جنگ اول اعراب و رژیم صهیونیستی

جنگ اول اعراب و رژیم صهیونیستی، در واقع اولین جنگ میان کشورهای عربی منطقه که عبارت بودند از مصر، اردن، سوریه، عراق و لبنان برای جلوگیری از تصرف سرزمین فلسطین که در این میان بررسی نقش بریتانیا، ایالات متحده و دیگر قدرتهای غربی در تحولات منتهی به جنگ ۱۹۴۸ م، میان اعراب و رژیم صهیونیستی و تأثیر حمایتهای سیاسی و نظامی این کشورها بر نتیجه جنگ بسیار اهمیت دارد. جنگ جهانی اول با فروپاشی امپراتوری عثمانی و ایجاد خلأ قدرت در بخشهایی از قلمرو آن، زمینهساز تحولات سیاسی گستردهای در خاورمیانه شد. یکی از پیامدهای این تحولات، قرار گرفتن سرزمین فلسطین تحت قیمومت بریتانیا و شکلگیری تدریجی زمینههای تأسیس یک دولت یهودی در این سرزمین بود. بر اساس این دیدگاه، قدرتهای غربی، بهویژه بریتانیا و در دوره بعد ایالات متحده، از شکلگیری و تقویت رژیم صهیونیستی حمایت کردند و در جریان جنگ نخست اعراب و اسرائیل نیز از راههای مختلف به این رژیم یاری رساندند. این حمایتها در عرصههای سیاسی، دیپلماتیک و تسلیحاتی نمود یافت و در کنار ضعف و ناهماهنگی نیروهای عربی، در نتیجه جنگ تأثیرگذار دانسته شده است.
زمینۀ تاریخی
جنگ جهانی اول آثار گستردهای بر ساختار نظام بینالملل بر جای گذاشت. یکی از مهمترین پیامدهای آن، فروپاشی امپراتوری عثمانی بود که در جریان جنگ در کنار یکی از طرفهای درگیر قرار گرفت. پس از فروپاشی این امپراتوری، در بسیاری از مناطق تحت حاکمیت آن خلأ قدرت ایجاد شد و زمینه برای دخالت و نفوذ قدرتهای اروپایی فراهم گردید. یکی از پیامدهای این وضعیت، قرار گرفتن سرزمینهای فلسطینی تحت قیمومت بریتانیا بود. در این دوره، زمینههای سیاسی و حقوقی لازم برای افزایش مهاجرت یهودیان و شکلگیری یک ساختار سیاسی یهودی در فلسطین فراهم شد. در ادامه، قدرتهای غربی از شکلگیری دولت یهودی حمایت کردند و این حمایت در سالهای پس از جنگ جهانی اول و سپس پس از جنگ جهانی دوم ادامه یافت. بر اساس این تحلیل، بریتانیا و پس از آن ایالات متحده نقش مهمی در تقویت رژیم صهیونیستی داشتند.
ایجاد رژیم صهیونیستی
حمایت کشورهای غربی و بهویژه بریتانیا از تشکیل یک دولت یهودی در سرزمین فلسطین پس از جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم از عوامل مهم تحولات بعدی این منطقه دانسته شده است. در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ م، سازمان ملل متحد طرحی را برای تقسیم فلسطین میان اعراب و یهودیان تصویب کرد. بریتانیا از رأی دادن به این طرح خودداری کرد و اعلام کرد نیروهای خود را پیش از اوت ۱۹۴۸ م، از فلسطین خارج خواهد کرد. در این تحلیل، این اقدام بخشی از سیاست بریتانیا برای خروج رسمی از فلسطین و در عین حال حفظ منافع سیاسی خود در منطقه تلقی شده است. تصویب طرح تقسیم فلسطین واکنش گسترده اعراب را در پی داشت و اعتراضها در فلسطین و دیگر کشورهای عربی شکل گرفت. در ۸ دسامبر ۱۹۴۷ م، اتحادیه عرب با حضور نخستوزیران کشورهای عضو در قاهره تشکیل جلسه داد و ضمن اعتراض به تصمیم سازمان ملل و مخالفت با تشکیل دولت یهودی، اقداماتی را برای جلوگیری از عملی شدن طرح تقسیم فلسطین مورد بررسی قرار داد.
جنگ اول اعراب و اسرائیل
در مارس ۱۹۴۸ م، سازمان هاگانا، نیروی نظامی آژانس یهود، حمله به بیتالمقدس را آغاز کرد و نیروهای یهودی در ماههای منتهی به پایان قیمومت بریتانیا بخشهایی از مناطقی را که در طرح سازمان ملل برای دولت یهود در نظر گرفته شده بود، تحت کنترل درآوردند. در ۱۴ مه ۱۹۴۸ م، همزمان با خروج کمیسر عالی بریتانیا از فلسطین، یهودیان تشکیل دولت اسرائیل را اعلام کردند. در همان روز، ارتش کشورهای عربی وارد جنگ با دولت جدید یهودی شد. آغاز حمله کشورهای عربی با واکنش قدرتهای بزرگ غربی همراه شد. ایالات متحده آمریکا از نخستین کشورهایی بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت. در این دوره، دولت آمریکا از توسعه روابط با حکومت جدید حمایت کرد و وعده کمک مالی گسترده به اسرائیل را نیز مطرح کرد. در همین دوره، بریتانیا به تحریم تسلیحاتی کشورهای عربی روی آورد. این سیاست، در کنار حمایت سیاسی قدرتهای غربی از اسرائیل، از عوامل مؤثر بر توازن قوا در جنگ دانسته شده است.
مرحله اول جنگ
در مرحله نخست جنگ، با وجود حضور نیروهای کشورهای مختلف عربی، ارتش منظم مصر ابتکار عمل را در دست داشت. نیروهای مصر توانستند در ابتدای جنگ نیروهای اسرائیلی را عقب برانند و در مناطق غزه، بئرالسبع و الخلیل پیشروی کنند. نیروی هوایی مصر نیز در این مرحله در برابر نیروی هوایی اسرائیل به موفقیتهایی دست یافت و مناطقی از جمله تلآویو را بمباران کرد و خساراتی به اسرائیل وارد آورد. نیروهای عراقی نیز پس از عبور از مرز فلسطین، در ناحیه نابلس و جنین موفق به عقب راندن نیروهای یهودی شدند. واحدهایی از ارتش سوریه و لبنان نیز پس از اشغال پل بنات یعقوب، مناطقی از جلیل را به تصرف خود درآوردند. نیروهای اردنی نیز پس از نبردهای شدید، شهر قدیم بیتالمقدس و بخشهایی از قدس جدید را به تصرف درآوردند و بر جاده الرمله مسلط شدند. نیروهای فلسطینی نیز در این مرحله در صف مقدم جنگ حضور داشتند. در مجموع، مرحله نخست جنگ به سود نیروهای عرب و فلسطینی پایان یافت.
مرحله دوم جنگ
پس از موفقیتهای اولیه نیروهای عرب، شورای امنیت سازمان ملل متحد وارد روند جنگ شد و قطعنامهای برای پایان دادن به درگیری صادر کرد. بر اساس این تحلیل، قدرتهای جهانی و بهویژه ایالات متحده و بریتانیا از طریق سازمان ملل تلاش کردند طرفین، بهخصوص کشورهای عربی، را به پذیرش آتشبس وادار کنند. در ۲ ژوئن ۱۹۴۸ م، طرفین آتشبس را پذیرفتند و جنگ برای مدتی متوقف شد. نیروهای اسرائیلی از این فرصت برای تجدید قوا و تجهیز خود استفاده کردند. در جریان آتشبس، تسلیحات مورد نیاز نیروهای اسرائیلی از طریق چکسلواکی تأمین شد. در این دیدگاه، قدرتهای غربی از طریق این کشور تلاش کردند بدون ورود مستقیم به جنگ، به تجهیز نیروهای اسرائیلی کمک کنند. اسرائیل پس از تقویت نظامی، در سپتامبر ۱۹۴۸ م، حمله به مواضع نیروهای مصری را از سر گرفت و جنگ وارد مرحله جدیدی شد.
شکست نیروهای عرب
مرحله دوم جنگ برخلاف مرحله نخست پیش رفت. نیروهای عربی به دلیل نبود فرماندهی واحد و ضعف هماهنگی میان ارتشهای کشورهای مختلف نتوانستند مقاومت مؤثری در برابر نیروهای اسرائیلی نشان دهند و در جبهههای مختلف به تدریج عقبنشینی کردند. سرانجام با مداخله شورای امنیت سازمان ملل متحد، دولت مصر و پس از آن اردن، سوریه و لبنان قراردادهای ترک مخاصمه را امضا کردند. در نتیجه، نیروهای اسرائیلی توانستند مناطق بیشتری نسبت به محدوده پیشبینیشده در طرح تقسیم سازمان ملل را به کنترل خود درآورند. این تحولات همچنین به آوارگی شمار زیادی از فلسطینیان انجامید و بسیاری از آنان به کشورهای عربی همسایه پناه بردند.
نقش قدرتهای بزرگ
در این تحلیل، قدرتهای غربی و بهویژه بریتانیا و ایالات متحده از شکلگیری و تثبیت رژیم صهیونیستی حمایت کردند. این حمایت از راههای مختلف سیاسی، دیپلماتیک و نظامی دنبال شد. یکی از مهمترین ابزارهای این قدرتها، استفاده از سازوکارهای بینالمللی و بهویژه شورای امنیت سازمان ملل متحد بود. هنگامی که نیروهای عرب در مرحله نخست جنگ ابتکار عمل را در اختیار داشتند، درخواست آتشبس و توقف درگیریها مطرح شد و کشورهای عربی تحت فشار قرار گرفتند تا آن را بپذیرند. در دوره آتشبس، نیروهای اسرائیلی فرصت یافتند تجهیزات و نیروی انسانی خود را تقویت کنند. انتقال تسلیحات از طریق چکسلواکی نیز در این روند نقش داشت. بریتانیا نیز با اعمال محدودیت و تحریم تسلیحاتی علیه کشورهای عربی، به تضعیف توان نظامی آنها کمک کرد. بر اساس این دیدگاه، مجموع این اقدامات باعث تغییر موازنه قوا به سود اسرائیل شد و زمینه را برای پیشروی نیروهای اسرائیلی در مرحله دوم جنگ فراهم کرد.
پیامدهای جنگ
نتیجه جنگ نخست اعراب و اسرائیل، تثبیت موجودیت دولت اسرائیل و گسترش قلمرو تحت کنترل آن فراتر از محدوده تعیینشده در طرح تقسیم سازمان ملل بود. یکی از مهمترین پیامدهای جنگ، آوارگی شمار زیادی از فلسطینیان و شکلگیری مسئله آوارگان فلسطینی بود. بسیاری از آوارگان به کشورهای عربی همجوار پناه بردند و مسئله بازگشت آنها به یکی از مسائل پایدار منازعه فلسطین و اسرائیل تبدیل شد. جنگ نخست همچنین آغاز دورهای طولانی از درگیری میان اسرائیل و کشورهای عربی و فلسطینیان بود که در دهههای بعد به جنگها و بحرانهای نظامی دیگری انجامید.
جستارهای وابسته
منابع
- چرا اعراب جنگ برده باختند؟، وبگاه مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، تاریخ درج مطلب: 30 مهرماه 1402 ش، تاریخ مشاهدۀ مطلب: ۱۴ مهرماه ۱۴۰۵ ش.