سومین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی
| سومین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی | |
|---|---|
| نام رویداد | سومین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی |
| تاریخ رویداد | 24 تا 26 مهرماه سال ۱۳۶۸ ش، مصادف با 15 الی 17 ربیع الاول سال 1410 ق، برابر با 16 تا 18 اکتبر 1989 م |
| روز رویداد | شنبه |
| مکان رویداد | تهران |
| عوامل | مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی و مجمع جهانی اهلبیت |
| دلیل اهمیت | وحدت |
سومین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی، با موضوع «وحدت اسلامی» از روز شنبه 24 تا 26 مهرماه سال ۱۳۶۸ ش، مصادف با 15 الی 17 ربیع الاول سال 1410 ق، برابر با 16 تا 18 اکتبر 1989 م، با حضور اندیشمندان و متفکر داخلی و خارجی از ایران و کشورهای اسلامی، از جمله آیتالله احمد جنتی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، محمد یزدی، رئیس قوه قضائیه، سید محمد حسین فضلالله، از عالمان برجسته لبنان، سعید شعبان، رهبر جنبش توحید اسلامی لبنان، سید محمدباقر حکیم، رئیس شورای عالی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، علی اکبر ولایتی، وزیر امور خارجه، سید جعفر شهیدی، عضو شورای عالی مجمع تقریب، عباسعلی عمید زنجانی، استاد دانشگاه تهران، ملا عبدالله موحدی، از عالمان اهلسنت استان خراسان، به مدت سه روز به همت سازمان تبلیغات اسلامی در ساختمان حسینیه الزهراء مجتمع امام خمینی در تهران برگزار گردید.
مراسم افتتاحیه
آیتالله احمد جنتی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی در افتتاحیه سومین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی گفت: جای بسی تأسف است که سومین کنفرانس وحدت اسلامی در زمانی برزگرار میشود که ما داغدار و مصیبتزده در سوگ رهبر کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی هستیم. آن امام بزرگواری که احیاگر دین اسلام، کتاب و سنت و وحدت اسلامی بود و مجد و عظمت اسلام را تجدید نمود. از خداوند متعال میخواهیم که روح ایشان را با پیامبران، صالحان، شهیدان و صدیقان محشور کند به ما نیز توفیق ادامه راه ایشان را عنایت کند. تعظیم و تجلیل میلاد پیامبر اسلام وطیفه شرعی همه مسلمانان و پیروان آنحضرت است. و همراه با عظمت یاد کردن از آنحضرت باید وی را در تمام شئون زندگی اسوه قرار دهیم و همیشه در صدد احیای سنت او باشیم که یکی از مصادیق آن تجلیل میلاد آنحضرت است. یکی از خدمات بزرگ پیامبر نجات انسان بود و انسان را از چنگال پادشاهان و امپراطورها آزاد نمود و پیامبران آمدند تا انسان از بدبختیها نجات دهند، بدون اینکه از انسان توقعی داشته باشند.
وی افزود: از مانی که وحدت مسلمانان از بین رفت انحطاط آنان آغاز شد و همچون عذابی بر جامعه اسلامی نازل شد. ما در طول سیزده یا چهارده قرن غرامت این اشتاه را پرداختیم و دچار عذاب شدیم و فلسطین، اندلس و بسیاری از سرزمینهای اسلامی از دست رفت و جنگهای داخلی آغاز شد و شیعه، سنی و سنی، شیعه را کشت و هنوز آثار شوم آن باقی است و در سالهای اخیر در پاکستان، هندوستان و برخی نقاط دیگر چنین درگیریهای دردآوری را شاهد بودیم. اکنون بعد از این تجربهای تلخ و ناگوار و نیز پس از تجربه پیروزی انقلاب اسلامی ایران در پرتو اتحاد و یکپارچگی، وظیفه کشورهای اسلامی، بهخصوص عالمان اسلامی سنگینتر است باید یش از گذشته ه این مسائل توجه کنند و به خود آیند و امت اسلام را بیدار کنند و به وطیفه الهی که بر عهده دارند عمل کنند و همچنین هیچ چیز بالاتر از آن نیست که کوشا باشند. لذا در آیات شریفه می فرماید:
وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا ... وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ [آلعمران–103 - 104]
؛ ذکر آیه وحدت بعد از آیه امر به معروف و نهی از منکر، برای آن است که در هر جا وحدت و انسجام در خطر است بر جماعتی از انسانهای دلسوز، خداخواه و مخالف هوای نفس لازم است دعوت به خیر کنند و امر به معروف و نهی از منکر کنند و اجازه ندهند خدشهای بر وحدت اسلامی وارد شود. این دستور در درجه اول برای عالمان، کسانی که رسالت الهی را بر دوش و سنت پیامبر بزرگ اسلام را در اندیشه دارند.
او در پایان تصریح کرد: ما باید به برکت انقلاب اسلامی ایران و رهبری و با الهام از تجارب تاریخی، برای همیشه آتشبس اعلام کنیم تا بتوانیم برادرانه کنار هم بنشینیم و توطئههای دشمنان را شناسایی و راه حل مناسبی برای مشکلات جهان اسلام پیدا کنیم. همچنانکه پیامبر اسلام فرموند: «مَنْ سَمِعَ رَجُلاً يُنادى يالَلْمُسْلِمينَ, فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ ... » و نیز «مَنْ أَصْبَحَ لا یَهْتَمُّ بِأُمورِ الْمُسْلمینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ ... ». و در این میان تکلیف عالمان اسلام از همه سنگینتر است.
سخنرانان
رئیس قوه قضائیه
محمد یزدی، رئیس قوه قضائیه در سومین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی گفت: از زمان تأسیس دارالتقریب که کم و بیش با مسأله وحدت آشنا شدم همیشه با خود فکر میکردم که چگونه به سوء استفاده دشمنان از مسائل وحدت میشود خاتمه داد. بالاخره این دو یکی حق و دیگری باطل است. و برای شناختن حق راه هست. با قضاوت قبلی مبنی براینکه که آنچه من میگویم حق است و آنچه طرف مقابل میگوید باطل است. هیچ گاه به نتیجه نمیرسیم. پس باید با این احنمال که ممکن است من شتباه بکنم، به میدان بحث وارد شد. اما تمام بحث من این است که جایگاه این حرفها کجاست؟ آیا جای آن در مجامع عمومی کوچه بازار است؟ من معتقدم که بر همه عالمان اسلام لازم است که مسائل اختلافی را چه در اعتقادات و چه در مسائل فقهی و ... که امری طبیعی است در مدارس علمیه مطرح کنند نه در کوچه و بازار و مسجد. البته نه برای دورههای اول مدارس علمی، بلکه در سطح عالمان و دانشمندان. وقتی این قبیل مسائل به کوچه و بازار کشیده میشود. آغشته به خرافات و استدلالهای ضعیف میگردد. در بین عوام فقط باید وظیفه آنان را بر طبف مذهبشان بیان کرد. زیرا فتوای فقیهان مذهب برای پیروان آن مذهب حجت است و در پیشگاه الهی معذورند. در یکی از کشورهای اسلامی، از یکی از عالمان اهلسنت که کتابخانه بزرگی داشت، سوال کردم: شما چند کتاب فقهی شیعه دارید؟ گفت: هیچ کتاب فقهی از شیعه ندارم. در مورد تفسیر شیعه سوال نمودم باز وی گفت که کتاب تفسیری از شیعه ندارم. گفتم حتی تفسیر المیزان را ندارید؟ گفت ندارم. به ایشان گفتم نه تنها در کتابخانهها بلکه در حجرههای طلاب ما منابع اهل سنت اعم از فقه، تاریخ، تفسیر و ... مراجعه کنند و اگر کسی منابع را نمیدید، به اجتهاد او ایراد میگرفتند و آن را ضعیف تلقی میکردند. خوب است عالمان اهلسنت نیز چنین باشند تا بتوان این بحثهارا خارج از هرگونه تعصب و پیشداوری و در محفلی گرم و صمیمی و خالی از طعن و لعن نمود.این روش معقولی که اخیرا باب شده و بر پایههای استوا و احادیث معتبر بنا شده، باید گسترش یابد. امروزه در اثر مجاهدتهای عالمان بزرگ، فقه شیعه در کنار فقه اهلسنت مطرح است. این حاکی از امکان بحثهای دوستانه و خارج از کینه و تعصب و بدبینی است. عالمان شیعه و سنی در اثر بزرگواری و دور هم نشستن و انجام بحثهای اختلافی در اصول اعتقادات و معارف اسلامی نباید بین مردم عادی مطرح گردد. ما باید به پیروی از امام خمینی از این حرفهایی که در شرق و غرب راجع به جکومت وجود دارد، صرفنظر کنیم و ببینیم که در اسلام برای حکومت چه باید کرد و چه کسانی حق حاکمیت دارند؟ با شناخت افراد واجد صلاحیت با آنان بیعت کنیم تا گرفتاریهای جهان اسلام را در لبنان، افغانستان، فلسطین و ... حل کنیم. هیچگاه نباید انتظار داشت که دیگران ما را حل کنند. تاریخ گواه است که هیچگاه دیگران برای ما کار نکردهاند. دشمن جز به خودش به هیچ چیز فکر نمیکند. بنابراین در مسائل سیاسی و حکومتی، اسلام به همه ما یک معیار مشترک و واحد میدهد و میگوید: حاکم باید عارف به اسلام و دلسوز باشد و برای خدا مردم را رهبری کند.
از عالمان برجسته و مبارز لبنان
سید محمد حسین فضلالله، از عالمان برجسته لبنان در سومین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی گفت: از آنجا که خلقت تمام انسانها یکسان نیست. لذا پدیده اختلاف، اجتنابناپذیر است و حتی در برخی موارد نیز موجب رشد و تکامل است. بنابراین بر ما لازم است در هر یک از مواردی که با اختلافات روبرو میشویم، روش اسلامی را برای حل آن بدست آوریم. چرا که شیوه و روش اسلامی در تمام فعالیتهای فرد مسلمان دقیقا همان حکم شرعی اوست. در قرآن کریم چندین آیه در خصوص روش برخورد مسلمانان جهت حل اختلافات خود با اهل کتاب وجود دارد که این آیه جامعترین آنها میباشد:
قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ ... [آلعمران–64]
. دستورالعمل و روش اسلامی این است که شما در هنگام اختلاف با دیگران در جستجوی کلمهای باشید که اختلافات بین شما و آنان را بر اساس مسائل وحدتانگیز حل کند. سپس مسائل اختلافی را با توجه به وحدت و اتحاد و دوستی مورد بحث قرار دهید.
روش اسلامی در مورد مسائل اختلافی بین ما و اهل کتاب چنین است که باید ابتدا عناوین کلی چون «لا نَعْبُدُ إِلا إِیَّاهُ» را مد نظر بگیریم و بعد به جنبههای دیگر بپردازیم در حالی که خود قرآن تأکید دارد که اهل کتاب در برخی از مسائل اعتقادی آلوده به شرک هستند ولی در اینجا به آن جزئیات عنایت ندارد، بلکه بحث را بر عناوین کلی چون ایمان ما و آنان به خدا و عبادت خداوند تمرکز میدهد بدون اینکه به کیفیت اعتقاد آنان به خدا که مربوط به جزئیات مسائل اعتقادی میشود بپردازد. اگر خداوند متعال از ما میخواهد که با اهل کتاب چنین روابطی داشته باشیم پس چرا ما در مناسبات خود با اهل قرآن به این هدایت الهی راه نبریم؟ ما همگی اهل قرآن میباشیم زیرا بر اساس تعالیم قرآن یک امت را تشکیل میدهیم چرا تلاش نمیکنیم تا مسائل اعتقادی مشترک قضایای شرعی و دینی مشترک و دیگر مسائل مشترک زندگی را درک نماییم؟ چرا نباید نزد ما در مدارس شیعی و سنی فرهنگ مشترک مطالعه و تحقیق ترویج شود؟
چرا نباید علمای شیعه از مصادر و منابع اصلی که مورد استناد و تحقیق و تفکر عالمان اهل سنت است بهطور دقیق مطلع باشند؟ و همچنین چرا عالمان اهل سنت از منابع شیعه بیاطلاع بمانند؟
مشکل ما این است که روابط پیروان مذاهب شیعه و سنی با یکدیگر بر اساس آگاهی و درک صحیح نیست. اگر ما از مسلمانانی که طبق مذاهب اهلتسنن عمل میکنند، سؤال کنیم که درباره عقاید حقیقی شیعیان چه میدانید و همچنین اگر از مسلمانان شیعه مذهب در مورد عقاید اهلسنت پرسش کنیم، خواهیم دید که هر یک در مورد عقاید دیگری جز مشتی خرافات و موهومات چیزی نمیدانند. هنگام گفتگو و بحث وقتی به کتبی که عالمان و دانشمندان سنی درباره مسائل خاص شیعه نوشتهاند و همچنین به کتابهایی که شیعه در خصوص مسائل مربوط به اهلسنت نگاشتهاند مراجعه کنیم ملاحظه میشود که هیچ یک از طرفین در مورد عقاید دیگری جز مشتی خرافات و موهومات چیزی نمیدانند.
هنگام گفتگو و بحث وقتی به کتبی که عالمان و دانشمندان سنی درباره مسائل خاص شیعه نوشتهاند و همچنین به کتابهایی که شیعه در خصوص مسائل مربوط به اهل سنت نگاشتهاند مراجعه کنیم ملاحظه میشود که هیچ یک از طرفین در جستجوی حقیقت نبوده بلکه هر دو سعی دارند عیب و ایراد و خردهای برای دیگری اثبات نمایند.
وی افزود: برخورد و مباحثه در مورد حل مشکلات فرهنگی و اعتقادی، نیاز به روحیه علمی و بیطرفی کامل دارد تا بتوانیم اسلام را بخوبی درک کنیم بدون تردید در مورد فهم و درک مسائل اعتقادی و مذهبی هر یک از شیعه و سنی دیدگاه خاصی دارند. ولی هنگام بحث و گفتگو باید بیطرفی کامل خود را حفظ کنند و نباید از ابتدا هر یک ایده و فکر خود را مورد تأکید قرار دهند.
چرا توجه نداریم که هر یک از ما مسائل اصولی اسلام را قبول داریم و مورد تأکید قرار میدهیم ولی ممکن است در فهم خود اشتباه نماییم؟ خدای سبحان در قرآن کریم روش برخورد با این مسأله را به پیامبرش میآموزد هنگامی که با دیگری بحث و گفتگو مینمایی، به او نگو شما بر خطا هستید و ما بر صواب. بلکه بگو:
... وَ إِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلَىٰ هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ ... [سبأ–24]
.
فقدان وحدت اسلامی مانع رشد و پیشرفت کشورهای اسلامی شده زیرا امت به دو جناح تقسیم شده است؛ شیعه در صدد تضعیف و تخریب اهلسنت و سنی در جهت تخریب شیعه. و این همان مطلبی است که استکبار میخواهد.
رهبر جنبش توحید اسلامی لبنان
سعید شعبان، رهبر جنبش توحید اسلامی لبنان در سومین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی گفت: بدون شک این کنفرانسها جهت یادآوری و تحکیم وحدت است نه ایجاد و تأسیس آن. زیرا خدای متعال با مبعوث نمودن پیامبر هدایت و رحمت، حضرت محمد، وحدت را بنا نهاد وحدت عرب و فارس و رومی و حبشی در صدر اسلام نمونه و الگویی از وحدت اسلام است که اتحاد امت و یگانگی موضع و هدف را تحقق میدهد.
افراد حاضر در جلسه تعداد اندکی از امت اسلامی را تشکیل میدهند ولی از آن جا که اغلب حاضر از عالمان هستند. اجتماع حاضر معنایی دیگر مییابد، خصوصاً با عنایت به این حقیقت که عالمان حاضر بهمعنای واقعی کلمه نماینده همه امت هستند. ظاهراً تعداد برادران اهلسنت در مجلس حاضر بیش از شیعیان است که حاکی از علاقه و تلاش آنان برای وحدتی است که اسلام مطرح کرده و امام خمینی بر ضرورت تحقق آن تأکید و اصرار داشتند.
از آنجا که عزت تنها از آن خداست پس هر کس خواهان عزت است باید به وظیفه شرعی خود که در آیه شریفه
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ... [آلعمران–102 -103]
، بیان شده عمل نماید. بنابراین روشن گردید که وحدت مسألهای اجتهادی نیست بلکه مبتنی بر نص صریح قرآن است.
وی افزود: به اعتقاد من استعمار با نابود کردن خلافت اسلامی و تحمیل فرهنگ و سیاست و اندیشههای خود توانست اختلافات میان مسلمانان را تشدید کند و متأسفانه عدهای به این ندای استعمار جواب مثبت دادند.
امروز با برپایی انقلاب اسلامی در ایران مسلمانان جهان دریافتهاند که میتوان حق را به جایگاه اصلیاش بازگردانید و اسلام را به زندگی و حیات کشید و عزت و عظمت خود را باز یافت. تحقق وحدت به تلاش عظیم و وسیع عالمان بزرگ اسلام نیاز دارد در این میان عالمان یا عناصری سازنده هستند و یا عوامل تخریب و انهدام استعمار. بسیاری از عالمان سوء و درباری را جهت از میان بردن وحدت مسلمانان بهکار گرفته و اینان به ندای استعمار لبیک گفتهاند و همیشه آماده اجرای طرحهای استعمار بودهاند. این عالمان خود فروخته در رأس سازمانهایی که استعمار در کشورهای اسلامی تاسیس نموده قرار گرفتهاند و متناسب با خواست استعمار فتوا صادر میکنند. وعاظ السلاطین به صحنه آمدند و با تقرب به نظامهای فاسد و کافر حاکم بر کشورهای اسلامی اعمال آنان را توجیه کردند. لذا به فتوای این عالمان، آنچه خدا حرام شمرده بود حلیت یافت. حتی برخی از آنان به این دلیل که یهودیان دوست اسلام هستند و با تمسک به آیه شريفه
وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّه ... [انفال–61]
، به ضرورت صلح و سازش با یهود فتوا دادند بنگرید به احبار یهود که چگونه با تحریف کلمات مقدس به اشغال فلسطین توسط یهودیان حکم کردند. زیرا صلح با یهود جز به رسمیت شناختن دولت اسرائیل و تأیید اشغال سرزمین فلسطین معنایی ندارد چنین فتوایی توسط برخی از عالمان مزدور استعمار و آخوندهای درباری الأزهر صادر گردید و طبق فتوای آنان سادات به قدس رفت و پیمان صلح با یهود را امضا نمود تا این که خداوند با دست مؤمنان از او انتقام گرفت. امید است خدای سبحان به مؤمنان توفیق دهد تا باقی سردمداران کفر و آخوندهای درباری را به درک واصل کنند.
رئیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق
سید محمدباقر حکیم، رئیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و رئیس شورای عالی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در سومین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی گفت: اگر ما تقیه را از بعد اعتقادی مورد بررسی قرار دهیم آن را جز دعوت به وحدت بین مسلمانان نمییابیم. البته درست است که از جهتی تقیه وسیلهای برای گریز از قتل و کشتاری بود که ستمگران علیه شیعیان و اهلبیت روا میداشتند ولی تقیه در بعد اعتقادی منحصر به آن نبود بلکه اهتمام به وحدت مسلمانان و حل شدن در این وحدت بود تا در برابر دشمنان و در قبال مسائل اساسی که حکومت اسلامی یا امت اسلام مواجه میشد موضع واحدی اتخاذ گردد. خطمشی اهلبیت از روز اول یعنی پس از رحلت پیامبر اکرم، از زمان علی تا آخرین روزهای ظهور و همچنین تا آخر غیبت حفظ وحدت اسلامی بوده است. بنابراین موضع امام خمینی در خصوص ،وحدت، از حرکت فکری و سیاسی اهلبیت در این مورد جدا نمیباشد و دیدگاه جدیدی نباید تلقی گردد. گرچه میتوان آن را تجدید موضع دانست به این معنا که آنچه را که اهلبیت رعایت میکردند، امام خمینی یه بار دیگر احیا نمود و به صحنه زندگی مسلمانان بازگرداند. وی در ادامه افزود: شاید بتوان دیدگاه امام در مورد وحدت را در موارد زیر خلاصه نمود:
- به رسمیت شناختن یکدیگر: امام خمینی لازم و ضروری میدانست که مسلمانان با هر مذهب و قومیت و گرایشی یکدیگر را به رسمیت بشناسند و همدیگر را تأیید کنند. البته نه از جهت فکری، زیرا ما میدانیم که ممکن است برخی از اعتقادات و اندیشههایی که این مذهب یا آن دیگری قبول دارد لااقل بنا بر مذهب دیگر غیر صحیح و ناصواب باشد. پس مسأله اعتراف به درستی مبانی و افکار نیست بلکه مهم احترام به این مبانی و افکار است. همان طور که یک عالم هنگام مباحثه با عالم دیگر با این که اعتقاد دارد مبنای طرفش اشتباه است و بر این موضوع تأکید و اصرار دارد ولی به او احترام میگذارد و نظرش را محترم می شمارد. این همان چیزی است که اهلبیت دعوت به آن کردهاند و به شیعیان خود دستور داده اند که با بقیه مسلمانان بر اساس این که همگی عضو یک خانواده و اجتماع هستند رفتار کنند و همیشه تأکید داشتهاند که پیروانشان به چنین وحدتی نیازمندند. لذا به شیعیان خود میفرمودند: در تشییع جنازهها و عیادت مریضها و غیر آن که از امور جزئی هستند شرکت نمایند چه رسد به مسائل اساسی. این مسأله یکی از ابعاد مهم و اساسی دیدگاه امام در مورد وحدت است.
- وحدت موضع عليه استكبار: وحدت مسلمانان در برابر استکبار جهانی یکی از ابعاد اساسی وحدت است و امام خمینی در این زمینه دیدگاه و موضع روشن و واضحی داشت. امام خمینی ماهیت مبارزه با استکبار جهانی را در همه ابعاد آن مینگریست. این مبارزه ماهیتی فرهنگی و اعتقادی و ... داشت و فقط محدود به منافع و مصالح نمیگردید. طبعاً برخورد و مبارزه دو فرهنگ و تمدن در زمینه مصالح و منافع و استثمار و استعباد و چپاول نیز انعکاس دارد زیرا روحیه استکباری که ناشی از روان و اخلاق و فرهنگ و تمدن است در رفتار و سلوک بازتاب دارد و در مسائل مربوط به منافع و مصالح تأثیر میگذارد. پس کشمکش و درگیری با استکبار در حقیقت رویارویی با تمدن و فرهنگ استکباری و روحیه و اعتقادات سلطهگران است یعنی مبارزه با جاهلیت و خدایان دروغین در برابر خدای سبحان.
- موجودیت و هویت اسلامی امت: موجودیت و هویت اسلامی تنها در سایه نظام و دولت اسلامی امکانپذیر است. لذا درک کامل و درست وحدت بدون فرض رهبری اسلامی واحد و دولت و امت اسلامی واحد ممکن نیست. باید ما درک نماییم که مسلمانان به مرکزیتی نیاز دارند تا با ایمان به آن و گرد آمدن اطراف آن وحدت یابند و موجودیت واحدی پیدا کنند و این مسأله بسیار مهم و اساسی است و گرنه مطرح کردن شعارهای وحدتطلبانه و رها کردن مسلمانان به حال خود تا در حال تفرقه و جدایی و نزاع و کشمکش به سر برند و فقط نام اسلام و امت اسلامی مطرح باشد و استکبار و دشمنان اسلام بر ملتهای مسلمان حاکم باشند و بر آنان سلطه گری و فرمانروایی کنند چه ثمری دارد؟ لذا مسلمانان باید مرکزیت واحدی داشته باشند و این مسأله یکی از ابعاد مهم و اساسی اندیشه حضرت امام بود.
- جهتگیری واحد در برابر قضایا و مسائل مهم و محوری و اساسی جهان اسلام: مثلاً وقتی قضیه فلسطین مطرح میشود مسلمانان باید نسبت به این موضوع که از مسائل مهم و اساسی مسلمانان است موضع واحدی داشته باشند و یا در برابر مفاسدی که در کشورهای اسلامی اعم از مواد مخدر، مشروبات الکلی، فسق و فجور و ... موضع واحدی اتخاذ گردد مسائلی از این قبیل نظیر حفظ کرامت و حریم اسلام از جمله مسائلی است که به همه مسلمانان مربوط میشود.
وزیر امور خارجه ایران
علی اکبر ولایتی، وزیر امور خارجه در سومین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی گفت: در کنار کلمهٔ وحدت و حتی پیش از آن باید کلمه بیداری بگذاریم. چرا که در طی چهارده قرن تاریخ اسلام هرگاه مجددی حرکتی آغاز شد قبل از دعوت مردم به وحدت آنان را بیدار و آگاه کرده و یا در کنار دعوت به وحدت کلمه آنها را متوجه خودشان به وضعیت و ظرفیتهایشان و سرنوشتشان نموده است. چون وحدت بدون بیداری و اتحاد بدون آگاهی چندان مفهومی ندارد و پایدار نمیماند. آنچه بزرگان ما در تاریخ اسلام انجام دادهاند نیز چنین بوده و نقش امام خمینی نیز همین بوده است. تاریخ اسلام به دفعات شاهد تفرقه و از هم پاشیدگی جامعه مسلمین بوده است و هر چند وقت یکبار یکی از بزرگان ما برخاسته و مردم را به سرنوشت خود آشنا ساخته و اسلام و مسلمین را رهایی بخشیده و عامل نجات مسلمین در درجه اول، آگاهی و بعد در سایه آگاهی، احساس نیاز به وحدت و تقویت آن بوده است. گاهی تفرقه و تشتت بهوضوح از خارج دنیای اسلام بر اسلام و مسلمانان تحمیل میشود و زمانی از درون آن توسط بعضی که ظاهراً لباس مسلمانی بر تن داشتند ولی ایمان و اعتقادی به اسلام نداشتند. در بسیاری از اوقات رشته حیات اسلام به نخ باریک رسیده و بیم گسستن آن میرفته است ولی بحمدالله خداوند این دین و امت را نجات داد. نیمه دوم قرن اول تاریخ اسلام نشان دهنده وضعیتی است که حاصلی جز جهالت و از هم پاشیدگی امت اسلام نداشته و گویای تبدیل اسلام به ظواهر و تهی گشتن از ارزشهای اسلامی و جایگزینی ارزشهای غیراسلامی میباشد تا جایی که میرفت از اسلام جز نامی باقی نماند و همیشه در سایه جهالتها تفرقه و تشتت و درگیری و تضاد افزایش مییافته است. ورود عقاید و آرای غیراسلامی و شبه اسلامی به جامعه اسلامی در قرون اولیه اسلام، تفرقه ها را تشدید نمود. هر دسته به نامی و هر گروه و فرقهای را تشکیل داد. فرق اسلامی نسبت به یکدیگر بیش از غیر مسلمانان عداوت نشان میدادند و در حقیقت مسلمانان به خودشان مشغول بودند. با توجه به این زمینههاست که نقش اساسی حضرت امام صادق در مواجهه با چنین هجومی در تاریخ اسلام نمایان میگردد. رسالت امام مربوط به کل امت اسلام بود. همه عالمان اسلام اعم از شیعه و سنی از حضرتش بهره میبردند. وجود ایشان در حقیقت تجدید حیات اسلام ناب بود؛ عصر امام صادق، تلاشی عظیم و حیات بخش در جهت وحدت مجدد مسلمانان در سایه بیداری و آگاهی نسبت به اسلام ناب بود. وی افزود: امام خمینی نقش عظیمی در بیداری مسلمین و وحدت ایشان داشت و در این جا مناسب است فرازهایی از سخنان حضرت امام را که با مروری اجمالی بر صحیفه نور که مجموعهای از سخنان ایشان است بدست میآید نقل کنم. بیش از صد بار در این مجموعه از واژه وحدت و یا واژههای قریب به آن نظیر با هم بودن، دست به دست هم دادن، همصدا و یکصدا بودن، منسجم بودن و ... استفاده شده است امام در وصیتنامه سیاسی الهی میفرمایند: «امروز و در آتیه نیز آنچه برای ملت ایران و مسلمانان جهان باید مطرح باشد و اهمیت آن را در نظر گیرند خنثی کردن تبلیغات تفرقهافکن خانهبرانداز است. توصیه اینجانب به مسلمین خصوصا ایرانیان بویژه در عصر حاضر آن است که در مقابل این توطئهها عکسالعمل نشان داده و به انسجام و وحدت خود به هر راه ممکن افزایش دهند و کفار و منافقان را مأیوس نمایند». یک جمعبندی از سخنان، زندگی و رهبریهای حضرت امام نشان میدهد که تلاش برای وحدت از دیدگاه امام یک تکلیف و وظیفه است. امام همواره با هر گونه نفاقافکنی و تفرقهآفرینی و کوتاهنظری مقابله میکردند و مسلمین را به وحدت و اخوت و بلند نظری و وسعت دید دعوت میکردند و مسلمین را همیشه انذار میدادند که در صورت تفرقه دیگران بر شما غلبه مییابند و آنگاه کل اسلام از میان خواهد رفت.
عضو شورای عالی مجمع تقریب
سید جعفر شهیدی، عضو شورای عالی مجمع تقریب در سومین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی گفت: تقریباً ۴۳ سال پیش هنگامی که در نجف اشرف به سر میبردم، روزی در مدرسه بزرگ مرحوم آخوند خراسانی از طریق پست نامهای دریافت کردم. پیوست آن اعلامیهای یا مرامنامهای بود به این مضمون که تنی چند از عالمان در قاهره برخاستهاند تا پیروان مذاهب اسلامی را به یکدیگر نزدیک سازند آن روز همه مردم نه که بسیاری از تحصیل کردهها هم نه ملتهای مسلمان را چنان که باید میشناختند و نه مفهوم نزدیکی مسلمانان با یکدیگر برای آنان روشن بود بیشتر طالبان علم و عالمان آن مرکز علمی در آن وقت چنین میپنداشتند که این جماعت میخواهند پیروان مذاهب شافعی، حنفی، مالکی، حنبلی، امامیه، زیدیه و اسماعیلیه، در فروع فقهی و در اصول عقاید باهم یکی شوند. مفهومی که آن روز از وحدت در ذهن بسیاری از ما میآمد چنین بود. میگفتند نتیجه این اقدام این است که همه مسلمانان از مذهب خود دست بردارند و یک مذهب را بپذیرند؛ چنین چیزی اگر ممکن هم باشد به رها کردن مذهب منتهی خواهد شد. آن روز افق دید بسیاری از مسلمانان تنگ بود و معنی و حقیقت وحدت برای مبهم بود. ملتها از یکدیگر جدا و با هم ناآشنا و شرایط برای رسیدن به نوعی وحدت مهیا نبود. اما باز هم چنانکه میدانیم آن اقدام بینتیجه نماند هر چند نتیجه مطلوب از آن به دست نیامد. شاید بسیاری از شما حاضران محترم آگاهید که عالم بزرگ وقت در الأزهر بر اثر وقوف برنامه محققانه مرجع تقلید شیعه در آن روزگار فتوای معروف خود را نوشت که مذهب شیعه امامیه هم چون دیگر مذهبهاست و میتوان به آن تعهد کرد و بدین ترتیب گامی به سوی وحدت برداشته شد هر چند آن فتوا در چنان شرایط به مذاق بعضی خوش نیامد آن سان که وحدت اسلامی که امروزه ثمرهاش را میبینیم از گزند خامه بعضی نویسندگان مزدور در امان نیست. وی افزود: اشغال نخستین قبله مسلمانان پس از جنگ جهانی دوم فاجعهای بود که ملتهای مسلمان را به حرکت درآورد چنانکه فریاد جمال الدین، محمد عبده، کواکبی و عبدالحميد بن بادی پس از اشغال مصر و شمال آفریقا، مسلمانان را تکان داد. بیست سال از این واقعه نگذشت که در نخستین جنگی که بین مسلمانان و یهودیها در فلسطین در گرفت به ابتکار مرحوم آیت الله کاشانی در آن روز دفتری تأسیس شد برای نامنویسی و رفتن به میدان نبرد و من خود شاهد بودم در عرض یک روز یا یک روز و نیم ۱۵۰۰ نفر از ایرانیان برای رفتن به جبهه نام نویسی کردند؛ یعنی در ظرف بیست سال این مقدار حرکت ایجاد شد و تا این اندازه ملتهای مسلمان به یکدیگر نزدیک شده بودند که مسلمان ایرانی حاضر بود در جبهه پیکار فلسطینیها شرکت کند. در این چهل سال که از اشغال سرزمین فلسطین میگذرد، عالمان و نویسندگانی که درد دین داشتند و چیرگی دشمنان اسلام را بر مسلمانان نتیجه پراکندگی پیروان این دین میدانستند گفتند و نوشتند که مقصود از وحدت امت مسلمان این نیست که رأی فقیهان در فروع دین یکی شود چرا که چنین وحدتی نه عقلاً ممکن است و نه شرعاً لازم التعبد. اختلاف در فروع نه تنها زیان بخش نیست بلکه برای مسلمانان هم گشایشی هم هست چنین اختلافها نه تنها در میان مذهبهای گوناگون بلکه میان فقهای هر مذهب بوده و هست در عصر تابعین و صحابه و حتى عصر رسولالله بوده است.
از روحانیون اهلسنت ترکمن صحرا
آخوند قربانقلی حیدرنژاد، از عالمان اهلسنت ترکمن صحرا در سومین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی گفت: همانطور که مستحضرید، مسأله وحدت و اتحاد از ارکان رکین دین مبین اسلام است و روح و حیات آن را تشکیل میدهد تا جایی که علاوه بر آیات بسیاری که صریحاً آن را مورد تأکید و سفارش قرار دادهاند در تار و پود دستورات اسلام بهسان مسأله حکومت تنیده است. از تعالیم عقیدتی تا دستورات فردی، اخلاقی، اجتماعی و خانوادگی و غیره همه بر وحدت اصرار دارند. پیامبر اکرم در اولین گام پس از هجرت و ورود به مدینه منوره، اقدام به تحکیم وحدت و ایجاد اخوت دینی میان مسلمانان و تشکیل حکومت یعنی این دو رکن رکین اسلام پرداخت و بعدها هم در هر فرصت و به هر مناسبتی در گفتار و کردار ضرورت و اهمیت آن را سفارش مینمود و بدین وسیله توانست بنیان استوار تمدن بلند و بزرگ اسلامی را بر این دو اصل پایهگذاری نماید.
از اینرو میتوان گفت همان طور که رمز اساسی پیشرفت مسلمانان در صدر اسلام اعتصام متحدانه به حبل الله المتين ،بوده علت اصلی شکست مسلمانان در قرون بعدی نیز نتیجه حاکمیت تفرقه و نزاع در میان آنهاست.
توجه مسلمانان با تأکیدات و سفارشهای قرآن و سنت به نقش حیاتی وحدت در اعتلای مسلمین در صدر اسلام و نقش مهلک تفرقه در انحطاط مسلمانان در قرون بعد، باعث گردید تا در چند قرن اخیر مصلحان و اندیشمندان دردمند و دلسوز جهان اسلام بپاخیزند و جهت ایجاد وحدت و تشکیل حکومت ناب اسلامی تلاش خستگی ناپذیری را آغاز کنند ایستادگی و مقاومت مسلمانان دردمند در برابر استکبار و حکام ستمگر، ریشه در حرکتهاو نهضتهای سید جمالها، عبدهها، کواکبیها و دیگر مصلحان دارد.
وی افزود: امروزه به برکت انقلاب اسلامی تلاشهای مسلمانان انقلابی برای ایجاد وحدت سرنگونی استکبار به اوج خود رسیده است تا جایی که خواب راحت را از چشمهای مستکبران عالم ربوده است امروز دیگر موانع ساختگی وحدت تقریباً رنگ باختهاند. از طرف دیگر با پیروزی و استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی اندیشمندان و متفکران تلاشهای فراوانی در جهت تبیین و توضیح معنا و مصداق حقیقی وحدت داشتهاند و عوامل و موانع وحدت را بررسی نموده و حتی در جهت عینیت بخشیدن به
ساعی زیادی مبذول داشتهاند و به فضل الهی توفیقاتی هم در این مسیر نصیب امت اسلامی گردیده است. این کوششها و دعوتها مقطعی و سیاسی و مصلحتی نبوده
و نیست بلکه برخاسته از متن اسلام و از اصول تغییر ناپذیر آن است.
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:
آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ ۚ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ ۚ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۖ غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ [بقره–258]
.
همه مسلمانان عالم چه شیعه و چه سنی به خدای یگانه ایمان دارند و نبوت و رسالت رسول اکرم و معاد را تصدیق میکنند. دستورهای عملی اسلام: نماز، روزه، زکات و حج را خالصانه انجام میدهند. بر اساس این آیه کریمه همه ما مؤمن و مسلمانیم. اتحاد ما برخاسته از این اصل تغییر ناپذیر اسلامی است.
از این گذشته فریقین به اهلبیت عزیز پیامبر اکرم این سفینههای نجات و ستارگان درخشان آسمان تاریخ پربار اسلام عشق و علاقه وافر دارند.
امروز با تأسیس جمهوری اسلامی و الهام از فرمایشات امام خمینی و انعکاس فریاد وحدت ایشان در جهان و در میان ملتهای مسلمان اندیشه وحدت اسلامی و تعهد بر اجرای دستورات اسلام قوت گرفته و بحمدالله به مرحله عمل در آمده است.
از روحانیون اهل سنت خراسان
ملا عبدالله موحدی، از عالمان اهلسنت استان خراسان در سومین کنفرانس بینالمللی وحدت اسلامی گفت: خدا و پیامبران الهی و پیروان آنان منادیان واقعی وحدت هستند. ولی حاکم جور از تحقق وحدت مورد خواست خدا و پیامبران ممانعت کرده و میکنند. زیرا آنان بخوبی میدانند که با تحقق وحدت حیات ظالمانهشان در هم پیچیده میشود و طبیعی است که آنها سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن را وجه همت خود قرار دهند تا بتوانند به ستم خود ادامه دهند. در اثر تبلیغات سوء حکام ستمگر هیچ یک از فرق اسلامی تاب تحمل عمل دیگری را نداشت. شیعه از سنی و سنی از شیعه بد میگفت. خوشبختانه در پرتو انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی، مسلمانان همدیگر را شناختند و به ارزشهای مقدس اسلامی بازگشتند. نمونه آن پذیرایی از دو میلیون مسلمان مهاجر افغانی در ایران اسلامی است. بنابراین طبیعی است که انقلاب اسلامی که آرمان دیرینه اسلامی و آرزوی همه انبیا را عملی ساخته است مورد توجه همه مسلمانان قرار گیرد. ما باید از زندگی اجتماعی پیامبر درس وحدت بیاموزیم. یکی از نمونه های آن رفع اختلاف در نصب حجر الأسود بود. پیامبر اکرم برای نصب حجر الأسود با پهن نمودن ردای خود و نهادن حجر الأسود بر روی آن و دعوت از همۀ جناحها برای حمل آن حکمت بالغه خود را در قالب یک درس علمی وحدت برای همه تاریخ به یادگار گذاشت. خوب است در این جا مقایسهای بین روابط شیعیان و سنیان در قبل و بعد از انقلاب اسلامی داشته باشم در اثر سیاستهای ظالمانه و ضد اسلامی رژیم گذشته ما در مناطق سنینشین هیچ گونه رابطهای با شیعیان و علمای شیعه نداشتیم اما در پرتو انقلاب اسلامی رابطه گرم و صمیمی بین دو طرف بر قرار گشته و لااقل ماهی یک بار تماس و مراوده بین علمای دو طرف برقرار است. به یاد دارم در زمان حیات آیتالله میلانی قصد ملاقات با وی را داشتیم که چندین با مورد تعقیب قرار گرفتیم به این بهانه که غرض از این ملاقات چیست؟! آنها تا این حد از اتحاد بین شیعه و سنی خوف داشتند که تاب تحمل ملاقات بین دو شیعه و سنی را نداشتند. امروز به برکت انقلاب اسلامی دیوارهای بلندی که مانع وحدت اسلامی بود از میان برداشته شده و امکان گردهمایی برادران شیعه و سنی و آشنایی با یکدیگر فراهم شده است. باید همه به تذکر مهم رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای توجه کامل کنیم و از مسائل تفرقهانگیز و جزئی صرف نظر نماییم و به اصول مشترکمان که خدا و پیامبر و قرآن و محبت اهل بیت و ... است، تمسک کنیم و در برابر کفار و استکبار باید با اتحاد با هم قیام کنیم. اکنون به برکت انقلاب اسلامی تعداد طلبههای اهلسنت در مناطق سنینشین ده برابر شده است. در پایان از حضرت آیتالله جنتی و سازمان تبلیغات خواهش میکنیم، عنایات و حمایتهای خود را نسبت به طلاب اهلسنت بیشتر کنند و مدارس آنها را تقویت نمایند تا این که طلاب محتاج به خارج از کشور نشوند درخواست دیگر من این است که دانشکدهایی ویژه اهلسنت در مناطق سنینشین تأسیس گردد[۱].
سخنرانی رهبر ایران در دیدار با میهمانان کنفرانس
در سالروز میلاد پربرکت پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمد بن عبدالله (صلیالله علیه وآله) و ولادت ششمین پیشوای شیعیان جهان حضرت امام جعفر صادق (علیهالسلام) حضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان کشور، میهمانان خارجی شرکتکننده در مراسم هفته وحدت، با بیان این مطلب كه وجود مبارک نبی اكرم (صلیالله علیه وآله) مایه وحدت در همه ادوار اسلامی بوده و خواهد بود، فرمودند: توصیه ما به همه مسلمانان این است كه پیرامون آگاهی و معرفی ابعاد شخصیت، زندگی، سیره، اخلاق، تعالیم، روش حكومت و مردمداری، سیاست، عبادت و جهاد آن حضرت تلاش نمایند و امروز بزرگترین تبلیغ برای اسلام می تواند این باشد كه ما چهره پیامبر اسلام را قبل از آنكه دشمن آن را در اذهان بی خبر عالم مخدوش سازد برای بینندگان و جویندگان جهان روشن كنیم و این كار لازمی است كه مسلمانان هنرمند، مطلع و آشنا به تبلیغ و بیان باید در ارتباط با آن بزرگوار، كار علمی، فرهنگی، هنری و تبلیغی انجام دهند.
تلاش بیثمر استكبارجهانی برای كوبیدن انقلاب اسلامی
ولی امر مسلمین به تلاش بیثمر استكبار جهانی برای كوبیدن انقلاب اسلامی به عنوان مظهر اسلام عملی اشاره كردند و فرمودند: هنگامی كه دشمنان اسلام به بركت انقلاب اسلامی، با رشد معنوی مسلمین جهان مواجه شدند، برای كوبیدن انقلاب و ایران اسلامی در جبهه نظامی و اقتصادی تلاش كردند اما از آنجا كه به اهداف خود نرسیدند شیاطین دست به تهاجم فرهنگی زده و مزدور شیطان صفت خود را به اهانت به رسول اكرم واداشتند و آن كتاب شیطانی را نوشتند كه این اقدام آنها با پاسخ قاطع مسلمانان جهان و در رأس آنان امام فقید و بزرگوارمان كه حكم اعدام وی را صادر كردند، مواجه شد.
اهمیت وحدت در جهان اسلامی
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از بیاناتشان با تأكید بر اهمیت وحدت در جهان اسلام فرمودند: اگر وحدت و نزدیكی فرق اسلامی در خدمت اسلام و به نفع مسلمانان و در جهت عظمت اسلام است یقیناً باید معتقد باشیم كه از سوی دشمنان اسلام سختترین تلاشها و پیچیدهترین توطئهها علیه این وحدت در جریان است. امروز هر چیزی كه برای اسلام نافع تر باشد از نظر دشمنان اسلام مبغوضتر و مورد تهاجم بیشتری قرار میگیرد و این ک معادله قطعی است. رهبر مسلمانان جهان با اشاره به دوستی و صمیمیت موجود میان استكبار جهانی و برخی از سلاطین حاكم بر كشورهای مسلمان فرمودند: همان دشمنانی كه با تمام وجود از این سلاطین دفاع كرده و پول، تبلیغات و سلاح در اختیار آنها قرار دادهاند با همه وجود علیه انقلاب و جمهوری اسلامی ایران تلاش میكنند زیرا پی بردهاند كه عظمت اسلام در ایران اسلامی تعقیب خواهد شد.
تبلیغات استكبار جهانی علیه جمهوری اسلامی ایران
حضرت آیتالله خامنهای به بیان این مطلب كه توطئه دشمنان اسلام برای مخدوش كردن وحدت مسلمانان امروز بیش از هر زمان دیگری است پرداختند و با اشاره به تبلیغات استكبار جهانی علیه جمهوری اسلامی ایران اظهار داشتند: تمامی دستگاه های تبلیغاتی استكبار و در رأس آنها آمریكا بسیج شدهاند كه ایران اسلامی و ملت مسلمان ایران را بر خلاف آنچه كه هست به جهانیان نشان دهند. پولهای دستگاه استكباری و ایادی آنها امروز در دنیا و بیش از همه در دنیای اسلام برای تفرقه بین مسلمانان و ایجاد اختلاف و فاصله بین ایران اسلامی با مسلمانان عالم خرج میشود.
توطئه دشمنان اسلام برای مخدوش كردن وحدت
ولی امر مسلمین و امید مستضعفان جهان به تلاش تبلیغات جهانی برای شعلهور ساختن اختلاف بین شیعه و سنی اشاره كردند و فرمودند: امروز وحدت اسلامی حول محور ایران اسلامی است و دلهای مسلمانان متوجه امالقرای اسلام یعنی ایران است زیرا امروز در جهان اسلام جایی كه قرآن در آن رسماً و عملاً حاكمیت دارد ایران اسلامی است، در اینجا كسانی كه در رأس امور هستند شرط قبول و تحمل مسئولیت برای آنها ایمان و تقوی است و این برخلاف برخی از كشورهای مسلمانی است كه عمل سران آنها از اسلام دور و بیگانه است. رهبر انقلاب اسلامی افزودند: در ایران مانند برخی از كشورهای اسلامی اینطور نیست كه مسئولان آن محرمات را مرتكب شوند و از حدود الهی تجاوز و تعدی كنند و با خدا و بندگان صالح او دشمن باشند و یا بر مؤمنین و متقین فشار وارد آورند. ایران تنها نقطه ای در عالم اسلام است كه مسئولان و مدیران كشور باید از نظر مردم به ایمان و تقوی و تعبد شناخته شده باشند. رهبر مسلمانان جهان ضمن نكوهش و تقبیح مدعیانی كه در عین ارتكاب به فساد، انحطاط و گناهان كبیره خود را بانی و مروج و صاحب اسلام معرفی میكنند، عالمان اسلام را به هشیاری در برابر تشكیلات تبلیغاتی وابسته به استعمار و استكبار برای از بین بردن وحدت اسلامی فراخواندند و افزودند: عالمان اسلام باید مراقب مذاهب جعلی و دلارهای نفتی كه برای ایجاد تفرقه به كار میروند باشند و دستهای پلید و مزدوری را كه برای از هم گسستن و پاره كردن عروةالوثقی بین مسلمانان تلاش میكنند شناسائی و با آنان برخورد كنند، زیرا این برخورد لازمه علاقه به وحدت اسلامی است.
اتحاد میان فرق گوناگون اسلامی
ولیفقیه، حضرت آیتالله خامنهای در پایان سخنان خود معنا و مفهوم از اتحاد میان فرق گوناگون اسلامی را همكاری و همفكری و تفاهم مسلمانان برای مقابله با دشمنان دانستند و اظهار داشتند: بسیاری از فتاوی عالمان و فقیهان اسلام اگر مورد بحث فقهی عالمانه قرار گیرند میتوانند به یكدیگر نزدیک شوند و ما در صدد هستیم تا دار التقریب بین المذاهب را ایجاد كرده و میزبان شخصیتهای عالم از تمام جهان اسلام باشیم تا به این ترتیب و با كوشش فقیهان، متكلمان، فیلسوفان و عالمان اسلام نظرات فرق اسلامی در مجموعه واحدی در اختیار همه مسلمانان قرار گیرد[۲].
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ محمد سعید عزالدین، منشور همبستگی (گزیده مقالات دومین، سومین و چهارمین کنفرانس وحدت اسلامی)، تهران، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی فقه، سال 1376 ش، صص 95 - 201
- ↑ دیدار اقشار مختلف مردم و شرکتکنندگان در کنفرانس وحدت اسلامی با رهبر انقلاب، پايگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتاللهالعظمی سيدعلی خامنهای.
منابع
- محمد سعید عزالدین، منشور همبستگی (گزیده مقالات دومین، سومین و چهارمین کنفرانس وحدت اسلامی)، تهران، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی فقه، سال 1376 ش، تاریخ مشاهدۀ مطلب: 15 بهمنماه 1404 ش.
- دیدار اقشار مختلف مردم و شرکتکنندگان در کنفرانس وحدت اسلامی با رهبر انقلاب، پايگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتاللهالعظمی سيدعلی خامنهای، تاریخ درج مطلب: 24 مهرماه 1368 ش، تاریخ مشاهدۀ مطلب: 15 بهمنماه 1404 ش.