وحدت اسلامی2.jpg

وحدت اسلامی (وحدت امت اسلامی) اصطلاحی است که در جهان معاصر از جانب هر دو جریان دشمنان اسلام و امت اسلامی و نیز دوستداران اسلام و امت اسلامی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. این اهمیت یافتن و در رأس توجهات قرار گرفتن تا حدودی متاثر از رویکرد اندیشمندان معاصر جهان اسلام و اصلاحگرانی است که پس از جنگ جهانی دوم و به دنبال نگاه چپاول‌گرایانه دولت‌های استعمارگر به کشورهای اسلامی و ثروت‌ها و منابع عظیم طبیعی‌شان، شاهد عقب‌گرد مسلمانان و مخصوصا حکمرانان کشورهای اسلامی، از عظمت و تمدن شکوهمند موجود در صدر اسلام بودند. از همین رو است که ذهن‌هایمان از دیر باز با واژگان همسوی متعددی چون: امت واحده، دار الاسلام، وحدت اسلامی، اتحاد اسلامی، امت محمدیه، بلوک اسلامی، جبهۀ اسلامی، جهان اسلام، همبستگی دینی و اخوت اسلامی، و ... در نظریه‌های متفکران جهان اسلام و ادبیات سیاسی و حقوقی، انس داشته و دارد.

اندیشۀ وحدت و دیدگاه‌ها

مقصود از وحدت اسلامی این است که پیروان هر یک از مذاهب گوناگون اسلامی در عین حال که عقاید و احکام خاص آن مذهب را برای خود حفظ می‌کنند و به آنها پای‌بند هستند، در روابط اجتماعی و سیاسی و نظامی و اقتصادی و فرهنگی خود با مسلمین دیگر همسو و تابع مصالح عالیه اسلام و امت اسلامی‌ باشند و براساس این برداشت از وحدت، امت اسلامی مقابل دشمنان اسلام همواره به صورت «ید واحده» عمل کنند.

در این خوانش از وحدت اسلامی، قطعأ مقصود از وحدت اسلامی این نیست که شیعه‌ها، سنی شوند و یا سنی‌ها، شیعه شوند و همه افراد مسلمان در سراسر جهان در عقاید و احکام و اصول و فروع و همه جزئیات دین، متحد و منسجم گردند به‌گونه‌ای که هیچ اختلاف نظری در اعتقادات و احکام فقهی در جامعه اسلامی وجود نداشته باشد، واقعیت این است که مقصود از وحدت اسلامی، یکی‌کردن اعتقادات و یکنواخت کردن احکام عملی مذهب اسلامی نبوده و چنین چیزی در خارج امکان‌پذیر نخواهد بود.

رابطۀ وحدت اسلامی و تقریب مذاهب اسلامی

واژۀ تقریب از باب تفعیل و از مادۀ «قرب» به معنای نزدیک و نزدیکی اخذ شده است، چنانکه گفته‏‌اند: قرب اصل صحیح یدل علی خلاف البعد. تقریب مذاهب اسلامی هم در اصطلاح کوشش جدی برای تحکیم روابط میان پیروان این مذاهب از راه درک اختلاف‌های موجود میان خود و زدودن پیامدهای منفی این اختلاف‌ها و نه اصل اختلاف‌هاست؛ به عبارت دیگر تقریب نزدیک کردن دیدگاه‌ها و هماهنگی مواضع مسلمانان است.

در تفسیر صحیح تقریب در اصطلاح می‌توان گفت: تقریب مذاهب اسلامی عبارت است از اینکه تمام پیروان مذاهب اسلامی به‌خصوص عالمان دینی با حفظ مذهبشان و بر اساس گفتگوهای علمی به جهت تبیین مشترکات دینی و رفع سوء برداشت‌های مذهبی، هر چه بیشتر زمینۀ اتحاد و انسجام امت اسلامی را فراهم سازد.

هدف تقریب هدف کلی و اصلی از تقریب، اتحاد امت اسلامی بوده است که این امر محقق می‌شود، مسلمانان در اصول اسلام – آن اصولی که مسلمانان بدون آنکه به آنها اعتقاد داشته باشند، مسلمان شناخته نمی‌شوند – متحد باشند؛ یعنی بدانند که در این اصول با یکدیگر اتحاد دارند و در سایر مسائل هم همچون کسی که قصدش لجاجت با دیگران و غلبه بر آنان نیست، بنگرند و در این راه حق و حقیقت و معرفت صحیح را بجویند و در این صورت چنانکه توانستند با انصاف از راه دلیل و برهان در مسئله‌ای از مسائل مورد اختلاف به اتفاق نائل گردند، چه بهتر وگرنه هر کدام آنچه را به نظرش می‌رسد برای خود محفوظ داشته و دیگران را در نرسیدن به آن معذور داشته، نسبت به آنان خوش‌بین باشند، چه اینکه اختلاف در غیر اصول دین هیچ ضرری به ایمان نرسانده و اختلاف یافتگان در این مسائل را از دائرۀ اسلام خارج نخواهد ساخت.

اما دربارۀ تفاوت تقریب و اتحاد باید گفت که: این دو واژه در اصطلاح مصلحان مسلمان معنایی نزدیک به هم دارند و از هدف واحدی برخوردارند که همان ایجاد همبستگی و سازگاری میان مسلمانان است؛ اما می‌توان این تفاوت را میان آنها قائل شد که اصطلاح اتحاد امت اسلامی عام‌تر است و جنبه سیاسی – اجتماعی و علمی‌دارد ولی اصطلاح «تقریب مذاهب اسلامی» بیشتر دارای جنبه علمی و نظری است و در میان عالمان دینی مطرح است که تلاش می‌کنند بر اساس مناظرات و گفتگوهای علمی و رعایت روش‌های علمی و اخلاقی، زمینۀ آشنایی بیشتر مذاهب اسلامی از اصول و فروع یکدیگر را آماده سازند و در رفع سوء تفاهمات مذهبی بکوشند.

ضرورت وحدت امت اسلامی

اسلام به اصل وحدت و اتحاد از دیدگاه سیاسی - اجتماعی آن نگریسته و بر اهمیتش تأکید نموده است؛ لذا قرآن مؤمنان را برادران یکدیگر خوانده و فرموده است:

  إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ ... [حجرات–10]   که این پیوند اخوت و برادری در میان مسلمانان مدینة النبی چنان مستحکم شد که تا مدتی پس از عقد اخوت، آنان از یکدیگر ارث می‌بردند تا اینکه با نزول آیۀ:   ... وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍ ... [انفال–75]   این حکم نسخ شد. امروزه، در شرایطی که دشمنان اسلام تمام تلاش خویش را برای مبارزه و مقابله با اسلام به کار بسته‌اند، وحدت اسلامی بسیار ضروری‌تر از گذشته به نظر می‌رسد و پرداختن به اختلافات و مسائل تفرقه‌انگیز نتیجه‌ای جز به هدر رفتن سرمایه‌ها و استفادۀ دشمن از این اختلافات، نخواهد داشت.

ضرورت «وحدت اسلامی» را از وجوه مختلف می‌توان اثبات کرد:

تأکید بر وحدت در آیات و روایات

در بسیاری از آیات قرآن کریم، به وحدت امت اسلامی توصیه شده است:   وَاعتَصِمُوا بِحَبلِ اللَّهِ جَمِیعاً و لاتَفَرَّقُوا [آل‌عمران–103]  ؛ «همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید».

علامه طباطبایی در تفسیر این آیه چنین اظهار داشته است: «شاید وجه اینکه «اعتصام به حبل الله و متفرق نشدن» نعمت خدا خوانده شده، اشاره به این معنا باشد که اگر شما را به اعتصام و عدم تفرقه می‌خوانیم، بی دلیل نیست. دلیل اینکه شما را به آن دعوت کرده‌ایم، همین است که به چشم خود ثمرات اتحاد و اجتماع، تلخی عداوت و حلاوت محبت و الفت و برادری را چشیدید و در اثر تفرقه در لبۀ پرتگاه آتش رفتید و در اثر اتحاد و الفت از آتش نجات یافتید»[۱]. قرآن کریم، اختلاف را یکی از بدترین عذابها دانسته، می‌فرماید:   وَلَا تَکونُوا کالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَینَاتُ وَأُولَئِک لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ [آل‌عمران–105]  ؛ «مانند کسانی که تفرقه‌افکندند و اختلاف کردند، بعد از اینکه به آنها بیِنه داده شد، نباشید و برای آنان عذاب بزرگی است». همچنین پیامبر (صلی‌الله علیه وآله وسلم) و ائمه (علیهم‌السلام) پیوسته بر مسالۀ وحدت تأکید داشته‌اند که از باب نمونه به برخی از روایات اشاره می‌شود:

  1. حضرت محمد (صلی‌الله علیه وآله وسلم) فرمود: «أیهَا النّاسُ! عَلَیکم بِالجَماعَةِ و إیاکم و الفُرقَةَ[۲]؛ ای مردم! بر شما باد به جماعت و بپرهیز از جدایی».
  2. همچنین رسول اکرم فرمود: «الجَماعَةُ رَحمَةٌ و الفرقَةُ عَذابٌ[۳]؛ وحدت مایۀ رحمت است، و تفرقه موجب عذاب».
  3. و در جای دیگر پیامبر اسلام فرمود: «یدُاللَّهِ عَلَی الجَماعَةِ و الشَّیطانُ مَعَ مَن خالَفَ الجَماعَةَ یرکضُ[۴]؛ دست خدا بر سر جماعت است و شیطان با کسی همراه است که با جماعت ناسازگاری کند».
  4. امام علی (علیه‌السلام) فرمود: عَلَیکم بِالتَّواصُلِ وَ التَّباذُلِ و إیاکم و التَّدابُرَ و التَّقاطُعَ.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمدحسین طباطبایی، جامعه مدرسین، قم، 1417 ق، ج 3، ص 574.
  2. میزان الحکمة، محمد محمدی ری شهری، دارالحدیث، قم، 1389ش، ح ۲۴۳۴.
  3. کنز العمال، متقی هندی، مؤسسه الرسالۀ، بیروت، 1409 ق، ح ۲۰۲۴۲.
  4. همان، ح ۱۰۳۱.

منابع

  • ر. ک: کنزالعمال.