پرش به محتوا

طریقت رفاعیه

از ویکی‌وحدت
(تغییرمسیر از رفاعیه)
طریقت رفاعیه
نامطریقت رفاعیه
موسسابوالعباس احمد بن أبی الحسن البطائحی الرفاعی

رفاعیه، یکی از بزرگ‌ترین و از اولین طریقت‌های صوفیه می‌باشد که توسط شخصی به نام شیخ ابوالفتح واسطی از فرزندان احمد رفاعی که اصالتا عراقی بوده به مصر آورده شد. او در اسکندریه ساکن شده و این طریقت را در آن دیار گسترش داد. این طریقت در اصل، منسوب به أحمد بن أبی الحسن البطائحی از نوادگان امام موسی کاظم (علیه‌السّلام) است.

طریقت رفاعیه به انجام امور خارق‌العاده و نامتعارف همچون راه رفتن بر روی آتش، خوردن زغال گداخته، شیشه و مار و نیز فرو کردن اجسام تیز در بدن معروف هستند.

تاریخچه

این طریقت که بیشتر جنبه عملی دارد، در عراق تأسیس و سپس به دست شاگردان سید احمد رفاعی در سراسر جهان گسترش یافت. در حال حاضر، این طریقت از طرق مهم صوفیه در مصر، عراق و برخی کشورهای بالکان از جمله آلبانی و کوزوو دیده می‌شود.

مؤسس

سید احمد رفاعی، با کنیه ابوالعباس، معروف به ابن‌‌رفاعی، از عرفای شافعی قرن ششم هجری قمری و مؤسس طریقت رفاعیه می‌باشد.

باورهای طریقتی

پایه اعتقادی این گروه در بیشتر مسائل اعتقادی خصوصا در باب توحید، بر مسلک اشاعره است. اعتقاد به کتاب و سنت، ترک ارتباط با افراد قسی‌ّالقلب، زهد، مجاهده با نفس، صبر بر بلایا و تسلیم شدن در برابر آنها و این ادعا که شیخ رفاعی عالم به غیب بوده و می‌توانسته مردگان را زنده کند، بخشی از عقاید این گروه است.

صوفیان رفاعی هر سال یک هفته به خلوت‌نشینی می‌پردازند که از روز بعد عاشورا (11 محرم) شروع شده و در 17 محرم تمام می‌شود. آنها در این هفت روز از همسران خود جدا شده پیوسته در حال وضو هستند و از خوردن گوشت جانداران پرهیز کرده و روزانه صد مرتبه بر پیامبر و آل و صحابۀ او صلوات می‌فرستند و هر چقدر که توان دارند این اذکار را تکرار می‌کنند روز اول: لا إله إلا الله، روز دوم: یا الله، روز سوم: یا وهّاب، روز چهارم: یا حی، روز پنجم: یا مجید، روز ششم: یا معطی، روز هفتم: یا قدوس. البته این غیر از اعمال و اورادی است به صورت عام در شب‌های دوشنبه و جمعه انجام می‌دهند. مثلا روی دو زانو نشسته و بعد از خواندن سوره فاتحه از پیامبر و اولیائش مخصوصا سید احمد رفاعی اجازه و مدد خواسته و شروع به خواندن اوراد و اذکار و اشعار می‌کنند. همچنین در شب‌های جمعه، دفّ و طبل می‌زنند.

انشعابات

طریقت رفاعی در مصر شاخه‌ای ندارد، با این‌حال، در بیشتر مناطق مصر پیروانی دارد. این طریقت به خصوص در اسوان، سوهاج و منیا بیشتر از جاهای دیگر نفوذ دارد. همچنین تعداد افراد مرتبط با طریقت رفاعی مشخص نیست، اما پیروان این طریقت، یکی از پر جمعیت‌ترین طریقت‌های صوفیۀ مصر هستند، چنانکه بعضی این طریقت را بزرگ‌ترین طریقت صوفی که میلیون‌ها نفر مرید دارد، معرفی کرده‌اند.

شخصیت‌های برجسته

در حال حاضر، شیخ این طریقت، شیخ طارق رفاعی است، علاوه بر او، ابوالفتح الوسطی و ابوالهدی الصیادی دو شخصیت معروف این طریقت هستند که در زمان سلطان عبدالحمید دوم از سلاطین عثمانی به مناصب عالی حکومتی رسیدند و از شخصیت‌های معروف این طریقت در دوره‌های اخیر، شیخ احمد کامل یاسین الرفاعی بود که قبل از شیخ طارق الرفاعی مقام شیخی این طریقت را بر عهده داشته است.

اندیشه‎ها و عقاید

اندیشه‌های کلامی

جایگاه عقل

در طریقت رفاعیه، بر جایگاه عقل و عقلا تاکید بسیار شده است. در این طریقت تقلید در اصول دین بر کسی که توانایی استدلال و استنباط دارد، مردود است. سید احمد رفاعی به مریدان خود توصیه می‌کند که فکر خود را از ظواهر علوم و اشتغالات فکری رها کنند. وی این اشتغالات را چهار قسم می‌داند: نخست القای خداوند که امری الهی است؛ دوم القای شیطان که وسواس است؛ سوم حدیث نفس که هواجس است؛ چهارم الهام خداوند که خواطر حق‌تعالی است. ایشان برای هر کدام از اینها علامتی بیان کرده است: علامت القای خداوند مطابقت با علم است. علامت القای شیطان، میل به گناهان است. علامت هواجس، میل به شهوات و خواست‌های نفس است و علامت خواطر الهی رضایت به وضع موجود و صبر بر آنچه از دست رفته است.

استغاثه به پیامبر و اولیای الهی

اعتقاد طریقه رفاعیه و شیعیان در باره استغاثه و توسل به معصومین (علیه‌السّلام) به یکدیگر بسیار نزدیک است. به نظر آنها، استغاثه چیزی جز درخواست شفاعت برای قضای حوائج و دفع مشکلات و برطرف شدن سختی‌ها نیست.

زیارت قبور

رفاعیه زیارت قبور را مانند شیعیان مطلقا جایز و زیارت قبور اولیای الهی را به دلیل تقرب آنها به خداوند و محبت خداوند به آنها شایسته می‌دانند.

حادث نبودن صفات الهی

سید احمد رفاعی در تعریف توحید چنین گفته است: «وجدان تعظیم فی القلب یمنع عن التعطیل والتشبیه»[۱]؛ توحید، دریافت حس تعظیم و بزرگداشت خداوند در دل است که مانع تعطیل (نفی هرگونه صفت از خدا) و تشبیه (انتساب صفات انسانی به خداوند) است.

نفی حلول و جسمانیت

سید احمد رفاعی در بحث ظاهر قرآن و آیات محکم و متشابه، هرگونه لحاظ جسمانیت را از خداوند نفی کرده و اموری مانند مکان، دست، چشم ... از خداوند بری می‌داند.

نفی تفسیر به رای در تفسیر قرآن

در این طریقت، تفسیر قرآن خلاصه شده به آنچه [[محمد بن عبد‌الله (خاتم الانبیا) |پیامبر اکرم (صلّی‌الله علیه وآله)]] در باره آن گفته و به شدت از تفسیر به رای بر حذر داشته‌اند.

محبت اهل‌بیت

طریقۀ رفاعیه با استناد به آیۀ: قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَىٰ [شوری–23] ؛ معتقد به محبت اهل‌بیت نبی‌ اکرم (صلّی‌الله علیه وآله) از روی اجلال و راستی است. آنها معتقدند که محبت را به غلو نکردن دربارۀ اهل‌بیت (صلّی‌الله علیه و آله) مقید کرده و بغض داشتن نسبت به یکی از صحابه یا پرداختن به اختلاف بین صحابه را مصداق غلو ذکر می‌کنند.

جبر و اختیار

بزرگان این طریقه با صراحت اعتقاد خود را به مختار بودن انسان اعلام و برای آن دلیل اقامه می‌کنند. عبارتی از محمدمهدی آل خزام الصیادی الرفاعی نقل شده است که گفته: «عالِم عارف، خود را نه مجبور می‌بیند و نه مسقل. نه جبر مطلقی سر راهش می‌بیند که او را از رسیدن به اهدافش باز دارد و نه اختیار فراخی در خود می‌یابد که او را به مفاسد بکشاند».

قضا و قدر

رفاعیه بر ایمان به قضا و قدر الهی تاکید دارند. بزرگان این طریقت معتقدند که باور به قضا و قدر الهی، موجب از بین رفتن قدرت انتخاب و فرصت نمی شود، بلکه اعتقاد به قدر، اغتنام فرصت است[۲].

اندیشه‌های عرفانی

مطابقت با شریعت

اساس تصوف نزد سید احمد رفاعی، احترام به شریعت است. وی بر این باور است که طریقت‌های صوفیانه که با شریعت مخالفت می‌کنند، کافر بوده و تا زمانی که بر اعمال‌شان نور نبوی نتابیده باشد، عمل‌شان باطل است.

فقه و فقاهت

در طریقت رفاعیه هر چهار مکتب فقهی اهل سنت یعنی: حنفیه، مالکیه، حنبلی و شافعی محترم است و تفاوتی با هم ندارد.

اندیشه‌های شیعی

با مطالعۀ عقاید طریقت رفاعیه و اعتقادات تشیع اشتراکات بسیاری را می‌توان بین این دو مشاهده کرد.

تولی و تبری

یکی از اشتراکات طریقت رفاعیه و تشیع، تولی و تبری است.

پیامبر مکرم اسلام و توسل به ایشان

رفاعیه در اعتقادی نزدیک به شیعه، باورمند توسل و استغاثه به رسول اکرم (صلّی‌الله علیه وآله) هستند. پیروان این طریقه مانند شیعه می‌گویند که پیامبر هدف غایی خلقت است و اهل‌بیت آن حضرت و مشایخ رفاعیه، نور و امان اهل زمین‌اند. چنانکه در روایتی از جعفر بن محمد صادق‌ (علیه‌السّلام) چنین آمده است: «نحن أمانٌ لأِهل الارض کما أنّ النجوم أمانٌ لأهل السماء»[۳]. البته در طریقت رفاعیه، سید احمد رفاعی را نیز مانند خاندان پیامبر، مظهر انوار و خلق شده از نور می‌دانند[۴]. بر خلاف تصوری که ممکن است دربارۀ مشایخ بزرگ صوفیه وجود داشته باشد که این افراد به دور از هرگونه فعالیت سیاسی یا اجتماعی بودند و فقط سر درگریبان خود به عزلت و ذکر مشغول بودند، اما شواهد تاریخی نشان می‌دهد که برخی از صوفیان به فکر جامعۀ خود نیز بودند و به تناسب موضوعی که پیش می‌آمد، کنش و واکنش متناسبی نشان می‌دادند. در این نوشتار به نمونه‌هایی از این فعالیت‌ها اشاره می‌کنیم.

توصیه به خلیفه عباسی

هرچند اطلاعات کافی از نحوه فعالیت سیاسی و اجتماعی سید احمد رفاعی به ما نرسیده است؛ اما گفته شده است که شخصیت وی منحصر به تصوف نبود، بلکه وی همواره پیروان خود را از همراهی حاکمان ظالم و مجالست با والیانی که به کتاب و سنت عمل نمی‌کنند باز می‌داشت. او می‌گوید: «همانا اگر اهل دنیا با کرامت برخورد کنی، به تو اهانت خواهند کرد و اگر دوست‌شان بداری با تو دشمنی خواهند کرد و در هر حال از تو عیب‌جویی می‌کنند».

احمد رفاعی نامه‌ای ناصحانه به خلیفۀ وقت عباسی (المستنجدبالله) نوشته و در آن او را به رعایت احکام و حدود الهی دعوت کرده و او را از فریفته شدن به امور دنیوی باز می‌دارد.

رفاعیه و سیاست

شیخ طارق یاسین الرفاعی همواره تاکید می‌کند که صوفیه باید خود را از سیاست دور نگه دارد. وی معتقد است که تصوف جریانی دینی است، نه سیاسی.

وی می‌گوید: من در مقام شیخ طریقت (که بعد از عموی خود، احمد کامل یاسین در نوامبر سال 2008 میلادی، شیخ طریقت رفاعیه شد)، نمی‌توانم مریدان را به خط سیاسی خاصی ترغیب کنم، بلکه من فقط از لحاظ تربیتی و دینی مربی هستم. ایشان در سال 2012 میلادی، آمادگی خود را جهت تأسیس «مجلس خدام رفاعیه» اعلام کرد. وی هرچند احزاب سیاسی با صبغۀ صوفیانه را رد می‌کند، ولی مشارکت صوفیان را در احزاب مردود نمی‌داند و همچنین پیوستن هزاران صوفی به طریقت رفاعیه و حضورشان در مراسم طریقت را نمایش در عرصۀ سیاسی می‌داند.

عضویت در حزب المصریین الاحرار

طارق الرفاعی در سپتامبر سال 2011 میلادی، عضو «حزب المصریین الاحرار» شد که مشی لیبرال دارد. ساویرس مؤسس این حزب و برخی از اعضای آن مسیحی هستند. او در آوریل سال 2012 میلادی، از حزب استعفا کرد.

رفاعیه و اخوان‌المسلمین

مواضع شیخ طارق یاسین الرفاعی در باره اخوان‌المسلمین، منعطف‌تر از دیگر طریقت‌های تصوف است. این نزدیکی بیشتر در حوزۀ مسائل سیاسی دیده می‌شود. ایشان با انتشار نامه‌ای به‌صورت رسمی از محمد مرسی حمایت کرد و در مصاحبه‌ای گفت: صوفیه با اخوان‌المسلمین اختلاف اعتقادی ندارد و اختلاف این دو سیاسی است.

رفاعیه و تشیع

هرچند تعداد شیعیان در مصر اندک است؛ اما نزدیکی عقیدتی تصوف و تشیع این ترس را در دیگر گروه‌ها _خصوصا سلفی‌ها_ ایجاد کرده است که تصوف با پیروان بسیار خود، ظرفیت اصلی گسترش تشیع در مصر است. از همین روی، سران تصوف مصر از هر موقعیتی برای رفع این اتهام استفاده می‌کنند و گاه در بیان عقاید خود که به تفکرات تشیع نزدیک است، محتاطانه عمل می‌کنند. طریقت رفاعیه نیز از این موضوع مستثنا نیست. این طریقه به دلیل اشتراک عقاید با مکتب تشیع که در برخی از موارد همان عقاید مکتب یاد شده است، متهم به شیعه‌گری و گسترش آن در مصر بوده است. شیخ طارق الرفاعی در پاسخ به ادعاهایی مبنی بر گسترش تشیع در مصر از راه تصوف گفت: «تصوف دروازۀ تشیع نیست و این اتهامی است که سلفی‌های تندرو با خط‌دهی عربستان به صوفیه وارد می‌کنند. حب اهل‌بیت که نقطۀ اشتراک تشیع و تصوف است، به معنای دعوت ما به تشیع نیست؛ بلکه گسترش علم است. این موضوع بر عهدۀ الازهر مصر است که نقش خود را در هدایت فکری آن کشور ایفا کند».

رفاعیه و ایران

طارق الرفاعی معتقد است ایران کشوری پیشرفته است که به انرژی هسته‌ای و تولید برق از آن دست یافته و همچنین در زمینۀ ساخت سلاح نیز موفق بوده است. ما در آینده به آن فناوری نیازمند خواهیم بود و رابطۀ با ایران از این حیث لازم است. چرا وقتی با اسرائیل رابطه برقرار می‌کنیم با ایران رابطه نداشته باشیم؟ تنها مشکل ایران، تفکر شیعی است که با طبیعت جامعۀ مصری ناسازگار است و برای همین، عده‌ای از رابطه با ایران هراس دارند. به همین‌جهت، رابطۀ دیپلماتیک و تجاری با ایران ضروری است.

تعامل با ادیان

طارق الرفاعی در سال 2013 میلادی، به جمعیت موسوم به «آدم» پیوست. این جمعیت در پی نزدیکی و احترام متقابل ادیان به هم و محکوم کردن اهانت به آن است. ایشان پیوستن به این گروه را در مسیر هدف اسلام میانه که همان هدف تصوف است، توصیف کرد. این شخصیت همچنین در کریسمس سال2014 میلادی، به دیدار نمایندۀ پاپ در مصر رفته و ضمن تبریک سال جدید میلادی بر وحدت و دوستی مسلمانان و مسیحیان تأکید کرده بود.

جستارهای وابسته

پیوند به بیرون

پانویس

  1. محمد ابوالهدی الصیادی الرفاعی، الطریقة الرفاعیة، ص 23.
  2. الصیادی الرفاعی، فذلکة الحقیقة فی احکام الطریقة، ص 119.
  3. شیخ صدوق، کمال‌ الدین و تمام النعمة، ج 1، ص 350.
  4. أبی الهدى محمد بن الحسن الصیادی، قلادة الجواهر، ص 46.

منابع

  • حامد عبداللهی سفیدان، جریان‌های معاصر تصوف در مصر (طریقت رفاعیه)، انتشارات مکث اندیشه، چ اول، سال 1399 ش، تاریخ درج مطلب: بی‌تا، تاریخ مشاهدۀ مطلب: 8 تیر 1405 ش.
  • محمد ابوالهدی الصیادی الرفاعی، الطریقة الرفاعیة،تاریخ درج مطلب: بی‌تا، تاریخ مشاهدۀ مطلب: 9 تیرماه 1405 ش.
  • الصیادی الرفاعی، فذلکة الحقیقة فی احکام الطریقة، تاریخ درج مطلب: بی‌تا، تاریخ مشاهدۀ مطلب: 9 تیرماه 1405 ش.
  • شیخ صدوق، کمال‌ الدین و تمام النعمة، تاریخ درج مطلب: بی‌تا، تاریخ مشاهدۀ مطلب: 9 تیرماه 1405 ش.
  • أبی الهدى محمد بن الحسن الصیادی، قلادة الجواهر، تاریخ درج مطلب: بی‌تا، تاریخ مشاهدۀ مطلب: 9 تیرماه 1405 ش.