محمد فاروق النبهان
| محمد فاروق النبهان | |
|---|---|
| نام کامل | محمد فاروق النبهان |
| اطلاعات شخصی | |
| سال تولد | ۱۹۴۰ م، ۱۳۱۸ ش، ۱۳۵۸ ق |
| محل تولد |
|
| دین | اسلام، اهلسنت |
| آثار |
|
| فعالیتها | |
محمد فاروق النبهان، استاد دانشگاه، نویسنده تقریبگرای اهلسنت و اندیشمند نوگرای اهل سوریه، که دعوت به نوسازی به قصد تثبیت سنت و تعهد به اصول اسلامی و اصلاح مسیرهای فکری مسلمانان با هدف بازگرداندن امور امت اسلام به نظم نوین، پاکسازی اندیشه اسلامی از ناخالصیها، بهرهمندی از عقل بهعنوان مخاطب گفتمان شرعی در چارچوب بینش اسلامی و جلوگیری از انحراف، از اندیشههای ایشان است.
زندگینامه
محمد فاروق النبهان در سال ۱۹۴۰ م، در حلب سوریه متولد شد. وی تحصیلات اولیه خود را نزد پدربزرگش، شیخ محمد النبهان، و دیگر عالمان برجسته حلب گذراند و مدرک شریعت را از دانشگاه دمشق و مدرک کارشناسی ارشد و دکترا را از دانشکده دارالعلوم دانشگاه قاهره دریافت کرد.
فعالیتها
فعالیتهای آموزشی
- تدریس در دانشگاه امام و دانشگاه ملک سعود در ریاض از سال ۱۹۶۶ م، تا ۱۹۷۰ م؛
- تدریس در دانشکده حقوق دانشگاه کویت از سال ۱۹۷۰ م، تا ۱۹۷۷ م؛
- نظارت بر پایاننامههای دکتری در دانشگاههای مراکش؛
- تأسیس و ویرایش مجله دارالحدیث الحسنیه؛
- عضو آکادمی سلطنتی مراکش از سال ۱۹۸۴ م؛
- عضو آکادمی سلطنتی تحقیقات تمدن اسلامی در عمان؛
- عضو شورای دانشگاه القرویین و عضو کمیتههای ارتقای علمی در چندین دانشگاه؛
- عضو کمیته عالی جایزه ملک محمد ششم برای اندیشه اسلامی و مشارکت در کمیتههای جایزه بینالمللی ملک فیصل؛
- انتشار چندین مقاله پژوهشی در مجلات العربی، الفیصل، الامه، مطالعات خلیج، القضاه، الآکادمیه، دارالحدیث و سایر مجلات.
فعالیتهای تبلیغی
- استاد مدعو و شرکتکننده در کنفرانسهای علمی متعدد، از جمله کنفرانسهای شورای عالی امور اسلامی در قاهره؛
- شرکت در سخنرانیهای حسینی در مراکش؛
آثار
- الإتجاه الجماعی فی التشریع الاقتصادی الإسلامی؛
- نظام الحكم فی الإسلام؛
- المدخل للتشریع الإسلامی؛
- التشریع الجنائی الإسلامی؛
- مبادی الثقافه الإسلامیه؛
- أبحاث فی الاقتصاد الإسلامی؛
- أبحاث فی الفكر والحضاره؛
- القروض الاستثماریه وموقف الإسلام منها؛
- الفكر الخلدونی؛
- المدخل إلى علوم القرآن؛
- الشیخ محمد النبهان ترجمه شخصیه؛
- محاضرات فی الفكر والتاریخ والحضاره؛
- قضایا معاصره؛
- دموع الفجر روایه اجتماعیه؛
- الثقافه الإسلامیه والنظام العالمی الجدید؛
- مفهوم النفس عند ابن مسكویه؛
- تأملات فی الفكر الإسلامی؛
- الفكر الإسلامی والتجدید؛
- محاضرات فی الفكر السیاسی والاقتصادی المعاصر؛
- مفهوم الربا فی ظل التطورات الاقتصادیه المعاصره؛
- علمتنی الحیاه؛
- القیم الإسلامیه والقیم الإنسانیه؛
- التصور الإسلامی للحوار الحضاری[۱].
دیدگاه
نقش رسانههای غربی در ترویج افراطگرایی و رادیکالیسم
رسانههای غربی مستقیماً در تشویق افراطگرایی و ایجاد پدیده خشونت نقش داشتهاند و به همین دلیل دایره افراطگرایی و تعصب گسترش یافته و افراطگرایی به خشونت خطرناکی تبدیل شده است که جان افراد بیگناه را تهدید میکند. مقابله با این امر مستلزم به رسمیت شناختن خواستههای اجتماعی مشروع طبقات حاشیهنشین، و از همه مهمتر تسهیل فرصتهای شغلی و به رسمیت شناختن حق شهروند برای دفاع از ارزشهای مذهبی و اخلاقی خود است. از اینرو باید همه اشکال خشونت محکوم و در برابر این پدیده مقاومت شود، امنیت روانی برای هر شهروند فراهم شود و ارزشهای آموزشی صحیحی ایجاد شود که با خشونت مبارزه و در برابر آن مقاومت کند و زندگی انسان را به مکانی مقدس تبدیل کند. این امر مستلزم احترام به تکثرگرایی فرهنگی و تمدنی، یافتن روشی است که حق هر گروه را برای بیان مسائل و مشکلات خود به رسمیت بشناسد، توجه به توسعه اجتماعی به عنوان وسیلهای برای کاهش فشارهای روانی، و یافتن راهها و بسترهایی برای گفتگوی اجتماعی باشد.
نقش سلف صالح در خدمت به دین اسلام
شکی نیست که مکتب سلف صالح، مکتب اصیلی است که شایسته الگو بودن در فهم، کوشش و پایهگذاری اصول و اجتناب از انحراف در حوزه تفسیر، چه در مسائل اعتقادی و چه در حوزه روشهای فقهی، است. پیروری از سلف صالح به معنای جمود و تحجر نیست، بلکه به معنای بیطرفانه و بیطرفانه طرح کردن مسائلی است که در آنها اختلاف نظر وجود دارد تا از رویکرد اصیل اسلامی انحرافی ایجاد نشود. وقتی قرار است تبعیت از سلف ابزاری برای رکود باشد، طبیعی است که این تبعیت نقطه مقابل توسعه است و رکود، گواه تنگنظری است. رویکرد پیروی از مکتب سلف صالح با تواناییاش در مواجهه با مسائل فکری و «موارد جدید» فقهی با روششناسی اسلامی متعهد به اصول ثابت اسلامی و فارغ از قید و بندهای تقلیدی که منجر به رکود شده است، متمایز میشود. پس مکتب سلف صالح ابزاری برای رهایی از رکود است زیرا نقشی اساسی ایفا میکند، از روش تقلید فراتر میرود و تقدس تأثیرات تاریخی را به رسمیت نمیشناسد. این مکتب به استدلال مستقل احترام میگذارد و به هر استدلال مستقلی که با شواهد پشتیبانی میشود و با اهداف شریعت سازگار است، احترام میگذارد. امروز ما به یک مکتب سلف صالح واقعی نیاز داریم که آگاه و روشنفکر باشد، از موضع مشروعیت حرکت کند و منافع مشروعی را که شریعت برای ایجاد و تنظیم آنها آمده است، در نظر بگیرد. ما سلف خشک و راکد نمیخواهیم، بلکه مکتب اصیلی میخواهیم که برای هر انحرافی نقش اصلاحی ایفا کند و از رأی و تفسیر اصیل حمایت کند.
مفهوم دعوت به نوسازی
دعوت به نوسازی، دعوتی مطلوب است، زیرا نوسازی در هر عصری ضروری و لازم است، زیرا وظیفه فرد نوگرا اصلاح مسیرهای فکری، بازگرداندن امور به نظم شایسته و جلوگیری از انحراف است. اگر نوسازی به قصد تثبیت و اصلاح باشد، این یک امر ضروری است و عالمان باید با هرگونه انحرافی مقابله کنند تا برنامههای درسی، سالم، اصیل و متعهد به اصول اسلامی باشند. اما اگر نوسازی به معنای منسوخ کردن نصوص و نادیده گرفتن اصول ثابت باشد، این نوسازی نیست، بلکه تخریب است و باید در برابر دعوت به تخریب مقاومت کرد، زیرا منجر به فتنه میشود. نوسازی با انکار اصول ثابت اسلامی محقق نمیشود و همچنین نوسازی با انکار میراث اسلامی ما محقق نمیشود. نوسازی واقعی، اصلاح مسیر فکری و دعوت به پاکسازی اندیشه اسلامی از همه ناخالصیهایی است که به آن آسیب رساندهاند. عقل انسان ابزار تجدید و ابزار فهم متون شرعی است. عقل مخاطب گفتمان شرعی است و این گفتمان به او سپرده شده است. با این حال، لازم است که عقل در چارچوب بینش اسلامی به دنبال سود و زیان باشد و انکار عقل یا نادیده گرفتن توسل به آن در فهم، تفسیر و تبیین جایز نیست.
نقش فتواها در دوران مدرن
من خواستار صدور فتوای جمعی از سوی نهاد علمی متخصص در فتوا هستم. باید نهادهای علمی برای صدور فتوا و ابراز نظر وجود داشته باشد، به خصوص در مسائل تفسیری علمی که در آن بین عالمان و فقیهان اختلاف نظر وجود دارد. لازم است نهادهای فتوا سازماندهی شوند تا بتوانند نقش مشروع خود را ایفا کنند. هر مسئله جدید باید به صورت بیطرفانه بررسی شود و فتاوای جمعی باید توسط یک نهاد تخصصی صادر شود. فتاوای فردی ممکن است منجر به فتاوای متناقض شود زیرا تفاسیر عالمان یکسان نیست. هر عالم یا فقیهی حق دارد نظر خود را بیان کند و تفسیر خود را آنطور که صلاح میداند منتقل کند. با این حال، فتاوای متعدد و متناقض نباید ابزاری برای اختلاف و تفرقه باشد، بهویژه هنگامی که رسانهها برای تحریک افکار عمومی مداخله میکنند، که این امر باعث تضعیف اعتبار علم و عالمان میشود و در مورد صداقت نهادهای اسلامی متخصص در فتوا تردید ایجاد میکند. مسائل تفسیر باید به فتاوای جمعی ارجاع داده شود. آنچه اکثر علما خوب میدانند، خوب است و هر کسی که نظر مخالفی دارد، حق دارد از طریق مباحث علمی در نهادهای تخصصی از تفسیر خود دفاع کند، مگر در مواردی که به وضوح خلاف شواهد قطعی ثابت شود. در جایی که نص صریح وجود دارد، تفسیری وجود ندارد.
علل افراط گرایی و نحوه غلبه بر آن
پدیده افراطگرایی در کشورهای اسلامی نگرانکننده شده است، زیرا دیگر یک پدیده رفتاری فردی نیست، بلکه فراتر از آن به رفتارهای خشونتآمیزی تبدیل شده است که ثبات جامعه را تهدید میکند، به اعتبار آن آسیب میرساند و آن را از مسائل اصلیاش منحرف میکند. افراطگرایی تنها با مطالعه دلایلی که منجر به آن میشوند، قابل حذف است و در هر شرایطی یک پدیده منفی است که نشان دهنده وجود نوعی نقص در روند جامعه است و این نقص منجر به خروجیهای رفتاری کنترل نشده میشود. مطالعه علل افراطگرایی ضروری است. تربیت صحیح اسلامی برای القای ارزشهای والا در شخصیت و مقاومت در برابر مظاهر انحراف ضروری است. این شرایط، فضای مناسبی برای خشونت بیمارگونهای است که وحدت جامعه را تهدید میکند.
تلاش رسانههای غربی برای مخدوش کردن چهره اسلام
رسانههای غربی با تکیه بر برخی رویههای نادرست، رفتارهای انحرافی و اندیشههای افراطی، مشتاقند به هر طریقی چهره اسلام را مخدوش کنند و تصویری تاریک از اسلام ارائه دهند. رفتارهای انحرافی، افراطی و خشونتآمیز بخشی از اسلام نیستند و کاملاً و تا حدی با رفتارهای صحیح اسلامی ناسازگارند. خشونت علل عینی خود را دارد؛ حالتی از خشم و ناامیدی است. لازم است به علل خشونت، چه روانی، اجتماعی یا اقتصادی، پرداخته شود. رفتارهای افراطی و خشونتآمیز در همه جوامع، از جمله رفتارهای نژادپرستانه در اروپا، وجود دارد. شخصیت اسلامی به کرامت انسانی احترام میگذارد و رفتار خشونتآمیز را نمیپذیرد. این به همزیستی و زندگی مشترک نزدیکتر است. با این حال، باید به ویژگیهای شخصیت اسلامی احترام گذاشته شود. یک مسلمان نمیپذیرد که در باورها، ارزشها یا اخلاق خود تحریک شود. این یک حق طبیعی برای هر مسلمان است. این حق کشورهای اسلامی در جوامع اروپایی است که به ویژگیهای مذهبی و فرهنگی و انتخابهای رفتاری آنها احترام گذاشته شود. در عین حال، این جوامع باید به ویژگیهای جوامع اروپایی احترام بگذارند و همزیستی مبتنی بر احترام متقابل باید برقرار شود.
وقتی رسانههای غربی با استناد به برخی رفتارهای فردی برخی از اعضای این جوامع، تلاش میکنند تصویر اسلام را تحریف کنند، این امر به تعمیق نفرت متقابل، تعمیق احساس تبعیض بین اروپاییها و مسلمانان و ایجاد دلایل روانی برای رفتارهای افراطی و خشونتآمیز کمک میکند. در عین حال، ما ملزم به ترویج درک صحیح از اسلام و ایجاد رسانههای توانمند هستیم. ارائه اسلام به شکل واقعی آن و مقابله با رسانههای غربی که در ذهن اروپاییها تصویر اسلام را به عنوان یک پدیده عقبمانده و شخصیت اسلامی را به عنوان فردی که رفتارهای متمدنانه را رد میکند، تثبیت میکنند. وظیفه رسانههای ما این است که اسلام واقعی را معرفی کنند و برنامههای تلویزیونی را به زبانهای مختلف غربی و خطاب به غرب تهیه کنند تا اروپاییها حقیقت اسلام را آنطور که هست، بدون تحریف و دروغ بدانند. رسانههای غربی باید با اسلام از منظر اعتقاد به کثرتگرایی فرهنگی و تمدنی برخورد کنند و از میراث تاریخی آن که در اعماق شخصیت غربی و در تعصب علیه اسلام نهفته است، فراتر روند [۲].
جستارهای وابسته
پانویس
منابع
- محمد فاروق النبهان، وبسایت المکتبه الشامله، تاریخ درج مطلب: بیتا، تاریخ مشاهدۀ مطلب: 1 اسفندماه 1404 ش.
- حوار مع الدكتور محمد فاروق النبهان، وبسایت رابطه العلماء السوريين، تاریخ درج مطلب: 8 محرم سال 1440 ق، تاریخ مشاهدۀ مطلب: 1 اسفندماه 1404 ش.