و النشر، چاپ اول، بی‌تا
  18. ابونعیم احمد بن عبدالله الاصبهانی‏، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، محقق، مصحح، شفیعی کدکنی‏، محمد رضا، ج 1، ص 114، قاهره، دار ام القراء للطباعة و النشر، چاپ اول، بی‌تا
  19. «نماز جعفر طیار»، 47577
  20. أسدالغابة، ج ‏1، ص 342
  21. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 36، ص 295، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403ق
  22. ابوالفرج، علی بن الحسین الأصفهانی، مقاتل الطالبیین، محقق، صقر، سید احمد، ص 34، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا
  23. ابوالفرج، علی بن الحسین الأصفهانی، مقاتل الطالبیین، محقق، صقر، سید احمد، ص 35، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا
  24. شیبانی، أحمد بن محمد بن حنبل، فضائل الصحابة، ج 2، ص 1125، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 1403ق
  25. تاریخ مدینة دمشق، ج ‏72، ص 127
  26. تاریخ مدینة دمشق، ج ‏72، ص 127
  27. الطبقات ‏الکبری، ج ‏4، ص 30
  28. الاستیعاب، ج ‏1، ص 242
  29. السیرة النبویة، ج ‏2، ص 373
  30. یعقوبی، احمد بن أبی یعقوب‏، تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 65، بیروت، دار صادر، بیروت، چاپ اول، بی‌تا
  31. الاستیعاب، ج ‏1، ص 245
  32. تاریخ مدینة دمشق، ج ‏72، ص 135
  33. الاستیعاب، ج ‏1، ص 243
  34. مقریزی، تقی الدین‏، امتاع الاسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‏، تحقیق، نمیسی، محمد عبدالحمید، ج 1، ص 340، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1420ق؛ الطبقات ‏الکبری، ج ‏4، ص 29
  35. الإصابة، ج 1، ص 593
  36. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق، زکار، سهیل، زرکلی، ج 2، ص 43، ریاض، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، 1417ق
  37. الاستیعاب، ج ‏1، ص 243
  38. برقی، ابوجعفر احمد بن محمد بن خالد، محاسن، محقق، مصحح، محدث، جلال‌الدین، ج 2، ص 419، ‏ قم، دار الکتب الإسلامیة، چاپ دوم، 1371ق
  39. عمدة الطالب، ص 35 - 36
  40. بحار الأنوار، ج ‏97، ص 222