پرش به محتوا

جنگ 22 روزه غزه

از ویکی‌وحدت
جنگ ۲۲ روزه غزه
نام رویداد
  • جنگ ۲۲ روزه غزه
  • نبرد فرقان
  • عملیات سرب گداخته
تاریخ رویداد۲۰۰۸ – ۲۰۰۹ م
روز رویداد
  • ۲۷ دسامبر ۲۰۰۸ تا ۱۸ ژانویه ۲۰۰۹ م،
  • برابر با ۷ دی ۱۳۸۷ تا ۲۹ دی ۱۳۸۷ ش
مکان رویداد
  • نوار غزه،
  • مناطق پیرامونی سرزمین‌های اشغالی فلسطین
عوامل
  • نیروهای دفاعی اسرائیل،
  • حماس و دیگر گروه‌های مقاومت فلسطین
دلیل اهمیتتهاجم گسترده اسرائیل به نوار غزه و مقاومت گروه‌های فلسطینی
پیامدها
  • پایان عملیات نظامی پس از ۲۲ روز،
  • تلفات گسترده انسانی و خسارات زیرساختی در غزه،
  • تداوم محاصره نوار غزه

جنگ ۲۲ روزه غزه، که در رژیم صهیونیستی با نام عملیات سرب گداخته و در میان گروه‌های مقاومت فلسطین با عنوان نبرد فرقان شناخته می‌شود، درگیری نظامی گسترده‌ای بود که از ۲۷ دسامبر ۲۰۰۸ تا ۱۸ ژانویه ۲۰۰۹ میلادی میان نیروهای نظامی اسرائیل و گروه‌های مقاومت فلسطینی به رهبری حماس در نوار غزه رخ داد. این جنگ با حملات هوایی گسترده اسرائیل آغاز شد و پس از آن، حملات زمینی و دریایی نیز به آن افزوده شد. در طول این درگیری، مناطق مسکونی، مراکز درمانی، مدارس، دانشگاه‌ها، مساجد و زیرساخت‌های عمومی غزه هدف حملات قرار گرفتند.

جنگ ۲۲ روزه در شرایطی آغاز شد که نوار غزه از سال ۲۰۰۷ میلادی تحت محاصره قرار داشت و اختلافات سیاسی میان گروه‌های فلسطینی و مناقشه میان اسرائیل و فلسطینیان ادامه یافته بود. محاصره اقتصادی و سیاسی غزه، افزایش نفوذ حماس، تحولات پس از جنگ ۳۳ روزه لبنان و اختلافات داخلی فلسطین از جمله زمینه‌های مهم این جنگ بودند. در گزارش‌های منتشرشده درباره این جنگ، اهداف اسرائیل شامل تضعیف یا نابودی حماس، از بین بردن توان نظامی گروه‌های مقاومت و تغییر موازنه سیاسی در فلسطین عنوان شده است.

در این جنگ، بر اساس گزارش‌های ارائه‌شده از سوی منابع فلسطینی و رسانه‌های ایرانی، بیش از ۱۴۰۰ فلسطینی کشته و هزاران نفر مجروح شدند. بخش گسترده‌ای از زیرساخت‌های مسکونی، درمانی، آموزشی و اقتصادی غزه نیز آسیب دید. این جنگ در تحولات سیاسی منطقه و مناسبات گروه‌های فلسطینی با کشورهای عربی و دیگر بازیگران بین‌المللی تأثیر گذاشت.

پیشینه جنگ

محاصره سیاسی و اقتصادی نوار غزه

یکی از زمینه‌های اصلی جنگ ۲۲ روزه، محاصره سیاسی و اقتصادی نوار غزه بود. پس از پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین در ژانویه ۲۰۰۶ میلادی و تشکیل دولت دهم فلسطین در مارس همان سال، اسرائیل و برخی کشورهای غربی محدودیت‌های سیاسی و مالی علیه دولت جدید اعمال کردند. این محدودیت‌ها پس از تحولات سیاسی و درگیری‌های داخلی فلسطین در ژوئن ۲۰۰۷ و در اختیار گرفتن اداره نوار غزه توسط حماس تشدید شد. پس از این تحولات، اسرائیل گذرگاه‌های ورودی غزه را محدود کرد و ورود کالاها، سوخت و مواد اولیه به این منطقه با محدودیت‌های گسترده مواجه شد. محاصره اقتصادی موجب کاهش فعالیت‌های صنعتی، افزایش بیکاری و گسترش فقر شد. قطع برق و محدودیت در تأمین سوخت نیز شرایط زندگی مردم را دشوارتر کرد. در این دوره، بسیاری از بیماران، مجروحان و خانواده‌های ساکن غزه با مشکلات دسترسی به امکانات درمانی و نیازهای اولیه مواجه شدند.

نوار غزه با وجود وسعت محدود و جمعیت متراکم، به‌دلیل موقعیت جغرافیایی و ارتباط با گذرگاه رفح در مرز مصر، اهمیت سیاسی و راهبردی داشت. بسته شدن گذرگاه‌های ارتباطی، به‌ویژه گذرگاه رفح، محدودیت‌های بیشتری بر رفت‌وآمد مردم و انتقال کالاها اعمال کرد. در ژانویه ۲۰۰۸ میلادی، در پی تشدید محاصره و کمبود کالاهای اساسی، بخشی از موانع مرزی میان غزه و مصر شکسته شد و شمار زیادی از فلسطینیان برای تهیه نیازهای خود از مرز عبور کردند. این واقعه از نظر سیاسی و اجتماعی اهمیت داشت و فشارهای داخلی و خارجی برای بازگشایی گذرگاه‌ها را افزایش داد.

تاریخ اشغال و درگیری در نوار غزه

نوار غزه به‌دلیل موقعیت جغرافیایی خود در مرز مصر و فلسطین، در دوره‌های مختلف تاریخی در معرض درگیری‌های نظامی قرار داشته است. در جریان جنگ ۱۹۵۶ میلادی، نیروهای بریتانیا، فرانسه و اسرائیل به مصر و مناطق پیرامونی آن حمله کردند و غزه نیز در معرض تهاجم نظامی قرار گرفت. پس از فشارهای بین‌المللی و هشدار دوایت آیزنهاور، نیروهای مهاجم در سال ۱۹۵۷ م، از منطقه عقب‌نشینی کردند و اداره غزه بار دیگر به مصر واگذار شد. در جریان جنگ شش‌روزه سال ۱۹۶۷ میلادی، اسرائیل نوار غزه را اشغال کرد. از آن زمان، این منطقه بارها شاهد عملیات نظامی، درگیری با گروه‌های فلسطینی و حملات نیروهای اسرائیلی بود. در دوره نخست‌وزیری آریل شارون از سال ۲۰۰۱ میلادی، دامنه حملات نظامی اسرائیل به مناطق فلسطینی افزایش یافت. در جریان انتفاضه دوم فلسطین، نیروهای اسرائیلی به مراکز عمومی، زیرساخت‌ها و مناطق مسکونی فلسطینیان حمله کردند.

فرودگاه، اسکله و شماری از مراکز خدماتی و اقتصادی فلسطینیان نیز در جریان این حملات آسیب دیدند. در سال ۲۰۰۵ میلادی، اسرائیل نیروها و شهرک‌نشینان خود را از نوار غزه خارج کرد؛ با این حال، محدودیت‌های مرزی و کنترل بر بخش‌هایی از ارتباطات خارجی این منطقه ادامه یافت. «ریشه‌ها و اهداف جنگ ۲۲ روزه غزه»، حملات اسرائیل به نوار غزه در سال ۲۰۰۸ در ادامه سیاست‌های نظامی و سیاسی این رژیم برای تضعیف گروه‌های مقاومت فلسطینی و محدود کردن پیامدهای توافق‌نامه اسلو بود.

افزایش محبوبیت حماس

پس از پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین و در اختیار گرفتن اداره نوار غزه، اسرائیل و برخی دولت‌های غربی امیدوار بودند که فشارهای اقتصادی و محاصره موجب نارضایتی مردم از دولت حماس شود. با این حال، محاصره نتوانست به تضعیف اجتماعی این جنبش منجر شود. نتایج یک بررسی افکار عمومی در نوار غزه نشان می‌دهد، پس از قطع برق و تشدید فشارهای اقتصادی، میزان محبوبیت حماس از ۳۹ درصد به ۴۱ درصد افزایش یافته بود. این مسأله را نشانه‌ای از ناکامی سیاست فشار اقتصادی در تغییر نگرش بخشی از جامعه فلسطین نسبت به حماس دانسته است.

تأثیر جنگ ۳۳ روزه لبنان

یکی دیگر از زمینه‌های مهم جنگ ۲۲ روزه، تحولات ناشی از جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶ میلادی میان اسرائیل و حزب‌الله لبنان بود. این جنگ که با حمله اسرائیل به لبنان آغاز شد، به‌رغم برتری تسلیحاتی ارتش اسرائیل، نتوانست به اهداف اعلام‌شده آن در تضعیف و خلع سلاح حزب‌الله منجر شود. پس از پایان جنگ، در اسرائیل کمیته‌ای به ریاست الیاهو وینوگراد برای بررسی عملکرد دولت و ارتش تشکیل شد. گزارش این کمیته از ضعف‌های مهم در برنامه‌ریزی و مدیریت جنگ پرده برداشت و مسئولیت بخشی از ناکامی‌ها را متوجه ایهود اولمرت نخست‌وزیر، عمیر پرتز وزیر جنگ و دان حالوتس رئیس ستاد ارتش اسرائیل دانست. ناکامی اسرائیل در جنگ ۳۳ روزه و کاهش اعتماد عمومی به ارتش و رهبران سیاسی این رژیم، از عوامل مؤثر در تصمیم‌گیری برای حمله گسترده به غزه بود. بر این اساس، حمله به غزه می‌توانست تلاشی برای بازسازی قدرت بازدارندگی اسرائیل و جبران پیامدهای سیاسی و نظامی جنگ لبنان تلقی شود.

اهداف جنگ

اهداف جنگ ۲۲ روزه را می‌توان در سه سطح درون فلسطین، تحولات داخلی اسرائیل و معادلات منطقه‌ای بررسی کرد. در میان اهداف اعلام‌شده اسرائیل و اهداف پنهان یا راهبردی این حمله تمایز گذاشته شده است.

اهداف درون فلسطین

تضعیف و نابودی حماس

یکی از اهداف مهم اسرائیل در حمله به غزه، تضعیف جنبش حماس و از بین بردن توان نظامی و سیاسی آن بود. حماس پس از پیروزی در انتخابات پارلمانی و در اختیار گرفتن اداره نوار غزه، به یکی از بازیگران اصلی معادلات سیاسی فلسطین تبدیل شده بود. اسرائیل با حملات هوایی و زمینی به مراکز نظامی، نیروها و زیرساخت‌های مرتبط با حماس، در پی کاهش توان عملیاتی این جنبش بود. حملات همچنین بخش‌هایی از مراکز حکومتی و خدماتی دولت مستقر در غزه را هدف قرار داد.

تضعیف موقعیت سیاسی حماس و تقویت تشکیلات خودگردان

از دیگر اهدافی که به آن اشاره شده، تضعیف موقعیت حماس در عرصه سیاسی فلسطین و تقویت جایگاه محمود عباس و تشکیلات خودگردان فلسطین بود. اسرائیل در پی آن بود که با کاهش نفوذ حماس، زمینه را برای تقویت جریان‌های سیاسی طرفدار مذاکره و سازش با اسرائیل فراهم کند. توجه به تفاوت دامنه حملات اسرائیل در نوار غزه و کرانه باختری آن را در پیوند با رقابت سیاسی میان حماس و تشکیلات خودگردان فلسطین تحلیل می‌کنند.

اهداف داخلی اسرائیل

بازسازی قدرت بازدارندگی

یکی از اهداف مطرح‌شده برای جنگ ۲۲ روزه، بازسازی قدرت بازدارندگی اسرائیل پس از جنگ ۳۳ روزه لبنان بود. شکست در دستیابی به اهداف اصلی جنگ لبنان، اعتماد بخشی از جامعه اسرائیل به توان نظامی و مدیریت سیاسی این رژیم را کاهش داده بود. حمله به غزه می‌توانست از دیدگاه رهبران اسرائیل فرصتی برای نمایش قدرت نظامی و بازسازی اعتبار ارتش و دولت باشد. از این منظر، جنگ ۲۲ روزه با بحران‌های سیاسی و نظامی داخلی اسرائیل نیز ارتباط داشت.

پوشاندن اختلافات سیاسی و نظامی

جنگ غزه به‌عنوان تلاشی برای پوشاندن مشکلات داخلی اسرائیل و کاهش فشارهای سیاسی بر دولت ایهود اولمرت تحلیل شده است. پس از جنگ ۳۳ روزه، اختلاف میان مقامات سیاسی و نظامی اسرائیل افزایش یافته بود و مطالبات عمومی برای بررسی عملکرد دولت و فرماندهان ارتش گسترش پیدا کرده بود. عملیات نظامی علیه غزه می‌توانست زمینه‌ای برای تغییر فضای سیاسی داخلی و بازگرداندن اعتماد عمومی به نهادهای نظامی و سیاسی اسرائیل فراهم کند.

اهداف منطقه‌ای

تضعیف جبهه مقاومت

از دیگر اهداف راهبردی مطرح‌شده مقابله با گسترش نفوذ جریان‌های مقاومت در منطقه بود. در این تحلیل، ارتباط سیاسی و راهبردی میان جمهوری اسلامی ایران، سوریه، حزب‌الله لبنان و حماس به‌عنوان یکی از عوامل نگرانی اسرائیل و متحدان آن معرفی شده است. حمله به غزه علاوه بر هدف قرار دادن حماس، با هدف محدود کردن تأثیر الگوی مقاومت در دیگر جوامع اسلامی و عربی انجام شد.

تأثیرگذاری بر طرح صلح عربی

از دیگر اهداف اسرائیل را پیشبرد طرح صلح عربی و کاهش توان گروه‌های مقاومت برای مخالفت با روند سازش معرفی می‌کند. در این تحلیل، حمله به غزه بخشی از تلاش برای تغییر موازنه سیاسی فلسطین و فراهم کردن شرایطی برای مذاکرات سیاسی با تشکیلات خودگردان بود. نابودی یا تضعیف حماس می‌توانست جایگاه جناح‌های طرفدار مذاکره را تقویت کند و مانع تبدیل شدن الگوی مقاومت به الگویی تأثیرگذار در دیگر کشورهای منطقه شود.

جبران پیامدهای جنگ ۳۳ روزه

شکست اسرائیل در جنگ ۳۳ روزه لبنان و افزایش روحیه گروه‌های مقاومت فلسطینی، از دیگر زمینه‌های منطقه‌ای مورد اشاره در مقاله است. نویسنده معتقد است اسرائیل با حمله به غزه تلاش داشت آثار روانی و سیاسی شکست در جنگ لبنان را کاهش دهد و جایگاه نظامی خود را در منطقه بازسازی کند. این تحلیل، پیوند میان جنگ لبنان و جنگ غزه را در چارچوب رقابت راهبردی میان اسرائیل و جریان‌های مقاومت منطقه بررسی می‌کند.[۱]

روند نظامی جنگ

جنگ ۲۲ روزه در ۲۷ دسامبر ۲۰۰۸ میلادی با حملات هوایی گسترده نیروهای اسرائیلی به نوار غزه آغاز شد. در نخستین مرحله، مراکز نظامی، امنیتی و ساختمان‌های وابسته به دولت حماس هدف حملات قرار گرفتند. پس از حملات اولیه، عملیات زمینی و دریایی نیز به آن افزوده شد و نیروهای اسرائیلی به بخش‌هایی از نوار غزه وارد شدند. در جریان این عملیات، علاوه بر مواضع گروه‌های مقاومت، مناطق مسکونی، مراکز عمومی و زیرساخت‌های شهری نیز آسیب دیدند. نیروهای مقاومت فلسطینی در مقابل، با استفاده از سلاح‌های سبک، خمپاره‌ها و موشک‌های کوتاه‌برد به مقابله با نیروهای اسرائیلی پرداختند.

در روزهای جنگ، حملات موشکی گروه‌های فلسطینی به مناطق جنوبی سرزمین‌های تحت کنترل اسرائیل ادامه یافت. همچنین مقاومت در برابر عملیات زمینی نیروهای اسرائیلی موجب شد درگیری‌ها در بخش‌هایی از نوار غزه ادامه پیدا کند. این جنگ در ۱۷ ژانویه ۲۰۰۹ میلادی با اعلام آتش‌بس یک‌جانبه از سوی اسرائیل وارد مرحله پایانی شد و در ۱۸ ژانویه، پس از اعلام توقف عملیات نظامی، عملاً پایان یافت. در روند پایان جنگ، میانجیگری مصر نیز نقش داشت[۲].

تلفات انسانی و خسارات جنگ

جنگ ۲۲ روزه موجب کشته و زخمی شدن شمار زیادی از فلسطینیان شد و بخش‌های گسترده‌ای از زیرساخت‌های شهری و خدمات عمومی نوار غزه آسیب دید. گزارش‌های منتشرشده پس از جنگ، خسارات واردشده به بخش‌های مسکونی، درمانی، آموزشی، مذهبی، کشاورزی و صنعتی را ثبت کرده‌اند. بر اساس گزارشی که خبرگزاری تسنیم در سال ۱۳۹۴ ش، منتشر کرد و به آمار کمیته مستندسازی جنایات اسرائیل در غزه استناد داشت، تلفات انسانی و خسارات زیر گزارش شده است:

آمار تلفات انسانی و خسارات جنگ ۲۲ روزه بر اساس گزارش منتشرشده در خبرگزاری تسنیم
موضوع آمار گزارش‌شده
شمار کشته‌شدگان فلسطینی ۱۴۵۵ نفر
کودکان کشته‌شده ۴۰۴ نفر
زنان کشته‌شده ۱۱۵ نفر
شمار مجروحان ۵۳۰۳ نفر
کودکان مجروح ۱۸۱۵ نفر
زنان مجروح ۷۸۵ نفر
اعضای تیم‌های پزشکی کشته‌شده ۱۶ نفر
اعضای تیم‌های پزشکی مجروح ۲۵ نفر
نیروهای امنیتی وزارت کشور غزه کشته‌شده ۳۵۰ نفر
نیروهای امنیتی مجروح ۴۰۲ نفر
مراکز درمانی هدف حمله مستقیم ۴۰ مرکز
آمبولانس‌های هدف حمله ۱۵ دستگاه
مدارس آسیب‌دیده ۳۵ مدرسه
دانشگاه‌های آسیب‌دیده ۳ دانشگاه
مساجد کاملاً تخریب‌شده ۴۵ مسجد
مساجد آسیب‌دیده به‌صورت جزئی ۵۵ مسجد
مؤسسات گردشگری و میراث فرهنگی کاملاً تخریب‌شده ۵ مؤسسه
مؤسسات گردشگری و میراث فرهنگی آسیب‌دیده به‌صورت جزئی ۴۰ مؤسسه
واحدهای مسکونی آسیب‌دیده ۵۵٬۰۰۰ واحد
واحدهای مسکونی کاملاً تخریب‌شده ۵٬۰۰۰ واحد

خسارات اقتصادی و زیرساختی

در گزارش یادشده، خسارات بخش‌های مختلف اقتصادی و زیرساختی نوار غزه نیز برآورد شده است. این ارقام شامل موارد زیر است:

برآورد خسارات اقتصادی جنگ ۲۲ روزه
بخش میزان خسارت گزارش‌شده
بیمارستان‌ها و درمانگاه‌های وزارت بهداشت حدود ۱۰ میلیون دلار
آمبولانس‌ها حدود ۷۵۰ هزار دلار
مجموع خسارات بخش درمانی، مؤسسات خصوصی و غیردولتی حدود ۱۴٫۸۵ میلیون دلار
نهادهای مردمی حدود ۵۰۰ هزار دلار
بخش گردشگری و میراث فرهنگی حدود ۹٫۲ میلیون دلار
مساجد و مراکز مذهبی حدود ۱۹٫۱۰۷ میلیون دلار
راه‌های درون‌شهری حدود ۱۷٫۷۵۳۶ میلیون دلار
راه‌های بین‌شهری و منطقه‌ای حدود ۳۰ میلیون دلار
محیط زیست حدود ۷۳٫۴۵ میلیون دلار
تأسیسات ورزشی حدود ۲٫۵۴۴۶ میلیون دلار
پارلمان فلسطین حدود ۱٫۵ میلیون دلار
خسارات مستقیم بخش کشاورزی حدود ۲۱۸٫۰۲۳ میلیون دلار
خسارات غیرمستقیم بخش کشاورزی حدود ۲۱۸٫۰۰۲ میلیون دلار
خسارات مستقیم بخش صنعت حدود ۲۴۰ میلیون دلار
خسارات غیرمستقیم بخش صنعت حدود ۲۱۸٫۲ میلیون دلار

در همین گزارش، به تخریب کامل ۸۲ باب منزل مسکونی و آسیب جزئی به ۲۷ منزل نیز اشاره شده است. این آمار در کنار برآورد ۵۵ هزار واحد مسکونی آسیب‌دیده و ۵ هزار واحد کاملاً تخریب‌شده در بخش دیگری از گزارش آمده است و منبع درباره تفاوت محدوده یا شیوه محاسبه این دو مجموعه رقم توضیحی ارائه نکرده است. همچنین در گزارش یادشده آمده است که سه دانشگاه اسلامی، دانشگاه الازهر و دانشگاه امت از مراکز آموزش عالی آسیب‌دیده در جریان جنگ بوده‌اند. مجموع خسارات اعلام‌شده به دانشگاه‌ها در این گزارش حدود ۲۵ میلیون دلار برآورد شده است[۳].

مواضع سیاسی و واکنش‌ها

موضع ایران و حمایت از فلسطین

در جریان جنگ ۲۲ روزه، مسأله غزه و محاصره مردم فلسطین در جمهوری اسلامی ایران مورد توجه مسئولان، نهادهای سیاسی و گروه‌های مردمی قرار گرفت. در سخنان آیت‌الله سید علی خامنه‌ای به جایگاه تاریخی و سیاسی مصر در جهان عرب و نقش این کشور در تحولات فلسطین اشاره شده است. در این سخنان، مصر به‌عنوان یکی از نخستین کشورهای اسلامی معرفی شده که با فرهنگ غربی آشنا شد و سپس در عرصه فکری و سیاسی جهان عرب جایگاه مهمی به دست آورد. در این تحلیل، شخصیت‌هایی مانند سید جمال‌الدین اسدآبادی و محمد عبده از چهره‌های مؤثر در جریان‌های اصلاح‌طلبی و اسلام‌خواهی مصر معرفی شده‌اند. همچنین از نقش مصر در جنگ‌های عربی و اسرائیل در سال‌های ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ میلادی و جایگاه آن در حمایت از مسأله فلسطین یاد شده است.

همچنین عملکرد دولت حسنی مبارک در برابر محاصره غزه مورد انتقاد قرار گرفت. در این تحلیل، حکومت وقت مصر به همکاری با اسرائیل در ادامه محاصره غزه متهم شده و به جلوگیری از عبور برخی کاروان‌های کمک‌رسانی از خاک مصر اشاره شده است.در ضمن به تلاش گروهی از جوانان ایرانی برای عزیمت به غزه و کمک‌رسانی به مردم این منطقه اشاره شده است. بر اساس روایت مطرح‌شده، شماری از جوانان ایرانی در جریان جنگ به فرودگاه رفتند تا به غزه اعزام شوند، اما پس از دریافت پیام آیت‌الله خامنه‌ای از فرودگاه بازگشتند. این موضوع در چارچوب تأکید بر مسأله فلسطین به‌عنوان مسأله‌ای اسلامی و مرتبط با مسئولیت عمومی مسلمانان مطرح شده است[۴].

واکنش حماس و حامیان مقاومت

پس از پایان جنگ، گروه‌های فلسطینی و حامیان مقاومت، ایستادگی مردم غزه در برابر حملات نظامی اسرائیل را از عوامل مهم ناکامی اهداف اعلام‌شده این رژیم دانستند. در مراسم اربعین شهدای غزه که در میدان فلسطین تهران برگزار شد، ابوسرور، معاون فرهنگی دفتر حماس در تهران، جنگ ۲۲ روزه را شکست تاریخی دیگری برای اسرائیل پس از جنگ ۳۳ روزه لبنان توصیف کرد. او در سخنان خود بر نقش ایمان، فداکاری و مقاومت مردم غزه در مقابله با حملات نظامی اسرائیل تأکید کرد و مقاومت مردمی را یکی از عوامل مهم ناکامی اهداف نظامی این رژیم دانست. این موضع‌گیری در فضای همبستگی عمومی با فلسطینیان و در مراسمی با حضور گروه‌های مختلف مردم و هیئت‌های عزاداری در تهران مطرح شد[۵].

نقش مصر در پایان جنگ

مصر در جریان جنگ ۲۲ روزه و تحولات پیرامونی آن از بازیگران منطقه‌ای مؤثر بود. موقعیت جغرافیایی این کشور در مجاورت نوار غزه و کنترل گذرگاه رفح، اهمیت آن را در روند ورود کمک‌های انسانی و رفت‌وآمد مردم افزایش داده بود. در روزهای پایانی جنگ، میانجیگری مصر در روند آتش‌بس و پایان عملیات نظامی مطرح شد. در عین حال، عملکرد دولت وقت مصر در زمینه محاصره غزه و کنترل گذرگاه رفح موضوع انتقاد برخی گروه‌های فلسطینی و حامیان آنان بود.

پیامدهای جنگ

پیامدهای انسانی و اقتصادی

جنگ ۲۲ روزه خسارات گسترده‌ای به جمعیت غیرنظامی و زیرساخت‌های نوار غزه وارد کرد. کشته و زخمی شدن شمار زیادی از مردم، تخریب خانه‌ها، آسیب به بیمارستان‌ها، مدارس و مساجد و از بین رفتن بخشی از مراکز تولیدی و خدماتی از پیامدهای مستقیم این جنگ بود.

تخریب واحدهای مسکونی و تأسیسات عمومی موجب شد بخش‌هایی از جمعیت غزه با مشکلات آوارگی و کمبود امکانات اولیه مواجه شوند. آسیب به مراکز درمانی و آمبولانس‌ها نیز شرایط ارائه خدمات پزشکی را دشوارتر کرد. از نظر اقتصادی، آسیب به بخش کشاورزی، صنعت، حمل‌ونقل، تجارت و تأسیسات شهری، روند فعالیت‌های اقتصادی غزه را با مشکلات جدی روبه‌رو کرد. ادامه محاصره پس از پایان عملیات نظامی نیز از عوامل مؤثر در استمرار محدودیت‌های اقتصادی و انسانی منطقه بود.

پیامدهای سیاسی برای فلسطین

جنگ ۲۲ روزه موجب شد جایگاه حماس و دیگر گروه‌های مقاومت در معادلات سیاسی فلسطین بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. حملات نظامی اسرائیل نتوانست به حذف کامل حماس از عرصه سیاسی فلسطین منجر شود و اختلافات میان گروه‌های فلسطینی همچنان یکی از مسائل مهم سیاست داخلی این سرزمین باقی ماند. شکسته شدن بخشی از موانع مرزی غزه و افزایش فشار افکار عمومی برای پایان محاصره از عوامل اثرگذار بر تحولات سیاسی منطقه معرفی شده است. همچنین در این تحلیل، ناتوانی فشار اقتصادی و نظامی در حذف حماس از معادلات سیاسی فلسطین مورد تأکید قرار گرفته است.

پیامدهای جنگ برای اسرائیل

جنگ ۲۲ روزه در کنار جنگ ۳۳ روزه لبنان از رویدادهایی بود که در بحث‌های سیاسی و نظامی درباره توان بازدارندگی اسرائیل مورد توجه قرار گرفت. عملیات گسترده نظامی و استفاده از نیروی هوایی، دریایی و زمینی نتوانست به نابودی کامل توان گروه‌های مقاومت فلسطینی منجر شود. در ارزیابی‌های منتشرشده از سوی حامیان مقاومت، ادامه فعالیت گروه‌های فلسطینی پس از جنگ و تداوم شلیک موشک از غزه از نشانه‌های ناکامی اسرائیل در دستیابی به برخی اهداف اعلام‌شده خود معرفی شده است.

تغییر قواعد درگیری و نقش مقاومت

در برخی تحلیل‌های پس از جنگ، ۲۲ روز مقاومت گروه‌های فلسطینی در برابر ارتش اسرائیل به‌عنوان نقطه عطفی در تحولات نظامی غزه معرفی شده است. این ارزیابی‌ها بر این موضوع تأکید دارند که قدرت نظامی متعارف به‌تنهایی نتوانست به اهداف اعلام‌شده اسرائیل در نوار غزه منجر شود. در گزارشی با عنوان «جنگ ۲۲ روزه غزه و تغییر قواعد درگیری» این جنگ را یکی از عوامل تغییر معادلات درگیری میان اسرائیل و گروه‌های مقاومت فلسطینی معرفی کرده است. این گزارش بر رشد توان نظامی گروه‌های مقاومت، افزایش ظرفیت تولید تسلیحات و گسترش توان موشکی و پهپادی آنان در سال‌های پس از جنگ تأکید می‌کند.

در این تحلیل، نبردهای بعدی در نوار غزه، از جمله جنگ‌های سال ۲۰۲۱ میلادی و عملیات‌های بعدی، در پیوند با تجربه‌ها و تحولات ناشی از جنگ ۲۲ روزه بررسی شده‌اند. بر این اساس، استمرار مقاومت و افزایش توان نظامی گروه‌های فلسطینی از عوامل تغییر در محاسبات امنیتی اسرائیل دانسته شده است[۶].

ارزیابی جنگ از دیدگاه حامیان مقاومت

در برخی گزارش‌ها و تحلیل‌های منتشرشده در رسانه‌های حامی مقاومت، جنگ ۲۲ روزه به‌عنوان رویدادی معرفی شده است که در آن گروه‌های فلسطینی با وجود برتری نظامی اسرائیل، توانستند در برابر تهاجم گسترده مقاومت کنند. در این ارزیابی از این جنگ، چهار عامل را در ناکامی اسرائیل در دستیابی به اهداف اعلام‌شده مؤثر دانسته است:

  • خروج نیروهای اسرائیلی از غزه: پایان عملیات نظامی و خروج نیروهای اسرائیلی پس از ۲۲ روز از جمله عواملی معرفی شده که در ارزیابی حامیان مقاومت به‌عنوان ناکامی اهداف اولیه اسرائیل مورد توجه قرار گرفته است.
  • مقاومت در شرایط محاصره: گروه‌های فلسطینی در شرایطی به مقابله با حملات اسرائیل پرداختند که نوار غزه با محدودیت‌های اقتصادی و ارتباطی مواجه بود.
  • مقابله نامتقارن: استفاده گروه‌های مقاومت از امکانات محدود نظامی در برابر ارتش مجهز اسرائیل، در این گزارش به‌عنوان نمونه‌ای از جنگ نامتقارن معرفی شده است.
  • تأثیر بر درگیری‌های بعدی: تجربه جنگ ۲۲ روزه در این ارزیابی به‌عنوان یکی از عوامل مؤثر بر تغییر شیوه‌های عملیاتی گروه‌های مقاومت در درگیری‌های بعدی مطرح شده است.

در این گزارش، جنگ ۲۲ روزه به‌عنوان تجربه‌ای مهم برای گروه‌های مقاومت فلسطینی در زمینه سازمان‌دهی، برنامه‌ریزی و مقابله با ارتش اسرائیل توصیف شده است. این ارزیابی بازتاب‌دهنده دیدگاه رسانه‌های حامی مقاومت درباره نتایج جنگ است و در کنار آن، خسارات گسترده انسانی و مادی واردشده به نوار غزه نیز از پیامدهای مهم این درگیری به‌شمار می‌رود.

جستارهای وابسته

پانویس

منابع