پرش به محتوا

بت‌پرستی

از ویکی‌وحدت
بت پرستی
نامبت پرستی
عقیدهشرک به خداوند

بُت‌پرستی، به معنای پرستش بت‌ها به‌عنوان نماد یا نمایندۀ خدایان، یا به قصد تقرب به خداوند یگانه است. بت‌پرستان، تندیس‌ها و پیکره‌هایی بُت از جنس سنگ، چوب، فلزاتی چون نقره و مس، یا مواد دیگر می‌ساختند و آنها را به اشکال گوناگون انسان، حیوان، یا ترکیبی از آن دو می‌آراستند. این تندیس‌ها را نماد معبود غایب، جانشین خدا، همتای او در شئون مختلف، یا معبودی در عرض خداوند می‌پنداشتند و با انجام اعمال عبادی، از آنها حاجت می‌خواستند. به کسی که بت را وسیله تقرب به خدا قرار داده و آن را می‌پرستد، بت‌پرست گفته می‌شود.

معنای بت

بُت تندیسی است که بت‌پرستان به اشکال گوناگون مانند انسان، حیوان، یا تلفیقی از آن دو، از موادی چون طلا، نقره، سنگ، چوب، عاج و جز آن می‌ساختند[۱]. آنان این تندیس‌ها را نماد معبود غایب، جانشین خدا، هم‌تای او در همه شئون، یا معبودی در عرض او می‌پنداشتند و آنها را می‌پرستیدند و از آنها حاجت می‌خواستند.

مراد از «بت» در این مقاله، بت‌های ظاهری و مادی است که در قرآن با دو واژه «صَنَم» و «وَثَن» از آنها یاد شده است. «صَنَم» جمع: أصنام، به پیکره‌ای از جنس نقره، مس یا چوب گفته می‌شود که بت‌پرستان برای تقرب به خدا آن را می‌پرستیدند[۲]. «وَثَن» جمع: أوثان، نیز به بتی از جنس سنگ، چوب یا غیر آن اطلاق می‌شود که مورد عبادت قرار می‌گرفت[۳].

بت‌ها متناسب با جنس و شکل، نام‌های خاصی داشتند. برای نمونه، به سنگ‌های نتراشیده و بی‌شکل «نُصُب» انصاب، به سنگ‌های تراشیده و منقوش «اوثان» و به بت‌های ریخته‌گری‌شده از طلا و نقره یا تراشیده‌شده از چوب «اصنام» می‌گفتند. این تنوع در نام‌ها نشان‌دهنده گستردگی پدیده بت‌پرستی و اشکال گوناگون آن در میان اقوام مختلف است[۴].

تاریخچه و ریشه بت‌پرستی

بت‌پرستی ظاهری و مادی نه بت‌پرستی معنوی، مانند پیروی از هوای نفس که قرآن نیز بر آن تأکید دارد أَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَوَاهُ [فرقان–43] ، از زمان حضرت نوح(علیه‌السّلام) رواج یافت. بر اساس روایات و تفاسیر، در میان قوم نوح، مردان صالحی به نام‌های «وَدّ»، «سُواع»، «یَغوث»، «یَعوق» و «نَسر» زندگی می‌کردند که مردم به آنها علاقه و ارادت داشتند. پس از مرگ آنان، شیطان با سوءاستفاده از این علاقه، مردم را به ساختن مجسمه‌هایی به یادبود آن بزرگان و گرامی‌داشت آنها تشویق کرد. با گذشت نسل‌ها و فراموش شدن تدریجی پیشینه تاریخی این مجسمه‌ها، نسل‌های بعدی آنها را موجوداتی مقدس و شایسته پرستش پنداشتند و به این ترتیب، بت‌پرستی در میان آنان ریشه دوانید[۵].

ریشه دیگر بت‌پرستی را می‌توان در اعتقاد برخی مشرکان به وجود خدا و فرشتگان جستجو کرد. آنان فرشتگان را موجوداتی با صورت‌های انسانی می‌پنداشتند و از این رو، برای هر فرشته‌ای تندیسی از طلا، نقره یا جواهر می‌تراشیدند و آن تندیس‌ها را به نیابت از فرشتگان عبادت می‌کردند. گروهی دیگر نیز ستارگان را مؤثر در عالم می‌دانستند و به دلیل پنهان بودن بیشتر آن‌ها در بخشی از روز، برایشان تمثال‌هایی ساخته و آن تمثال‌ها را می‌پرستیدند[۶].

منشأ دیگر شرک و بت‌پرستی، تنوع موجودات و پدیده‌های عالم بود. برخی انسان‌های کوته‌فکر تصور می‌کردند هر پدیده مهمی (مانند باران، خورشید، جنگ و صلح) باید دارای خدایی جداگانه (به نام «رب‌النوع») باشد که مستقیماً بر آن پدیده حکومت می‌کند. این باورها که ریشه در یونان باستان داشت، به تدریج به مناطق دیگر از جمله حجاز راه یافت. با این حال، اعراب به دلیل یادگارهای آیین ابراهیمی(علیه‌السّلام)، وجود خدای متعال «اللّه» را انکار نمی‌کردند. از این رو، عقاید توحیدی و شرک‌آمیز را درآمیختند و برای توجیه بت‌پرستی خود، فرشتگان را دختران خدا و بت‌ها را تمثال‌هایی از آن فرشتگان معرفی کردند[۷].

بت‌های مشهور در تاریخ

خداوند در سوره نوح، نام بزرگ‌ترین بت‌های زمان آن حضرت را ذکر کرده است: وَ قالُوا لاتَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لاتَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا یَغُوثَ وَ یَعُوقَ وَ نَسْراً [نوح–۲۳]

«و گفتند: دست از خدایان خود برندارید و به‌ویژه «وَدّ»، «سُواع»، «یَغوث»، «یَعوق» و «نَسر» را رها نکنید.»

این پنج بت که از مشهورترین بت‌های تاریخ بشریت هستند، در طول زمان به اقوام مختلف عرب منتقل شدند. بدین ترتیب که بت «وَدّ» که به‌صورت یک مرد ساخته شده بود، به قبیله کلب رسید؛ بت «سُواع» با شکل و شمایل یک زن، از آن قبیله هَمدان گردید؛ بت «یَغوث» که به‌صورت شیر بود، نصیب قبیله مَذحَج شد؛ بت «یَعوق» با شکل اسب، به قبیله مُراد تعلق یافت و بت «نَسر» که به شکل عقاب بود، در اختیار قبیله حمیر قرار گرفت. به همین دلیل، در میان اعراب جاهلی، نام‌هایی چون «عبدودّ» (بنده ود) و «عبدیغوث» (بنده یغوث) دیده می‌شود[۸].

قرآن کریم در جای دیگر، بت مشهور قوم حضرت الیاس(علیه‌السّلام) را «بَعل» معرفی کرده و از پیامبر آن قوم چنین نقل می‌کند: أَتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِینَ [صافات–۱۲۵] (آیا «بعل» را می‌خوانید و بهترین آفریدگاران را رها می‌کنید؟). مفسران گفته‌اند این بت بزرگ از طلا ساخته شده بود و چهار صورت داشت و شهر بعلبک در لبنان، که امروزه نیز به همین نام خوانده می‌شود، منسوب به آن بت بوده است[۹].

در دوران جاهلیت عرب، سه بت شهرت و محبوبیت ویژه‌ای داشتند: «لات»، «عُزّی» و «مَناة». بت «لات» متعلق به قبیله ثقیف بود و در منطقه طائف قرار داشت. بت «عُزّی» از آن قبایل بنی‌سلیم، غطفان، جَشم، نضر و سعدبن بکر بود و در وادی نخله مورد پرستش قرار می‌گرفت. بت «مَناة» نیز که از قدیمی‌ترین بت‌های عرب به شمار می‌آمد، در منطقه قُدَید (میان مکه و مدینه) جای داشت و قبایل هُذَیل، خُزاعه و اوس و خزرج آن را بزرگ می‌داشتند[۱۰].

علاوه بر اینها، بت‌های دیگری مانند «اساف»، «نائله» و «هُبَل» در خود مکه و حتی درون و پیرامون کعبه نصب شده بودند. بت «هبل» که از جلمود سنگ سرخ ساخته شده بود و هجده ذراع ارتفاع داشت، بزرگ‌ترین بت عرب به شمار می‌رفت و بر فراز کعبه نصب شده بود. مشرکان برای آن تیرهای قرعه کشیده بودند و در امور مهم بدان تمسک می‌جستند[۱۱].

قرآن کریم در سورۀ نجم به این سه بت مشهور عرب اشاره کرده و با بیانی توبیخ‌آمیز می‌فرماید: أَفَرَأَیْتُمُ اللاَّتَ وَ الْعُزَّی * وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْری [نجم–۱۹-۲۰]

«آیا از «لات» و «عُزّی» و «مَناة» آن سومین [بت] دیگر خبر دارید؟»

بت‌پرستان دوران جاهلی، این سه بت را تمثال‌هایی از فرشتگان می‌دانستند و معتقد بودند فرشتگان، که آنها را پرستش می‌کنند، دختران خدا هستند! این در حالی است که قرآن کریم با قاطعیت این پندار را رد کرده و فرشتگان را بندگان برگزیده خداوند معرفی می‌نماید که از هرگونه توصیف جسمانی و جنسیتی مبرا هستند[۱۲].

باورهای مشرکان درباره منافع بت‌ها

مشرکان با اینکه بت‌ها را با دست خود می‌ساختند، برای آنها منافع و اثربخشی‌های گوناگونی قائل بودند. مهم‌ترین این باورها عبارت بود از:

شفاعت

یکی از مهم‌ترین اعتقادات مشرکان این بود که بت‌ها در پیشگاه خدا برای آنان شفاعت می‌کنند و واسطه میان ایشان و خداوند می‌شوند. قرآن از قول آنان نقل می‌کند: هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ [یونس–۱۸] «اینان (بت‌ها) شفیعان ما نزد خدا هستند.»

آنان گمان می‌کردند که بت‌ها به دلیل جایگاهی که نزد خدا دارند، می‌توانند در برآورده شدن حوائج دنیوی و یا نجات از عذاب اخروی ایشان مؤثر واقع شوند.[۱۳]

عزت

گروهی دیگر از مشرکان بر این باور بودند که داشتن معبودان و خدایان متعدد، مایه عزت و سربلندی آنان در میان اقوام دیگر است. آنان فکر می‌کردند هر چه تعداد معبودانشان بیشتر باشد، حامیان و پشتیبانان بیشتری خواهند داشت و در نتیجه قدرتمندتر و محترم‌تر خواهند بود. قرآن این پندار باطل را چنین بازگو می‌کند: وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِیَکُونُوا لَهُمْ عِزًّا [مریم–۸۱] «و آنان غیر از خدا معبودانی برگزیدند تا مایه عزتشان باشد».

یاری و نصرت

باور دیگر مشرکان این بود که بت‌ها در برابر مشکلات و مصائب، یاری‌دهنده آنان هستند و در سایه پرستش آنها، از نزول بلاها و گرفتاری‌ها در امان خواهند ماند. به عبارت دیگر، آنها بت‌ها را مدبر امور خود می‌دانستند و برای دفع شرور و جلب منافع، به آنها متوسل می‌شدند. قرآن می‌فرماید: وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ یُنْصَرُونَ [یس–۷۴] «و آنان غیر از خدا معبودانی برگزیدند به این امید که یاری شوند».

دیدگاه قرآن درباره ناتوانی بت‌ها

قرآن کریم در مقام مبارزه با اندیشه شرک و بت‌پرستی، با قوی‌ترین و روشن‌ترین دلایل، ناتوانی و بی‌ارزشی بت‌ها را آشکار می‌سازد. این کتاب آسمانی با بیانی رسا، تمام پایه‌های فکری بت‌پرستان را به چالش می‌کشد و حقارت معبودهای دروغین آنان را به تصویر می‌کشد. یکی از مهم‌ترین آیات در این زمینه، آیه سوم سوره فرقان است که به ابعاد گوناگون ضعف بت‌ها اشاره می‌کند: وَاتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَا یَخْلُقُونَ شَیْئًا وَهُمْ یُخْلَقُونَ وَلَا یَمْلِکُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَلَا نَفْعًا وَلَا یَمْلِکُونَ مَوْتًا وَلَا حَیَاةً وَلَا نُشُورًا [فرقان–۳] «و آنان غیر از او معبودانی برگزیدند که چیزی را نمی‌آفرینند و خود آفریده می‌شوند، و مالک هیچ سود و زیانی برای خویش نیستند و مالک مرگ و حیات و رستاخیز خود نیستند».

این آیه شریفه با صراحت، پنج ویژگی مهم را که از لوازم الوهیت است، از بت‌ها نفی می‌کند: خالقیت، مالکیت نفع و ضرر، و مالکیت مرگ و حیات و رستاخیز. به این ترتیب، قرآن به مشرکان گوشزد می‌کند که چگونه موجودی را که خود آفریده شده است و از سود و زیان خویش عاجز است، می‌تواند معبود و شفیع آنان باشد؟

قرآن کریم برای ملموس‌تر کردن این حقیقت، در سوره حج، مثالی زنده و گویا می‌آورد و نهایت عجز بت‌ها و بت‌پرستان را در برابر کوچک‌ترین مخلوق خداوند به نمایش می‌گذارد: يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ [حج–۷۳] «ای مردم، مثلی زده شد، پس به آن گوش فرا دهید: کسانی را که جز خدا می‌خوانید، هرگز مگسی نمی‌آفرینند، هر چند برای آفریدن آن اجتماع کنند. و اگر مگس چیزی از آنان برباید، نمی‌توانند آن را بازپس گیرند. طالب و مطلوب هر دو ناتوانند».

این آیه با زیبایی هر چه تمام‌تر، هم ناتوانی مطلق بت‌ها را در آفریدن حتی یک مگس نشان می‌دهد و هم عجز بت‌پرستان را در بازپس‌گیری چیزی که مگسی از آنها ربوده است. این تصویرسازی هنری و منطقی، عمق بی‌معنایی بت‌پرستی را برای هر انسان خردمندی آشکار می‌سازد.

واژه‌های قرآنی برای بت‌ها

قرآن کریم برای اشاره به بت‌ها و معبودهای دروغین، از واژه‌های گوناگونی استفاده کرده است که هر یک بر جنبه خاصی از این پدیده دلالت دارد. مهم‌ترین این واژه‌ها عبارتند از:

۱. صَنَم (جمع: أصنام)

این واژه پنج بار در قرآن به‌صورت جمع (اصنام) به کار رفته است[۱۴]. «صنم» به مجسمه‌ای گفته می‌شود که از فلزاتی مانند طلا و نقره ریخته‌گری شده یا از چوب تراشیده شده باشد و به قصد تقرب به خدا پرستش گردد. برخی از حکیمان اسلامی نیز گفته‌اند که «صنم» به هر چیزی اطلاق می‌شود که انسان را از توجه به خدا بازدارد و به خود مشغول سازد[۱۵].

۲. وَثَن (جمع: أوثان)

این واژه سه بار در قرآن به‌صورت جمع (اوثان) آمده است[۱۶]. «وثن» معمولاً به بت‌هایی از جنس سنگ یا چوب اطلاق می‌شود که تراشیده یا نتراشیده بوده‌اند. برخی زبانشناسان، «وثن» را به بت‌های کوچک و پست و «صنم» را به بت‌های بزرگ و ارزشمند اطلاق کرده‌اند[۱۷].

۳. نُصُب (انصاب)

این واژه به سنگ‌های نتراشیده و بی‌شکلی گفته می‌شود که در اطراف کعبه یا مکان‌های مقدس دیگر نصب می‌کردند و در نزد آنها قربانی نموده، خون قربانی را بر آنها می‌مالیدند. قرآن در سوره مائده از «انصاب» به عنوان یکی از مصادیق پلیدی‌ها (رجس) یاد کرده است[۱۸].

۴. بَعل

این واژه دو بار در قرآن به کار رفته است[۱۹]. برخی مفسران آن را نام بت خاصی دانسته‌اند که قوم حضرت الیاس(علیه‌السّلام) آن را می‌پرستیدند. راغب اصفهانی می‌گوید «بعل» به هر موجود صاحب‌قدرت و سلطه‌ای گفته می‌شود و از همین رو، به شوهر نیز «بعل» اطلاق می‌گردد. مشرکان نیز بت‌های خود را به این دلیل «بعل» می‌نامیدند که آنها را صاحب قدرت و تأثیرگذار می‌پنداشتند[۲۰].

۵. نام‌های خاص پنج بت

«وَدّ»، «سُواع»، «یَغوث»، «یَعوق» و «نَسر» نام پنج بت مشهور در عصر حضرت نوح(علیه‌السّلام) هستند که در سوره نوح از آنها یاد شده و تفصیل آنها پیشتر گذشت.

۶. نام‌های خاص سه بت

«لات»، «عُزّی» و «مَناة» نام سه بت مشهور عرب هستند که در سوره نجم از آنها یاد شده است.

۷. جُبْت و طاغوت

برخی مفسران این دو واژه را نیز به معنای بت دانسته‌اند. «جبت» سه بار[۲۱] و «طاغوت» هشت بار[۲۲] در قرآن به کار رفته است. این دو واژه معنای عام‌تری دارند و به هر معبود باطل، هر طغیانگر و هر موجودی که مردم را به گمراهی و سرکشی دعوت کند، اطلاق می‌شوند[۲۳].

سرانجام بت‌ها و بت‌پرستان

قرآن کریم سرانجام بت‌پرستان را عذابی دردناک و سرنوشتی هولناک معرفی می‌کند. آنان که در دنیا با امید به شفاعت و یاری بت‌ها، آنها را می‌پرستیدند، در قیامت با کمال ناباوری مشاهده می‌کنند که نه تنها بت‌ها قادر به یاری آنان نیستند، بلکه خود نیز با آنان به جهنم افکنده می‌شوند و مایه سرافکندگی و حسرت بیشتر ایشان می‌گردند. قرآن در این باره می‌فرماید: إِنَّکُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَهَا وَارِدُونَ * لَوْ کَانَ هَٰؤُلَاءِ آلِهَةً مَا وَرَدُوهَا ۖ وَکُلٌّ فِیهَا خَالِدُونَ [انبیاء–۹۸-۹۹] «شما و آنچه غیر از خدا می‌پرستید، هیزم جهنم خواهید بود و همگی در آن وارد می‌شوید. اگر اینها خدایانی [واقعی] بودند، هرگز وارد آن نمی‌شدند و حال آنکه همه در آن جاودانند.»

این آیات به روشنی بیان می‌کند که بت‌ها و بت‌پرستان، هر دو در آتش جهنم خواهند سوخت و هیچ‌یک از آنچه در دنیا تصور می‌کردند، در آخرت محقق نخواهد شد. این سرانجام تأسف‌باری است برای کسانی که فطرت پاک خویش را با اوهام و خرافات آلوده ساختند و به جای پرستش خدای یگانه، در برابر موجوداتی ناتوان و بی‌ارزش سر تعظیم فرود آوردند.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. سعید مذهبی، پرتال جامع علوم و معارف قرآن، وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، مدخل «بت‌پرستی».
  2. حسین راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص ۴۹۲.
  3. همان، ص ۸۷۶.
  4. سعید مذهبی، همان.
  5. تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۱۲۳.
  6. همان، ص ۱۲۵.
  7. تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۱۲۶.
  8. تفسیر نمونه، ج ۲۵، ص ۱۲۸.
  9. تفسیر نمونه، ج ۱۹، ص ۱۳۰.
  10. سعید مذهبی، همان.
  11. سعید مذهبی، همان.
  12. تفسیر نمونه، ج ۲۲، ص ۵۰۴.
  13. سعید مذهبی، همان.
  14. مانند سوره اعراف، آیه ۱۳۸؛ سوره ابراهیم، آیه ۳۵؛ سوره انبیاء، آیه ۵۲.
  15. راغب اصفهانی، همان، ص ۴۹۲.
  16. مانند سوره عنکبوت، آیه ۱۷ و ۲۵؛ سوره حج، آیه ۳۰.
  17. راغب اصفهانی، همان، ص ۸۷۶.
  18. سوره مائده، آیه ۹۰.
  19. سوره صافات، آیه ۱۲۵؛ سوره نساء، آیه ۱۲۸.
  20. راغب اصفهانی، همان، ص ۱۴۰.
  21. سوره نساء، آیه ۵۱؛ سوره نساء، آیه ۶۰.
  22. مانند سوره بقره، آیه ۲۵۶ و ۲۵۷.
  23. راغب اصفهانی، همان، ص ۱۸۴.

منابع

  • قرآن کریم.
  • راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان داوودی، دمشق، دارالقلم، ۱۴۱۲ ق.
  • مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۳۷۴ ش.
  • مذهبی، سعید، بت‌پرستی، پرتال جامع علوم و معارف قرآن، وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم.