بسلمیه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
== تاریخچه == | == تاریخچه == | ||
از جمله افرادی که در تحکیم بخشی پایههای قدرت [[عباسیان]] در [[عراق]] نقشی موثر داشت، حفص بنسلیمان معروف به «ابوسلمه خلال» بود. وی گرایش شیعی داشت و در ابتدا تصمیم داشت خلافت را به اولاد [[علی بن ابی طالب]] برگرداند | از جمله افرادی که در تحکیم بخشی پایههای قدرت [[عباسیان]] در [[عراق]] نقشی موثر داشت، حفص بنسلیمان معروف به «ابوسلمه خلال» بود. وی گرایش شیعی داشت و در ابتدا تصمیم داشت خلافت را به اولاد [[علی بن ابیطالب|علی بن ابی طالب]] (علیهالسّلام) برگرداند<ref> دینوری ابن قتیبه، الامامة والسیاسة، ج 2، ص 162.</ref>. اما در این امر بین فرزندان عباس و فرزندان امام علی (علیهالسّلام) مردد بود. به همین دلیل دو نامه نوشت که خطاب یکی به عبداللهبنحسنبنحسن (علیهالسّلام) و خطاب دیگری به [[جعفر بن محمد (صادق) | ||
<ref> دینوری ابن قتیبه، الامامة والسیاسة، ج 2، ص 162.</ref>اما در این امر بین فرزندان عباس و فرزندان امام علی | |جعفر بن محمد (علیهالسّلام)]] بود تا با آنها بیعت کند<ref>مسعودی علی بن حسین، اثبات الوصیة، ص 268.</ref>. امام صادق (علیهالسّلام) با درایت خویش میدانست که ابوسلمه از شیعیان علوی استواری نیست، به همین دلیل در حضور پیک نامه ابوسلمه را سوازند و به آورنده نامه گفت که ابوسلمه شیعه شخص دیگری است، اما عبدالله بنحسن بدون دقت نظر پیام وی را پذیرفت و همین امر باعث بدبینی عباسیان و کشته شدن عبدالله و فرزندانش شد<ref>مسعودی علی بن حسین، اثبات الوصیة، ص 268.</ref> و پیشبینی امام صادق (علیهالسّلام) به واقعیت پیوست؛ زیرا هنوز پیک ابوسلمه به کوفه نرسیده بود که ابوسلمه با ابوعباس بیعت کرد و نیروهای خود را در اختیار وی گذاشت<ref>مسعوی علی بن حسین، اثبات الوصیه، ص 268.</ref>. اما تزلزل ابوسلمه باعث شد تا ابنعباس به او بدبین شده سر انجام با نظر [[ابومسلم خراسانی|ابومسلم خراسانی]] او را به قتل رساند<ref>دینوری ابن قتیبه، الامامه والسیاسه، ج 2، ص 165.</ref>. | ||
]] بود تا با آنها بیعت کند | |||
<ref>مسعودی علی بن حسین، اثبات الوصیة، ص 268.</ref>امام صادق | |||
== اعتقادات == | == اعتقادات == | ||
بسلمیه معتقدند که [[امامت]] پس از حسنین و [[محمد بن حنفیه|محمد بن حنفیه]] به ابوهاشم و [[ابوالعباس سفاح]] میرسد. آنان امامت را حق ابوسلمه حفص بنسلیمان خلال وزیر و صاحب و مؤسس خلافت عباسی میدانستند و حتی هاشم بنی حکیم مقنع صاحب ماه نخشب، ابوسلمه را خدا میدانست و میگفت: | بسلمیه معتقدند که [[امامت]] پس از حسنین و [[محمد بن حنفیه|محمد بن حنفیه]] به ابوهاشم و [[ابوالعباس سفاح]] میرسد. آنان امامت را حق ابوسلمه حفص بنسلیمان خلال وزیر و صاحب و مؤسس خلافت عباسی میدانستند و حتی هاشم بنی حکیم مقنع صاحب ماه نخشب، ابوسلمه را خدا میدانست و میگفت:بعد از ابوسلمه روح خدا در او «حلول» کرده است<ref>مشکور محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، مشهد، نشر آستان قدس رضوی، سال 1372 خورشیدی، چاپ اول، ص 102 با ویرایش و اصلاح عبارات.</ref>. | ||
بعد از ابوسلمه روح خدا در او «حلول» کرده است | |||
== پانویس == | == پانویس == |
نسخهٔ کنونی تا ۷ اکتبر ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۵۱
بسلمیه | |
---|---|
نام | بسلمیه |
موسس | حفصبنسلیمان معروف به «ابوسلمه خلال» |
عقیده | پیرو عقاید راوندیه |
بسلمیه یا خلالیه منشعب شده از فرقه «راوندیه» یعنی شیعیان آلعباس هستند.
موسس
موسس این فرقه شخصی به نام حفصبنسلیمان معروف به «ابوسلمه خلال» بود.
تاریخچه
از جمله افرادی که در تحکیم بخشی پایههای قدرت عباسیان در عراق نقشی موثر داشت، حفص بنسلیمان معروف به «ابوسلمه خلال» بود. وی گرایش شیعی داشت و در ابتدا تصمیم داشت خلافت را به اولاد علی بن ابی طالب (علیهالسّلام) برگرداند[۱]. اما در این امر بین فرزندان عباس و فرزندان امام علی (علیهالسّلام) مردد بود. به همین دلیل دو نامه نوشت که خطاب یکی به عبداللهبنحسنبنحسن (علیهالسّلام) و خطاب دیگری به [[جعفر بن محمد (صادق) |جعفر بن محمد (علیهالسّلام)]] بود تا با آنها بیعت کند[۲]. امام صادق (علیهالسّلام) با درایت خویش میدانست که ابوسلمه از شیعیان علوی استواری نیست، به همین دلیل در حضور پیک نامه ابوسلمه را سوازند و به آورنده نامه گفت که ابوسلمه شیعه شخص دیگری است، اما عبدالله بنحسن بدون دقت نظر پیام وی را پذیرفت و همین امر باعث بدبینی عباسیان و کشته شدن عبدالله و فرزندانش شد[۳] و پیشبینی امام صادق (علیهالسّلام) به واقعیت پیوست؛ زیرا هنوز پیک ابوسلمه به کوفه نرسیده بود که ابوسلمه با ابوعباس بیعت کرد و نیروهای خود را در اختیار وی گذاشت[۴]. اما تزلزل ابوسلمه باعث شد تا ابنعباس به او بدبین شده سر انجام با نظر ابومسلم خراسانی او را به قتل رساند[۵].
اعتقادات
بسلمیه معتقدند که امامت پس از حسنین و محمد بن حنفیه به ابوهاشم و ابوالعباس سفاح میرسد. آنان امامت را حق ابوسلمه حفص بنسلیمان خلال وزیر و صاحب و مؤسس خلافت عباسی میدانستند و حتی هاشم بنی حکیم مقنع صاحب ماه نخشب، ابوسلمه را خدا میدانست و میگفت:بعد از ابوسلمه روح خدا در او «حلول» کرده است[۶].
پانویس
- ↑ دینوری ابن قتیبه، الامامة والسیاسة، ج 2، ص 162.
- ↑ مسعودی علی بن حسین، اثبات الوصیة، ص 268.
- ↑ مسعودی علی بن حسین، اثبات الوصیة، ص 268.
- ↑ مسعوی علی بن حسین، اثبات الوصیه، ص 268.
- ↑ دینوری ابن قتیبه، الامامه والسیاسه، ج 2، ص 165.
- ↑ مشکور محمد جواد، فرهنگ فرق اسلامی، مشهد، نشر آستان قدس رضوی، سال 1372 خورشیدی، چاپ اول، ص 102 با ویرایش و اصلاح عبارات.