ابتریه
| ابتریه یا بتریه | |
|---|---|
| نام | ابتریه |
| موسس | حسن بن صالح بن حیّ و کثیرالنواء |
| عقیده | بَتْریّه، از شاخه های فرقه زیدیه هستند که به دلیل اعتدال در عقایدشان در میان سایر گروههای شیعه جایگاه ویژهای دارند. |
ابتریه، یا بَتَریه به فتح یا ضمّ باء، شاخهای از فرقه «زیدیه» و از یاران حسن بن صالح بن حیّ و کثیرالنواء، شاعر معروفاند که او را ابتر لقب داده بودند. این گروه، صالحیه نیز نامیده میشدند.
تاریخچه
باید دانست که «بتریه» از اصحابحدیث و از پیروان حسن بن صالح بن حیّ همدانی ثوری کوفی (100- 186 هجری قمری) و کثیر النواء، (یعنی هستهفروش) از معاصران امام محمد باقر (علیهالسّلام) و امام جعفر صادق (علیهالسّلام) و از یاران سالم بن ابیحفصة (در گذشته در سال 137 هجری قمری)، و حَکَمبن عتیبه کوفی «در گذشته در سال 115 هجری قمری» و ابوالمقدام ثابت حداد از اصحاب امام سجاد (علیهالسّلام) و امام باقر (علیهالسّلام) و سلمةبن کهیل (در گذشته در سال 122 هجری قمری) بودند. محمدبن اسحاق الندیم در کتاب «الفهرست» مینویسد که حسنبن صالح بنحیّ (که در سال 100 هجری قمری متولد شد و در سال 168 هجری قمری درگذشت)، از بزرگان شیعه زیدیه بود و از فقها و متکلمان ایشان به شمار میرفت. از جمله کتابهای او: کتاب «التوحید»، «امامة ولد علی من فاطمة» و «الجامع فی الفقه» است. حسن دو برادر به نامهای علیبن صالح و صالحبن صالح داشت که بر مذهب برادر خود حسنبن صالح بودند و از متکلمان و محدثان زیدیه به شمار میرفتند. کشّی از «سدیر» روایت میکند که خدمت امام محمد باقر (علیهالسّلام) رسیدم و سلمة بنکهیل، ابوالمقدام ثابت حداد، سالم بن ابیحفصه و کثیرالنواء با من بودند و نزد حضرت برادرش زیدبن علی نشسته بود، پس آنان رو به امام کرده گفتند که ما علی (علیهالسّلام) و حسن (علیهالسّلام) و حسین (علیهالسّلام) را دوست داریم و از دشمنانشان بیزاریم، حضرت فرمود آری. همچنین گفتند که ما ابوبکر و عمر را نیز دوست داریم و از دشمنانشان بیزاریم، آنگاه زید بن علی رو به ایشان کرد و گفت آیا از فاطمه (سلامالله علیها) بیزارید؟ بتّرتم امرنا بتّرکم اللّه، دنباله ما را بریدید، خدا دنباله شما را ببرد و از آن روز آنان معروف به بتریه شدند. مامقانی در کتاب «مقباس الهدایة» مینویسد: این فرقه را به وجهی دیگر «بتریّه» نیز خواندهاند به تقدیم تاء منقوطه بر بای موحده و این نظر فاضل کاظمی «در تکملة النقد» است که حدیث فوق را چنین روایت کرده است:«أتبرءون من فاطمة تبرئتم امرنا تبرئکم اللّه» و از آن روز به «تبریّه» یعنی بیزاری جویان نامیده شدند[۱].
وجه تسمیه
محمدبن حسن طوسی در این باب حکایتی بیان کرده است: روزی کثیرالنواء و چند تن دیگر نزد امام باقر (علیهالسّلام) رفتند که زید بن علی برادر امام نیز در مجلس حضور داشت. آنها به امام اعلام کردند که اولاً علی، حسن و حسین (علیهمالسّلام) و ثانیاً ابوبکر و عمر را به عنوان ولی خود میشناسند. در این هنگام زید رو به سوی آنان کرد و گفت: آیا از فاطمه (سلامالله علیها) تبرّی میجویید؟ امر ما را خراب و منقطع کردید! (بترتُم امرَنا) پس خداوند کارتان را خراب و منقطع کند (بترکماللـه) و از آن زمان ایشان «بتریه» نامیده شدند[۲]. این حکایت را ظاهراً مخالفان ابتریه ساختهاند، زیرا اینان نیز چون سایر فرقههای زیدیه، زید بن علی بنحسین را پیشوای خود و امامت را خاص فرزندان علی و فاطمه (علیهمالسّلام) میدانستند. چنین به نظر میرسد که ابتریه که مخفف آن «بتریه» است، به «ابتر» منسوب باشند که لقب کثیرالنواء بوده و این لقب را مغیرة بن سعد، مؤسس فرقه مغیریه ــ به وی داده است[۳]. ابتریه را «صالحیه» نیز گفتهاند، زیرا که یکی دیگر از شخصیتهای برجسته این گروه «حسن بن صالح بن حیّ» است و لفظ صالحیّه از نام او گرفته شده است[۴].
عقاید ابتریه
نوبختی مینویسد: ابتریه معتقد بودند که برترین و شایستهترین مردم پس از پیامبر برای امامت، علی (علیهالسّلام) بود. ایشان از هواخواهان استوار و پا برجای امام علی (علیهالسّلام) بودند و میگفتند که مخالفان وی اهل دوزخاند. با اینحال، بیعت با ابوبکر و عمر را درست دانسته و درباره عثمان سکوت میکردند و چنین دلیل میآوردند که گرچه علی (علیهالسّلام) سزاوارتر و شایستهتر از ایشان بود، امّا چون بر آن دو به خلافت سلام گفت، [بیعت با ایشان جایز بوده است]. درست به این معنا است که کسی را در کاری حقی بوده باشد و آن را به دیگران واگذارد.
همگی ایشان بر این گفتار اجماع کردند که علی (علیهالسّلام) بهترین صحابه و یار پیامبر بود، ولی با وجود این، به فرامین ابوبکر و عمر رفتار کرده است و مانند سفیان ثوری مسح بر موزه و آشامیدن نبیذ مست کننده و خوردن مارماهی را جایز میدانستند، سپس در جنگ علی (علیهالسّلام) و نبرد با محاربانش اختلاف کردند. ضعفای زیدیه که «عجلیه» نام دارند و از یاران هارونبن سعید عجلی (در گذشته در سال 145 هجریقمری) هستند، ایشان نیز از بتریه به شمار میروند. آنان مردم را به دوستی علیبن أبیطالب (علیهالسّلام) خواندند و سپس امامت او را با ولایت ابوبکر و عمر به هم آمیختند. ایشان در نزد سنّیان از بهترین فرقههای شیعه هستند، زیرا در عینحالی که علی (علیهالسّلام) را برتر میشمارند، امامت ابوبکر و عمر را نیز قبول دارند. امّا عثمان و طلحه و زبیر را نکوهیده و همراهی و به جنگ بیرون شدن با هر یک از فرزندان علی (علیهالسّلام) را از نظر امر به معروف و نهی از منکر واجب میدانند. آنان در امامت، شخص معینی را در نظر نمیگیرند، بلکه هر کسی از فرزندان علی (علیهالسّلام) خروج کند و از هر نسلی که باشد، او را امام میدانند. عبدالقاهر بغدادی مینویسد: بتریه امامت ابوبکر و عمر را درست میدانستند. با اینحال، معتقد بودند که اگر مردم به امامت حضرت علی (علیهالسّلام) اقرار میکردند بهتر بود، ولی این عمل موجب فسق و کفر ایشان نخواهد شد. تنها فرقی که این فرقه با فرقه سلیمانیه دارند آن است که ایشان بر عکس سلیمانیه، عثمان را هم تکفیر نمیکردند و به همین جهت نزد اهلسنت محترم هستند. ابوالحسن اشعری مینویسد: بتریه بر خلاف دیگر فرقههای شیعه، رجعت مردگان را به این دنیا منکر شدند و علی (علیهالسّلام) را از آن روز امام و خلیفه میدانند که پس از عثمان با وی بیعت کردند.
شرایط امام نزد ابتریه
همه زیدیه که ابتریه یکی از شاخههای آن است، امامت مفضول را به این شرط که افضل رضایت دهد، جایز میدانند[۵].
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ . محمدجواد مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، سال 1372 ش، چ دوم، ص 9 با ویرایش.
- ↑ شیخ طوسی، اختیار معرفة الرجال، با کوشش حسن مصطفوی، مشهد، سال ۱۳۴۸ ش، ج ۱، ص۲۳۶.
- ↑ نشوان بن سعید الحمیری، الحور العین،با کوشش کمال مصطفی، قاهره، سال ۱۹۴۸ م، ج ۱، ص ۱۵۵.
- ↑ حسن بن موسی نوبختی، فرق الشیعة، نجف، سال ۱۳۵۵ ق، ج ۱، ص ۱۳.
- ↑ محمد بن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، قاهره، سال 1370 ق، ج 1، ص 320.
منابع
- محمدجواد مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، سال 1372 ش، چ دوم، تاریخ درج مطلب: بیتا، تاریخ مشاهدۀ مطلب: 14 دیماه 1404 ش.
- حسن بن موسی نوبختی، فرق الشیعة، نجف، سال ۱۳۵۵ ق، تاریخ درج مطلب: بیتا، تاریخ مشاهدۀ مطلب: 14 دیماه 1404 ش.
- نشوان بن سعید الحمیری، الحور العین،با کوشش کمال مصطفی، قاهره، سال ۱۹۴۸ م، تاریخ درج مطلب: بیتا، تاریخ مشاهدۀ مطلب:14 دیماه 1404 ش.
- شیخ طوسی، اختیار معرفة الرجال، با کوشش حسن مصطفوی، مشهد، سال ۱۳۴۸ ش، تاریخ درج مطلب: بیتا، تاریخ مشاهدۀ مطلب: 14 دیماه 1404 ش.