پرش به محتوا

تنگه هرمز

از ویکی‌وحدت

تنگه هرمز، سومین تنگۀ پرتردد جهان و یکی از مهمترین شاهراه ترانزیت دریایی نفت جهان و تنها راه ورود به خلیج فارس و دسترسی دریایی به کشورهای منطقه محسوب می‌شود که آبراهه‌ای حساس و کاربردی در منطقه خاورمیانه بوده و به‌دلیل قرار گرفتنش در شاه‌راه ارتباطی دریای عمان و خلیج فارس و امکان دستیابی کشورهای حاشیه خلیج فارس از طریق این تنگه به آب‌های آزاد، اهمیت بالایی در جهان دارد و پس از کشف نفت در آب‌های خلیج فارس، اهمیت آن را نسبت به قبل بسیار بیشتر کرده است. قرار گرفتن جزایر ایرانی قشم، هرمز، لارک و هنگام در تنگه هرمز و اطراف آن، تسلط ایران به این تنگه را افزایش داده است. این تنگه در جنوب ایران، استان هرمزگان را به استان مسندم در کشور عمان وصل می‌کند. امارات متحده عربی و عربستان، به‌عنوان همسایگان اصلی کشور عمان، مدعیان اصلی در خاورمیانه برای بهره‌برداری از تنگه هرمز هستند. کشتی‌های تجاری غول‌پیکر و نفتکش‌های عظیم بین‌المللی، بیشترین تردد را در مسیر تنگه هرمز دارند.

تاریخچه

تنگه هرمز نتیجه میلیون‌ها سال فعالیت زمین‌ساختی، برخورد صفحات قاره‌ای، تغییر سطح دریاها و فرسایش‌های مداوم است. این فرآیندهای طبیعی به‌تدریج گذرگاهی باریک و عمیق بین ایران و شبه‌جزیره عربستان تشکیل دادند که امروزه به‌عنوان یکی از شریان‌های حیاتی تجارت جهانی، خصوصا ترانزیت نفت شناخته می‌شود. تنگه هرمز، افزون بر جایگاه مهم اقتصادی و تجاری، از بعد تاریخی و باستان‌شناسی نیز اهمیت بسزایی دارد. این گذرگاه آبی برای نزدیک به ۶ قرن، شاهراه اصلی تجارت دریایی منطقه به شمار می‌رفته است. در طول سالیان دراز، حکومت‌های استعمارگر زیادی با حمله به جنوب ایران یا پیشروی در ایران و حتی از راه دوستی و مذاکره، سعی بر به دست گرفتن کنترل تنگه هرمز داشته‌اند؛ البته باید گفت در بازه‌هایی از تاریخ نیز موفق بوده‌اند. در طول تاریخ ایران در سده‌های اخیر، پادشاهان و دولت‌های مختلف مانند کریم‌خان در دوره زندیه، شاه عباس صفوی و پادشاهان پهلوی، درگیری‌های بین‌المللی زیادی با دولت‌های خارجی از جمله آمریکا، اسپانیا، پرتغال و بریتانیا داشته‌اند؛ اما در نهایت ایران تسلط خود را روی تنگه هرمز حفظ کرده است. درباره دلیل نام‌گذاری تنگه هرمز روایت‌های گوناگونی وجود دارد. برخی بر این باورند که این نام از جزیره هرمز گرفته شده است که در دهانه تنگه قرار دارد. همچنین گفته می شود که نام تنگه هرمز از واژه «هورموغ» گرفته شده که موغ به‌معنای نخل و موغستان به‌معنای نخلستان است.

موقعیت جغرافیایی

تنگه هرمز بین دریای عمان و خلیج فارس قرار دارد و تنها مسیر ارتباطی خلیج فارس به آب‌های آزاد در جهان است. شمال تنگه هرمز شهرستان میناب در استان هرمزگان قرار گرفته است و این تنگه از جنوب به شبه‌جزیره مسندم در شمالی‌ترین نقطه کشور عمان می‌رسد. گستره تنگه هرمز به سه بخش تقسیم می‌شود. این بخش‌ها شامل آب‌های سرزمین ایران، آب‌های سرزمین عمان و آب‌های آزاد می‌شوند. تقسیم جغرافیایی تنگه هرمز به‌صورت ۱۲ مایل دریایی، معادل ۲۲ کیلومتر برای آب‌های ایران، ۱۲ مایل دریایی یا ۲۲ کیلومتر از ساحل عمان و سه کیلومتر آب‌های آزاد است. هیچ‌کدام از دو دولت ایران و عمان حق دخل‌ و تصرف در آب‌های مجاور را ندارند و هر یک تنها می‌توانند بر سواحل خود نظارت کنند. عرض تنگه هرمز در نقاط مختلف تغییر می‌کند؛ اما کنترل نظامی روی این مسافت میسر است. بر طبق مقررات عهدنامه کنوانسیون جهانی در مورد حقوق دریاها که در سال ۱۹۸۲ میلادی به تصویب رسیده است، در شرایط صلح، همه کشتی‌های نظامی و بازرگانی امکان تردد از این تنگه را دارند. منطقه مشرف به تنگه هرمز در ایران، منطقه‌ای نظامی به شمار می‌رود و تردد در آن تنها با کسب مجوزهای لازم امکان‌پذیر است. در دریاها و اقیانوس‌های بزرگ جهان آبراهه‌هایی با موقعیت‌های متفاوت وجود دارند؛ اما از مهم‌ترین خصوصیت آبراه مناسب می‌توان به عرض دهانه آن اشاره کرد. تنگه هرمز آبراهه‌ای با ورودی مناسب برای تردد کشتی‌ها و نفتکش‌های عظیم جهان است. کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز به‌لحاظ اقتصادی، نظامی و سیاسی بسیار اهمیت دارند. در جهان تنگه‌های محدودی با موقعیت راهبردی تنگه هرمز و در این ابعاد وجود دارند. به‌صورت تقریبی می‌توان گفت حدود ۳۰ درصد از نفت صادراتی جهان در طول روز از تنگه هرمز عبور می‌کند. کشورهای منطقه خاورمیانه مانند ایران، امارات، کویت و عراق که از اعضای اصلی سازمان اوپک هستند، سهم زیادی از تولید نفت خود را از طریق تنگه هرمز به جهان صادر می‌کنند. کشور قطر نیز که بزرگ‌ترین صادر کننده گاز طبیعی مایع در جهان به شمار می‌رود، همه فرآورده‌های صادراتی خود را از تنگه هرمز به کشورهای اروپایی و آمریکایی می‌فرستد.

کشورهای ذی‌نفع

امکان استفاده و بهره‌برداری از موقعیت و منابع تنگه هرمز در اختیار ایران و عمان است. در شرایط صلح امکان استفاده از تنگه برای تردد کشتی‌ها میسر است؛ اما در زمان‌های خاص، اگر یکی از کشورهای ایران و عمان درگیر جنگ باشند، می‌توانند همه کشتی‌های عبوری از تنگه را پیش از عبور بازرسی کنند. در حالت کلی استفاده از حریم تنگه هرمز برای کشورهای هم جوار با آن مجاز است و امکان به تعلیق درآوردن ترددها برای کشورهای مشرف به تنگه وجود ندارد. در دوران جنگ ایران و عراق نیز کشتی‌ها طبق ضوابطی خاص از این تنگه می‌گذشتند. عرض تنگه هرمز در باریک‌ترین قسمت ۳۹ کیلومتر (حدود ۲۱ مایل دریایی) و در پهن‌ترین نقاط تا ۹۶ کیلومتر (حدود ۵۲ مایل دریایی) می‌رسد. راه دریایی آن برای مسیر کشتیرانی حدود ۳٫۷ کیلومتر پهنا دارد که کنترل تردد را راحت می‌کند. طول تنگه هرمز به ۱۶۷ کیلومتر (معادل حدود ۱۰۴ مایل) می‌رسد. تنگه هرمز از خلیج فارس عمیق‌تر است و شیب کف آن در جهت شمال به جنوب تغییر می‌کند و افزایش می‌یابد؛ تا جایی که عمق آب در حوالی جزیره لارک ۳۶ متر است و در نزدیکی شبه‌جزیره مسندم از ۱۰۰ متر نیز فراتر می‌رود. این در حالی است که عمیق‌ترین بخش های خلیج فارس از ۹۰ متر عمیق‌تر نیستند. انحنای تنگه هرمز به‌سمت شمال و داخل فلات ایران است و به همین دلیل خط ساحلی بیشتری در کرانه‌های ایران دارد.

موقعیت جهانی

تنگه هرمز در طول تاریخ به‌دلیل موقعیت حساسی که دارد، محل منازعه‌های بین‌المللی بوده است. کشور ایران تسلط نظامی بالایی بر تنگه هرمز دارد و وجود جزایر متعدد در این تنگه، این امکان را برای نیروهای نظامی ایران ساده‌تر کرده است. گرچه ایران و عمان هر دو سهم مشترکی از این تنگه دارند؛ اما به‌دلیل وسعت کشور عمان و نیروهای نظامی محدود، در عمل تسلط نظامی ایران روی تنگه هرمز بیشتر است. تنگه هرمز سومین تنگه پرتردد جهان به شمار می‌رود. خلیج فارس در حدود ۶۰ درصد از ذخایر نفت و ۴۰ درصد از ذخایر گاز جهان را در خود دارد و به این ترتیب می‌توان تنگه هرمز را یکی از بزرگ‌ترین مسیرهای انتقال انرژی در دنیا دانست؛ بنابراین تامین امنیت تنگه هرمز، تاثیر مستقیمی بر تامین منابع انرژی در جهان دارد. صادرات نفت از تنگه هرمز به بازارهای جهانی در آسیا، آمریکا و اروپای غربی انجام می‌شود. یکی از کشورهای آسیا که بیشترین حجم واردات نفت خود را از طریق تنگه هرمز انجام می‌دهد، کشور ژاپن است. ژاپن بیش از ۷۵ درصد از نفت خام مصرفی خود را از این طریق وارد می‌کند. جابه‌جایی نفت به‌وسیله نفتکش‌های بزرگ با ظرفیتی بیش از دو میلیون بشکه صورت می‌گیرد. اگر به هر دلیلی تنگه هرمز مسدود و صادرات نفت و فرآورده‌های آن از این مسیر متوقف شود، بازارهای جهانی با کمبودی بالغ بر ۲۰ میلیون بشکه مواجه می‌شوند که این مسئله باعث رشد چشمگیر قیمت هر بشکه نفت در بازار جهانی خواهد شد. در واقع بسته شدن تنگه هرمز به‌معنای توقف صادرات ۹۰ درصد از نفت حوزه خلیج فارس و مختل شدن معامله‌های تجاری این حوزه در سطح جهانی می‌شود.

اهمیت و ارزش

کشورهای حوزه خلیج فارس میزان متفاوتی از تولید نفت خود را از تنگه هرمز صادر می‌کنند. عربستان و ایران در حدود ۹۰ درصد، امارات متحده عربی ۹۹ درصد و عراق در حدود ۹۸ درصد از تولید نفت و فرآورده‌های آن را از این تنگه صادر می‌کنند. کشورهای کویت و قطر نیز ۱۰۰ درصد صادراتشان از همین مسیر صورت می‌گیرد؛ البته تردد در تنگه هرمز تنها محدود به نفتکش‌های بزرگ نیست و بیش از ۵۰ درصد از داد و ستدهای بازرگانی کشورهای منطقه، از این مسیر و به‌وسیله کشتی‌های تجاری عظیم انجام می‌شوند. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که تنگه هرمز شاه‌راهی حیاتی برای اقتصاد نفتی جهان به شمار می‌رود و از مهم‌ترین مسیرهای تردد دریایی در جهان است. تنها یک روز بسته بودن تنگه می‌تواند قیمت هر بشکه نفت را به میزان زیادی افزایش دهد. چنانچه ایران اقدام به بستن تنگه هرمز کند، به‌لحاظ فنی حداقل از چند روز تا سه ماه زمان خواهد برد تا این مسیر مجدد باز شود. این مسأله می‌تواند اقتصاد جهان را دستخوش تغییرات زیادی کند[۱].

سقوط قریب‌الوقوع هژمونی آمریکا - پیامدهای شکست در ایران و بحران انرژی

با حمله غیر قانونی آمریکایی - اسرائیلی بر علیه ایران و کشتن رهبر انقلاب و بیش از یکصد و شصت دختر مدرسه میناب و سایر جنایت‌ها از آغاز جنگ و سلسله رویدادهای اخیر، از جمله شکست نظامی در حمله به ایران و متعاقب آن، بسته شدن تنگه هرمز، به سرعت در حال تسریع روند افول آمریکا و فروپاشی ساختار قدرت این کشور است. این تحولات، نه تنها موقعیت بین‌المللی آمریکا را تضعیف کرده، بلکه اقتصاد این کشور را نیز در آستانه یک بحران عمیق قرار داده است.

شکست در ایران و پیامدهای نظامی

حمله ترکیبی اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران، با واکنش قاطع و غیرمنتظره نیروهای ایرانی مواجه شد. بر اساس گزارش‌های منابع میدانی، پایگاه‌های نظامی و تجهیزات پیشرفته آمریکا و اسرائیل در منطقه به شدت آسیب دیده‌اند. این شکست، اعتبار ارتش آمریکا را زیر سوال برده و نشان داده است که این کشور دیگر توانایی برتری نظامی مطلق در منطقه را ندارد.

بسته شدن تنگه هرمز و بحران انرژی

در واکنش به این حمله، ایران تنگه هرمز را برای کشتی‌های جنگی و تجاری وابسته به آمریکا و متحدانش بست. این اقدام، زنجیره تامین انرژی جهانی را مختل کرده و قیمت نفت را به بیش از ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسانده است. افزایش قیمت نفت، تورم را در سراسر جهان تشدید کرده و اقتصاد آمریکا را در معرض یک رکود شدید قرار داده است.

فروپاشی اقتصادی و بحران داخلی

افزایش قیمت نفت، همراه با افزایش نرخ بهره و بدهی‌های سرسام‌آور دولت آمریکا، به زودی باعث یک بحران اقتصادی بی‌سابقه در این کشور خواهد شد. شاخص‌های اقتصادی به شدت سقوط میکنند، بیکاری افزایش خواهد یافت و اعتراضات مردمی در سراسر آمریکا به اوج خواهد رسید.

از دست دادن نفوذ بین‌المللی

شکست در ایران و بحران انرژی، نفوذ بین‌المللی آمریکا را به شدت کاهش خواهد داد. متحدان سنتی آمریکا، از جمله کشورهای اروپایی و ژاپن، به تدریج از این کشور فاصله گرفته و به دنبال منافع خود خواهند بود.

تشدید اختلافات داخلی

افزایش تنش‌های اقتصادی و اجتماعی، اختلافات داخلی در آمریکا را نیز تشدید خواهد کرد. شکاف بین جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها عمیق‌تر شده و احتمال بروز یک جنگ داخلی در این کشور افزایش خواهد یافت.

سناریوهای احتمالی

تجزیه آمریکا: برخی از تحلیلگران معتقدند که آمریکا در حال حاضر در آستانه تجزیه است. ایالت‌های مختلف ممکن است به دنبال استقلال باشند و یک جنگ داخلی طولانی‌مدت در این کشور رخ دهد. ظهور قدرت‌های جدید: با افول آمریکا، قدرت‌های جدیدی مانند چین و روسیه و ایران در حال ظهور هستند. این کشورها ممکن است جایگزین آمریکا به‌عنوان رهبر جهان شوند. جهان چندقطبی: احتمال دارد که جهان به سمت یک نظم چندقطبی حرکت کند، که در آن هیچ کشوری نتواند به تنهایی بر جهان تسلط داشته باشد.

جستارهای وابسته

پانویس

منابع