شمراخیه

    از ویکی‌وحدت
    شمراخیه
    نامشمراخیه
    موسسعبداللّه‌بن‌شمراخ
    عقیده1. هر کسی به‌سوی قبله نماز بخواند می شود پشت سرش نماز را اقامه کرد، هر چند امام جماعت یهودی یا نصرانی باشد. 2. اگر محبت در وجود کسی قرار بگیرد، می‌تواند نماز و روزه‌ را ترک کند و حتی مرتکب گناه شود. 3. کشتن پدر و مادر در دار تقیه و دار هجرت هر چند مخالف مذهب باشند، حرام است.

    شمراخیه‏ شاخه‌ای از فرقه‌ خوارج و از پیروان عبداللّه‌بن‌شمراخ بودند.

    عقاید

    شمراخیه پشت سر هر کسی که به‌سوی قبله نماز می‏‌خواند، نماز اقامه می‌کردند هر چند نمازگزار یهودی و یا نصرانی بود. این فرقه نام حبیبیه را برای خود انتخاب کرده بودند و گمان می‌کردند که اگر محبت در وجود کسی قرار گیرد، می‌تواند نماز و روزه‌ را ترک کند و حتی مرتکب گناه شود و بدون نکاح با زنان ارتباط برقرار کند. علاوه معتقد بودند که ریختن خون کسانی که از قوم او بوده‌اند اگر در پنهان باشد، حرام است. عبدالله‌بن‌شمراخ (موسس فرقه) معتقد بود که کشتن پدر و مادر در دار تقیه و دار هجرت هر چند مخالف مذهب باشند، حرام است، به همین دلیل خوارج از او تبری کردند[۱][۲]. در کتاب «دبستان مذاهب» نوشته شده است که از نگاه این فرقه، زنان همچون ریاحین‌اند، یعنی همانطور که استشمام بوی ریحان بدون آنکه مالکش باشی‏ بر تو مباح است، بدون نکاح نیز می توانی با زنان رابطه برقرار کنی. علاوه، معتقدند که دیدن روی زنان بیگانه نیز بدون ‏نکاح، مباح است[۳][۴][۵][۶][۷][۸][۹].

    پانویس

    1. محمد جواد مشکور، فرهنگ فرق اسلامی، مشهد، انتشارات آستان قدس رضوی، سال 1372 ش، چ دوم، ص 263، با ویرایش و اصلاح عبارات.
    2. ابوالحسن اشعری، مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، ج 1، ص 198.
    3. محمد جواد مشکور، همان.
    4. نشوان بن سعید الحمیری، الحور العین، تحقیق کمال مصطفی، مصر، سال 1948 م، ص 177- 274.
    5. نجیب مایل هروی، الفرق و التواریخ، ص 23.
    6. ابوالحسین محمد ملطی، التنبیه و الرد علی اهل الاهواء و البدع، تحقیق محمد زاهد بن الحسن الکوثری، قاهره، سال 1949 م، ص 168.
    7. محمد بن حسین رازی آبی، تبصرة العوام فی معرفة مقالات الانام، با اهتمام عباس اقبال آشتیانی، تهران، سال 1313 ش، ص 43.
    8. دبستان مذاهب، با اهتمام رحیم رضا زاده ملک، تهران، ج 2، ص 97.
    9. ابو محمد عثمان العراقی، الفرق المفترقة بین اهل الزیغ و الزندقة، تحقیق یشار قوتلو آی، آنکارا، سال 1961 م، ص 20.