پرش به محتوا

جنگ سوم اعراب و رژیم صهیونیستی

از ویکی‌وحدت

جنگ سوم اعراب و اسرائیل، که با نام‌های جنگ شش‌روزه و جنگ ژوئن ۱۹۶۷ نیز شناخته می‌شود، درگیری نظامی میان اسرائیل و چند کشور عربی، به‌ویژه مصر، اردن و سوریه، بود که از ۵ تا ۱۰ ژوئن ۱۹۶۷ م، ادامه یافت. این جنگ در پی تشدید تنش‌های سیاسی و نظامی در خاورمیانه و مجموعه‌ای از بحران‌های مرزی و دریایی آغاز شد. استقرار نیروهای مصری در شبه‌جزیره سینا، خروج نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد از مناطق مرزی، بسته‌شدن تنگه تیران بر روی کشتی‌های اسرائیلی و پیمان‌های دفاعی میان کشورهای عربی از مهم‌ترین عوامل تشدید بحران بودند. دولت اسرائیل در ۵ ژوئن با حمله‌ای گسترده به پایگاه‌های هوایی مصر، عملیات نظامی خود را آغاز کرد. در جریان جنگ، نیروهای اسرائیلی ابتدا بخش عمده‌ای از نیروی هوایی مصر را روی زمین از بین بردند و سپس در جبهه‌های سینا، نوار غزه، کرانه باختری رود اردن و بلندی‌های جولان پیشروی کردند. جنگ با برتری نظامی اسرائیل و تصرف مناطق گسترده‌ای از سرزمین‌های تحت کنترل کشورهای عربی پایان یافت. اسرائیل شبه‌جزیره سینا و نوار غزه را از مصر، کرانه باختری و بخش شرقی بیت‌المقدس را از اردن و بلندی‌های جولان را از سوریه تصرف کرد. پیامدهای این جنگ، از جمله مسئله اشغال سرزمین‌های فلسطینی، منازعه بر سر جولان و تحولات روابط مصر و اسرائیل، برای دهه‌ها بر سیاست خاورمیانه تأثیر گذاشت.

زمینۀ تاریخی

پس از تأسیس اسرائیل در سال ۱۹۴۸ م، روابط این کشور با کشورهای عربی همسایه با تنش و درگیری همراه بود. جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل به آوارگی شمار زیادی از فلسطینیان و تقسیم سرزمین فلسطین میان اسرائیل، اردن و مصر انجامید. اردن کرانه باختری و بخش شرقی بیت‌المقدس را تحت کنترل خود گرفت و مصر نیز اداره نوار غزه را بر عهده داشت. کشورهای عربی عموماً اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناختند و اختلاف‌های مرزی، مسئله پناهندگان فلسطینی و وضعیت کشتیرانی در آبراه‌های منطقه همچنان حل‌نشده باقی ماند. در سال ۱۹۵۶ م، اسرائیل در جریان جنگ دوم اعراب و رژیم صهیونیستی یا همان کانال سوئز به مصر حمله کرد و در مدت کوتاهی بخش بزرگی از شبه‌جزیره سینا را به تصرف خود درآورد.

با مداخله و فشار بین‌المللی، نیروهای اسرائیلی از سینا و نوار غزه عقب‌نشینی کردند. پس از پایان جنگ، نیروی اضطراری سازمان ملل متحد در مناطق مرزی مصر و اسرائیل مستقر شد تا بر آتش‌بس نظارت کند و از تکرار درگیری‌های گسترده جلوگیری شود. این نیرو بیش از ده سال در منطقه حضور داشت و در کاهش برخوردهای مستقیم میان دو کشور نقش مهمی ایفا کرد. با این حال، حضور نیروهای سازمان ملل به معنای حل اختلاف‌های اساسی میان کشورهای عربی و اسرائیل نبود. برخوردهای مرزی، عملیات گروه‌های مسلح فلسطینی و حملات تلافی‌جویانه اسرائیل ادامه داشت. همچنین، اختلاف بر سر منابع آب رود اردن و حمایت برخی دولت‌های عربی از گروه‌های فلسطینی، به افزایش تنش در منطقه کمک می‌کرد.

تشدید تنش‌ها در سال‌های ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۷

در میانه دهه ۱۹۶۰ م، اختلاف میان اسرائیل و سوریه بر سر منابع آب و وضعیت مرزهای دو کشور افزایش یافت. اسرائیل برای انتقال آب از منابع رود اردن به شبکه آبرسانی خود اقدام کرد؛ سوریه و اردن نیز با طرح‌هایی برای تغییر مسیر بخشی از آب‌های بالادست مخالفت کردند. برخوردهای مرزی و حملات توپخانه‌ای میان نیروهای دو طرف شدت گرفت و درگیری بر سر منابع آب به یکی از عوامل بی‌ثباتی منطقه تبدیل شد. در این دوره، جنبش فتح و دیگر گروه‌های فلسطینی نیز حملاتی علیه اهداف اسرائیلی انجام می‌دادند. اسرائیل در پاسخ، عملیات نظامی و تلافی‌جویانه‌ای را در مناطقی که محل فعالیت گروه‌های فلسطینی می‌دانست، اجرا کرد.

یکی از مهم‌ترین این رویدادها، حمله ارتش اسرائیل به روستای السموع در کرانه باختری در نوامبر ۱۹۶۶ م، بود. در جریان این حمله، نیروهای اردنی نیز با ارتش اسرائیل درگیر شدند و تلفات قابل توجهی متحمل شدند. این عملیات روابط اردن و اسرائیل را بیش از پیش متشنج کرد. در نوامبر ۱۹۶۶ م، مصر و سوریه پیمان دفاعی مشترکی امضا کردند. این توافق در شرایطی شکل گرفت که روابط سوریه و اسرائیل به دلیل منازعات مرزی و فعالیت گروه‌های فلسطینی پرتنش بود. پیمان مزبور به این معنا بود که وقوع جنگ میان یکی از دو کشور و اسرائیل می‌توانست کشور دیگر را نیز درگیر کند. در آوریل ۱۹۶۷ م، درگیری‌های هوایی میان اسرائیل و سوریه شدت گرفت. در یکی از مهم‌ترین برخوردها، جنگنده‌های اسرائیلی و سوری بر فراز منطقه درگیر شدند و اسرائیل چند فروند جنگنده سوری را سرنگون کرد. این رویداد به افزایش نگرانی دولت سوریه و تشدید فضای نظامی منطقه انجامید.

بحران ماه مه ۱۹۶۷

در ماه مه ۱۹۶۷ م، گزارش‌هایی از اتحاد جماهیر شوروی درباره تمرکز نیروهای اسرائیلی در نزدیکی مرز سوریه منتشر شد. این گزارش‌ها بر نگرانی مصر و سوریه افزود، هرچند درباره صحت اطلاعات و میزان دقت آن‌ها اختلاف‌نظر وجود داشت. دولت مصر در واکنش به وضعیت پیش‌آمده، نیروهای بیشتری به شبه‌جزیره سینا اعزام کرد و خواستار خروج نیروی اضطراری سازمان ملل متحد از منطقه شد. در ۱۶ مه ۱۹۶۷ م، فرماندهی مصر خواستار خروج نیروهای سازمان ملل از مواضع مستقر در سینا شد. دولت مصر در روزهای بعد این درخواست را به‌طور رسمی پیگیری کرد و نیروهای مصری به‌تدریج در مناطق مرزی، نوار غزه و اطراف شرم‌الشیخ مستقر شدند. دبیرکل وقت سازمان ملل متحد، او تانت، پس از دریافت درخواست مصر، روند خروج نیروهای حافظ صلح را آغاز کرد. خروج این نیروها تا ژوئن ۱۹۶۷ م، ادامه یافت.

در ۲۲ مه، جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهور مصر، اعلام کرد که عبور کشتی‌های اسرائیلی از تنگه تیران ممنوع خواهد بود. این تنگه در ورودی خلیج عقبه قرار دارد و مسیر دریایی دسترسی اسرائیل به بندر ایلات را فراهم می‌کرد. اسرائیل بسته‌شدن تنگه را تهدیدی علیه آزادی کشتیرانی و امنیت اقتصادی خود تلقی کرد و آن را یکی از دلایل اصلی توجیه حمله نظامی دانست. در ۳۰ مه ۱۹۶۷ م، اردن نیز با مصر پیمان دفاعی امضا کرد. در پی این توافق، نیروهای اردنی تحت هماهنگی فرماندهی عربی قرار گرفتند و نیروهایی از عراق نیز برای پشتیبانی از ائتلاف عربی در منطقه مستقر شدند. بدین ترتیب، بحران از یک رویارویی دوجانبه میان مصر و اسرائیل فراتر رفت و احتمال گسترش آن به چند جبهه افزایش یافت. در اسرائیل، بحث درباره چگونگی پاسخ به اقدامات مصر و دیگر دولت‌های عربی به تصمیم برای آغاز عملیات نظامی انجامید. پس از نشست‌های نظامی و سیاسی، دولت اسرائیل در ۴ ژوئن تصمیم گرفت حمله را از صبح روز بعد آغاز کند.

توان نظامی طرف‌های درگیر

اسرائیل در آغاز جنگ از نیروی زمینی و هوایی کوچک‌تری نسبت به مجموع ارتش‌های عربی برخوردار بود، اما از ساختار فرماندهی متمرکز، آمادگی عملیاتی و توان بالای هماهنگی میان نیروی هوایی و یگان‌های زمینی بهره می‌برد. نیروی هوایی اسرائیل از هواپیماهای ساخت فرانسه، از جمله میراژ ۳، میسترال، سوپر میسترال و اوراگان، استفاده می‌کرد. برنامه‌ریزی این نیرو بر حمله سریع به پایگاه‌های هوایی دشمن و از بین بردن توان آن برای پشتیبانی از نیروهای زمینی متمرکز بود. مصر بزرگ‌ترین نیروی عربی در جنگ را در اختیار داشت. ارتش این کشور از یگان‌های پیاده، زرهی و مکانیزه تشکیل شده بود و بخش بزرگی از آن در شبه‌جزیره سینا مستقر بود. تانک‌های تی-۵۴ و تی-۵۵ و شمار زیادی از خودروهای زرهی و توپخانه، از تجهیزات مهم نیروهای مصری به شمار می‌رفتند.

نیروی هوایی مصر نیز جنگنده‌هایی مانند میگ-۱۹ و میگ-۲۱ و بمب‌افکن‌هایی از خانواده توپولف در اختیار داشت. ارتش اردن از یگان‌های نسبتاً منظم و تجهیزاتی شامل تانک‌های ام۴۸ پاتن ساخت ایالات متحده بهره می‌برد. نیروی هوایی اردن، در مقایسه با نیروی هوایی مصر و اسرائیل، کوچک‌تر بود. سوریه نیز نیروی زمینی قابل توجهی در امتداد مرز خود با اسرائیل مستقر کرده بود و از تجهیزات زرهی و هواپیماهای ساخت شوروی استفاده می‌کرد. عراق هم با اعزام یگان‌های زمینی و مشارکت در عملیات هوایی به جنگ وارد شد. با وجود برتری عددی مجموع نیروهای عربی، نبود هماهنگی کامل میان فرماندهی‌های نظامی، ضعف در هشدار زودهنگام، آسیب‌پذیری پایگاه‌های هوایی و دشواری ارتباط میان برخی یگان‌ها بر عملکرد آن‌ها اثر گذاشت.

روند جنگ

حمله هوایی اسرائیل به مصر

در صبح ۵ ژوئن ۱۹۶۷ م، نیروی هوایی اسرائیل عملیات گسترده‌ای را علیه پایگاه‌های هوایی مصر آغاز کرد. این عملیات با نام عملیات فوکوس شناخته می‌شود. بخش عمده‌ای از هواپیماهای اسرائیلی در موج نخست حمله به فرودگاه‌ها، باندهای پرواز و هواپیماهای مصری مستقر در زمین یورش بردند. برنامه‌ریزی حمله بر غافلگیری و سرعت استوار بود. هواپیماهای اسرائیلی با انتخاب مسیرهای پروازی و ارتفاع‌های مناسب، توانستند بخشی از سامانه هشدار و دفاع هوایی مصر را دور بزنند. بسیاری از هواپیماهای مصری پیش از آنکه امکان برخاستن و مقابله با مهاجمان را پیدا کنند، روی زمین هدف قرار گرفتند. در نتیجه، بخش بزرگی از توان عملیاتی نیروی هوایی مصر در ساعات نخست جنگ از بین رفت.

پس از موج‌های اولیه، هواپیماهای اسرائیلی با بازگشت به پایگاه‌ها، سوخت‌گیری و بارگذاری مهمات، حملات بعدی را اجرا کردند. این عملیات از نظر سرعت تکرار حملات و میزان خسارت واردشده به نیروی هوایی مصر، نقش تعیین‌کننده‌ای در روند جنگ داشت. پس از حمله به مصر، نیروی هوایی اسرائیل به پایگاه‌های هوایی اردن و سوریه نیز حمله کرد. شماری از هواپیماهای عراقی نیز در جریان عملیات هوایی و حملات متقابل وارد درگیری شدند. حملات اسرائیل به فرودگاه‌ها و هواپیماهای مستقر در زمین موجب شد نیروهای عربی در ادامه جنگ برای مقابله با نیروی هوایی اسرائیل با محدودیت جدی روبه‌رو شوند. برآوردهای منتشرشده درباره تعداد دقیق هواپیماهای نابودشده متفاوت است، اما منابع نظامی از نابودی صدها هواپیمای عربی در جریان جنگ خبر می‌دهند. برتری هوایی اسرائیل، امکان شناسایی و حمله به ستون‌های زمینی دشمن و پشتیبانی مستقیم از نیروهای زمینی خود را فراهم کرد.

جبهه سینا و نوار غزه

پس از آغاز حملات هوایی، ارتش اسرائیل عملیات زمینی خود را در شبه‌جزیره سینا و نوار غزه آغاز کرد. نیروهای مصری در سینا دارای خطوط دفاعی و مواضع مستحکمی بودند و انتظار داشتند حمله اصلی اسرائیل از محورهایی انجام شود که برای حرکت یگان‌های زرهی مناسب‌تر بود. با این حال، نیروهای اسرائیلی از چند محور به مواضع مصر حمله کردند و در برخی مناطق از مسیرهایی پیشروی کردند که عبور از آن‌ها دشوارتر تلقی می‌شد. در جبهه شمالی، نیروهای اسرائیلی به نوار غزه حمله کردند. نیروهای فلسطینی مستقر در این منطقه که تحت فرماندهی مصر فعالیت می‌کردند، در برخی مواضع مقاومت کردند، اما پس از چند روز درگیری، نیروهای اسرائیلی کنترل نوار غزه را به دست گرفتند. ارتش اسرائیل سپس به سوی العریش، یکی از مهم‌ترین شهرهای شمال شبه‌جزیره سینا، پیشروی کرد. در مرکز سینا، ابوعقیله یکی از مناطق مهم دفاعی ارتش مصر بود.

نیروهای مصری در این منطقه از تانک‌ها، توپخانه و مواضع دفاعی برای متوقف‌کردن پیشروی اسرائیل استفاده کردند. ارتش اسرائیل با حملات زرهی، عملیات پیاده‌نظام و پشتیبانی هوایی به مواضع مصر یورش برد. درگیری‌های ابوعقیله از نبردهای مهم زمینی جنگ شش‌روزه به شمار می‌رود و شکست مواضع دفاعی مصر راه پیشروی نیروهای اسرائیلی را در بخش‌های مرکزی سینا هموار کرد. با ادامه پیشروی اسرائیل و تضعیف توان هوایی مصر، فرماندهی مصر دستور عقب‌نشینی نیروهای خود از سینا را صادر کرد. این عقب‌نشینی که در شرایط فشار هوایی و زمینی انجام شد، در برخی مناطق به بی‌نظمی و رهاشدن تجهیزات نظامی انجامید.

نیروهای اسرائیلی با پیشروی سریع در مسیرهای اصلی و کنترل گذرگاه‌های مهم، بر حرکت نیروهای مصری فشار وارد کردند. در روزهای ۷ و ۸ ژوئن، نیروهای اسرائیل به بخش‌های غربی سینا نزدیک شدند و به ساحل شرقی کانال سوئز رسیدند. در جنوب شبه‌جزیره نیز نیروهای اسرائیلی به سوی شرم‌الشیخ حرکت کردند. تصرف این منطقه به دلیل موقعیت آن در نزدیکی تنگه تیران اهمیت راهبردی داشت. با سقوط مواضع اصلی مصر و عقب‌نشینی بخش بزرگی از نیروهای آن، اسرائیل کنترل شبه‌جزیره سینا را به دست گرفت. از عوامل مهم پیروزی اسرائیل در این جبهه می‌توان به برتری هوایی، سرعت حرکت یگان‌های زرهی، هماهنگی میان نیروهای زمینی و هوایی و مشکلات فرماندهی و عقب‌نشینی ارتش مصر اشاره کرد.

جبهه اردن و کرانه باختری

اردن در آغاز جنگ تمایل نداشت در یک نبرد گسترده با اسرائیل وارد شود، اما پیمان دفاعی با مصر و فشارهای سیاسی منطقه‌ای، این کشور را در معرض رویارویی مستقیم قرار داد. در روز نخست جنگ، توپخانه اردن مواضعی در بخش غربی بیت‌المقدس و مناطق دیگر اسرائیل را هدف قرار داد. نیروهای اسرائیلی نیز در پاسخ به مواضع نظامی اردن حمله کردند. پس از آنکه نیروی هوایی اردن با حملات اسرائیل به پایگاه‌های هوایی خود آسیب دید، ارتش اسرائیل امکان بیشتری برای پشتیبانی هوایی از عملیات زمینی در کرانه باختری به دست آورد. نیروهای زمینی اسرائیل در محورهای مختلف به مواضع اردن حمله کردند و نبردهایی در اطراف بیت‌المقدس، رام‌الله و دیگر مناطق کرانه باختری شکل گرفت.

در ۷ ژوئن، نیروهای اسرائیلی وارد بخش شرقی بیت‌المقدس شدند و کنترل شهر قدیمی را به دست گرفتند. این بخش از شهر تا آن زمان تحت کنترل اردن بود و اماکن مذهبی مهمی برای مسلمانان، مسیحیان و یهودیان را در خود جای می‌داد. تصرف بیت‌المقدس شرقی از مهم‌ترین رویدادهای سیاسی و مذهبی جنگ به شمار می‌رود. ارتش اسرائیل سپس پیشروی خود را در کرانه باختری ادامه داد و شهرهایی مانند رام‌الله و نابلس را تصرف کرد. با عقب‌نشینی و ازهم‌گسیختگی بخشی از یگان‌های اردنی، کنترل بخش عمده‌ای از کرانه باختری به دست اسرائیل افتاد. در پایان عملیات این جبهه، اسرائیل کرانه باختری و بیت‌المقدس شرقی را تحت کنترل نظامی خود قرار داد. این تحول وضعیت سرزمینی فلسطین را به‌شدت تغییر داد و زمینه‌ساز شکل‌گیری مسائل سیاسی و حقوقی مرتبط با اشغال این مناطق در دهه‌های بعد شد.

جبهه سوریه و بلندی‌های جولان

سوریه در روزهای نخست جنگ با حملات توپخانه‌ای و برخی عملیات محدود علیه مواضع اسرائیل وارد درگیری شد. با حملات هوایی اسرائیل به پایگاه‌های هوایی سوریه، توان نیروی هوایی این کشور کاهش یافت. با وجود این، مواضع زمینی سوریه در بلندی‌های جولان از موقعیت دفاعی مناسبی برخوردار بودند و برخی از آن‌ها در ارتفاعات و مواضع مستحکم قرار داشتند. بلندی‌های جولان از نظر نظامی اهمیت زیادی داشتند؛ زیرا ارتفاعات این منطقه بر بخش‌هایی از شمال اسرائیل مشرف بود. از پیش از جنگ نیز درگیری‌های مرزی و اختلاف بر سر منابع آب، این منطقه را به یکی از کانون‌های تنش میان سوریه و اسرائیل تبدیل کرده بود.

در ابتدا، فرماندهی اسرائیل در حمله زمینی به جولان تردید داشت؛ زیرا مواضع سوریه در ارتفاعات، پیشروی نیروهای زرهی و پیاده را دشوار می‌کرد. با این حال، پس از موفقیت اسرائیل در جبهه‌های مصر و اردن، فرماندهان اسرائیلی تصمیم به گسترش عملیات به این منطقه گرفتند. در ۹ ژوئن ۱۹۶۷ م، ارتش اسرائیل حمله زمینی به بلندی‌های جولان را آغاز کرد. نیروهای اسرائیلی با استفاده از توپخانه، پشتیبانی هوایی و حملات پیاده‌نظام و زرهی به مواضع دفاعی سوریه یورش بردند. در برخی مناطق، مقاومت سوریه شدید بود و پیشروی نیروهای اسرائیلی با دشواری و تلفات همراه شد. با این حال، عقب‌نشینی شماری از یگان‌های سوری و اختلال در هماهنگی نیروهای مدافع، به ارتش اسرائیل امکان داد در ارتفاعات پیشروی کند. در ۱۰ ژوئن، نیروهای اسرائیلی بخش بزرگی از بلندی‌های جولان را تصرف کردند. همان روز، آتش‌بس در جبهه سوریه برقرار شد. تصرف جولان، موقعیت نظامی اسرائیل در شمال را تغییر داد و به یکی از مسائل ماندگار منازعه میان اسرائیل و سوریه تبدیل شد.

آتش‌بس و پایان جنگ

شورای امنیت سازمان ملل متحد از روز آغاز جنگ برای توقف درگیری‌ها وارد عمل شد و قطعنامه‌هایی برای برقراری آتش‌بس صادر کرد. آتش‌بس میان اسرائیل و اردن در ۷ ژوئن و میان اسرائیل و مصر در ۸ ژوئن برقرار شد. در جبهه سوریه نیز در ۱۰ ژوئن، پس از پیشروی اسرائیل در بلندی‌های جولان، آتش‌بس به اجرا درآمد. در پایان جنگ، اسرائیل کنترل مناطق گسترده‌ای را که پیش‌تر تحت اداره مصر، اردن و سوریه بودند، به دست گرفت. این تغییرات سرزمینی، موازنه نظامی منطقه را دگرگون کرد و موضوع عقب‌نشینی از سرزمین‌های اشغالی را به یکی از محورهای اصلی دیپلماسی خاورمیانه تبدیل ساخت.

تلفات و خسارات

آمار تلفات جنگ شش‌روزه در منابع مختلف یکسان نیست. اختلاف در تعریف کشته‌ها، مفقودان و اسیران و نیز تفاوت میان گزارش‌های نظامی کشورهای درگیر، موجب شده است برآوردهای متفاوتی منتشر شود. با این حال، بیشتر منابع بر این نکته تأکید دارند که تلفات نیروهای عربی، به‌ویژه مصر، بسیار بیشتر از تلفات اسرائیل بود و نیروی هوایی کشورهای عربی خسارت سنگینی متحمل شد.

برآورد تقریبی تلفات و خسارات جنگ شش‌روزه
طرف درگیر کشته‌ها اسیران خسارت هوایی
اسرائیل حدود ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر حدود ۱۵ نفر حدود ۴۰ تا ۵۰ هواپیما
کشورهای عربی حدود ۱۰ هزار تا ۲۰ هزار کشته و مفقود چند هزار نفر بیش از ۴۰۰ هواپیما

آمار مربوط به تانک‌ها و دیگر تجهیزات زرهی نیز در منابع مختلف متفاوت است. صدها تانک و خودروی زرهی عربی در جریان عملیات زمینی از بین رفت یا به تصرف نیروهای اسرائیلی درآمد. از سوی دیگر، اسرائیل نیز در جریان نبردهای زمینی و هوایی شماری از تانک‌ها، هواپیماها و تجهیزات نظامی خود را از دست داد.

پیامدهای جنگ

پیامدهای سرزمینی

مهم‌ترین پیامد جنگ شش‌روزه، تغییر گسترده در کنترل سرزمین‌های خاورمیانه بود. اسرائیل شبه‌جزیره سینا و نوار غزه را از مصر، کرانه باختری و بیت‌المقدس شرقی را از اردن و بلندی‌های جولان را از سوریه تصرف کرد. در نتیجه، بخش عمده سرزمین‌های فلسطینی خارج از مرزهای پیش از جنگ ۱۹۶۷ م، تحت کنترل اسرائیل قرار گرفت. تصرف این مناطق، مسئله فلسطین را وارد مرحله تازه‌ای کرد. شمار زیادی از فلسطینیان در جریان جنگ یا در پی تحولات بعدی آواره شدند و اداره سرزمین‌های اشغالی به یکی از موضوعات اصلی مناقشه اسرائیل و فلسطینیان تبدیل شد. وضعیت بیت‌المقدس شرقی نیز، به دلیل اهمیت مذهبی و سیاسی آن، جایگاه ویژه‌ای در منازعه منطقه‌ای پیدا کرد.

قطعنامه ۲۴۲ شورای امنیت

در ۲۲ نوامبر ۱۹۶۷ م، شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامه ۲۴۲ را به اتفاق آرا تصویب کرد. این قطعنامه بر ضرورت برقراری صلحی عادلانه و پایدار در خاورمیانه تأکید داشت و اصولی از جمله عقب‌نشینی نیروهای اسرائیلی از سرزمین‌های اشغال‌شده در جریان جنگ، پایان وضعیت جنگی میان کشورهای منطقه، احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی دولت‌ها و تضمین آزادی کشتیرانی در آبراه‌های بین‌المللی را مطرح می‌کرد. قطعنامه همچنین خواستار دستیابی به راه‌حلی عادلانه برای مسئله پناهندگان شد. قطعنامه ۲۴۲ به یکی از اسناد اصلی مذاکرات صلح خاورمیانه تبدیل شد، اما درباره چگونگی اجرای آن، دامنه عقب‌نشینی و وضعیت نهایی سرزمین‌های اشغالی اختلاف‌نظر باقی ماند.

پیامدها برای مصر

شکست نظامی مصر در جنگ شش‌روزه ضربه بزرگی به اعتبار ارتش و رهبری جمال عبدالناصر وارد کرد. ازدست‌رفتن شبه‌جزیره سینا و خسارات سنگین نیروی هوایی، ضعف‌های موجود در ساختار فرماندهی و آمادگی نظامی مصر را آشکار ساخت. با این حال، دولت مصر پس از جنگ باقی ماند و در سال‌های بعد برای بازسازی نیروهای مسلح و بازپس‌گیری سینا تلاش کرد. مصر در جنگ ۱۹۷۳ م، بار دیگر با اسرائیل درگیر شد و توانست در آغاز جنگ از کانال سوئز عبور کند و بخش‌هایی از مواضع اسرائیل را در شرق کانال هدف قرار دهد. روند بعدی مذاکرات به پیمان صلح مصر و اسرائیل در سال ۱۹۷۹ م، انجامید و اسرائیل در سال ۱۹۸۲ م، خروج خود از شبه‌جزیره سینا را تکمیل کرد.

پیامدها برای اردن

اردن در جریان جنگ کنترل کرانه باختری و بیت‌المقدس شرقی را از دست داد. این تحول هم از نظر سرزمینی و هم از نظر جمعیتی پیامدهای مهمی برای این کشور داشت و وضعیت فلسطینیان ساکن کرانه باختری را تغییر داد. روابط اردن با اسرائیل در سال‌های بعد همچنان تحت تأثیر مسئله فلسطین و وضعیت سرزمین‌های اشغالی قرار داشت.

پیامدها برای سوریه

سوریه در جنگ بلندی‌های جولان را از دست داد. این منطقه پس از جنگ به یکی از محورهای اصلی مناقشه میان دمشق و تل‌آویو تبدیل شد. اسرائیل در سال ۱۹۸۱ م، قوانین و اداره خود را بر جولان گسترش داد؛ اقدامی که در سطح بین‌المللی به‌طور گسترده به رسمیت شناخته نشد. اختلاف بر سر حاکمیت و آینده جولان همچنان یکی از مسائل اساسی روابط دو کشور باقی ماند.

پیامدها برای اسرائیل

پیروزی نظامی اسرائیل در جنگ شش‌روزه جایگاه نظامی و سیاسی این کشور را در منطقه تقویت کرد و عمق سرزمینی تحت کنترل آن را افزایش داد. با این حال، تصرف مناطق پرجمعیت فلسطینی و نگه‌داشتن سرزمین‌های عربی اشغالی، مسائل امنیتی، سیاسی و حقوقی تازه‌ای ایجاد کرد. کنترل نظامی سرزمین‌های فلسطینی در دهه‌های بعد به یکی از محورهای اصلی درگیری با فلسطینیان تبدیل شد.

پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی

جنگ شش‌روزه موازنه سیاسی و نظامی خاورمیانه را تغییر داد و بر روابط کشورهای عربی با قدرت‌های بزرگ تأثیر گذاشت. اتحاد جماهیر شوروی پس از جنگ به بازسازی توان نظامی مصر و سوریه کمک کرد و ایالات متحده نیز به یکی از مهم‌ترین پشتیبانان نظامی اسرائیل تبدیل شد. این تحولات، رقابت دو ابرقدرت در چارچوب جنگ سرد را در خاورمیانه تقویت کرد. شکست اعراب همچنین موجب بازنگری در راهبردهای نظامی و سیاسی کشورهای عربی شد. در مقابل، پیروزی سریع اسرائیل به شهرت نیروی هوایی و ساختار فرماندهی این کشور افزود. با وجود این، جنگ به حل منازعه اعراب و اسرائیل نینجامید و زمینه درگیری‌های بعدی، از جمله جنگ فرسایشی و جنگ اکتبر ۱۹۷۳ م، را فراهم کرد.

اهمیت تاریخی

جنگ شش‌روزه یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ معاصر خاورمیانه است. این جنگ در مدت شش روز مرزهای عملی و وضعیت کنترل سرزمین‌ها را به‌طور گسترده تغییر داد و مسئله اشغال سرزمین‌های فلسطینی را به یکی از مسائل محوری سیاست بین‌الملل تبدیل کرد. برتری هوایی اسرائیل، سرعت اجرای عملیات و ضعف هماهنگی میان ارتش‌های عربی از موضوعات مهم مورد بررسی در مطالعات نظامی پس از جنگ بوده‌اند. در ادبیات سیاسی عربی، این جنگ اغلب با عنوان «نکسة» به معنای شکست یا عقب‌گرد شناخته می‌شود. پیامدهای روانی و سیاسی شکست، جایگاه رهبران عرب، به‌ویژه جمال عبدالناصر، و برداشت عمومی از توان نظامی کشورهای عربی را تحت تأثیر قرار داد. در عین حال، جنگ به معنای پایان منازعه نبود؛ بلکه مناقشه بر سر سرزمین‌های اشغالی، مسئله فلسطین و امنیت منطقه را وارد مرحله تازه‌ای کرد.

جستارهای وابسته

منابع