کلمبیا
| کلمبیا | |
|---|---|
| نام رایج | کلمبیا |
| نام کامل | جمهوری کلمبیا |
| پایتخت | بوگوتا |
| تعداد جمعیت | بیش از ۵۰ میلیون نفر |
| دین | کاتولیک، پروتستان و باورهای بومی |
| زبان | اسپانیایی |
کلمبیا، (به اسپانیایی: República de Colombia) با نام رسمی جمهوری کلمبیا، کشوری در شمالغربی جنوب قاره آمریکا است. این کشور از جنوب با ونزوئلا، برزیل، اکوادور و پرو و از غرب با پاناما هممرز است و از شمال از طریق دریای کارائیب به اقیانوس اطلس و از غرب به اقیانوس آرام دسترسی دارد. کلمبیا با مساحتی حدود یک میلیون و ۱۴۱ هزار کیلومتر مربع، چهارمین کشور بزرگ آمریکای جنوبی پس از برزیل، آرژانتین و پرو است. پایتخت این کشور بوگوتا است. بخش قابل توجهی از جمعیت کلمبیا در ناحیه کوهستانی غرب کشور، بهویژه در اطراف بوگوتا و دیگر شهرهای بزرگ، سکونت دارند.
جغرافیا
کلمبیا در شمالغربی آمریکای جنوبی قرار دارد و دارای تنوع جغرافیایی گستردهای است. سرزمین این کشور از قلههای بلند و برفی رشتهکوه آند تا دشتهای گرم و مرطوب حوزه رود آمازون امتداد دارد. بخش کوهستانی غرب کشور از نظر شرایط آبوهوایی و خاک، برای فعالیتهای کشاورزی مناسب است و بخش بزرگی از جمعیت در همین ناحیه سکونت دارند.
ریشهشناسی
نام «کلمبیا» از نام کریستف کلمب گرفته شده است. فرانسیسکو د میراندا، انقلابی اهل آمریکای جنوبی، از این نام برای اشاره به دنیای جدید، بهویژه سرزمینهای آمریکایی و مستعمرات اسپانیایی و پرتغالی، استفاده کرد. این نام بعدها توسط جمهوری بزرگ کلمبیا، که از اتحاد ونزوئلا، گرانادای نو و اکوادور تشکیل شده بود، به کار رفت. در سال ۱۸۳۰ م، پس از جدایی کلمبیا و اکوادور، ناحیه کاندینامارکا به کشوری مستقل با نام گرانادای نو تبدیل شد. در سال ۱۸۶۳ م، نام کشور رسماً به «ایالات متحده کلمبیا» تغییر یافت و در سال ۱۸۸۶ م، نام کنونی، یعنی «جمهوری کلمبیا»، انتخاب شد.
تاریخ
دوران پیشاکلمبی
در حدود ۱۰٬۰۰۰ سال پیش از میلاد، جوامع شکارچی در منطقه بوگوتای امروزی، از جمله در الآبرا و تیکوئنداما، به تجارت و ارتباط با فرهنگهای موجود در دره رودخانه مگدالنا میپرداختند. در هزاره نخست پیش از میلاد، گروههای بومی نظامهای سیاسی موسوم به کاسیکازگوها را ایجاد کردند که در رأس آنها کاسیکها قرار داشتند. از جمله فرهنگهای مهم این دوره میتوان به تایروناها در ناحیه اقیانوس اطلس و میوسکاها در ارتفاعات اطراف بوگوتا اشاره کرد. هر دو گروه از نظر زبانی با خانواده زبانی چیبچا ارتباط داشتند.
ورود اسپانیاییها
جستجوگران اسپانیایی از اوایل قرن شانزدهم میلادی کاوش در سواحل کارائیب را آغاز کردند. ردریگو د باستیداس در سال ۱۵۰۰ در این منطقه به جستجو پرداخت و کریستف کلمب نیز در سال ۱۵۰۲ م، در حوالی کارائیب سفر کرد. در سال ۱۵۰۸ م، واسکو نونز دِ بلبوآ به فتح منطقه اورابا پرداخت و در سال ۱۵۱۳ میلادی به اقیانوس آرام رسید و آن را «دریای جنوب» نامید. این مسیر بعدها راه اسپانیاییها را به سوی پرو و شیلی گشود. در قرن شانزدهم میلادی، با گسترش سلطه اسپانیا، جمعیتهای بومی منطقه بر اثر بیماری، استثمار و جنگ کاهش شدیدی یافتند. اروپاییها همچنین از همین دوره انتقال بردگان از آفریقا به این سرزمین را آغاز کردند.
استقلال
از آغاز دوره استعمار، شورشهای مختلفی علیه اسپانیاییها شکل گرفت. در سال ۱۸۱۰ م، شورشی با هدف استقلال کامل از اسپانیا آغاز شد که سیمون بولیوار و فرانسیسکو دِ سانتاندر در آن نقش داشتند. بولیوار به نخستین رئیسجمهور کلمبیا و سانتاندر به معاون رئیسجمهور تبدیل شد. موفقیت نهایی جنبش استقلال در سال ۱۸۱۹ م، به تشکیل جمهوری کلمبیای بزرگ انجامید که کلمبیا، ونزوئلا و اکوادور را متحد میکرد. پانامای امروزی نیز تا سال ۱۹۰۳ م، بخشی از کلمبیا بود. اختلافات سیاسی و تقسیمات داخلی موجب جدایی ونزوئلا و اکوادور در سال ۱۸۳۰ م، شد. کشور پس از آن دورههایی با نامهای مختلف را تجربه کرد و در سال ۱۸۶۳ م، «ایالات متحده کلمبیا» نام گرفت. این نام تا سال ۱۸۸۶ م، مورد استفاده بود و سپس کشور نام «جمهوری کلمبیا» را برگزید.
قرن بیستم
تقسیمات سیاسی داخلی و اختلافات میان گروههای مختلف گاه به جنگهای داخلی منجر شد. این شرایط زمینه را برای جدایی پاناما با حمایت ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۰۳ م، فراهم کرد. پس از آن، کلمبیا برای مدتی به ثبات سیاسی بیشتری دست یافت؛ اما در اواخر دهه ۱۹۴۰ و اوایل دهه ۱۹۵۰ م، درگیری موسوم به «لا ویولنسیا» کشور را بار دیگر ناآرام کرد. قتل خورخه الیسر گایتان در ۹ آوریل ۱۹۴۸ به شکلگیری شورش بوگوتازو انجامید و درگیریهای پس از آن تلفات سنگینی بر جای گذاشت.
قانون اساسی ۱۹۹۱
در سال ۱۹۹۱ م، قانون اساسی جدید کلمبیا جایگزین قانون اساسی سال ۱۸۸۶ م، شد. این قانون اساسی که پیشنویس آن توسط مجلس مؤسسان کلمبیا تهیه و تأیید شد، شامل مفادی در زمینه موضوعات سیاسی، قومی، مردمی و حقوق جنسیتی بود. با وجود اجرای تدریجی این مفاد، برخی تضادها و موانع همچنان ادامه یافتند.
درگیریهای مسلحانه و قاچاق مواد مخدر
در دهههای اخیر، قاچاق مواد مخدر، جنگهای چریکی و فعالیت گروههای شورشی و شبهنظامی از جمله مشکلات مهم دولت کلمبیا بوده است. گروههایی مانند فارک (FARC)، ارتش آزادیبخش ملی (ELN) و نیروهای شبهنظامی، در بخشهایی از کشور درگیر فعالیتهای مسلحانه بودهاند. برخی گروههای شورشی نیز از طریق آدمربایی و قاچاق مواد مخدر هزینه فعالیتهای خود را تأمین میکردند و عمدتاً در مناطق روستایی و دورافتاده حضور داشتند. از اوایل دهه ۱۹۹۰ تلاشهایی برای مصالحه میان دولت و گروههای شورشی آغاز شد. یکی از این تلاشها در دوره ریاستجمهوری آندرس پاسترانا آرانگو و در فاصله سالهای ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۲ م، با مذاکره با فارک انجام گرفت.
طرح کلمبیا
در اواخر دهه ۱۹۹۰ م، رئیسجمهور آندرس پاسترانا طرحی موسوم به «طرح کلمبیا» را اجرا کرد که از اهداف آن پایان دادن به درگیریهای مسلحانه و مقابله با مواد مخدر بود. یکی از بخشهای بحثبرانگیز این طرح، افزایش سمپاشی هوایی برای از بین بردن کشت کوکا بود. منتقدان این اقدام را به دلیل آسیب احتمالی به سایر محصولات و سلامت افراد مورد انتقاد قرار دادند و رویکرد نظامی به مشکلات اجتماعی کشور را نیز محل مناقشه دانستند. در دوره ریاستجمهوری آلوارو اوریبه، فشار نظامی بر فارک و سایر گروههای مسلح افزایش یافت. بر اساس آمار ذکرشده، میزان آدمربایی از حدود ۳۷۰۰ مورد در سال ۲۰۰۰ م، به ۱۴۴۱ مورد در سال ۲۰۰۴ م، کاهش یافت و میزان قتل نیز در فاصله ژوئیه ۲۰۰۲ تا مه ۲۰۰۵ بیش از ۴۸ درصد کاهش داشت. با این حال، در داخل کلمبیا درباره میزان پیشرفت حاصلشده و دلایل آن اختلاف نظر وجود داشت. برخی منتقدان سیاستهای امنیتی دولت را برای حل مشکلات ساختاری کشور کافی نمیدانستند و نسبت به پیامدهای آن در زمینه حقوق بشر ابراز نگرانی میکردند.
اقتصاد
کلمبیا پس از یک دوره طولانی رشد اقتصادی، در سال ۱۹۹۹ م، با رکود اقتصادی مواجه شد؛ این رکود نخستین رشد اقتصادی منفی سالانه کشور از سال ۱۹۲۹ م، توصیف شده است. تقاضای داخلی و خارجی، وضعیت بودجه دولت و درگیریهای مسلحانه داخلی از جمله مشکلات اقتصادی کشور بودند. صادرات کلمبیا شامل کالاهای تولیدی، مواد نفتی، زغالسنگ و قهوه است. متن منبع همچنین کلمبیا را بزرگترین صادرکننده بارهنگ به ایالات متحده معرفی میکند. در دهه ۲۰۰۰ م، افزایش درآمدهای حاصل از صادرات و جریان سرمایه خارجی بر ارزش پزوی کلمبیا تأثیر گذاشت. مشکلات اقتصادی کشور طیف گستردهای از جمله نظام بازنشستگی، مواد مخدر و بیکاری را دربرمیگرفت. اصلاحات اقتصادی دولت آلوارو اوریبه از سوی برخی نهادهای مالی بینالمللی مورد تقدیر قرار گرفت و کاهش کسری بخش دولتی از جمله اهداف سیاست اقتصادی آن دولت بود.
گردشگری
کلمبیا دارای جشنوارهها و رویدادهای فرهنگی متعددی است و گردشگران در زمان برگزاری رویدادهایی مانند نمایشگاه کالی، کارناوال بارانکیلا، جشنواره تئاتر ایبروآمریکن و جشنواره گلها به این کشور سفر میکنند. جشن کریسمس و جشنهای استقلال کلمبیا نیز از دیگر زمانهای مورد توجه گردشگران هستند. در سالهای مورد اشاره شمار گردشگران کلمبیا افزایش یافت. افزایش حضور نیروهای نظامی و پلیس و تلاش دولت برای دور نگه داشتن گروههای شورشی از شهرهای بزرگ و مراکز گردشگری از عوامل مؤثر بر بهبود وضعیت امنیتی و افزایش گردشگری عنوان شده است. بر اساس گزارش سازمان بینالمللی گردشگری در سال ۲۰۰۴ م، کلمبیا در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ م، از نظر رشد جذب گردشگر در آمریکای جنوبی در جایگاه سوم قرار داشت.
مذهب
بر اساس اطلاعات موجود حدود ۸۷ درصد جمعیت کلمبیا کاتولیک، حدود ۹ درصد پروتستان و حدود ۳ درصد بیدین معرفی شدهاند. حدود یک درصد نیز پیرو آیینهای بومی بودهاند و کمتر از یک درصد جمعیت به ادیانی مانند بودیسم، اسلام و مورمونیسم تعلق داشتهاند.
جستارهای وابسته
منابع
- درباره کشور کلمبیا، وبگاه آرمیس سفر، تاریخ درج مطلب: بیتا، تاریخ مشاهده: 4 مهرماه ۱۴۰۵ ش.