پرش به محتوا

قیام توابین

از ویکی‌وحدت

قیام توابین، اولین قیام و یکی از مهم‌ترین حرکت‌های شیعی با شعار «یا لثارات الحسين»، با انگیزه خونخواهی از شهادت امام حسین (علیه‌السلام) و یاران با وفایش بعد از عاشورا است که در سال 65 ق، به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی به‌وقوع پیوست. این قیام نماد توبه و شهادت در راه امام حسین و جبران کوتاهی‌های شیعیان کوفه در حمایت از سیدالشهداء بود که رهبران آن تنها مقابله مستقیم با حکومت اموی را موجب پاک شدن گناه و کوتاهی خود در ادای دین به آن‌حضرت می‌دانستد. قیام توابین اگرچه به شکست انجامید، اما تأثیر عمیقی بر تاریخ شیعه گذاشت و نشان داد که شیعیان حاضرند برای دفاع از اهل‌بیت و مقابله با ظلم، حتی به قیمت جان خود، اقدام کنند. اگرچه این قیام به نتیجه مطلوب نرسید، اما الهام‌بخش جنبش‌های بعدی شیعیان، از جمله قیام مختار ثقفی، شد و نقش مهمی در شکل‌گیری هویت مبارزاتی شیعیان ایفا کرد.

پیشینه و زمینه‌های قیام

قیام توابین یکی از مهم‌ترین حرکت‌های شیعیان در تاریخ اسلام به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی در سال 65 ق، است که در پی واقعه عاشورا و شهادت امام حسین (علیه‌السلام) در سال 61 ق، به‌وقوع پیوست. شیعیان کوفه که از عدم حمایت خود از امام حسین احساس گناه می‌کردند، تصمیم گرفتند با قیامی خونخواهانه، توبه خود را به درگاه خداوند عرضه کنند. سلیمان بن صرد خزاعی، از بزرگان شیعه و از یاران وفادار امام علی (علیه‌السلام)، رهبری این حرکت را بر عهده گرفت.

اهداف و انگیزه‌های قیام

قیام توابین با هدف اصلی خونخواهی امام حسین (علیه‌السلام) و جبران کوتاهی‌های شیعیان کوفه در حمایت از ایشان شکل گرفت. رهبران این جنبش بر این باور بودند که تنها با مقابله مستقیم با حکومت اموی می‌توانند گناه خود را پاک کنند و به امام حسین ادای دین نمایند. این قیام نشان‌دهنده‌ عمق تأثیر واقعه عاشورا بر جامعه شیعه و احساس مسئولیت آنان در قبال این واقعه بود.

رهبران قیام توابین

رهبران قیام توابین از بزرگان شیعیان کوفه بودند و جایگاه ممتازی در بین قبیله‌های خود داشتند.

سلیمان‌ بن‌ صرد خزاعی

سلیمان بن صرد خزاعی (ابو مطرف)، از قبیله خزاعه، در سال 28 ق، در مکه متولد شد. نامش «یسار» بود و پس از مسلمان شدن، پیامبر (صلی‌الله علیه وآله) نامش را به «سلیمان » تغییر داد. سلیمان در جوانی به اسلام گروید و هنگام هجرت مسلمانان از مکه به مدینه همراه مهاجران بود. او از اصحاب حضرت محمد، حضرت علی (علیه‌السلام)، امام حسن (علیه‌السلام) و امام حسین (علیه‌السلام) بود و 25 حدیث از آنها نقل کرده است. وی در سال 17 ق، شش سال پس از رحلت پیامبر، همراه نخستین گروه مسلمانان مکه را به سوی کوفه ترک کرد و تا آخر عمر در این شهر جدیدالتاسیس اقامت گزید.

او در جنگ صفین، فرمانده جناح راست پیاده‌نظام سپاه امام علی بود و پس از نیرنگ عمرو بن عاص در به نیزه زدن قرآن‌ها و اعلام داوری قرآن درباره خلافت امام علی و معاویه، که عهدنامه متارکه جنگ نوشته شد، به امام علی عرض کرد: ای امیر مؤمنان، اگر یاورانی داشتی، هرگز این طومار (عهدنامه) نوشته نمی‌شد. سوگند به خدا، میان نیروها رفتم تا نظر آنها را به جنگ با معاویه، که نظر همه آنان قبل از حکمیت بود، برگردانم ولی جز اندکی، کسی به یاری ام نیامد. امام علی به چهره خسته، عرق کرده، مجروح و خونین سلیمان نگاه کرد و این آیه را تلاوت فرمود: فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا. سلیمان بن صرد در دفاع از خاندان عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) لحظه‌ای کوتاهی نکرد. وی بیش از نیم قرن در راه تاسیس و حفظ حکومت اسلامی از جان مایه گذاشت. او از اصحاب امام حسن نیز بودو پس از آنکه معاویه صلح‌نامه خویش با امام حسن را نقض کرد، سلیمان بن صرد به آن‌حضرت پیشنهاد کرد که دستور جنگ با معاویه را صادر کند و او را پیشاپیش نیروها برای تصرف کوفه و عزل فرماندار گسیل دارد. امام حسن به سلیمان فرمود: هدف من از صلح جلوگیری از خونریزی بود، پس به قضای الهی خشنود باشید.

مسیب بن نجبه قزاری

مسیب بن نجبه قزاری از پهلوانان عرب، رئیس قبیله و مردی پرهیزکار بود که در جنگ قادسیه و تمام جنگ‌‌های حضرت علی (علیه‌السلام) علیه دشمنان آن‌حضرت برای اسلام شمشیر زد. مسیب بن نجبه از اصحاب امام علی، امام حسن (علیه‌السلام) و امام حسین (علیه‌السلام) بود. او را از بهترین و سرشناس ترین شیعیان شمرده‌اند. پدرش از حضرت علی و خودش از امام حسن حدیث نقل کرده است. مسیب بن نجبه در جریان تجاوز لشکر معاویه به قلمرو سرزمین های تحت حکومت امام علی (علیه‌السلام) از سوی آن حضرت به فرماندهی سپاه انتخاب شد تا به «تیماء» رفته و سربازان اشغالگر معاویه را از آن منطقه اخراج کند.

رفاعه بن شداد بجلی

رفاعه بن شداد بجلی از اصحاب حضرت علی (علیه‌السلام)، امام حسن (علیه‌السلام) و امام حسین (علیه‌السلام) بود و در بین راه سفر حج، همراه مالک اشتر و گروهی دیگر از شیعیان در «ربذه» بدن مطهر صحابی بزرگ پیامبر (صلی‌الله علیه وآله)، ابوذر غفاری را کفن و دفن کرد و بر آن نماز گذارد. رفاعه بن شداد در جنگ صفین، فرمانده قبیله «بجلیه» بود و مردم قبیله‌اش را در نبرد با دشمنان امام علی رهبری کرد. رفاعه در قیام حجر بن عدی از انقلابیان جوان شمرده می‌شد.

عبد الله بن وال تمیمی

عبدالله بن وال از اصحاب حضرت علی (علیه‌السلام)، امام حسن (علیه‌السلام) و از قبیله «بنی تیم» و از شیعیان معروف شهر کوفه و از شعرای بزرگ شیعه بود که در مدینه با امام علی برای خلافت بیعت کرد و پس از ماجرای حکمیت در جنگ صفین، امام علی او را که در سنین جوانی بود، همراه عده‌‌ای دیگر برای مقابله با شورش «خریت بن راشد» به سوی بصره فرستاد و به او فرمود: برو‌ ای فرزند برادر! به خدا سوگند من امید دارم که تو از یاوران من در راه حق باشی و مرا در برابر ستمگران یاری رسانی. بعد از شهادت امام علی و در دوران امامت امام حسن، عبدالله بن وال از شیعیان مخلصی بود که هیچگاه دست از یاری اهل‌بیت (علیهم‌السلام) بر نداشت و همیشه در خدمت امام حسن بود و برای جنگ و جهاد با سران فتنه یعنی معاویه تردیدی به خود راه نداد.

عبدالله بن سعد بن نفیل ازدی

عبدالله بن سعد نفیل ازدی را با اسامی «عبدالله بن سعید بن نفیل» و «سعد بن نوفیل» نیز خوانده شده، از قبیله «ازد» بود و «ازد» نام بزرگ قبیله‌ای در یمن بود که تمام انصار از نسل او هستند. او از یاران حضرت علی (علیه‌السلام) بود[۱].

آغاز قیام و تجمع در نخیله

در ماه ربیع‌الثانی سال 65 ق، سلیمان بن صرد خزاعی، یاران خود را در منطقه نخیله گرد آورد. این منطقه در نزدیکی کوفه قرار داشت و به عنوان محل تجمع توابین انتخاب شد. سلیمان در این مکان خطاب به یاران خود گفت که تنها راه توبه از گناه خذلان امام حسین (علیه‌السلام)، شهادت در راه خونخواهی اوست. او از یارانش خواست که تنها برای رضای خدا و نه برای دنیا، در این قیام شرکت کنند.

فراخوان عمومی و حرکت به سوی کوفه

سلیمان بن صرد برای جلب حمایت بیشتر، دو نفر از یاران خود، حكیم بن منقذ كندی و ولید بن عصیر كنانی، را به کوفه فرستاد تا مردم را به قیام دعوت کنند. آن‌ها در کوفه فریاد زدند: یا لثارات الحسين! و این نخستین بار بود که چنین شعاری در تاریخ اسلام مطرح می‌شد. با این حال، تعداد کسانی که به قیام پیوستند، کمتر از انتظار بود و سلیمان از این موضوع ناراحت شد.

رویارویی با عبیدالله بن زیاد

توابین به رهبری سلیمان بن صرد، به سوی عبیدالله بن زیاد، عامل اموی در عراق، حرکت کردند. عبیدالله که از این قیام آگاه شده بود، با لشکری بزرگ به مقابله با آنها شتافت. در نبردی که در عین‌الورده رخ داد، توابین با شجاعت جنگیدند، اما به دلیل تعداد کم و نداشتن تجربه کافی در جنگ، شکست خوردند. سلیمان بن صرد و بسیاری از یارانش در این نبرد به‌شهادت رسیدند.

مختار ثقفی و قیام توابین

مختار 6 ماه بعد از مرگ یزید بن معاویه وارد کوفه شد و با اوج فعالیت‌های توابین رودررو شد. اما نظر مساعدی در مورد این قیام نداشت و در واقع آن را ناکام می‌دانست. با اینکه دلایل دیگری برای مخالفت مختار ذکر شده است، اما اصلی‌ترین دلیل مختار این بود که سلیمان را در امور جنگ با تجربه نمی‌دانست و معتقد بود که در این امر موفق نمی‌شود. با اینکه در آن زمان سلیمان بیش از ۹۰ سال سن داشته و حداقل ۵۰ سال تجربه نظامی در جنگ‌های مختلف را در اختیار داشت. با تبلیغات مختلف مختار ۲ هزار نفر از توابین به او پیوستند؛ اما اکثریت آنها به پیمان خود وفادار بودند و در کنار سلیمان ماندند.

قیام توابین از نظر امام سجاد (علیه‌السلام)

ائمه اطهار نهضت‌هایی را که در زمانش به وقوع پیوسته ر نه تایید و نه رد کردند و بلکه قیام‌هایی را که در چهارچوب اهداف امامت و بر اساس حق‌محوری حرکت نمودند، تایید نموده و بقیه آنها را رد کردند. از آنجایی که قیام توابین با شعار یالثارات الحسین قصد داشتند خلافت مسلمین را به شایستگان و اقعی آن، اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، بسپارند. و می‌گفتند: حکومت را به اهل‌بیت پیامبر (صلی‌الله علیه وآله) باز می‌گردانیم، آنان که خدا به واسطۀ ایشان به ما نعمت و کرامت ارزانی داشته است. با این همه در منابع به صراحت اشاره‌ای به تأیید قیام از جانب امام سجاد (علیه‌السلام) نشده است ولی با توجه به هدف قیام طبعا این حرکت مورد تأیید حضرت بوده است.

پیامدهای قیام توابین

قیام توابین اگرچه به شکست انجامید، اما تأثیر عمیقی بر تاریخ شیعه گذاشت. این قیام نشان داد که شیعیان حاضرند برای خونخواهی امام حسین (علیه‌السلام) و برای دفاع از اهل‌بیت و مقابله با ظلم، حتی به قیمت جان خود، اقدام کنند. جان خود را فدا کنند. اگرچه این قیام به نتیجه مطلوب نرسید، اما الهام‌بخش قیام‌های بعدی شیعیان، از جمله قیام مختار ثقفی، شد. توابین به عنوان نماد توبه و شهادت در راه امام حسین در تاریخ شیعه ماندگار شدند و نقش مهمی در شکل‌گیری هویت مبارزاتی شیعیان ایفا کرد[۲].

جستارهای وابسته

پانویس

منابع